مقالات سياسي و اجتماعي
صفحه نخست   ::   آرشيو  ::   تماس با من   
 
نقل از سايت کانون آينده نگری ايران

ضرورت بنيانگذاري و اهداف كانون آينده نگري ايران

چكيدة سخنان رامين ناصح در نشست افتتاحيه كانون آينده نگري ايران به مناسبت سالروز تولد حضرت مولانا

خبرنامه آينده نگر: روز جمعه دهم مهرماه، به مناسبت سالروز تولد حضرت مولانا جلال الدين بلخي، نشست افتتاحيه كانون آينده نگري ايران با حضور شماري از اعضا و علاقه‌مندان در دفتر مركزي كانون در اهواز برگزار شد.

در اين نشست كه با پخش موسيقي سنّتي ايراني آغاز گرديد، ابتدا رامين ناصح درباره «ضرورت بنيانگذاري و اهداف كانون آينده نگري ايران» سخناني را بيان داشته و به پرسشهاي حضّار پاسخ گفت. و همچنين غزلي از سروده‌هاي خود را در ستايش حضرت مولانا قرائت كرد. سپس احمد عبدالحسينيان بحثي را با دربارة عرفان مولانا ارائه نمود. پس از پذيرايي از حضّار، تريبون آزاد اعلام گرديد و چند تن از اعضاي كانون و ديگر شركت كنندگان، نقطه نظرات خود را پيرامون مسائل مختلف فرهنگي و اجتماعي بيان داشتند.

چكيده سخنان رامين ناصح در اين گردهمايي، در پي مي‌آيد:

«در برابر هر آنچه در اين دنيا رخ مي‌دهد، مسئوليم. ما رزم آوران نوريم. با نيروي عشق و اراده خويش، مي‌توانيم سرنوشت خود و بسياري ديگر را دگرگون كنيم.» (پائولو كوئليو)

بيا تا گل برافشانيم و مي در ساغر اندازيم

فلك را سقف بشكافيم و طرحي نو دراندازيم

جامعه ايران شايد يكي از دشوارترين برهه‌هاي تاريخ خود را سپري مي‌كند. معضلات و مشكلات پيچيده و روز افزوني در همه ابعاد اقتصادي، اجتماعي، فرهنگي و... جامعه را احاطه كرده است. طبق آمارهاي رسمي، بيش از 80 درصد مردم ايران زير خط فقر بسر مي‌برند و شكاف طبقاتي پيوسته افزايش مي‌يابد. گزارش مسئولان قضايي حكايت از آن دارد كه فساد و فحشاء در جامعه ما به مرزهاي بحراني رسيده است. چندي پيش در نشست سران سه قوه در كميسيون امنيت ملي مجلس اعلام شد كه فساد و فحشاء بشدت افزايش يافته و مفاسد اجتماعي طي دو سال اخير، 40 تا 60 درصد رشد داشته است. روزانه حداقل 10 باند و مركز فساد در تهران كشف مي‌شود كه بيشتر اعضاي آنها را دختران جوان و زنان تشكيل مي‌دهند. پديده شومي چون قاچاق انسان و برده داري مدرن بيش از پيش رواج يافته است. تعداد معتادان كشور در حدود 7 ميليون نفر اعلام شده است. يعني از هر ده شهروند ايراني، يك نفر در دام اعتياد گرفتار است، امري كه تصور آن نيز آدمي را دهشتزده مي‌كند! از اين گذشته، به گفته كارشناسان، 19 درصد جوانان ايران معتاد و يا در معرض خطر اعتياد قرار دارند. با روند كنوني، هر سه سال و نيم، تعداد معتادان تزريقي كشور دو برابر مي‌شود. باز هم طبق آمارها، بيش از 85 درصد جوانان از مشكلات شديد و خفيف روحي و رواني رنج مي‌برند و 75 درصد از آنان از آينده خود كاملا نااميدند. افول معنويت، اخلاقيات و ارزشهاي انساني جامعه را هر روز بيش از ديروز به مرز تباهي و ويراني نزديك مي‌كند.

بجرئت مي‌توان از جامعه ايران با عنوان «جامعه‌اي در آستانة جنون ملّي» ياد كرد! فقر، بيكاري، نااميدي، عدم امنيت اجتماعي و شغلي كه بر جامعه امروز ايران حاكم است، گروه بزرگي از مردم را به آستانه جلوه هاي خوف انگيزي از جنون و جنايت كشانده است. موارد بسياري از كنش و واكنش‌هاي عديده و در سطح ملي در ايران امروز مشاهده ميشود، كه اگر براي اين خشم و خشونت عمدي و اين افسارگسيختگي قهر و كينه چاره اي انديشيده نشود، جمعيت بزرگي از هم ميهنان ما دچار و گرفتار آن خواهند ماند و خواهند شد.

