مقالات سياسي و اجتماعي
صفحه نخست   ::   آرشيو  ::   تماس با من   
 
صدمين زاد روز زنده ياد دکتر صديقی

در منقبت دکترصدیقی وزیر کشور دولت ملی

 

 از من نشانی آفتاب را چه میپرسی ؟

در حیرتم نشانی آفتاب را چگونه دهم !

او سپاهی، زر و زوری ، ایلی ،

او مقامی ، در و درگاه عریضی که نداشت ،

او فقط گرمی خورشید به ایران را داشت .

او به وجدان سیاسی ، علمی ،

او به وجدان خدائی ، ملی ،

او به حق ، او به حقیقت ،

او به تحقیق ارادت میداشت.

او به حق یک رجل ملی بود.

 

صدق تو ای صدیق ، مصدق پسند بود!

همچون مصدقی و صداقت پیام تو،

تو از تبار مصدق، تبار علم،

تو از تبار رهائی ، تبار عشق،

تو از تبار عشق وطن، مهر میهنی،

پیچک نه ای، تو درختی تناوری!

بنیانگذار شاخه علمی جدید در ایران،

تو با نوادر عالم برابری،

یار جواهری، جواهر کلام آزادی!

گاندی رفیق تو، نهرو ندیم تو.

روزی "رومن رولان"

که خدا را حقیقت شمرده بود،

با پاسخ تو به حیرت دچار گشت،

گفتی به او که " حقیقت همان خدا است "

تو از وزارت کشور فراتری،

انکار پست صدارت در انقلاب،

یعنی رساتری، یعنی فراتری،

ارج و بهای تو بیش از صدارت است ،

آوازه تو به تاریخ میرسد،

اندازه تو به اسطوره میزند،

اعجاز و اتفاق نبوده نصیب تو،

استاد ارشدی، استاد ارشدی !

 


نقد و نظر () | ۱۳۸٤/٩/٢۳ - هرمز ممیزی |لينک به نوشته