مقالات سياسي و اجتماعي
صفحه نخست   ::   آرشيو  ::   تماس با من   
 
مقام و حقوق زن

مقام و حقوق زن  

سابقا در بخش اعظم جهان فعالیت سیاسی برای زنان امری نا پسند تلقی میشد در انقلاب فرانسه فهرستهای شکایات و تظلمات تقدیم شده به شاه در بردارنده تقاضاهائی برای برابری قانونی میان زنان و مردان از جمله اصلاح قوانین ازدواج بود ، با اینهمه روبسپیر رهبر انقلابی هنگامیکه همه سازمانهای متعلق به زنان را تعطیل و گرد همائی بیش از پنج زن را ممنوع کرد به پیشرفت حقوق زنان روندی معکوس بخشید. پس از انقلاب فرانسه نیز  با وضع "قانون ناپلئونی" وضعیت حقوق زنان دچار پسرفت شد و زنان فاقد هرگونه صلاحیت قانونی شناخته شدند . در انگلستان نیز پس از تاسیس "اتحادیه اجتماعی و سیاسی زنان"1903 م بازداشتهای گسترده زنان صورت گرفت و چون زنان زندانی دست به اعتصاب غذا زدند مقامات زندان بزور به انها غذا خوراندند . فعالیت سیاسی زنان در امریکا نیز توام با فعالیت انان برای لغو برده داری در سال 1848م اغاز شد و در سال 1865م زنان به صف طرفداران اصلاحیه قانون اساسی در مورد اعطای حق رای به بردگان پیشین پیوستند ولی گفتنی است که در اصلاحیه های چهاردهم و پانزدهم قانون اساسی ایالات متحده حق شهروندی و حق رای دادن برای بردگان ذکور ازاد شده تضمین گردید اما زنان مستثنی بودند.زنان در سراسر دنیااز پای ننشستند و مبارزات انان باعث شد که ابتدا پایشان به مجالس قانونگذاری و انگاه وزارت و نهایتا دستیابی به مهمترین مقام کشور خود (نخست وزیری یا ریاست جمهوری ) برسند . مشهورترین زنانیکه تا بحال به چنین مقاماتی در دنیای امروز دست یافته اند عبارتند از : مارگارت تاچر در انگلستان، ویگدیس فینبو در ایسلند، گروهارلمدر نروژ، کیم کبل در کانادا ، ویولتا جامورو در نیکاراگوئه ، ایندیرا گاندی در هندوستان، گلدا مایر در اسرائیل، بینظیر بوتو در پاکستان و تنسوچیلر در ترکیه .اما در ایران

نظامی گنجوی گوید: زن افکندن نباشد مرد رائی/خود افکن باش اگر مردی نمائی. مولانا نیز در مثنوی معنوی میفرماید: گفت پیغمبر که زن برعاقلان/غالب اید سخت و بر صاحبدلان/باز بر زن جاهلان غالب شوند/زانکه ایشان تند و بس خیره سرند. بروایت شاهنامه فردوسی نیز پوراندخت ، دختر خسروپرویز ، فرزند هرمز،پسر انوشیروان ،پس از قتل پدر وپیش از آزرمیدخت به پادشاهی نشست،حکومت او هجده ماه و پادشاهی آذرمیدخت 4 ماه طول کشید و هر دو در تاریخ به لقب "دادگر" مفتخر گردیدند . پوراندخت که مفاتیح، لقب سعیده به او داده بیست و پنجمین شاه از شاهان ساسانی است . در ترجمه تاریخ طبری بلعمی نیز میخوانیم"پس چون پوراندخت ، دخت خسروپرویز بپادشاهی بنشست عدل و داد کرد و جور و ستم بر گرفت و گفت چون پادشاه دادگر بود ، کشور بتواند نگاه داشتن ، اگر مرد بود و اگر زن و من امید چنان دارم که شما عدل و عطا از من ببینید چنانکه از هیچ کس ندیده باشید و بفرمود که هر چه در ولایت بر مردم از روزگار پرویز بقایای خراج بمانده همه بیفکنند و آن دفترها بشستندو داد وعدل بگستراندند، چنانکه به هیچ روزگار ندیده بودند و آن چوب چلیپا که از روم آورده بودند و پرویز باز نداده بود ، آن را به ملک روم باز داد."

