برناردشاو

حرف های این آقا همیشه خواندنی است
DS
 

 
از برنارد شاو پرسیدند: از کی احساس کردی پیر شدی؟ گفت: از وقتی که به یک خانوم چشمک زدم بعد اون خانوم از من پرسید : آشغال رفته تو چشمتون؟ 

روزی در یک میهمانی مرد خیلی چاقی سراغ برنارد شاو که بسیار لاغر بود رفت وگفت:آقای شاو ! وقتی من شما را می بینم فکر می کنم در اروپا قحطی افتاده است برنارد شاو هم سریع جواب میدهد : بله ! من هم هر وقت شما را می بینم فکر می کنم عامل این قحطی شما هستید

وقتی چیزی خنده دار است با دقت در آن حقیقتی پنهان را جست و جو کنید.برناردشاو

روزی خبرنگاری به برنارد شاو مراجعه کرد و گفت: تمام حرفهای شما حکیمانه و صحیح است اما برای من یک مطلب در رفتار شما وجود دارد که قابل دفاع نیست. برنارد شاو پرسید: چه مطلبی؟ خبرنگار گفت این که شما زیاد به دنبال پول هستید. برنارد شاو پرسید شما به دنبال چه چیزی هستید؟ خبرنگار فریاد زد: انسانیت؛ شرافت. برنارد شاو گفت قضیه حل شد هر کس به دنبال آن چیزی است که ندارد

یک بچه مدرسه‌ای که با کتاب هومر بر سر همکلاسی‌اش میزند، احتمالا ایمن ترین و منطقی ترین استفاده از اساطیر را کرده است.برنارد شاو


برنارد شاو برای شنیدن کنسرت ویولونیستی رفته بود. در پایان کنسرت، زن میزبان از شاو پرسید: عقیده شما درباره این ویولونیست چه بود؟ شاو جواب داد: مرا یاد پادروسکی انداخت. زن گفت: پادروسکی؟... اما مثل این که استاد اشتباه می کنند، پادروسکی اصلاً ویلونیست نبود. شاو جواب داد: این آقا هم همینطور
کسی که می تواند انجام می دهد و کسی که نمی تواند به دیگران یاد می دهد . جرج برنارد شاو


روزی برنارد شاو در مجلسی با یکی از ستارگان زیبا و هنرمند برخورد می کند. ستاره زیبا برسبیل شوخی به شاو می گوید: آقای شاو من آرزو دارم با شما ازدواج کنم. شاو می پرسد: چه خاصیتی در این کار می بینید؟ ستاره می گوید: فرزندی که از ما متولد خواهد شد فوق العاده خواهد بود، زیرا زیبایی را از من و عقل را از شما به ارث خواهد برد. شاو بلافاصله می گوید: می ترسم برعکس شود یعنی زیبایی را از من و عقل را از شما به ارث برد

امروز فقط بی سوادها می توانند کتاب خوب بخرند.برناردشاو
/ 0 نظر / 13 بازدید