مقالات سياسي و اجتماعي
صفحه نخست   ::   آرشيو  ::   تماس با من   
 
بذر انديشه آزادی ۳۵۳

مردم جهان چگونه سالار شدند

 

بخشهائی از کشور اسپانیا حدود هشتصد سال بدست مسلمانان مغربی اداره میشد ولی پس از عقد ازدواج بین ملکه ایزابلا و پادشاه فردیناند که قلمرو خود را به یکدیگر پیوستند و نیروی تازه ای یافتند در سال 1492م گرانادا (غرناطه) را تسخیر کردند و پادشاهی مسلمانان از اسپانیا برچیده شد.

اسپانیا و دو کشور دیگر اروپائی  یعنی انگلستان و مجارستان نخستین کشورهائی هستند که با موافقت سلاطین اقدام به تاسیس مجالس قانونگذاری نمودند البته پادشاهان اسپانیا دائما از اختیارات مجالس قانونگذاری میکاستند و حتی المقدور نمایندگان را دیر به دیر به تشکیل جلسه فرا میخواندند تا آنکه سلسله بوربون ها به تقلید از فرانسویان قدرت را در دست سلاطین مطلق العنان قرار دادند ولی از مصوبات مجالس قبلی کماکان حمایت میکردند.

در سال 1808م ناپلئون بناپارت اسپانیا را اشغال کرد ، شاه و پسرش را به زندان انداخت و ژوزف برادر خودش را بعنوان سلطان مستقر ساخت . مردم اسپانیا در برابر سلطه فرانسویان مقاومت کردند وبا وجودیکه کشورشان در وضعیت جنگی بسر میبرد بار دیگر (مجالس قانونگذاری) را احیا نمودند و با تدوین قانون اساسی جمهوری تک مجلسی که بین نجبا، روحانیون و مردم عادی فرقی نمیگذاشت  شالوده ذهنی برابری شهروندان را استوار نمودند. متاسفانه توسعه کند اقتصادی و دوام ساختارهای اجتماعی سنتی و به ویژه کشمکش بین کلیسا و دولت موجب شکست گذار آرام دموکراسی را فراهم ساخت .پس از کودتای1923و استعفای1930ژنرال ریورا در انتخابات شهرداریها جمهوریخواهان سوسیالیست ، سلطنت طلبان را در بیشتر شهرهای بزرگ شکست دادند و (جمهوری دوم) در بارسلونا اعلام شد . این جمهوری توسعه دموکراسی ، حق رای برای زنان و تغییرات عمیق اجتماعی و فرهنگی در نهادهای نظامی و آموزشی  و قانون کار و از همه مهمتر اصلاحات ارضی را به همراه آورد.اما هنگامیکه بزرگترین حزب پارلمان وارد کابینه شد چپها سر به شورش برداشتند و سرکوبی این شورش نهایتا به رهبری ژنرال فرانکو انجامید. فرانکو ریاست کشور و رهبری تنها حزب باقیمانده را تا زمان مرگ خویش 1975م بر عهده داشت و ابدا در برابر قوه مقننه پاسخگو نبود ولی دو بار به آرای عمومی مراجعه کرد یکبار برای بازگشت سلطنت اقتدار گرا به کشور و بار دوم برای تصویب قانون اساسی مورد نظر خودش . پس از مرگ فرانکو یکبار دیگر دموکراسی به اسپانیا بازگشت و قانون اساسی دموکراتیک تازه ای به  تصویب اکثریت مردم رسید . نظام فعلی اسپانیا بر پایه رقابت بین دو حزب اصلی کارگران سوسیالیست و حزب محافظه کار مردمی استوار است ، هرچند احزاب کوچکتری نیز در صحنه سیاسی اسپانیا حضور دارند که قادرند از طریق ائتلاف با یکی از احزاب اصلی چهره سیاسی کشور را دگرگون سازند.از زمان فرانکو در منطقه باسک نیز یک جنبش تروریستی پا گرفت که با بازگشت دموکراسی به کشور متاسفانه دست به خشونت بیشتری میزند البته با تصویب قوانین خود مختاری که کشور اسپانیا را به هفده منطقه خود مختار تقسیم نموده تروریستها از پشتیبانی عمومی مردم محروم شده اند .

 


نقد و نظر () | ۱۳۸٤/۱۱/۱٧ - هرمز ممیزی |لينک به نوشته