مقالات سياسي و اجتماعي
صفحه نخست   ::   آرشيو  ::   تماس با من   
 
مراقبه يا مديتيشن

را در برنامه درسي مدارس بگنجانيم (meditation) آموزش مراقبه
مردم ميهن ما به همان اندازه كه از ضعف تشكيلات مردمسالاري در رنج اند ،از كمبودنخبگان واقعي و شايسته سالاري نيز متضررو مغبون اند . مديتيشن را نميدانم باراول ،از سوي كدام مترجم باذوقي ،به واژه مراقبه ،برگردان وترجمه شده است تا ياد آور سر به جيب مراقبت فرو بردن بزرگاني چون سعدي باشد
مراقبه مثل دموكراسي راه و روشي است بمنظور حداكثر بهره برداري از سلولهاي
مغزي انسان.در حالت مديتيشن انسان ميتواند با تمركز ذهن بر روي علائق دلخواهش به مراحل حل سريع و بهتر مساله دست يابد و اشتباهاتش را به حد اقل ممكن تقليل دهد.مديتيشن را ميتوان به آتش گرفتن كاغذ از نور خورشيد ،هنگاميكه در نقطه كانون يك عدسي قرار گرفته تشبيه كرد .
.امروزمديتيشن را به تفكر عميق،كاوش و سفر درون ،گسترش معنا و رشد درون ،غور در باطن و مراقبه متعالي و ابريادگيري ،نيز شناسانده و معرفي نموده اند وبسياري از روانشناسان بزرگ با گرايش به مسائل تربيتي ،بالندگي فكر و انديشه را ،علاوه بر كسب دانش و قدرت استدلال ،به مديتيشن و غور در باطن موكول كرده اند، زيرا غور در باطن ما را از پيش داوري باز ميدارد و براي به نقد كشيدن خود ،ياريمان ميدهد و نهايتا كمكمان ميكند ،تا با فاصله گرفتن از جزئيات روز مره ،با اشراف كامل بتوانيم سر زمين گسترده و ناهموار زندگي را مد نظر قرار دهيم ،كه در غير اين صورت پرداختن به هر يك از جنبه هاي متفرق زندگي، به معناي غفلت از ساير جوانب آنست .بايد دانست همانطوريكه صداوسيماي جمهوري اسلامي دائما تبليغ وترويج ميكند ،جهان به واقع پراز شر وبدي است ،ولي اين همان چيزيست كه زندگي ما را با ارزش و قابل تحمل ميسازد و به آن معنا ميبخشد، تا براي بهتر ساختن جهان ،كوشش كنيم و اميدي خلاق، به ما ارزاني ميكند ،كه به مبارزه و در صورت امكان، به غلبه بر شر و بدي برخيزيم .از ويژگيهاي مديتيشن ،يكي اينست ،كه انسان ميتواند آنچه را كه در درونش ميگذرد ،تحت مراقبت و كنترل خود در آورد و از نشانه هاي تمركزو كنترل افكار ،گزينش يك مورد از ميان تمام مواردي است كه در ذهن انسان جولان دارد ،چنين گزينشي اثبات ميكند، كه ما قادريم ،در باره آنچه كه اراده ميكنيم ،بيانديشيم و راهكارش را بيابيم.توسعه و گسترش فضاي انديشه نيز به نوبه خود به بالندگي و شكوفائي انديشه منجر ميشودتا آنجا كه اجازه ندهيم ديگران انديشه خود را بر ما تحميل نمايند.مراقبه ،در واقع همان خلوت شخصي و خصوصي است كه امكان آنرا مييابيم تا سمت و سوي افكارمان را پيدا كنيم و با ايجاد تصوير ذهني، كه مثلا نشان دهنده جامعه دلخواه ماست ،توجه انسان را به شيوه دسترسي و پي آمد آن ،متمركز كرده و كمك ميكند تا آن شيوه وويژگي را به زندگي خودبياوريم .فرويد عقيده داشت كه ؛تضاد همانگونه كه منجر به پيدايش رفتار دفاعي ميگردد،ميتواند موجب پيدايش انديشه جديد شود .