مقالات سياسي و اجتماعي
صفحه نخست   ::   آرشيو  ::   تماس با من   
 
تاسيس فدراسيون

رژیم حقوقی دریای خزر را به شیوه پست مدرنیسم حل کنیم

 

ضرورت تشکیل جوامع بزرگ برای نیل به وحدت نوع بشر از دورانهای دور مورد توجه قلاسفه ، ادیان و جهانگشایان بوده و اینک همین اندیشه در قالب پست مدرنیسم و

جهانی شدن جلوه نموده است . ایران در حالیکه بصورت بالقوه یکی از قطبهای جهان

چند قطبی است وجهان چند قطبی تنها راه ممانعت از تسلط جهانگشایان ولی متاسفانه

باید هشدار دهیم که با تقسیم دریای خزر ، و سهم 20% و یا کمتر برای ما ، آغاز تجزیه کامل کشور فرا میرسد و تنها عشق و علاقه به ایران و و اتخاذ شیوه مردمسالاری است

که میتواند به نجات میهن و گسترش اندیشه صلح جهانی بیانجامد، تا دیر نشده و زمان

بکلی از دست نرفته باید ایران را از حاشیه نشینی فعلی نجات دهیم .

برای حل رژیم حقوقی دریای خزر تا بحال پیشنهاد های متعددی نظیر مشاع بودن کامل دریا و مشاع بودن وسط دریا و نگاه متفاوت به کف و سطح دریا و تقسیم بخشهای نزدیک

به سواحل و همچنین ایجاد خط منصف و رعایت اصل انصاف در تقسیم دریا نیز مطرح شده که جملگی با شکست روبرو شده اند . از طرفی میدانیم که نخجوان، ارمنستان ،

آذربایجان ، ترکمنستان ، ازبکستان ، تاجیکستان و افغانستان جملگی هویت ملی و تاریخی و فرهنگی ایرانی دارند و اغلب مانند سایر اقوام ایرانی بر کل سرزمین ایران نیز

سابقه حکومت داشته اند ، امروز نیز این اقوام ایرانی ، حملگی دچار مشکلاتی هستند که جز از طریق و بکمک ایران حل نمیشود ، برای نمونه شاهد بودیم که اختلافات منتج به جنگ بین ارمنستان و آذربایجان با وساطت ایران فروکش کرد ، نفت ترکمنستان به ایران تحویل میشود و معادل آنرا در بازار نفتی خلیج فارس برایشان میفروشیم و جاده دوقارون – هرات افغانستان نیز توسط ایران در حال احداث است. از سوی دیگر و در نهایت  وضوح شاهدیم که دولت آمریکا به شیوه جنگجویان باستان که باقدرت شمشیر خواسته خود را به کرسی مینشاندند ، قرن بیست و یکم میلادی را با به صحنه آوردن نیروهای نظامی آغاز کرده و همه شواهد عینی گویای تداوم این وضعیت دردناک است و روابط جنگل گونه بین المللی را باید بتدریج و با واگداری مقدار اندکی از اختیارات ناشی از حاکمیت دولتهای منطقه ، آنهم البته از طریق گفتگو و با میل و اراده خود آنها سامان داد و ابتدا باید پذیرفت که مرزهای سیاسی خاکی ، که از مشخصات برجسته دوران مدرنیته است و به موازات جهانی شدن بتدریج محو میشوند و قطبهای جدید منطقه ای جایگزین آن میگردد ولی فعلا موجب اختلاف بین ایران و چهار کشور دیگر مجاور دریای خزر شده زیرا این تداوم مرزهای سیاسی خاکی است که تاثیر آن در دریا و هنگام ترسیم مرزهای آبی بروز پیدا میکند ولی خوشبختانه در زمینه سایر روابط تجاری و اقتصادی و توریستی با مشکلی روبرو نیستیم .

