مقالات سياسي و اجتماعي
صفحه نخست   ::   آرشيو  ::   تماس با من   
 
سنگسار

STONING TO DEATH  سنگسار

فقها بر این باورند که احادیث را با قرآن مقابله کنید اگر مطابق قرآن باشد صحیح وگرنه جعلی و دست ساز است . وقتی آقای لاریجانی دبیر ستاد حقوق بشر قوه قضائیه صراحتا گفت " خجالت نمیکشیم حکم سنگسار را اجرا کنیم نگارنده برای آنکه تحمیل عقیده خود بر قرآن نکرده باشم با مراجعه مجدد به قرآن مجید مشاهده نمودم که واژه سنگسار پنج بار به ترتیب زیر : سوره کهف آیه بیست ، سوره مریم آیه 46 ،سوره شعرا آیه 116، سوره یس آیه 18 و سوره دخان آیه 20 بکار رفته ولی نکته جالب توجه اینکه از دیدگاه الهی هر پنج بار عمل سنگسار حرکتی استکباری ، زشت و کراهت آمیز است که از ناحیه فرعون و یا کفار برای تهدید خداپرستان نازل شده است . حال ببینیم چرا علمای شورای نگهبان که میباید انس با قرآن داشته باشند تحت تاثیر حدیثی منقول از عایشه صراحت قرآن را نادیده گرفته و عمل وحشیانه سنگسار را قانونی نمودند.

 

از عایشه نقل شده است[۱۱][۱۲]:

وقتی آیات مربوط به رجم (سنگسار) و "رضع کبیر" نازل شده بودند، آنها را بر روی کاغذی نوشته بودند و زیر بالین من قرار داشت. بعد از وفات پیغمبر، درحالی که ما مشغول به سوگواری برای پیغمبر بودیم یک بز آن قطعه کاغذ را خورد.

 

یکى دیگر از شاهکارهاى عایشه این است که مى‏گفت:

زن مى‏تواند پسر بالغى را شیر دهد و با این شیر دادن، آن پسر به منزله فرزند او مى‏باشد! او براى این ادعایش هم به قرآن

 

(!) و هم به سنت استشهاد مى‏کرد.

الف - قرآن: عایشه مى‏گوید:

که آیه رضاع کبیر یعنى زنى جهت محرم شدن، پسر بزرگى و یا مردى را شیر دهد!

 11-  سنن ابن ماجه جلد دوم  صفحه  39  چاپ کراچی11 

12 – مسند امام احمد جلد 6 صفحه 269 چاپ بیروت


نقد و نظر () | ۱۳٩۳/٢/٩ - هرمز ممیزی |لينک به نوشته

مشروعیت ، مقبولیت

مشروعیت ، مقبولیت / Lawful /legitimacy

 

 

در تئوری حکومت های مدرن، طبقات حاکم میکوشند تا برای قدرت خود مبنائی اخلاقی و قانونی عرضه کنند که مورد قبول و شناسائی عموم مردم باشد زیرا این طبقات متوجه شده اند که صرفا بر اساس تصاحب عملی قدرت نمیتوانند قدرت خویش را توجیه کنند بلکه نیازمند مشروعیت یا مقبولیت متواتر مردمی آنهم در فاصله هر چهار یا پنج سال یکبار میباشند .

تا پایان قرون وسطی در اروپا و متاسفانه اخیرا بعضی از فقها در ایران مشروعیت دولتها را بر اساس سلسله طولی که از خداوند مایه میگیرد قلمداد کرده اند و نظریه غیر علمی و غیر شرعی ( کشف) را در برابر اصل اسلامی و قرآنی ( بیعت )قرار داده اند که هم در آیه دهم از سوره مبارکه فتح آمده و هم در سنت و فرهنگ اسلامی و به ویژه در مذهب شیعه از جایگاه والائی برخوردار است بطوریکه حضرت پیامبر پس از فتح مکه با مردان و زنان نیز بیعت نمود ولی این تنها بیعت پیامبر نیست بلکه ایشان در جریان بیعت النساء از دوازده تن اهالی مکه که به مدینه آمده بودند بیعت گرفتند که دختران را نکشند و در بیعت حدیبیه مسلمانان پذیرفتند که در سال ششم هجری بدون بجا آوردن حج به مدینه برگردند و سال دیگر به مکه آیند . در موارد بسیار دیگری نظیر بیعت الحرب ،بیعت الرضوان ،بیعت الشجره ، بیعت عام ، بیعت عشیره و بیعت عقبه به کسب رای و نظر مردم اعم از موافق و مخالف بهاء میدادند اینک با یاد آوری اصل 111 قانون اساسی به عنوان تنها راه خروج از وضعیت بحرانی اضافه میکنم  از چهار خلیفه ای که در صدر اسلام پس از پیامبر زمامدار مسلمین بودند ، فقط یکی با اقبال عمومی بر کرسی خلافت نشست آنهم امام علی ع خلیفه چهارم بود از سه نفر دیگر ، یکیشان با یک شورای پنج نفره انتخاب شد و بعد بقیه مردم با او بیعت نمودند و اینگونه نبود که همگان او را انتخاب کنند . خلیفه دوم توسط خلیفه اول منصوب شد و انتخاباتی در کار نبود . خلیفه سوم توسط یک شورای شش نفره ( منصوب خلیفه دوم) برگزیده شد و باز انتخاباتی در کار نبود .


نقد و نظر () | ۱۳٩۳/٢/٧ - هرمز ممیزی |لينک به نوشته