مقالات سياسي و اجتماعي
صفحه نخست   ::   آرشيو  ::   تماس با من   
 
آشنائی با واژه های سياسی

جمهوری

 

جمهوری در اصل به رژیم دموکراتیک پارلمانی اطلاق میشود که یکم/ زمامدار از سوی اقشار مختلف مردم انتخاب شود .دوم/ اصل تفکیک قوا رعایت شود.سوم/ ،توارث در آن دخالتی نداشته باشد و چهارم مدت زمامداری نیز محدود باشد. طبیعی است که فقدان هر یک از شرایط مذکور از جمهوریت نظام کاسته و بر ثقل سلطنتی آن می افزاید.

پیش از پیدایش جنبشهای جمهوریخواه که مشروعیت سیاسی خود را از آراء مردم میگیرند ، در سراسر جهان حکومتها اعمال قدرت خود را با نظریه حق الهی توجیه میکردند چنانکه در هندوستان شاهان را دواپوترا (پسر خدا) مینامیدند. در کشور چین خاقان را تی ین مینگ (فرزند آسمان) میگفتند و سلسله پادشاهان ژاپن نیز به (خدای آفتاب ) میرسید.در کشورهای اروپائی نیز حق الهی سلطنت تا سال 1689م در انگلیس و تا زمان انقلاب در کشور فرانسه به رسمیت شناخته میشد.در کتیبه داریوش شاه هخامنشی نیز میخوانیم " بخواست اهورامزدا من شاهم .اهورامزدا شاهی را بمن عنایت فرمود." نظام الملک وزیر ملک شاه سلجوقی نیز در سیاستنامه مینویسد: " ایزد تعالی در هر عصری یکی را از میان خلق برگزیند و او را به هنرهای پادشاهانه ستوده و آراسته گرداند و مصالح جهان و آرام بندگان بدو باز بندد."

امروز اغلب قدرتمندان جهان سوم همه شواهد علمی را نادیده انگاشته و بدون رعایت اصول اساسی و چهار گانه( جمهوری) این نام را بر خود مینهند.

 


نقد و نظر () | ۱۳۸٥/٢/٦ - هرمز ممیزی |لينک به نوشته