مقالات سياسي و اجتماعي
صفحه نخست   ::   آرشيو  ::   تماس با من   
 
فرار مغزها

Brain drain /فرارمغزها /

پدیده فرار مغزها در تمام کشورهای فاقد توسعه سیاسی رواج دارد ولی متاسفانه بر اساس آمار سازمان ملل متحد ، ایران در زمینه فرار نخبگان دارای رتبه نخست در سطح جهان است  ! بسیاری از محققان به تاثیر نقش عوامل سیاسی ، اقتصادی ، اجتماعی ، علمی و فرهنگی اشاره کرده اند اما به ویژه بر شرایط مختنق سیاسی تاکید نموده اند ، هر چه در جامعه ای سطح توسعه سیاسی بالاتر باشد از میزان فرار نخبگانش کاسته و متقابلا هر چه سطح توسعه سیاسی پائین تر باشد سرمایه های انسانی بیشتری به فرار تمایل پیدا میکنند . پنج کشور آمریکا،کانادا ، آلمان ،فرانسه و استرالیا بیشترین جذابیت ها را برای نخبگان جهان فراهم کرده اند و در آنها عوامل کشش بیشتر از سایر نقاط دنیا است و قدرتمند بود ن عامل دفع هرگونه اندیشه و نو آوری سیاسی در ایران و به ویژه نگاه انحصاری و تمامت خواه قانون اساسی به قشری خاص از مردم سبب مهاجرت عده بیشماری از متخصصان ایرانی شده است .

فرار مغزها به مهاجرت متخصصین و نخبگان علمی گفته می‌شود که یکی از معضلات اجتماعی، اقتصادی و آموزشی جهان سوم و به ویژه ایران است. بنابر آمار مجلس شورای اسلامی در سال ۱۳۸۹، ۶۰ هزار نفر از ایرانیانی که در این سال مهاجرت کرده اند در زمرهٔ مهاجران نخبه دسته‌بندی می‌شوند. این افراد غالباً دارای مقام‌هایی در المپیادهای علمی بوده و یا جزء نفرات برتر کنکور و یا دانشگاه‌ها می‌باشند.

با وجود آنکه تلاش شده از این روند کاسته شود، اما درصدقابل توجهی از دانش‌آموختگان علمی هنوز مایلند به کشورهای پیشرفته مهاجرت کنند. صندوق بین‌المللی پول در گزارش سال ۲۰۰۹ خود اعلام کرده‌است ایران به لحاظ مهاجرت نخبگان، در میان ۹۱ کشور در حال توسعه یا توسعه نیافته جهان، مقام نخست را داراست. این در حالیست که محمود احمدی نژاد وجود فرار مغزها را نامهم تلقی می‌کند و برخی مسئولان حتی وجود فرار مغزها از ایران را منتفی می‌دانند.

صندوق بین‌المللی پول، بیکاری، سطح پائین درآمد اساتید و نخبگان، نارسائی‌های مالی و اداری، کمبود امکانات تخصصی-علمی و بی ثباتی سیاسی و اجتماعی را از جمله دلایل مهاجرت ایرانیان ذکر کرده است

پیشینه

فرار مغزها پس از انقلاب اسلامی ایران و در جریان انقلاب فرهنگی نخست با سخنرانی آیت‌الله خمینی اذهان عمومی را به خود جلب نمود

«منافقین هی می‌گویند مغزها دارند فرار می‌کنند. به جهنم که فرار می‌کنند. این دانشگاه رفته‌ها، اینها که همه اش دم از علم و تمدن غرب می‌زنند، بگذارید بروند. ما این علم و دانش غرب را نمی‌خواهیم. اگر شما هم میدانید که اینجا جایتان نیست فرار کنید. راهتان باز است.»

