مقالات سياسي و اجتماعي
صفحه نخست   ::   آرشيو  ::   تماس با من   
 
زندان انفرادی زندانی سياسی

 

 

زندان انفرادي را بطور عمده براي زندانيان بسيار خطرناكي ساخته اند كه حتي ساير زندانيان در مجاورت آنها بشدت احساس ناامني مي كنند ، ولي در كشورهاي جهان سوم و بويژه ميهن خودمان ايران ، زندان انفرادي مخصوص زندانيان سياسي است كه حكومتگران وجود آنها را بر نمي تابند و از حضورشان در جامعه بشدت هراسناك بوده و احساس ناامني مي كنند.

زندان انفرادي چهار ديوار تنگ و باريكي است با يك در آهني دو دريچه و دو پتوي سربازي. دريچه اول روي در آهني به شيوه اي تعبيه شده كه فقط نگهبان مي تواند براي كنترل زنداني از بيرون آن را براي لحظه اي بگشايد و مجدداً مسدود نمايد. دريچه دوم نقطه مقابل در ورودي درست زير سقف با نرده هاي آهني بگونه اي تعبيه شده كه فقط اندكي نور و هوا آنهم در حدي كه بتوان تفاوت شب و روز را تشخيص داد. در آهني زندان جز بمنظور بازجوئي از زنداني آنهم بعد از اخطاري خشن به زنداني كه رو به ديوار بنشيند و چشم بند به چشمهاي خود ببندد باز نمي گردد. زندان هاي انفرادي قديمي را آلمانهاي هيتلري در زمان رضاشاه ساخته اند و تا حدودي انصاف بخرج داده اند و زنداني   مي تواند روزي دو بار براي قضاي حاجت و وضو از سلول انفرادي خارج شده و بسوي توالت كه معمولاً در انتهاي كريدور قرار دارد تردد نمايند و البته در اين فاصله موشهاي زندان را ملاقات كند. ولي زندانهاي جديد را كه اسرائيلي ها در سالهاي آخر رژيم گذشته ساخته اند و بعداً الگوبرداري شده مستراح نيز داخل سلول انفرادي است و در نتيجه زنداني از موهبت چند قدم راه رفتن و ملاقات با موشها نيز محروم است. لحظه ها ، ثانيه ها ، دقيقه ها ، ساعت ها ، روزها، شبها ، هفته ها و ماهها بكندي و جان كندني عجيب مي گذرند و فقط مي توان از قوه تخيل ياري گرفت و به هر چه دورترها ، آنجا كه جز خدا را نمي يابي يا به درون خويش كه آنجا نيز فقط خدا فريادرس تست متوسل شد ، جز نماز كه گاهي مي شود با صداي بلند قرائت كرد هيچ زمزمه اي از سوي نگهبان زندان تحمل    نمي شود و بي عقوبت نمي ماند و اين رفتار نه از بدذاتي نگهبان است.بعدها تدريجاً مي فهمي زير گچ ديوار سلول دستگاه استراق سمع كار گذاشته اند تا بروز و انعكاس هر صدائي رازير نظر و مراقبت داشته باشند. اگر از دريچه زير سقف مگسي وارد شود و بعد از وزوز و دور زدني از همان دريچه خارج شود آرزو مي كني ايكاش مگس بودي و مي توانستي از اين محيط لعنتي تنگ و تنها خلاص شوي. اگر گنجشكي روي نرده هاي دريچه بنشيند به خيالت ميهمان در خانه ات را زده است و اگر بختت بلند باشد و روزي كبوتري بيايد و با تو نجوا كند آن روز بهشت را به چشم خود ديده اي و آواي بلندش را با تمام وجودت شنيده اي. كاسه صبر و حوصله و قدرت تحمل اشخاص فرق مي كند ، ولي قوي ترين و خونسردترين زندانيان سياسي بندرت مي توانند بيش از يك ماه تحمل زندان انفرادي را بنمايند و عكس العملي فراخور خصوصيات فردي خويش بروز ندهد. براي رهايي از تنهائي كشنده زندان گاه سرت را به قصد مرگ به ديوار مي زني و گاه از طريق نگهبان به بازجو پيغام مي دهي كه حرفي ( هرچند ساختگي ) براي گفتن داري. و البته بازجو هم كه هيچ نقشي جز كسب سوژه از زنداني سياسي و درج آن در برخي روزنامه هاي عصر به منظور تطهير و تقديس خرابكاريهاي حاكميت نزد مردم ندارند ، اغلب از پيشنهاد زنداني استقبال مي كنند و از كاهي كوه مي سازند و به آنها كه براي درجش لحظه شماري مي كنند مي رسانند. زندانيان سياسي كه از نظر روحيه مقاومت كمتري دارند ، معمولاً در همان روزهاي نخست در برابر فشارهاي شخصيت شكن بازجو و مشت و سيلي و توسري و شلاق هاي بي امان بركف پاها ، تسليم شده و تن به امضاء هر نوشته و اقرار هر خواسته اي مي دهند اما اگر زنداني سياسي مقاوم باشد و همه رفتارهاي ضد بشري را تحمل كند و با فرو خوردن رنج و عذاب و تنهايي و به درون ريختن غم خويش زير بار حرف زور و دروغ گفتن نرود ، شيوه بازجوئي تغيير مي كند و اين بار با نرمي دروغين به سراغت مي آيد و آنقدر دم از انسانيت مي زند كه دلت مي خواهد همه غمها و غصه ها و آرمانهاي سركوب شده خود و هم وطنانت را با او در ميان بگذاري. زندانيان سياسي كه اين مرحله را قبلاً آزمايش كرده و نتايج خوفناك آن را به چشم ديده اند معمولاً از بيان همه آرزوهاي خود بخصوص اگر بشود اين آرزوها را به جرائمي نظير ” براندازي “ منتسب كرد امتناع مي كنند. اينجاست كه يكبار ديگر شدت عمل بازجوي خشن بالا  مي گيرد و ...

 

 



1- خبرنامه جبهه ملي ايران ، شماره 88 ، تيرماه 1380 ، ص 30


نقد و نظر () | ۱۳۸٢/۸/۸ - هرمز ممیزی |لينک به نوشته