مقالات سياسي و اجتماعي
صفحه نخست   ::   آرشيو  ::   تماس با من   
 
شيعه و شورای نگهبان

شيعه و شوراي نگهبان    اختلاف بين مذاهب اسلامی در مقام مقاِيسه با ساِير اديان اندک و ناچيز است و شيعيان علی ع از عمار ياسر، اباذر غفاری،سلمان فارسی تا شيعيان امروزين معتقدند که بنی امِيه غاصب و مستبد بود و حکومت اسلامی را به قهر ربود ، خاندان علی را آزار داد و به قتل رساندو اين نکته ايست که حتی مورخان سنی هم بر آن مهر تائيد زده اند چنانکه ابن قتيبه در جلد دوم کتاب عيون الاخبار مينويسد « مردی از قبيله عذره بپا خواست .شمشيرش را يک وجب از نيام برکشيد و گفت : امير المومنين آن يک است و با انگشت معاويه را نشان داد و اگر او در گذشت، آن وقت آن يک وبا انگشت يزيد را نشان داد و اگر احدی مخالفت ورزد آن وقت اين يک و شمشير خود را نشان داد.» « معاويه به او گفت تو سيد الخطبائی»

خداوند از طريق مردم قدرتهاي سياسي و دنيوي را اعمال ميكندو حكام ،روحانيان،

فقيهان و نخبگان هيچ كدام مستقيما مشروعيت را از خداوند نميگيرند ،بلكه مردم به

عنوان جانشينان خداوند در زمين ، حق حاكميت و اعمال آن را دارند .در ابتدای انقلاب نيزهم نظام جمهوري اسلامي و هم قانون اساسي  از طريق مراجعه به آراء عمومي مردم نافذ و مشروع گرديد. هنگاميكه متن پيش نويس قانون اساسي به شوراي انقلاب جهت تصويب برده شد، برخي معتقد به حكومت تاريخي و شناخته شده اسلامي ( يعني نوعي خلافت)بجاي جمهوري اسلامي بودند ولي انديشمندان گفتندكه مقصود از جمهوري اسلامي ،اسلامي است كه اكثريت مردم ميشناسندو اسلامي كه مردم تحمل آنرا دارند نه اسلام من، اسلام تو، يا اسلام فرد ديگر، بااين استدلال بود که نام جمهوري اسلامي سر انجام پا گرفت و تصويب شد .در افسانه هاي قديمي آمده كه راهزني در كوهستان گردنه ها را مي بست و كاروانيان را غارت ميكرد اما تفاوت او با ساير راهزنان اين بود كه فقط به غارت كاروانيان اكتفا نميكرد بلكه يك تخت آهني ساخته بود ودستورميدادتا افراد كاروان را يك به يك به روي تخت بخوابانند هر كس كه قد و اندازه اش از طول تخت كوتاهتر بود آنقدر او را از دو طرف ميكشيدند تا اندازه تخت شود واگرقدي بلندتر از تخت داشت از طرف پا ،متراژ اضافي را اره ميكردند تا كاملا در قالب تخت جا بگيرد .از نظر شوراي نگهبان اسلام همان تخت آهني است كه بايد انسانها را درون آن قرار داد و با كشش يا برش همگان را قالب بندي كرد .بايد دانست دين توجيه گرسركوب داخلي و يا ستيز خارجي نيست ومسلمان حقيقي هرگز رضايت نميدهد تا از دين بعنوان وسيله اي براي آزار واذيت دگر انديشان بهره برد . در تاريخ اروپا نيز مشاهده ميكنيم سنت آگوستين نخستين نظريه پرداز مسيحي است كه براي اثبات وجود خداوند به نفي خرد انسان متوسل شد و انسان كه جوهره اش با عقلانيت و خرد ورزي توصيف ميشددر برابرخداوند كه به زعم او فقط با قدرت ايمان و نه عقلانيت و خرد ورزي درك ميشد به ذلت و خواري كشيده شد . از آن پس حكومتها بعنوان نمايندگان خدا و اثبات كننده حقوق پروردگار در مسند خدائي نشستند و كرامت و حقوق انساني را بكلي نفي كردند . در نتيجه تداوم حكومت بظاهر ديني، خفت ، ضعف و اطاعت بي چون وچرا يعني همان چيزي كه سبب اصلي بعثت پيامبران بود متاسفانه بر اروپاي قرون وسطي سايه افكند و دين قانونمند شده  بدست بشر، بر دين الهي و حقيقي غلبه كرد . با مطالعه تاريخ ايران نيز پي ميبريم كه تا قبل از انقلاب مشروطه ،ايراني صرفا يك موضوع ( سوژه ) براي اعمال اقتدار و حكمروائي بود و حكومتها همواره مشروعيت خود را از دين ميگرفتند و اشتباه پهلويها در اين بود كه بدون اخذ مشروعيت سياسي و مردمي ، از مشروعيت ديني هم خود را بي نياز ديده و صرفنظر نمودند و سر انجام اينكه طي 25 سال اخير، سركوب سياسي با سركوب مذهبي در هم آميخته است. دين همواره ظرفيت واستعدادقبول  اشكال گوناگون و متنوعي از حكومت استبدادي و خودكامه يا دموكراتيك وآزاد را داشته اما جمع قدرت،ثروت و دين دستكاري شده به سود متوليان  آنهم طی قرون متوالی ،قطعا عرصه را بر آزادي وحكومت دموكراتيك و مردمسالاري و از همه مهمتر بر خدا شناسي تنگ ميكند .

 


نقد و نظر () | ۱۳۸٢/۸/٢٤ - هرمز ممیزی |لينک به نوشته