مقالات سياسي و اجتماعي
صفحه نخست   ::   آرشيو  ::   تماس با من   
 
نقش طبقات اجتماعی در فرایند گذار به دموکراسی

 

1-    طبقه

 

۱ -طبقهحاکم

جمعی از اندیشمندان بر این باورند که دموکراسی اساسا تحولی

از بالا و ناشی از تنش بین نخبگان حاکم و منازعه و کشمکش میان

آنها است که نهایتا به دموکراسی می انجامد . مطالعه تاریخ دموکراسی

که برقراری نوعی تعادل میان قدرت سلاطین از سوئی و اشراف زمیندار

مقدمات ظهور دموکراسی را فراهم آورد ولی در کشورهائی نظیر ایران

که فعلا فاقد طبقه فئودال است و بقولی هرگز فئودال نداشته و تیولداران

حکومتی در واقع مستاجرین سلاطین بوده اند ، این طبقه مستقل و

نیرومند بورژواهای شهری است که قدرت ایستادگی در برابر استبداد

را دارد.

 ۲ - طبقه متوسط

بورژوازی طبقه متوسط را گویند که نه ارباب بوده و نه رعیت ، تا بحال

انقلاب کبیر فرانسه، انقلاب مشروطه ایران، اعلامیه جهانی حقوق بشر

بنیانگذاری دانشگاههای جدید ، مدرنیته (تمدن جدید) و پست مدرنیزم

(فرانوین) را میتوان از جمله مهمترین دستاوردهای همین طبقه دانست

این طبقه به همه امتیازهای ناشی از تبار پایان داد و بر فرد ، حقوق فرد،

و دستاوردهای فرد بعنوان معیاری برای سنجش ارج و اهمیت اجتماعی

انسان تکیه کرده است. رومن رولان در مقدمه رمان جان شیفته ،انسان

بورژوا را ، آقای خودش توصیف میکند و مینویسد " با شکوه ترین طبقه ای

که در جهان تا کنون بوجود آمده و آزاد و سربلندو بدون ایکه کسی را

استثمار کند و یا استثمار شود در شهرها پا گرفته و هنر و فرهنگ را

اشاعه داده ، در کارگاههای کوچک فناوری کرده ، در شوراهای شهر

امور شهر را اداره کرده و الگوی انسان آزاد دوران تمدن طلائی یونان را

در سر دارد . "

 ۳ - طبقه کارگران، کشاروزان و تهیدستان

بدون کمک متقابل بورژواها نمیتوانند به دموکراسی دست یابند زیرا

نقش بورژوازی در تکوین و تداوم دموکراسی همواره تعیین کننده بوده

است. بطور کلی دموکراسی محصول تنشهای درونی رژیم سرمایه

داریست و در نتیجه مبین محدودیتهائی است که اقشار و طبقات

تحت سلطه در برابر سرمایه ایجاد میکنند . کارگران، کشاورزان و

تهیدستان تا بحال در هیچ کشوری به اندازه کافی نیرومند نبوده اند

که بدون نیاز به بورژوازی به دموکراسی دست یابند . جنبش های

کارگری نیز همواره خود جزئی از نظام سرمایه داری بوده و اگر چه

جنبش های دموکراسی هنر بورژوازی است اما طبقه کارگر همواره

با مبارزات خود این جنبش را تکمیل کرده و به ثمر میرساند.

                                                                            

                                                                  


نقد و نظر () | ۱۳۸٤/٩/۱ - هرمز ممیزی |لينک به نوشته