مقالات سياسي و اجتماعي
صفحه نخست   ::   آرشيو  ::   تماس با من   
 
آشنائی با واژه های سياسی

برنارد لوئيز/ نام طراح و طرحی است برای بالکانيزه کردن خاور ميانه . تشکيل دولتهای کوچک و مستقل قومی در خاور ميانه و آسيای مرکزی . نگارنده در پاسخ به اين طرح خطرناک و ايران بر باد ده طرح تاسيس فدراسيونی متشکل از کشورهای ايرانی تبار منطقه را با عنوان (رژيم حقوقی دريای خزررا با تشکيل اتحاديه حل کنيم)تهيه و منتشر نمودم که ذيلا ملاحظه ميفرمائيد:

رژیم حقوقی دریای خزر را با تشکیل اتحادیه حل کنیم


Yankse.dll dowloads xp


ضرورت تشکیل جوامع بزرگ برای نیل به وحدت نوع بشر از دورانهای دور مورد توجه فلاسفه ، ادیان و جهانگشایان بوده و اینک همین اندیشه در قالب پست مدرنیسم و جهانی شدن جلوه نموده است . ایران در حالیکه بصورت بالقوه یکی از قطبهای جهان چند قطبی است وجهان چند قطبی تنها راه ممانعت از تسلط جهانگشایان ولی متاسفانه باید هشدار دهیم که با تقسیم دریای خزر ، و سهم 20% و یا کمتر برای ما ، آغاز تجزیه کشور فرا میرسد و تنها عشق و علاقه به ایران و و گرایش به شیوه مردمسالاری است
که میتواند به نجات میهن و گسترش اندیشه صلح جهانی بیانجامد، تا دیر نشده و زمان بکلی از دست نرفته باید ایران را از حاشیه نشینی فعلی نجات دهیم . برای حل رژیم حقوقی دریای خزر تا بحال پیشنهاد های متعددی نظیر مشاع بودن کامل دریا و مشاع بودن وسط دریا و نگاه متفاوت به کف و سطح دریا و تقسیم بخشهای نزدیک به سواحل و همچنین ایجاد خط منصف و رعایت اصل انصاف در تقسیم دریا نیز مطرح شده که جملگی با شکست روبرو شده اند . از طرفی میدانیم که نخجوان، ارمنستان ،آذربایجان ، ترکمنستان ، ازبکستان ، تاجیکستان و افغانستان جملگی هویت ملی و تاریخی و فرهنگی ایرانی دارند و اغلب مانند سایر اقوام ایرانی بر کل سرزمین ایران نیز سابقه حکومت داشته اند ، امروز نیز این اقوام ایرانی ، جملگی دچار مشکلاتی هستند که جز از طریق و بکمک ایران حل نمیشود ، برای نمونه شاهد بودیم که اختلافات منتج به جنگ بین ارمنستان و آذربایجان با وساطت ایران فروکش کرد ، نفت ترکمنستان به ایران تحویل میشود و معادل آنرا در بازار نفتی خلیج فارس برایشان میفروشیم و جاده دوقارون – هرات افغانستان نیز توسط ایران در حال احداث است. از سوی دیگر و در نهایت وضوح شاهدیم که دولت آمریکا به شیوه جنگجویان باستان که باقدرت شمشیر خواسته خود را به کرسی مینشاندند ، قرن بیست و یکم میلادی را با به صحنه آوردن نیروهای نظامی آغاز کرده و همه شواهد عینی گویای تداوم این وضعیت دردناک است و روابط جنگل گونه بین المللی را باید بتدریج و با واگذاری مقدار اندکی از اختیارات ناشی از حاکمیت دولتهای منطقه ، آنهم البته از طریق گفتگو و با میل و اراده خود آنها سامان داد و ابتدا باید پذیرفت که مرزهای سیاسی خاکی ، که از مشخصات برجسته دوران مدرنیته است و فعلا موجب اختلاف بین ایران و چهار کشور دیگر مجاور دریای خزر شده زیرا این تداوم مرزهای سیاسی خاکی است که تاثیر آن در دریا و هنگام ترسیم مرزهای آبی بروز پیدا میکند ولی خوشبختانه در زمینه سایر روابط تجاری و اقتصادی و توریستی و فرهنگی با مشکلی روبرو نیستیم .
در دنیائی که شیخ نشینهای ششگانه خلیج فارس میتوانند با بهره مندی از تجربه پنجاه ساله اروپائیها و به ویژه راهنمائی دولت انگلیس اتحاد موفقی بنام امارات متحده عربی تشکیل دهند ، از جنگ و نفاق بپرهیزند و به رشد و توسعه زندگی برای مردم خود دسترسی پیدا کنند و از یک منطقه صحرائی – قبیله ای یک منطقه پیشرفته تجاری- توریستی- اقتصادی برپا کنند، مایه نهایت تاسف و سرافکندگی است که ما حتی قدرت الگوبرداری از اقدامات موفقیت آمیز همسایگان جنوبی خود را نداشته باشیم . شیخ نشینهای دوبی و ابوظبی اولین اماراتی بودند که با عقد قراردادی در 18 فوریه 1968 نوعی اتحاد سیاسی بوجود آوردند . ماده 4 این قرارداد تصریحا دیگر امارات خلیج فارس را دعوت برای پیوستن به فدراسیون میکرد و سر انجام دیگر شیوخ نیز قرارداد تشکیل یک دولت فدرال بنام امارات متحده عرب را منعقد نمودند و آنگاه شورای همکاری خلیج فارس (که در ابتدا ایران را نیز دعوت به همکاری نمودند و فقط تند خوئی و ندانم کاری حاکمیت ایران مانع از ادامه این همکاری شد) در سال 1981 تشکیل گردید و فعلا مدعی جزایر ایرانی تنب بزرگ ، تنب کوچک و ابو موسی هستند .باید دانست مرزهای سیاسی خاور میانه که در اثر تجزیه خلافت عثمانی و با حال و هوای سیاسی و ژئوپولیتیک دوران مدرنیته شکل گرفته اینک زیر عنوان (خاور میانه بزرگ) و با دستاوردهای پست مدرنیسم در حال طراحی مجدد است و از آنجا که دو کریدور شمال – جنوب و شرقی – غربی جهان اولی شمال اروپا و روسیه را از طریق ایران به هندوستان متصل میکند و دومی ژاپن و چین را باز هم از طزیق ایران و ترکیه به اروپا پیوند میدهد بنابراین ناچاریم یا بکمک همسایگان ایرانی الاصل خود در تنظیم روابط آتی جهان که با طرحهای "وحدت منطقه ای" شکل میگیرد و به "تقسیم بین المللی کار" میانجامد شریک و سهیم باشیم یا سرنوشتی تلخ را انتظار بکشیم تا دیگران بر سرمان بیاورند ، ایران امروز محکوم به وحدت و یا تجزیه است و گاهشمار زیر میتواند الگوی مناسبی برای تشکیل فدراسیون پیشنهادی البته در زمانی بسیار کوتاه تر و فشرده تر باشد :
19سپتامبر 1946
نطق وینستون چرچیل در شهر زوریخ و پیشنهاد وی برای ایجاد ایالات متحداروپائی
17 مارس 1948
امضای پیمان بروکسل بین فرانسه و انگلستان که به پیدایش اتحادیه غربی انجامید
4 آوریل و 5 مه 1949
امضای پیمان اتلانتیک شمالی و اساسنامه شورای اروپا
18 آوریل 1951
امضای پیمان تاسیس جامعه ذغال و فولاد بین شش کشور اروپائی
27 مه 1952
امضای پیمان جامعه اروپائی دفاع، در پاریس
30 اوت 1954
رد طزح ارتش اروپائی در پارلمان فرانسه و تبدیل اتحادیه غربی با الحاق آلمان و ایتالیا
25 مارس 1957
امضای پیمان رم و تاسیس جامعه اقتصادی اروپا
4ژانویه 1960
امضای کنوانسیون استکهلم و ایجاد جامعه مبادله آزاد اروپا مرکب از هفت کشور
2نوامبر 1961
طرح فوشه برای وحدت سیاسی اروپا
14 ژانویه 1963
مخالفت دوگل با ورود انگلستان به بازار مشترک
10 سپتامبر 1968
گزارش ورنر در مورد چگونگی وحدت پولی اروپا
28 ژوئیه 1977
تقاضای اسپانیا برای ورود به جامعه اروپائی
اول ژانویه 1981
ورود یونان به بازار مشترک
14 ژوئن 1984
انتخابات پارلمان اروپا
14 آوریل 1987
تقاضای ترکیه برای ورود به بازار مشترک
19 ژوئن 1990
امضای پیمان شنگن
اول ژوئیه 1991
تقاضای سوئد برای ورود به جامعه اروپا
7فوریه 1992
امضای پیمان وحدت در ماستریخ
اول ژانویه 1998
یورو بعنوان پول رسمی اتحادیه اروپا به گردش در آمد
ژوئیه 2003
پذیرش صورت نهائی طرح قانون اساسی اروپا
سال 2004
افزایش شمار اعضا از 15 به 27 و تصویب قانون اساسی اروپائی

