مقالات سياسي و اجتماعي
صفحه نخست   ::   آرشيو  ::   تماس با من   
 
بلبشو نقل از لوموند ديبلماتيک

Le Monde diplomatique
 
صفحه اول << دسامبر ۲۰۰۳

عراق

" بلبشو"

نوشته Ignacio Ramonet

" يک شورش را مي توان تنها با ٢% نيروي فعال و ٩٨% هوادار خاموش براه انداخت"

تي. اي. لارنس


 
نويسنده

Ignacio Ramonet

ايناسيو رامونه، استاد تئوري ارتباطات در دانشگاههاي پاريس،از سالهاي ١٩٨٠ به فعاليت روزنامه نگاري پرداخته است. در کشاکش جنگ خليج فارس مسئوليت ماهنامه لوموند ديپلماتيک را بعهده گرفت و اين نشريه را به يکي از ارگانهاي مبارزه عليه نئوليبراليزم و پديده هاي مضر اجتماعي–سياسي آن تبديل کرد. جنبش ضد جهاني شدن ليبرالي ATTAC به دنبال فراخواني از او شکل گرفت. آخرين کتاب وي " جنگهاي قرن بيست و يکم" نام دارد که به تازگي منتشر شده است.




آخرين مقالات اين نويسنده:

بوليوي

قوه ي پنجم

نظارت تام

دروغ هاي رسمي



برگردان:
ميترا شعباني

گوستاو هاسفورد در " بلبشو" (١)، که يکي از بهترين رمانهايي است که در باره ي جنگ ويتنام نوشته شده است، حکايت از آن مي کند که چگونه نسلي از جوانان آمريکا با پيوستن به " Marines "، به جنگجوياني هولناک بدل شدند تا در منجلاب جنگي فرو رو ند که در واقع آمادگي آنرا ندا شتند. تعاليم نظامي پيچيده ي آنان در مقابله با يک دشمن نامرئي، که نه جبهه اش مشخص است و نه پشت جبهه اش و مانند گاز ي مرگ زا در حرکت است، بدردشان نخواهند خورد...

عراق ويتنام نيست. اما در اين " رمضان سياه" در عراق، نقش ها جابجا شده اند: مهاجمين حالت دفاعي به خود گرفته اند. و اکنون هدف مقدم نيرو هاي اعزامي آمريکا يي همانا حفاظت خويش ازضربات نيروي مقاومتي است که بيش از پيش از خود جسارت بخرج ميدهد. در اين رابطه آمار و ارقام صراحت کامل دارند: ١٠ حمله به اشغالگران در ماه ژوئيه و ٣٥ حمله در حال حاضر. تلفات جاني آمريکايي به ١٠ نفر در هفته بالغ مي شود... بي آنکه سوء قصد هاي مرگبار عليه نيرو هاي کمکي بريتانيايي، ايتاليائي، لهستاني، اسپانيايي را به حساب بياوريم...

او ضاع رفته رفته به کابوس بدل شده است.

کارشناسان جنگي آمريکايي با تکيه بر نيروي ويرانساز دوزخي خود، براي فتح عراق تنها به اصل معروف مارشال فوش بسنده کرده بودند که طبق آن جنگ مدرن عبارتست از هدف گرفتن قلب ارتش دشمن، نبض قدرت او و تخريب آن در جريان نبرد. امري که بويژه پس از آنکه ارتش عراق در مرز بغداد غيب شد و در واقع مطلقآ مانعي براي تاخت و تاز دشمن ايجاد نکرد ( نه پلي ويران شد ونه فرودگاهي با خاک يکسان شد ) ، بسيار ساده مي نمود.

تا آنجا که بنظر ميرسيد که اين امر تنها ترفندي براي محاصره ي مهاجمين و سپس تحميل جنگي طويل المدت و نا موزون به آنان بوده است. چراکه نيروهاي آمريکايي اکنون ديگر براي مدتي طولاني در بين النهرين " لنگر انداخته اند" . عزيمت شتابزده ي آنان به هر شکلي مي تواند به يک جنگ داخلي و نوعي " لبناني شدن" عراق منجر شده و اين کشور را براي دهه هاي متمادي به " کانون آشوب" جهان مبدل سازد.

نظريه پردازان مقاومت اين شگرد را چنين تعريف مي کنند: " تا دشمن در حال پيشرويست ، ما عقب مي نشينيم؛ وقتي که دشمن به بن بست رسيد، ما اورا زير ضربه قرار ميدهيم." سان تسه، يکي از قديمي ترين ناظرين جنگي نيز بر استفاده از نقاط ضعف قدرت تأ کيد مي کند و مي نويسد : " از نيروي او حذر کنيد وبر کاستي هاي او ضربه وارد آوريد." شورشيان عراقي نيز در عين آنکه کاملآ هشيارند تا آماج حملات دشمن قرار نگيرند، در پي آنند تا آمريکايي ها را در تنگناي يک شيوه ي دفاعي طولاني و غير فعال، که مرگبار ترين شکل جنگ است، گرفتار سازند.

