مقالات سياسي و اجتماعي
صفحه نخست   ::   آرشيو  ::   تماس با من   
 
مغضوبين حوزه و مصوبات اخير شوراي نگهبان

خداوند متعال در سوره حجرات آيه 13ميفرمايد “اي مردم ما همه شما را از مرد و زني آفريديم و آنگاه شعبه هاي بسيار و فرق مختلف گردانيديم تا يكديگر را بشناسيد . بزرگترين شما نزد خدا با تقواترين مردم اند .”همين يك آيه براي تائيد كنوانسيون جهاني حقوق كودك و رفع تبعيض از حقوق زن و پذيرش كليه مواد اعلاميه جهاني حقوق بشر كفايت ميكند اگر رساله هاي حوزه بگذارند.اما وقتي رساله ها را ورق ميزنيم ميبينيم چهار گروه از اين قاعده كلي پروردگارمثتثني شده اند كه به ترتيب عبارتند از برده و كافر وكودك و زن .البته با نگاهي واقعبينانه ، و تا حدودي عادلانه ،برده را اربابش ميتوانست آزاد كند،كافر هم ميتوانست با گرايش به دين مبين از عقوبت علما،خودش را برهاند ،كودك هم اگربختش بلند بود و از دست اجدادپدري جان سالم بدر ميبرد بالاخره بسن بلوغ ميرسيد و اتوماتيك مان محظوراتش بر طرف ميشد .در اين ميان تنها زنان هستند كه نمي توانند جنسيت خود را تغيير دهند در نتيجه فرو دستي آنها لاعلاج وابدي و وضعيت اجتماعي شان از همه وخيم تر مانده است. به تعريف فقها ، جايگاه زن در جامعه و خانواده منوط به ايفاي نقش بعنوان كنيز،همسر،مادر،خواهر ويا دختر است و گرنه زن بخودي خود صاحب هيچ حقي نيست وگويا خداوند در رحمت واسعه خود اسراف فرموده .بعد از مرگ سلطان ايوب در سال 647ه.ق. جنگهاي صليبي با لوئي نهم پادشاه فرانسه ادامه داشت . در اين ماجرا ذكاوت و هوشياري كنيز سلطان موسوم به “شجر الدر”كه مرگ پادشاه را پنهان داشت و خود بنام او فراميني صادر كرد تا تورانشاه پسر ايوب از بين النهرين به مصر رسيد وتوانست لشكريان صليبي رامحاصره و مغلوب و اسير كند و لوئي با پس دادن آنچه بدست آورده بود و نيز پرداخت غرامت هنگفت جان خود و تعدادي از همراهانش را نجات داد و چون تورانشاه در جنگ ديگري خود نيز كشته شد مردم مصر“شجرالدر ”را به سلطنت نشاندند ولي حضرت خليفه بغداد،“المستعصم”كه خود در اين قضايا هيچ دخالتي نداشت ،با سلطنت يك زن مخالفت كرد آن هم زني كه سابقا از كنيزان حرم خودش بود و پيشكش براي سلطان مصر فرستاده بود .بنابر اين طي نامه اي به مماليك مصر نوشت “ اگر مردي در ميان شما نمانده كه بتوانيد به سلطنت منصوب كنيد ، به ما بگوئيد تا يكي برايتان بفرستيم .”

 

                                                                                         هرمز مميزي

 

 


نقد و نظر () | ۱۳۸٢/٦/٢٩ - هرمز ممیزی |لينک به نوشته