مقالات سياسي و اجتماعي
صفحه نخست   ::   آرشيو  ::   تماس با من   
 
انسدادسياسي و نتايج حاصله


نيكلاي اول تزار روس و وزراي او اعتقاد داشتند ،حكومت وظيفه دارد روند رشد وتوسعه اقتصادي را كه از زمان پطر كبير آغاز شده بود كند سازد ،زيرا پيشرفت اقتصادي كاملا ممكن است موجب بروز درخواست اصلاحات سياسي و ظهور طبقات جديد ،نظير طبقه متوسط و بورژوازي و صنعتي شود كه قادرند ابتكار عمل سياسي را در دست گيرند .
ندانم كجا خوانده ام در كتاب ،كه بزرگي گفته :بلايائي كه بسر انسان ميايد از دو دسته خارج نيست :يكم – مصائب طبيعي نظير بيماري،سيل،زلزله،طوفان،خشكسالي..
دوم – بلايائي كه انسان خودش بر سر انسان مياورد نظير ستمگري،تحقيرو بي اعتنائي،خود كامگي،جنگ و زور گوئي ،حرص و آز،اجحاف،تعدي و بيدادوزور و فشار و بيعدالتي.
در ايران امروز بتدريج از قيد هائي كه طبيعت بر بشر نهاده كاسته ميشود .هنوز قحطي و آفت و سيل و زلزله وجود دارد ،ولي اجازه داريم راههاي جلوگيري از آنها را ياد بگيريم و كسانيكه قدرت يا فرصت ياد گيري ندارند ،ديگر از فرياد زدن و كمك طلبيدن منع نميشوند و سر انجام ممكن است كساني به ياري آنها برخيزند و به فريادشان برسند ،مضافا بلاياي طبيعي معمولا موقتي و زود گذرند ،زلزله چند دقيقه،سيل چند ساعت ،بيماري چند روز و قحطي و خشكسالي چند سال ممكن است دوام آورد كه اگر زنده ماندي ديگر خطر از سرت گذشته است ،اما بلاياي انساني تا هستم وهست در كمين است ،ابراز درد هم نميتواني بكني ،شلاق را براي چه اختراع كرده اند ؟زندان را براي چه ساخته اند ؟قوه قضائيه بچه درد ميخورد اگر روزنامه ها را نبندد؟ ولي بد نيست ببينيم شرايط نا هنجار سياسي و اجتماعي نظير ستمگري،تحقير و حود كامگي،حرص و آزو بي عدالتي كه جملگي منجر به احساس تنهائي و بيكسي و عجز و بيچارگي مردم ژرف بين ميشود در ساير اقشار و طبقات جامعه چه آثار نكبت باري بر جاي ميگذارد ؟
الف – آنهائي كه توان علمي يا بضاعت مالي دارند اموالشان را كه قطعا بخشي از سرمايه هاي ملي است برداشته و دست به مهاجرت ميزنند .تشديد فقر علمي و اقتصادي در كشور ماحصل اقدام اين دسته است .
ب – عده اي هم براي دفع شر از خطرات بالاي سر ،راههاي مماشات را بر ميگزينند. سعي ميكنند عليرغم نفرتي كه در قلب دارند خود را در پناه و حمايت قوي ترين فرد محيط قرار دهند و خود را به او بچسبانند تا از آزار و اذيت سايرين در امان باشند . اين دسته زمينه ساز فساد و تباهي و كرنش و چاپلوسي را در جامعه فراهم آورده و يا گسترش ميدهند .
ج – دسته سوم با بهره گيري از طبيعت جواني و اقتضاي سن ، بسوي پرخاشگري و خشونت گرايش پيدا كرده به ناگهان و با قطعيتي ستيزه جويانه و خشمي طوفانزا تبديل به انسان زير زميني شده جامعه را بسوي التهاب و تنش دائمي سوق ميدهند .آنها از هر گونه رنج و مصيبتي كه اينگونه اعمال احتمالا براي خود و جامعه شان به بار مياورد استقبال ميكنند .
د – دسته چهارم نه اهل پروازند و نه اهل كرنش و نه تمايلي به جنگ و جدال وپرخاش دارند . اينها بسوي عزلت گزيني يا اعتياد و گسستن و دوري از جامعه گرايش پيدا ميكنند و از اين راه جامعه را به فساد و تباهي ميكشند .
ايران امروز به بركت دلار هاي نفتي و استعدادهاي خدادادش هم اكنون از برخي كشور هاي منطقه پيشي گرفته و توسعه اقتصادي دستوري را از سر گذرانده و اينك به مرحله اي رسيده كه بايد با راه اندازي موتور سياسي جامعه به توسعه همه جانبه دسترسي پيدا كند .

كارشناس ارشد مديريت – هرمز مميزي


نقد و نظر () | ۱۳۸٢/٤/٢٧ - هرمز ممیزی |لينک به نوشته