در دنیائی که شیخ نشینهای ششگانه خلیج فارس میتوانند با بهره مندی از تجربه پنجاه ساله اروپائیها و به ویژه راهنمائی دولت انگلیس اتحاد موفقی بنام امارات متحده عربی تشکیل دهند ، از جنگ و نفاق بپرهیزند و به رشد و توسعه زندگی برای مردم خود دسترسی پیدا کنند مایه نهایت تاسف و سرافکندگی است که ما حتی قدرت الگوبرداری از اقدامات موفقیت آمیز همسایگان جنوبی خود را نداشته باشیم . شیخ نشینهای دوبی و ابوظبی اولین اماراتی بودند که با عقد قراردادی در 18 فوریه 1968 نوعی اتحاد سیاسی بوجود آوردند . ماده 4 این قرارداد تصریحا دیگر امارات خلیج فارس را دعوت برای پیوستن به فدراسیون میکرد و سر انجام دیگر شیوخ نیز قرارداد تشکیل یک دولت فدرال بنام امارات متحده عرب را منعقد نمودند و آنگاه شورای همکاری خلیج فارس (که در ابتدا ایران را نیز دعوت به همکاری نمودند و فقط تند خوئی و ندانم کاری حاکمیت ایران مانع از ادامه این همکاری شد) در سال 1981 تشکیل گردید و فعلا مدعی جزایر ایرانی تنب بزرگ ، تنب کوچک و ابو موسی هستند .باید دانست مرزهای سیاسی خاور میانه که در اثر تجزیه خلافت عثمانی و با حال و هوای سیاسی و ژئوپولیتیک دوران مدرنیته شکل گرفته اینک زیر عنوان (خاور میانه بزرگ) و با دستاوردهای پست مدرنیسم در حال طراحی مجدد است و از آنجا که دو کریدور شمال – جنوب  و  شرقی – غربی جهان اولی شمال اروپا و روسیه را از طریق ایران به هندوستان متصل میکند و دومی ژاپن و چین را باز هم از طزیق ایران و ترکیه به اروپا پیوند میدهد بنابراین ناچاریم یا بکمک همسایگان ایرانی الاصل خود در تنظیم روابط آتی جهان که با طرحهای "وحدت منطقه ای" شکل میگیرد و به "تقسیم بین المللی کار" میانجامد شریک و سهیم باشیم یا سرنوشتی تلخ را انتظار بکشیم تا دیگران بر سرمان بیاورند ، ایران امروز محکوم به وحدت و یا تجزیه است و گاهشمار زیر میتواند الگوی مناسبی برای تشکیل فدراسیون پیشنهادی البته در زمانی بسیار کوتاه تر و فشرده تر باشد : 19سپتامبر 1946

نطق وینستون چرچیل در شهر زوریخ و پیشنهاد وی برای ایجاد ایالات متحداروپائی

17 مارس 1948

امضای پیمان بروکسل بین فرانسه و انگلستان که به پیدایش اتحادیه غربی انجامید

4 آوریل و 5 مه 1949

امضای پیمان اتلانتیک شمالی و اساسنامه شورای اروپا

18 آوریل 1951

امضای پیمان تاسیس جامعه ذغال و فولاد بین شش کشور اروپائی

27 مه 1952

امضای پیمان جامعه اروپائی دفاع، در پاریس

30 اوت 1954

رد طزح ارتش اروپائی در پارلمان فرانسه و تبدیل اتحادیه غربی با الحاق آلمان و ایتالیا

25 مارس 1957

امضای پیمان رم و تاسیس جامعه اقتصادی اروپا

4ژانویه 1960

امضای کنوانسیون استکهلم و ایجاد جامعه مبادله آزاد اروپا مرکب از هفت کشور

2نوامبر 1961

طرح فوشه برای وحدت سیاسی اروپا

14 ژانویه 1963

مخالفت دوگل با ورود انگلستان به بازار مشترک

10 سپتامبر 1968

گزارش ورنر در مورد چگونگی وحدت پولی اروپا

28 ژوئیه 1977

تقاضای اسپانیا برای ورود به جامعه اروپائی

اول ژانویه 1981

ورود یونان به بازار مشترک

14 ژوئن 1984

انتخابات پارلمان اروپا

14 آوریل 1987

تقاضای ترکیه برای ورود به بازار مشترک

19 ژوئن 1990

امضای پیمان شنگن

اول ژوئیه 1991

تقاضای سوئد برای ورود به جامعه اروپا

7فوریه 1992

امضای پیمان وحدت در ماستریخ

اول ژانویه 1998

یورو بعنوان پول رسمی اتحادیه اروپا به گردش در آمد

ژوئیه 2003

پذیرشصورت نهائی طرح قانون اساسی اروپا

سال 2004

افزایش شمار اعضا از 15 به 27 و تصویب قانون اساسی اروپائی

 

با تشکر از توجه جنابعالی – هرمز ممیزی


نقد و نظر () | ۱۳۸۳/۳/٢٠ - هرمز ممیزی |لينک به نوشته