مقالات سياسي و اجتماعي
صفحه نخست   ::   آرشيو  ::   تماس با من   
 
حس تحسين

 

 

در نگاهت حس تحسین دیده ام،

آرزو کردم که تکرارش کنی،

راست قامت تر از صنوبر سبز!

گیسوانت سبد انگور را میماند،

       که بر سر نهاده ای،

تا راه رفتنت از طبیعت الهام پذیرد

و دختران روستا را تداعی کند.

پری وار وجادو وش،

از لابلای پرچین میگذری

و قدم را تند میکنی،

که سرخی گونه ات را

پنهان نمائی از نظرم،

آیا نمیدانی که دلدادگی و

ناکامی عشق،

مرز جنون را ترسیم میکند؟

گونه هایت از نگاهم سرخ میشد

با نوک پا از کنارم میگذشتی،

من به دوران جوانی،

نوجوانی باز میگشتم.

من به ایام پر از شرم بلوغم

باز میگشتم،

و وجود خویش را محبوس در

آهنگ صدای دلنشینت گم نمودم.

 

آذر 77 هرمز ممیزی

 


نقد و نظر () | ۱۳۸٢/۸/٤ - هرمز ممیزی |لينک به نوشته