پس از جنگ ایران و عراق، فرار مغزها افزایش یافت. در سال ۲۰۰۶، محمود احمدی‌نژاد با سیاستهای جدیدبا شعار «زدودن دانشگاه‌ها از عوامل نفوذ لیبرال و سکولار غرب» اقدام به بازنشسته سازی اجباری بسیاری از اساتید و هیئت علمی دانشگاه‌ها و جایگرینی آنها نمود. برخی کارشناسان، سیاستهای او را از عوامل مستقیم افزایش فرار مغزها دانسته‌اند

نگاه آماری

ایران از نظر فرار مغزها در صدر کشورهای جهان قرار دارد، حدود ۲۵٪ از کل ایرانیان تحصیل کرده هم اکنون در کشورهای توسعه یافته زندگی می کنند. طبق آمار صندوق بین‌المللی پول، سالانه بین ۱۵۰ تا ۱۸۰ هزار نفر از ایرانیان تحصیل کرده برای خروج از ایران اقدام می‌کنند و ایران از نظر فرار مغزها در بین ۹۱ کشور در حال توسعه و توسعه نیافته جهان مقام اول را از آن خود کرده‌است. خروج سالانه ۱۵۰ تا ۱۸۰ هزار ایرانی با تحصیلات عالی از این کشور معادل خروج ۵۰ میلیارد دلار سرمایه سالیانه از این کشور است.  در سال ۱۳۸۸ وزارت علوم ایران اعلام کرد از ابتدای انقلاب ۱۳۵۷، از میان ۱۲ هزار دانشجویی که با هزینه دولت به کشورهای مختلف رفتند ۴۰۰ نفر باز نگشته‌اند و همچنین ۶۰ هزار دانشجوی ایرانی خارج از ایران تحصیل می‌کنند.طبق آمارهای رسمی نسبت خروج فارغ التحصیلان از ایران به تعداد کل این افراد، ۱۵ درصد است.

در سال ۲۰۰۶ میلادی، ۵٫۱٪ از تولید ناخالص داخلی صرف نیازهای آموزشی کشور شد که در مقایسه با دیگر کشورهای جهان در جایگاه رتبه ۶۷ قرار داشت. خسارتی که حاصل از فرار مغزهای ایرانی به خارج از کشور می‌شود ده‌ها میلیارد دلار در سال برآورد شده‌است.

طبق آمار منتشره از سازمانها و نهادهای دولتی مثل هفته نامه سازمان مدیریت و برنامه ریزی، ۹۰ نفر از ۱۲۵ دانش آموزی که در سه سال گذشته در المپیادهای جهانی رتبه کسب کرده‌اند، هم اکنون در دانشگاه‌های آمریکا تحصیل می‌کنند. بسیاری از آنان هرگز به ایران جهت زندگی دائم باز نمی‌گردند.

طبق آمار صندوق بین‌المللی پول هم اکنون بیش از ۲۵۰ هزار مهندس و پزشک ایرانی و بیش از ۱۷۰ هزار ایرانی با تحصیلات عالیه در آمریکا زندگی می‌کنند و طبق آمار رسمی اداره گذرنامه، در سال ۸۷ روزانه ۱۵ کارشناس ارشد، ۳/۲ دکترا و در مجموع ۵۴۷۵ نفر لیسانس از کشور مهاجرت کردند. گزارش صندوق بین‌المللی پول در ادامه افزوده‌است که بیش از ۱۵٪ سرمایه‌های انسانی ایران به آمریکا و ۲۵٪ به کشورهای عضو سازمان توسعه و همکاری اقتصادی اروپا مهاجرت می‌کنند.

دست‌کم حدود چهار میلیون ایرانی در خارج از ایران زندگی می‌کنند. در این میان، ایرانیان خارج از کشور در آمریکا از نظر درآمدی در بین مهاجرین از برترین گروه‌ها هستند.که ۳۰ درصد از این افراد در زمینه مدیریت و ۲۰ درصد در زمینه تکنیک‌ها و امور دانشگاهی مشغول به کار هستند. همینطور از مجموع صدهزار ایرانی در آلمان در سالهای گذشته ۲۰۰۰ جلد کتاب منتشر شده، در حالیکه از بین ۲ میلیون ترک مهاجر آلمان تنها ۱۰۰ جلد کتاب منتشر شده‌است

عوامل

علل اصلی جذب شدن نخبگان ایرانی به مراکز علمی سایر کشورها را می‌توان در موارد زیر خلاصه نمود:

بی توجهی به ماهیت علم

در ایران آن قدر که در رسانه‌ها مثلاً از ورزشکاران تجلیل می‌شود، به چهره‌های علمی، استادان برجسته و دانشمندان توجه نمی‌شود.