؛نكته اي كه در تعريف فرويد وجود دارد ،محدود كردن منشا تفكر به وجود تضاد ميباشد ولي زمانيكه انسان در باره خود مي انديشد و مايل است تا به اسرار وجود خود پي ببرد نيازي به وجود تضاد نمي باشد بلكه نياز به تصوير ذهني يا مديتيشن دارد.پس از اينكه سالها ما را در معرض اخبار و امواج منفي قرار داده اند ،بايد پذيرفت كه اينك قدرت زيادي لازمست تا بتوانيم اين جريان موج منفي را قطع كنيم و در عوض جائي براي پيامهاي مثبت به كمك شبكه شعور كيهاني در زندگي خود باز نمائيم .مديتيشن در دو موقعيت متفاوت تجلي ميكند :
الف – خلوت خصوصي آرام بخش كه در ان شخص ،افكار، ايده ئولوژي و يا مسير مشخصي را دنبال ننموده و صرفا ايجاد ارامش و خلسه روحي و قرار گرفتن در وضعيتي راحت و بدون دغدغه رامد نظر ميگيرد تا براي دقايقي از فشار و استرس هاي زندگي در امان باشد .
ب – خلوت خصوصي هدفمند كه منظور اصلي از آن محاسبه و به نقد كشيدن خود، در فضائي آرام وبي دغدغه است، تا ضمن ارزيابي افكار و اعمال گذشته از ان بعنوان
وسيله اي براي يافتن نسبت خود با زندگي اين جهاني ،يا غايت زندگي و جهان پس از مرگ بهره بگيريم .
امروز نظامهاي آموزش رسمي در اغلب جوامع ،بسيار حجيم و كميت نگر شده اند و
از پرداختن به كيفيت و پاسخ به چرائي باز مانده اند، ولي مديتيشن با ايجاد انظباط روحي ،انسان را به مرحله اي از بالندگي ميرساند، كه تمام و كمال و بدرستي ميداند
هدفش چيست ودر زندگي چه بايد بكند و چگونه بايد به اين خواسته اش برسد .
مراقبه به فرد امكان و قابليت آنرا ميدهد تا بتواند بر خود ،زندگي و مسئوليتهايش
احاطه و تسلط يابد و البته انديشه اي كه در قبال مسائل زندگي ،خود را قادر و توانمند
ببيند ،مجال رشد بيشتري دارد تا انديشه هاي حيران و ناتوان .
مراقبه ،با ساده سازي زندگي و پيدا كردن وقت كافي ،براي يافتن درون آغاز ميشود .
ساده سازي جنبه هاي بيروني زندگي ،اين فرصت را فراهم مياورد كه انسان به بخش هاي بزرگ دروني خويش دسترسي پيدا كند و آنها را نيز ساده كند .اين كار به حل تضاد هاي قديمي و عادات محدود كننده و دست وپا گير كمك ميكند و بر سلامت جسم و روح ميافزايد .سادگي درون بدين معنا است، كه به خلاقيت خود دست يابيم .سادگي درون به معناي روياروئي مثبت با چالشهاي زندگي ،غلبه بر ترسها ورها كردن آزردگيها وآسيبهاي روحي و جسمي است، كه نميگذارند بهترين انساني كه ميتوانيم، باشيم.مراقبه به ما مياموزد تا هر لحظه بياد آوريم ،كه زندگي توالي پيوسته همين ثانيه ها و دقيقه هاي زمان حال است ،كه بسياري از ما لحظات بيشماري را صرف افسوس خوردن بر گذشته يا نگراني و دلهره براي آينده از دست ميدهيم .رو آوردن بكارهائي نظير عفو و بخشايش خود و ديگران ،رها كردن خشم و پيدا كردن راه حل براي مشكلات اصلي ،تنها بخشي از توانمنديهاي مراقبه يا مديتيشن است .








نقد و نظر () | ۱۳۸٢/٤/۱٠ - هرمز ممیزی |لينک به نوشته