مقالات سياسي و اجتماعي
صفحه نخست   ::   آرشيو  ::   تماس با من   
 
قرن بيست ويك

انديشه در وادي عمل و سپهر سياست
دانش و اگاهي ،براي دستيابي به زندگي متعادل ،بالنده و سعادتمندشرط لازمست ولي شرط كافي نيست .براي تحقق شرط كافي بايد به مقوله اي فراتر از علم و اگاهي يعني اراده و تصميم راسخ و صادقانه همت گماشت،زيرا اين فقط قصد ونيت واراده است كه فاصله خالي بين علم و عمل را پر ميكند امروز كمبود اخلاص در نيت گويندگان،دفاع از مردمسالاري ديني راحقيقتا به موضوعي مساله دار و تعارض آميز تبديل كرده ومتاسفانه تناقض بين اين دو آنچنان در ذهن بسياري از جوانان جاافتاده كه جز پوزخند، پاسخي به گوينده ساده لوحي نظير بنده بيخبر از همه جاتحويل نميدهند .البته نظريه پردازان دموكراسي معتقدنددر قرن بيست ويكم ،دفاع از نقض حقوق اساسي افراد،توسط دولتهايشان، روز به روز مشكلتر ميشود، زيراجهان در حال خلق فرصتي تازه، براي توسعه شهروندي و روابط جديد انساني است وجذابيت دنياي جديد در اينست كه روابط مشورتي و بدون محدوديت با ديگران برقرارميكند .ميگويند يك فرد ميتواند هويتهاي مدني چند گانه اي داشته باشد و وفاداريهاي چند گانه اي را احساس نمايد، يعني همچنانكه بعضي ها هم مسلمانند و هم ديكتاتورو از بيان آنهم هيچ احساس شرم نميكنندو خجالت نميكشند و در وادي عمل ميكوشند،تا حرف خودشان را بهر قيمتي ، حتي با جنايت وآدم كشي ،به كرسي بنشانند ،عده ايهم ميتوانند هم مسلمان باشند و هم دموكرات ،كه اگر جز اين بود، معلوم نبود تكليف اكثريت مردم ايران چه ميشد كه هم خواهان دين هستند وهم آزادي .البته با توجه به تغييرات اجتماعي سريعي كه در حال دگرگون ساختن روابط انساني است ،از اين پس احزاب سياسي وجنبش هاي اجتماعي ،به اميد خدا ، گروههاي فشار را پس زده و حركت بسوي جامعه مردم سالار را شكل ميدهند .زيرا نظم قانوني كشورهائي كه به تبعيت از دوران پيش از مدرن ،حول منافع حاكميت سازمان دهي شده و منافع حكام را بر منافع مردم و جامعه مقدم ميداند ،در حال فرو ريختن است و چون دموكراسي،همانطور كه دكتر آقاجري در كتاب حكومت ديني و حكومت دموكراتيك استدلال ميكندخودنوعي متدولوژي اجتماعي و نه ايده ئولوژي است ،بنابر اين در غالب كشورها ي آزادو دموكراسيهاي در حال ظهور، بروزشش انديشه ايده ئولوژيك ،براي تاسيس احزاب با معنا، قابل تصور است ،كه ميتوان به 1 ناسيوناليزم(حافظ منافع ملي) ، 2سوسياليزم (حافظ منافع طبقاتي)، 3انديشه توسعه (حافظ منافع جهان سوم) 4اسلام سياسي (حافظ منافع كشورهاي اسلامي) 5-سبزها(حافظ طبيعت )6جهاني شدن(حافظ منافع جهاني) اشاره كرد، ولي فعلاايده ئولوژيهاي واقعا موجود ،در ايران واغلب كشورهاي جهان سوم ، متاسفانه از دو دسته وگروه فراتر نميرود:
1 – طرفداران شمردن سرها 2 – طرفداران شكستن سرها،البته بايد دانست، مرزهاي ميان جوامع گوناگون سياسي تا ابد بسته نمي ماند و بسياري از حقوق و مسئوليتهاي شهروندي ،عمق و ژرفاي تازه اي مييابند و اين دگرگوني ژرف جهاني ،كه در حال خلق فرصتي تازه، براي توسعه روابط انساني است، هم اكنون در حال گسترش بسوي ايرانست .جذابيت شهروندي در اينست كه همگي مارا تشويق ميكند ،فارغ از هويت هاي پوچ و بي معني ،نظير خودي و غير خودي، روابطي مشورتي و بدون محدوديت با ديگران بر قرار كنيم و روابط سركوبگرانه تاريخي را ،آگاهانه به روابطي مبتني بر مشاركت در شنيدن آراء موافق و مخالف و انتخاب احسن بنا به تشخيص اكثريت و اجراي آن بدون كم بها دادن و طرد اقليت ،به( قانون )تبديل نمائيم كه قرآن مجيد نيز به مسلمانان چنين توصيه اي نموده ،واينك كه مردم آن را درك كرده اند ،بايد دعا كنيم تا قدرتمندان سلطه گرنيز ،تجاهل نفرموده ودست ازايده ئولوژي شكستن سرها بردارند. همانطور كه يك تيم ورزشي ،ميتواند