خداوند متعال در سوره حجرات آيه 13 ميفرمايد “اي مردم ما همه شما را از مرد و زني آفريديم و آنگاه شعبه هاي بسيار و فرق مختلف گردانيديم تا يكديگر را بشناسيد . بزرگترين شما نزد خدا با تقواترين مردم اند .”همين يك آيه براي تائيد كنوانسيون جهاني حقوق كودك و رفع تبعيض از حقوق زن و پذيرش كليه مواد اعلاميه جهاني حقوق بشر كفايت ميكند اگر رساله هاي حوزه بگذارند.اما وقتي رساله ها را ورق ميزنيم ميبينيم چهار گروه از اين قاعده كلي پروردگارمثتثني شده اند كه به ترتيب عبارتند از برده و كافر وكودك و زن .البته با نگاهي واقعبينانه ، و تا حدودي عادلانه ،برده را اربابش ميتوانست آزاد كند،كافر هم ميتوانست با گرايش به دين مبين از عقوبت علما،خودش را برهاند ،كودك هم اگربختش بلند بود و از دست اجدادپدري جان سالم بدر ميبرد بالاخره بسن بلوغ ميرسيد و اتوماتيك مان محظوراتش بر طرف ميشد .در اين ميان تنها زنان هستند كه نمي توانند جنسيت خود را تغيير دهند در نتيجه فرو دستي آنها لاعلاج وابدي و وضعيت اجتماعي شان از همه وخيم تر مانده است. به تعريف فقها ، جايگاه زن در جامعه و خانواده منوط به ايفاي نقش بعنوان كنيز،همسر،مادر،خواهر ويا دختر است و گرنه زن بخودي خود صاحب هيچ حقي نيست وگويا خداوند در رحمت واسعه خود اسراف فرموده .بعد از مرگ سلطان ايوب در سال 647ه.ق. جنگهاي صليبي با لوئي نهم پادشاه فرانسه ادامه داشت . در اين ماجرا ذكاوت و هوشياري كنيز سلطان موسوم به “شجر الدر”كه مرگ پادشاه را پنهان داشت و خود بنام او فراميني صادر كرد تا تورانشاه پسر ايوب از بين النهرين به مصر رسيد وتوانست لشكريان صليبي رامحاصره و مغلوب و اسير كند و لوئي با پس دادن آنچه بدست آورده بود و نيز پرداخت غرامت هنگفت جان خود و تعدادي از همراهانش را نجات داد و چون تورانشاه در جنگ ديگري خود نيز كشته شد مردم مصر“شجرالدر ”را به سلطنت نشاندند ولي حضرت خليفه بغداد،“المستعصم”كه خود در اين قضايا هيچ دخالتي نداشت ،با سلطنت يك زن مخالفت كرد آن هم زني كه سابقا از كنيزان حرم خودش بود و پيشكش براي سلطان مصر فرستاده بود .بنابر اين طي نامه اي به مماليك مصر نوشت “ اگر مردي در ميان شما نمانده كه بتوانيد به سلطنت منصوب كنيد ، به ما بگوئيد تا يكي برايتان بفرستيم .”

امروز ارتباط رعایت حقوق زن با دموکراسی  بر کسی پوشیده نیست و حقوق شهروندی به هر معنائی و در هر لحظه ای از زمان باید شامل حال زنان و مردان بصورتی برابر بشود به ویژه انکه زنان غالبا اخلاقی تر و آرامتر از مردان بوده و قادرند در ارام کردن خشونتهای مردانه که اغلب نقاط جهان را فرا گرفته با حضور خود در صحنه های تصمیم گیری سیاسی نقش افرینی کنند .

                                                            

 


نقد و نظر () | ۱۳۸۳/۱٢/۱٧ - هرمز ممیزی |لينک به نوشته