بی توجهی به پژوهش

یکی دیگر از این عوامل است. یکی از عواملی که دانشجویان بسیاری را به کشور آمریکا می‌کشاند، عامل امکانات تحصیلی ـ تحقیقی و اعطای کمک‌های تحصیلی و رفاهی است. در سال‌های پس از انقلاب ایران، تعداد دانشگاه‌های داخل کشور بدون هیچ گونه برنامه مدوّنی و یا تناسب رشته‌ها با مشاغل، گسترش یافته‌اند و توجّه بیشتر به سمت معیارهای کمّی بوده‌است تا کیفی.به روز نبودن اطلاعات، استفاده از روش‌های سنتی و قدیمی و ابزارهای غیراستاندارد، پایین بودن سطح تحقیقات و پژوهش در مراکز علمی، عدم هماهنگی بین تحقیقات و کاربرد آنها، تخصیص بودجه ناکافی به امر تحقیق و پژوهش و گسترش و ترویج مدرک گرایی، از عوامل دیگری هستند که بیشترین نارضایتی را در بین دانشجویان، به دنبال داشته‌است.

عوامل اقتصادی

مسلّما یکی از عوامل اساسی که اکثر فرزانگان را جذب کشورهای دیگر می‌کند، عوامل اقتصادی و فقر است. وقتی که میزان حقوق یک متخصص در خارج، ده‌ها برابر حقوق همان شخص در ایران است، مسلما بعضی از متخصصان به فکر مهاجرت به آن کشور خواهند بود.

خدمت اجباری طولانی

مسلم است که هیچ یک از نخبگان که احتمالا برای دقایق عمر خود برنامه ریزی داشته اند حاظر نیستند دو سال از عمر خود را در خدمت سربازی اجباری به بطالت و فراموشی آموخته های خود سپری کنند.

عوامل سیاسی و قانونی

از عوامل دیگر مهاجرت، کافی نبودن مصونیت‌های سیاسی و اجتماعی جهت اظهار نظرهای علمی و نیز حاکمیت گروه‌های سیاسی (به جای علمی) بر دانشگاه‌ها و مراکز علمی و همچنین بی ثباتی یا قدیمی بودن قوانین در بُعد اجرایی، و از لحاظ قضایی، طولانی بودن دادرسی در سیستم قضایی ایران است.

عدم شایسته سالاری

واگذاری بسیاری از مشاغل به افراد فاقد صلاحیت و یا کم صلاحیت، واگذاری مشاغل بر اساس رابطه، عدم تطابق شغل با تخصص در رشته افراد، بوروکراسی (کاغذ بازی) دولتی و انحصاری شدن مشاغل، از دیگر عواملی هستند که به مهاجرت نخبگان از کشور، کمک کرده‌است.

انحصارات دولتی

یکی دیگر از عوامل مهاجرت نخبگان انحصارات دولتی است. به طوری که در سال‌های پس از انقلاب، از طرفی دولت به دلیل کوچک سازی، از جذب نخبگان سر باز زده‌است و از طرف دیگر روند واگذاری فعالیت‌های کشور به بخش خصوصی به کندی پیش رفته‌است.

میزان امید به آینده

هرچه امید به آینده، بیشتر باشد، میزان مهاجرت کمتر می‌شود. امید به آینده جوانان در رابطه با شغل آینده شان، میزان درآمد آنها، توانایی تشکیل زندگی، ازدواج، خرید مسکن، و... تأثیرگذارند و سرانجام امنیت کشور نیز در فرار مغزها بی تأثیر نیست. افراد، معمولاً جذب کشورهایی می‌شوند که از لحاظ جذابیت و امید به آینده روشن، اطمینان بیشتری داشته باشند.

اقدامات پیشگیرانه

در سال ۱۳۸۸، دانشگاه صنعتی شریف طی اطلاعیه‌ای از تمامی دانشجویان مقطع کارشناسی و کارشناسی ارشد که جهت ادامه تحصیل، از ۲۰ دانشگاه برتر دنیا پذیرش همراه با بورس گرفته‌اند، دعوت بعمل آورد که بدون آزمون ورودی و در چارچوب آئین‌نامه استعداد درخشان ادامه تحصیل دهند. این پذیرش از ترم پاییز سال تحصیلی ۸۹-۱۳۸۸ آغاز شد.

