مقالات سياسي و اجتماعي
صفحه نخست   ::   آرشيو  ::   تماس با من   
 
نقل از وبلاگ آقای زهری

گفت و گو
درسكوت خواهشين اين اتاق شرمگين
مي‌وزم چون شعر بر دامان لب‌هايت، ببين
مي‌نشيني رو ‌به‌ رويم، دست من بر دست‌هات
مي‌نشاني لا‌به‌لايي گيسوانم ياسمين
من به تو مي‌گويم از آوارها ترسيده‌ام
از ترک‌هايي كه افتاده‌است بر ذهن زمين
باز مي‌گويم كه اين تشويش ما را مي‌كشد
اين شب نامطمئن، اين دشنه‌هاي در كمين
باز از هر سوي باران مي‌رسد، سركش، عجول
بارشي بر سرنوشت گنگ گلدان‌هاي ظنين
تو ولي در بازوان ايمنت سر مي‌كشي
عطر گيسوي مرا حلقه به حلقه، چين به چين
چشم مي‌دوزي به آن سوي غبار جاده‌ها
از شيار پنجره، آرام لبريز از يقين
يك نفر؟... آري كسي خواهد رسيد از دور‌ها
تا بپاشد صبح بر رفتار تاريك زمين
باز خلوت، باز اتاق كوچك و آراممان
باز هم من مي‌و زم بر ترد لب‌هايت ببين
شکريه عرفانی، شاعر افغان [+]


نقد و نظر () | ۱۳۸۳/٢/۱٠ - هرمز ممیزی |لينک به نوشته