شتاب فزاینده قیمتهای نفت در جهان بیش از پیش نگاهها را به سوی خاور میانه و به ویژه ایران متوجه ساخته تا اندک غفلتی را بهانه ساخته و میهن عزیز ما را آماج حملات خویش قرار دهند . بهره برداری هر چه سریعتر از منابع عظیم نفتی دریای مازندران میتواند پاسخی منطقی به این خواست جهانی و به منزله جان پناهی در برابر تقاضای توام با تهدید دیگران باشد.اما چگونه ؟
سفر آقای خاتمی به جمهوری آذربایجان هر چند دیر هنگام ولی بسیار ضروری بود اینک بنظر میرسد الف – بمنظور تحقق هر چه سریعتر وعده های ایشان باید مذاکره با کشور ارمنستان و جمهوری آذربایجان پیرامون حذف مرزهای موجود میان هر سه کشور ما( بعنوان تنها راه برای پایان بخشیدن به اختلافات اذری- ارمنی)آغاز شود. ب- مذاکره با ترکمنستان و آذربایجان پیرامون انعقاد قراردادی نفتی برای بهره برداری از منابع دریای مازندران براساس سرمایه گذاری و به نسبت خرید سهام از سوی بخش خصوصی و تعاونی و دولتی و نه مرزهای نامشخص کف دریا که شاید هرگز مورد توافق سه دولت قرار نگیرد، باید در اسرع وقت آغاز گردد . چنانچه مباشرت در اجرای کار و بهره برداری بیکی از سه کشور واگذار شود از نظر کمک به حفظ محیط زیست ارجحیت داشته وآلودگی نفتی بمراتب کمتری وارد آبهای دریای مازندران خواهد شد .


نقد و نظر () | ۱۳۸٤/۸/٢۱ - هرمز ممیزی |لينک به نوشته