محمدحسن دوگانی، رئیس کمیته جلوگیری از خروج نخبگان، در تیرماه ۱۳۸۹ اظهار کرد این کمیته در حال تدوین طرحی برای ارائه به مجلس شورای اسلامی است که در صورت تایید می‌توان انگیزه‌های لازم مادی و معنوی را برای جلوگیری تدریجی از خروج نخبگان فراهم کرد.[


نقد و نظر () | ۱۳٩٢/۱٠/٢٥ - هرمز ممیزی |لينک به نوشته

رانت

رانت //  

rentier

رانت درآمدی است که برای تحصیل آن ، کوشش و کار لازم همراه با نظم و خلاقیت و برنامه ریزی شکل نگرفته باشد و در مفهوم اروپائی به صاحبان مستغلات که از اجاره آن بهره مند میشوند گفته میشود ولی در ایران منظور گویندگان و نویسندگان از واژه رانت " مداخل " است که معادل آن را در هیچ فرهنگ اروپائی نمیتوان یافت زیرا مداخل نه انعام است ، نه مژدگانی نه سیروسات، یکی از ویژگیهای مشاغل و پست های حساس دولتی است که در مدتی کوتاه ثروتی افسانه ای برای متصدی فراهم می آورد .

 مدیریت در دو محیط رانتی و غیر رانتی کاملا دو شکل و محتوای متفاوت دارد .رانت خواری، رایگان طلبی و مفت خواری خلاف آموزه های علم مدیریت است  که  در محیط غیر رانتی که محیطی مبتنی بر رقابت است کاملا ملاحظه و اعمال میشود حال آنکه در محیط رانتی برنامه ریزی های مدیریتی فقط جنبه نمایشی و تشریفاتی دارند ، بهره وری و کارائی و شایستگی اساسا مطرح نیست چرا که دولت همه جا در اقتصاد حضور دارد و هم اوست که میتواند در هر بخشی که ناکار آمدی بوجود آید ، با تکیه به رانت ناکارائی را پنهان نموده و شرکتها یا بخش های زیان ده را باز هم سرپا نگهدارد .گسترش فساد و رشوه از مشخصات عمده اقتصاد مبتنی بررانت است

همچنین واژه رانتیر به دولتی اطلاق میشود که بخش اصلی درآمدش را از یک منبع مثل نفت خام ، گاز و یا الماس به دست میاورد و ویژگی درآمدهای رانتی اینست که دولت را با فعالیتهای اقتصادی جامعه و به تبع آن درآمدهای مالیاتی بیگانه و بی نیاز میکند و در نتیجه روز به روز فاصله بیشتری بین دولت و ملت ایجاد میشود و دولت هویتی مستقل از مردم پیدا میکند .

واژه رانت نخستین بار توسط آدام اسمیت و در قرن 18 م وارد اقتصاد شد . در اقتصاد های مدرن بیش از 90% از درآمدهای دولت از محل مالیات شهروندان به دست مییاید اما در اقتصادهای رانتی کمتر از 20% از درآمدهای دولت را مالیات شهروندان تشکیل میدهد . در دولتهای رانتیه به دلیل غیبت مالیات ، شهروندان انگیزه کمی برای فشار به دولتها در زمینه مسئولیت پذیری و یا پاسخ گوئی به نیازهایشان دارند و در چنین محیط نابرابر و غیر رقابتی ، احزاب نیز نمیتوانند به شکلی پایدار و محکم ریشه کنند و در نتیجه دولت جامعه را بسوی پوپولیسم هدایت میکند . در دولتهای رانتیر هم تولید کم است هم مالیات هم فعالیت احزاب و هم رقابتهای سیاسی و اقتصادی ، بهره وری ، کارائی و شایسته سالاری که اساسا مطرح نیست و دولت نیزهمواره غیر پاسخگو است . رادیو ، تلویزیون ، روزنامه ها حتی دین و اخلاق و موسیقی و سینما، شعر و هنرهای دیگر را دولت به پشتوانه درآمد سرشار خویش از منبع رانت یا به خدمت خود میگیرد و یا خاموش میکند ، در چنین فضائی حق انتخاب سیاسی به شهروندان داده نمیشود و انتخابات به شکل مهندسی اداره میشود . در نظامهای مبتنی بر رانت ، قضاوت عادلانه و بیطرفانه به وجود نمی آید و امنیت سیاسی و اقتصادی همواره در معرض فروپاشی است . شرکتهای خصوصی ، شهامت سرمایه  گزاری را از دست میدهند روحیه کار ، تلاش و کوشش و خلاقیت و نظام شایسته سالاری نابود میشود اما فساد حرف اول را میزند .


