مقالات سياسي و اجتماعي
صفحه نخست   ::   آرشيو  ::   تماس با من   
 
تفريح و تنوع روز جمعه

ابلیس و حضرت سلیمان

حضرت سلیمان با همه مال و مکنت وشوکت و حشمتی که داشت ، از راه زنبیل بافی ارتزاق میکرد و برای گذران معاش خود از بیت المال چیزی نمیگرفت . شبی سلیمان در مناجات از خدا درخواست میکند که ابلیس را نیز مانند باد و باران و طبیعت در اختیار او بگذارد تا مردمان را از شر وسوسه های گمراه کننده اودر امان بدارد.تقاضای سلیمان مورد قبول خداوند قرار نمی گیرد ولی او باز هم پافشاری میکند و با تضرع و زاری اجابت خواهش خود را می طلبد ، سر انجام با درخواستش موافقت میشود و خدا اجازه میدهد که شیطان در اختیار سلیمان قرار گیرد . سلیمان ابلیس را به بند میکشد و به زندان میاندازد و چون از زنبیل بافی فراغت مییابد مطابق معمول زنبیل را توسط خادمش به بازار میفرستد . اما خریدار پیدا نمیشود و او آنشب گرسنه میخوابد روز بعد زنبیل بهتری میبافد و با زنبیل قبلی به بازار میفرستد که اینبار هر دو زنبیل بی خریدار میماند  . سلیمان دست نیاز به درگاه بی نیاز دراز میکند و متضرعانه میگوید : دو روزی است که از من زنبیل نخریده اند و من گرسنه مانده ام   . خدایا سبب چیست ؟ ندا مییاید که ای سلیمان، ابلیس مهتر بازار است و گرداننده آن ، اختلال بازار و توقف و رکود کارها از این روست که تو او را به بند کشیده ای .            

چون بود در بند، ابلیس پلید ،                 کی توان کردن، فروشی یا خرید؟  

کار دنیا جمله موقوف وی است                نهی منکر ، امر معروف وی است

                                                                               فریدالدین عطار                                        

 


نقد و نظر () | ۱۳۸٢/۱۱/۱٠ - هرمز ممیزی |لينک به نوشته