دختران چاقوكش و باج گير، باند زنان پزشك قلابي براي كورتاژ دختران نوبالغ و دبيرستاني و دبستاني حتي، مصرف بي رويه دارو بيشتر از هر جاي ديگر جهان، فروش گوشت انواع حيوانات از جمله الاغ در رستورانها، آمار اعلام نشده چندهزار تني مبتلايان به ايدز، دختربچه هايي كه به زور به خانه شوهر فرستاده ميشوند و مصيبتي كه اين تجاوزها و تحقيرها در پي دارد، قتلهاي پي در پي كه به دليل مثلا متلك گفتن يك پسربچه به يك دختر همسن و سالش روي ميدهد. و قاتل هم دختري در همان حدود سن متلك گوينده است، قتل زنان و مردان پير و سالخورده توسط خويشاوندان جوان و يا به دست يكديگر، موارد فراوان گزارش شده از رويدادهاي دهشت انگيز و مافوق تصور مانند قتل يك مرد بدست همسرش و قطعه قطعه كردن او و خوراندن گوشت شوهر به اعضاي خانواده وي بصورت قرمه سبزي (و رويدادهاي بسياري از اين قبيل)، همه حكايت از جامعه اي در آستانه جنون ملي دارد. اگر تنها به صفحات حوادث روزنامه هاي ايران نگاه كنيم، و بدانيم كه آنچه در روزنامه ها بخت انتشار پيدا ميكند، درصد اندكي از كل حوادث و وقايع جاري در جامعه است، خواهيم ديد كه پاره‌اي عوامل، ملتي را به مرز ديوانگي محض كشانده است.

گرچه براي تغيير اين واقعيتها بسيار دير است. اما موارد ياد شده، حقايق ابدي و غير قابل تغيير نيستند. مبارزه با اين شرايط، تعهد انساني، عزم جدي و اراده راسخي را مي‌طلبد. پيش از هر چيز مي‌بايست نگرشي واقع بينانه نسبت به مسائل داشته باشيم.

با يك ديد رئاليستي و نگرش عميق و تحليل همه جانبه نسبت به اوضاع اجتماعي، فرهنگي، تاريخي و اقتصادي كشور، به اين نتيجه مي‌رسيم كه جامعه‌اي كه در همه ابعاد دچار مشكلات و نارسايي‌هاي شديدي است، نمي‌توان انتظار داشت كه در يك پروسه چند ساله تمامي اين مشكلات را پشت سر گذارد و همه كاستي‌ها جاي خود را به فزوني دهد. بايد يك برنامه علمي و دقيق، كارشناسي شده و درازمدت را براي رويارويي با مشكلات موجود پي ريزي كرد.

مؤسسين كانون آينده نگري ايران، پيشتر اين بحث را مطرح كرده بودند كه تنها راه اميدوار كننده و عملي براي گذار از شرايط بحراني كنوني، كه بتواند چشم انداز روشني را از آينده فراروي ما قرار دهد، تشكيل يك جنبش آينده‌نگر فكري-اجتماعي براي «بازگشت به معنويت»، «بازشناسي هويت انساني»، «احياي تعهد اخلاقي و اجتماعي»، «نهادينه كردن تفكر آزاد انديشي و عدالت طلبي» و «تعميق گفتمان حقوق بشر» در جامعه است. جنبشي كه در نهايت خواهان تحقق ارزش و حقوق برابر براي تمامي انسانها صرفنظر از فاكتورهايي چون نژاد، مذهب، طبقه و جنسيت آنهاست و «رفاه مادي» و «تعالي معنوي» براي همه انسانها را شعار محوري خود قرار مي‌دهد.

جامعه شناسان، يكي از مهمترين پيش نيازهاي ايجاد يك جنبش اجتماعي را در «عامل تبليغات و سازماندهي» دانسته‌اند. جنبش آينده نگر فكري-اجتماعي مورد نظر ما نيز، نيازمند عامل تبليغات و سازماندهي است. تشكيل كانون آينده نگري ايران، گامي براي ايجاد و گسترش اين جنبش آينده نگر فكري-اجتماعي است. ولي بديهي است كه ايفاي اين نقش، از عهده يك سازمان و تشكل برنمي‌آيد. در اينجا ضرورت پيدايش يك همبستگي، اتحاد و ائتلاف وسيع ميان نيروهاي اجتماعي كه در اين راستا فعاليت مي‌كنند، احساس مي‌شود. كه چنانچه اين ضرورت درك شود و اين ايده به ثمر بنشيند، خواهد توانست شگفتي‌ها بيافريند و تحولات مثبت چشمگيري را ايجاد نمايد.

كانون آينده نگري ايران از آنجا كه قصد دارد تأثيرات ريشه‌اي و ژرفي را در حوزه‌هاي اجتماعي و فرهنگي برجاي گذارد، در حوزه فعاليتهاي سياسي وارد نخواهد شد، چرا كه اين تشكل اصولاً براي نيل به اهداف فرهنگي و اجتماعي بلند مدت پديده آمده است، و نيز تبديل اين كانون به يك سازمان سياسي، با توجه به عدم اقبال و بي علاقه گي مردم و جوانان به سازمانهاي سياسي در شرايط كنوني، موجبات عدم توفيق و كاهش توان تأثيرگذاري آن در حوره‌هاي فرهنگي و اجتماعي را فراهم خواهد كرد.

كانون آينده نگري ايران بيش از هر چيز به بينش رشد يافته، شور و انرژي، هوشمندي، خلاقيتها و ابتكارات نسل جوان و ترقيخواه ايران تكيه مي‌كند و به همة هم انديشان دست دوستي و همكاري مي‌دهد. باشد كه به ياري هم بتوانيم گامهاي اساسي و مثبتي در جهت نيل به جامعه‌اي سالم، پويا و پر از مهر و مدنيت برداريم.

ما پيروزيم چون عاشقيم. عاشق خدا، عاشق مردم و عاشق يكديگر


نقد و نظر () | ۱۳۸۳/٧/۱٤ - هرمز ممیزی |لينک به نوشته