نقد و نظر () | ۱۳٩٢/۱٠/٢٤ - هرمز ممیزی |لينک به نوشته

حباب قیمت

Price bubble //حباب قیمت

 

حباب قیمت داد و ستد با نرخ بسیار گرانتر از ارزش واقعی مورد معامله است که در سطح جامعه همه‌گیر می‌شود. چون تعیین ارزش واقعی، کار دشواری است معمولاً پس از افت ناگهانی قیمت و به اصطلاح ترکیدن حباب متوجه وجود حباب می‌شوند. ویژگی حباب، موقّتی بودن آن است.

حباب سکه

از نظر کلی، براساس نظریّهٔ احمق‌تر از من حباب سکّه تا زمانی که «ناآگاه‌تر از من» در بازار موجود باشد، دوام خواهد یافت و زمانی که دورهٔ ناآگاهان به پایان برسد، حباب سکه در دستان آخرین ناآگاه از نسل ناآگاهان بازار خواهد ترکید. از نظر محاسباتی با دانستن دو متغیّر قیمت جهانی طلا و نرخ ارز و با داشتن ثابت‌هایی مانند وزن و عیار سکه، قیمت سکه حساب می‌شود. برخی، اختلاف قیمت سکه در بازار با این قیمت محاسبه شده را حباب سکه می‌نامند

حباب دلار

  • در شرایطی که قیمت هر اونس طلا در بازار جهانی کاهش پیدا می‌کند، قیمت سکه در داخل کشور بالا می‌رود. این افزایش قیمت سکه در بازار داخلی ناشی از رشد قیمت دلار در بازار ارز است.
  • اگر قیمت واقعی سکه بر مبنای قیمت دولتی محاسبه شود یعنی نوسان نرخ ارز در شرایطی که ارز دو نرخی در بازار رواج پیدا کرده است از قیمت سکه کسر شود قیمت سکه پایین‌تر از قیمتی قرار می‌گیرد که در بازار وجود دارد.

حباب مسکن

حباب در بازار مسکن هنگامی رخ می‌دهد که فاصلهٔ زیاد میان قیمت‌های عرضه و تقاضای مسکن به وجود می‌آید به طوری که این افزایش قیمت بسیار فراتر از قدرت خرید عموم مردم است. در شرایط تورّمی ترکیدن حباب مسکن بدین شکل است که قیمت مسکن ثابت می‌ماند و قیمت سایر کالاها افزایش می‌یابد. در این شرایط قیمت واقعی مسکن افت کرده است. راه‌های جلوگیری از بزرگ شدن حباب قیمت کاهش حجم نقدینگی و افزایش نرخ بهره است.

حباب بورس

دسته‌ای از شرکت‌ها هستند که از نظر بنیادی موقعیت خوبی ندارند و توسط گروهی از سرمایه‌گذاران قیمت سهامشان رشد می‌کند و دچار حباب می‌شوند. این گروه از سهام که از چشم‌انداز مطلوب و تولید و پروژهٔ خاصی برخوردار نیستند بدون دلیل خاصی با رشد نسبت P/E مواجهند.[۷] بهترین مثال دراین قضیه حباب گل لاله در سال ۱۶۳۷ بود.

حباب لاله

جنون گل لاله

وقتی اسم گل لاله می‌آید همه به هلند فکر می‌کنند. تعداد زیادی از مردم نمی‌دانند که گل لاله بومی هلند نیست. در سال ۱۵۹۳ اولین پیاز گل لاله از ترکیه به هلند وارد شد و به سرعت به نمادی از ثروت و پادشاهی تبدیل شد و با معامله گل لاله در آمستردام به یک هیجان عمومی تبدیل شد.

به سرعت این هیجان عمومی تبدیل به یک حباب اقتصادی شد. در سال ۱۶۳۶ یک پیاز گل لاله ارزشی معادل این ارقام داشت : ۴۰۰۰ پوند (هر پوند نزدیک به نیم کیلو) گندم، ۱۶ هزار پوند گندم سیاه ، ۱۲ گوسفند چاق ، ۲ گراز، ۲ تن کره ، هزار پوند پنیر.