شور و وفاداري اغلب اعضاءيك اجتماع را برانگيزد، جبهه ملي ايران نيزبعنوان ساختاري كه از بطن آن انديشه هاي سياسي توليد و جوانه ميزند،معتقد است و ميكوشد ،تا روابط سركوبگرانه رابسرعت به روابطي مبتني بر مشاركت و اتفاق نظر براي شنيدن آراء مخالف تبديل كند، زيرا خشونت كه قبل از همه در حكومت متمركز بود ه و هست ،امروز كاملا رنگ باخته و حكومتها ديگر چاره اي ندارند ،جزآنكه روابط سركوبگرانه را به روابطي مبتني بر مشاركت تبديل نمايند . ديگر نميتوان در يك حوزه بدنبال روابط خوب و سنجيده بود و در حوزه ديگر به زوروحشيانه اتكا كرد .مرزهاي ميان جوامع سياسي نيز، كه سابقا مرزهاي بسته اي بودند امروز فرو ريخته و ديگر بسته نمي مانند، زيرا مسئوليت راي دادن با ضرورت انجام خدمت به جامعه ،در هم آميخته و مردم فقط بشرطي و به كساني راي ميدهند كه از توان خدمتگذاري و عدم زور گوئي آنها اطمينان پيدا كنند .اين بحث ما را به موضع هگل ميرساند كه ميگفت :آزادي در پايان كار است ،پس از آنكه همه مراحل نفي وانكار پشت سر گذاشته شوند.
سامان سياسي را با استفاده از چند منبع و اجزاءكثير فرهنگي بايد ساخت
اعتماد متقابل ،بعنوان شالوده حقوق و مسئوليت ها براي پاسخگوئي به چالشهاي امروز ضرورت بيشتري يافته و مردمسالاري و حفلظت از حقوق بشر، تقصيرات نخبگان سياسي را ،نمايان تر از هميشه، به چالش كشيده است . در دنيائي كه حتي حيوانات و گونه هاي طبيعي داراي حقوق هستند ،ديگر نميتوان انسانها را مورد ظلم و اجحاف قرار داد ،انهم فقط به اين دليل كه چرا سياسي مي انديشند و چرا از عالم حيواني فراتر رفته اند ؟ آيا حقوق مختص مادون انسان است ؟ در گوشه چپ تابلو مشهور اوربينوشلاق خوردن ؛پي يرو؛ را ميبيني و در سمت راست شاهد منظره اي از اجتماع فرهيختگان دوره رنسانس هستيم كه هيچ اعتنائي به رنجهاي او ندارند ولي مثل آقاي رئيس جمهورخودمان ،دائما ازضرورت آزادي براي مردم سخن ميگويند .دين همواره ظرفيت و استعدادقبول اشكال گوناگون و متنوعي از حكومت استبدادي و خود كامه يا دموكراتيك و آزاد را داشته اماامروز جمع قدرت و ثروت ودين عرصه را بشدت بر مردم تنگ كرده و وظيفه كساني را كه به راستي هم دغدغه دين و هم دغدغه حكومت دموكراتيك را با هم دارند، دشوار نموده است .به ويژه آنكه طي بيست وپنج سال اخير متاسفانه از دين ،بعنوان توجيه گر سركوب داخلي و ستيز خارجي ،بهره ها برده اند و پيش بيني آيت الله نائيني در كتاب تنبيه الامه و تنزيه المله كه شعبه استبداد ديني را، بدتر از استبداد سياسي خوانده بود، تجسم عيني بخشيدند .اگر كارهائي را كه از علائم باليني القاعده و طالبان ميباشدوايده ئولوژي شكستن سرها را تبليغ ميكند ،درهر فرصتي كه پيش ميايددور نياندازيم و اگر مرزهاي قلابي وساختگي درون جامعه را ،بسرعت مرتفع نكنيم ،اين خطر بسيار جديست كه مرزهاي جغرافيائي ميهن بهم ريزد .امروز بايد ؛مديريت بحران؛ را با؛مديريت زمان؛تلفيق كنيم چرا كه به زعم امام علي ع ؛هرلحظه كه ميگذرد ،جزئي از زندگي است،پس تلاش كن اين لحظه را براي سعادت بكار بندي؛. همه ما ميتوانيم با فشرده تر كردن وظايف خود در زماني كوتاهتر ،در نيروي فكري و ذهني مان صرفه جوئي كنيم و از آن در موارد مهمتر بهره مند شويم .ماقادريم با برنامه ريزي آينده نا مشخص را به زمان حال بياوريم .مفهوم برنامه ريزي اين نيست كه به انتظار فرصتهائي كامل و آسوده بنشينيم ،چنين فرصتهائي شايد هرگز بوجود نيايد ،بلكه بايد در لابلاي كارهاي روزانه ،دائما مترصد بهره مند شدن از هر فرصتي ،حتي كوچك و اندك باشيم.هر چه از مغز هاي خوددر وادي عمل و سپهر سياست بيشتر استفاده كنيم، اين نعمت الهي، افزونتر و راهگشاتر خواهد شد.
كارشناس ارشد مديريت هرمز مميزي



نقد و نظر () | ۱۳۸٢/٤/۳ - هرمز ممیزی |لينک به نوشته