بدين ترتيب خشونت سير تسلسلي اجتناب ناپذير گرفته است. و روند سرکوب، که از اين پس با ورود نيروهاي مزدور شبه نظامي وابسته به نيروي اشغالگر به کارزار، دو چندان خواهد شد، به نوبه خود پيش از پيش به جنبش مقاومت دامن خواهد زد. نيرو هاي اشغالگر حيران و مبهوت در منطقي انتقامجويانه گرفتار آمده اند که از نفرت به مهاجمين سرچشمه مي گيرد، تا جايي که حتي از تشخيص "دوستان" و دشمنان خود عاجزند و مرتبآ آندسته از عراقياني را که خود، به جرم " همکاري" با دشمن ، از اهداف اصلي جنبش مقاومت هستند، " اشتباهآ" آماج حملات تلافي جويانه ي خود قرار ميدهند.

اينطور که پيداست ١٣٠٠٠٠ سرباز آمريکايي (٢) _ که تنها ٥٦٠٠٠ تن از آنان جنگجويان حرفه ايند _ (٣) براي تأ مين امنيت کشور کافي نبوده و عراق به الدورادوي شرکت هاي خصوصي امنيتي (٤) بدل شده است. امر حفاظت از سفارتخانه هاي خارجي، شرکت هاي غربي ذينفع در قراردادهاي بازسازي کشور ( عمدتآ آمريکايي و وابسته به دولت بوش ) (٥)، وزاتخانه ها و ساير اما کن دولتي بعهده ي هزاران مزدور ي است که براي دوائر خصوصي امنيتي کار مي کنند. مانند Erinys که ٦٥٠٠ نفر را براي حراست از تأسيسات نفتي استخدام کرده است، Global Risk که مأمور حفاظت از اعضاي شوراي موقت دولت است، Vinnell که ارتش جديد عراق را سازماندهي مي کند، Dyncorp که نيروي انتظامي جديد را آموزش ميدهد و Olive که از کادر هاي شرکت هاي بزرگ آمريکايي مراقبت مي کند.

از سوي ديگر، اشغال عراق بجاي ارعاب تروريسم بين المللي ، به شکل اسف باري به آن پر و بال داده است. سوء قصدهاي نفرت بار ي که از کازابلانکا تا رياض و از مومباسا تا استانبول گسترش مي يابند، گواهي بر اين امرند. و اين در حاليست که چشم انداز استقرار يک دموکراسي در عراق روز به روز کمرنگ تر مي شود...

گويي از زماني که " باز" هاي پنتاگون در بلند گو هاي خود جار ميزدند که مردم عراق از مهاجمين همچون نيرويي آزاديبخش استقبال خواهند کرد، سالها گذشته است... اين خطا ي فاحش در تحليل شرايط، سر منشأ هرج و مرج کنوني است. نظريه پردازان واشنگتن ( چني، رامسفلد، وولفوويتس، پرل...)، مست از باده ي قدرت، شتابزده مي خواستند تا با کمک زرادخانه جنگي مهيب آمريکا به رؤ ياي جنون آميز خود تحقق بخشيده و " طرحي نو در خاور نزديک" در اندازند. آنان اکنون عواقب اعمال خودرا مي چشند.

پاورقي ها:

١) فيلم Full Metal Jacket اثر استانلي کوبريک از اين کتاب اقتباس شده است.

٢) بدون مجوز سازمان ملل، تعداد نيروهاي اشغالگر در عراق به ١٥٥٠٠٠ تن از ٣٤ کشور بالغ مي شود ( هيچ کشور عرب يا مسلمان در ميان آنان نيست)

٣) در مقايسه با ٣٩٠٠٠ نفر که مأ مور برقراري نظم تنها در شهر نيويورک هستند...

٤) مراجعه شود به توماس کاتان و استفن فيدلر: " The military can’ t provide security" http://amsterdam.nettime.org/lists-archives/nettime-l-0309/msg00169.html

٥) بنا به گزارش Center for Public Integrity ، به تاريخ ٣٠ اکتبر ٢٠٠٣ ، شرکت هايي که غنائم سرشار بازسازي را ميان خود تقسيم مي کنند _ ٨ ميليار دلار_ همانهايي هستند که به هنگام انتخابات نوامبر ٢٠٠٠ بيشترين کمک را به جرج بوش کردند.

نسخه قابل چاپ



در اين شماره:

ژنو ، پنجره اي باز فراروي اميد

چرا آريل شارون مي ترسد

نقصي در حقوق بين الملل


فهرست کامل مقالات, دسامبر ۲۰۰۳
 
کليه حقوق براي نشريه لوموند ديپلوماتيک محفوظ است
? 2003 - 2000 Le Monde diplomatique


نقد و نظر () | ۱۳۸٢/٩/۱٤ - هرمز ممیزی |لينک به نوشته