در اوج این حباب قیمتی ، یک سمپر آگوستوس (پیاز گل لاله) به قیمت ۶۰۰۰ فلورین فروش رفت. درآمد سالیانهٔ متوسط یک هلندی در آن زمان ۱۵۰ فلورین بود. به این معنی است که یک پیاز گل لاله ۴۰ برابر درآمد متوسط سالیانه یک هلندی بود. برای اینکه بهتر درک کنید فرض کند درآمد متوسط سالیانه امریکایی ها ۴۵۰۰۰ دلار است، در نتیجه یک پیاز گل لاله به قیمت امروزی برابر با ۱٫۸ میلیون دلار می‌شود.

خیلی زود مردم متوجه دیوانگی‌شان شدند و پول اسمارت یا هوشمند شروع به فروش کردند. در عرض چند هفته قیمت پیاز گل به ارزش واقعی خود رسید به طوریکه می‌شد چند پیاز گل لاله را با یک فلورین خرید.


نقد و نظر () | ۱۳٩٢/۱٠/٢۳ - هرمز ممیزی |لينک به نوشته

دموکراسی

Democracy //دموکراسی

عطف به نوشته ویکی پدیا دموکراسی  یک روش حکومتی است برای مدیریت کم خطا بر مردم حق مدار. که در آن فرد یا گروهی خاص حکومت نمی‌کنند بلکه مردم حکومت می‌کنند. گونه‌های مختلف دموکراسی وجود دارد و در جامعه بین‌الملل نیز شاهد چند گانگی دموکراسی هستیم. میان انواع گوناگون دموکراسی، تفاوت‌های بنیادین وجود دارد. بعضی از آنها نمایندگی و قدرت بیشتری در اختیار شهروندان می‌گذارند. در هر صورت اگر در یک دموکراسی، قانونگذاریِ دقیق برای جلوگیری از تقسیم نامتعادل قدرتِ سیاسی صورت نگیرد (برای مثال تفکیک قوا)، یک شاخهٔ نظام حاکم ممکن است بتواند قدرت و امکانات زیادی را در اختیار گرفته، به آن نظام دموکراتیک لطمه بزند. از «حکومت اکثریت» به عنوان خاصیت اصلی و متمایزکنندهٔ دموکراسی نام می‌برند. در صورت نبودِ حاکمیت مسئولیت‌پذیر، ممکن است که حقوق اقلیت‌های جامعه مورد سوء استفاده قرار گیرد (که در آن صورت به آن دیکتاتوری اکثریت می‌گویند.) از اصلی‌ترین روندهای موجود در دموکراسی‌های ممتاز می‌توان به وجود رقابت‌های انتخاباتی عادلانه اشاره کرد. علاوه بر این، آزادی بیان، آزادی اندیشهٔ سیاسی، و مطبوعات آزاد از دیگر ارکان اساسی دموکراسی هستند که به مردم اجازه می‌دهند تا با آگاهی و اطلاعات بر حسب علاقهٔ شخصی خود رأی بدهند. دموکراسی یا حکومت ملی یعنی چه کسی حق دارد بر دیگران حکومت کند . مردم به تدریج دموکراسی را ترجیح میدهند چون چاره ای جز این ندارند زیرا الگوی جذابتر یا بهتری اساسا وجود ندارد . دموکراسی کمتر از همه بدیلهای دیگر  حکومت بد است و بطور کلی دموکراسیِ حداقل یک سیستم حکومتی است که در آن مردم ، رهبران خود را در برهه های زمانی منظم و در جریان انتخابات آزاد ، عادلانه و رقابتی برمیگزینند . باید دانست فروپاشی رژیم های غیر دموکراتیک الزاما به گذار به دموکراسی نمی انجامد .

آزادی بیان و اجتماع و تحزب و انتقال آزاد اطلاعات و رقابت ایده ئولوژیک جزء لوازم حداقل دموکراسی است . دموکراسی حد اکثری مفهومی اقتصادی ، اجتماعی ، فرهنگی و سیاسی و شامل شیوه زندگی است . دموکراسی حد اقل دارای یک انتخابات آزاد ، عادلانه ، منظم و رقابتی است و گاه در رژیمهائی که آشکارا حقوق بشر را نقض میکنند و فساد گسترده ای دارند و قانون محلی از اعراب ندارد ، ممکن است تظاهر به دموکراسی انتخاباتی وجود داشته باشد اما در دموکراسی واقعی احترام به شرف انسان به عنوان تنها موجودیکه دارای هدف و غایتی میباشد مورد توجه است

اسپینوزا میگفت :


"... به اعتقاد من هر نوعی از دیکتاتوری مضر است و موجب تخریب ریشه‌های تمدن و ریشه‌های همزیستی و صلح در یک جامعه می‌شود. به اعتقاد من هر نوعی از دیکتاتوری، چه دیکتاتوری سیاسی و چه دیکتاتوری دینی، همه‌ی این‌ها موجب وارونه شدن روند تاریخ و بازگشت مردم به دوران وحشی‌گری می‌شود، به دورانی که هنوز ابتدایی‌ترین مشکلات بشر حل نشده‌اند. به همین خاطر است که من در تمام طول زندگی‌ام تلاش کرده‌ام که با هر نوعی از دیکتاتوری مبارزه و از اهداف دموکراتیک دفاع کنم. با وجود تمام خطاها و مشکلات و نارسایی‌ها، معتقدم که دموکراسی بهترین گزینه و انتخاب در برابر هر گونه دیکتاتوری است."

در دموکراسی احترام به شرف انسان به عنوان تنها موجودیکه دارای هدف و غایتی میباشد مورد توجه است . در یک دموکراسی "من" به "ما" و "افراد" به "اشخاص" بدل میشود و انسان منزلت و پایگاه اجتماعی و معنوی کسب میکند زیرا به گفته  ابوالفضل بیهقی " مَردم از مَردم کمال مییابند ".

 اسپینوزا میگفت :

" دموکراسی معقول ترین شکل حکومت است زیرا در این حکومت هرکسی حاضر است که دولت بر اعمال او نظارت کند ولی اجازه نمیدهد که دولت بر افکار و اندیشه او مسلط شود . هر چه تسلط دولت بر افکار کمتر باشد ، بحال دولت و مردم بیشتر مفید خواهد بود زیرا قدرت ، حتی مردم فساد ناپزیر را فاسد میکند . مگر به روبسپیر فساد ناپزیر نمیگفتند ؟ دموکراسی باید مساله دیگری را حل کند و آن اینکه چگونه جدول بهترین و با استعدادترین اشخاص را تهیه کند تا مردم از میان آن ، شایسته ترین و باتربیت ترین افراد را انتخاب نمایند تا زمام حکومت را به دست گیرند ."

جان لاک از اصل تفکیک قوا در حکومت طرفداری می‌کرد و اعتقاد داشت که در شرایطی که دولت از اختیارات خود سوء استفاده کند اقدام به انقلاب برای سرنگونی دولت نه تنها یک حق بلکه یک تکلیف برای مردم است. این اندیشه‌ها تاثیر ژرفی بر اعلامیه استقلال ایالات متحده آمریکا و قانون اساسی ایالات متحده آمریکا گذاشت.

                                                                  

افلاطون دموکراسی را قیام مردم بر ضد ظلم متنفذین پولدار( الیگارشی ) نامید . در بوستان سعدی نیز آمده : برو پاس درویش محتاج دار     که شاه از رعیت بود تاجدار

ژان ژاک روسو میگفت : حکومت حقه باید مبتنی بر دموکراسی واقعی باشد ، حاکمان امنائی بشمار می آیند که معزول شدنی هستند .

روبسپیر میگفت : دموکراسی حکومتی است که در آن ملت ، از طریق قوانینی که خود وضع کرده است رهبری میشود .

برتراند راسل عقیده داشت : دموکراسی نظامی حکومتی است که در آن اداره امور مردم به دست خود مردم انجام میگیرد و آزادی فکر و بیان تامین میگردد .

موریس دو ورژه در کتاب خود " در باره دموکراسی " مینویسد : در دموکراسی سیاسی ، رهبران و فرمانروایان از طریق انتخابات آزاد و عاری از اعمال نفوذ انتخاب میشوند و برای این انتخابات آزاد ، لازم است قبلا مطبوعا ت ،احزاب ،اجتماعا ت و مذاهب آزاد باشند . بنظر او در دموکراسی اجتماعی ، برابری برتر از آزادی است و باید تبعیضا ت اقتصادی و نابرابری های اجتماعی و استثمار در هر شکل و محتوی از میان برود . دموکراسی سیاسی و دموکراسی اجتماعی مکمل یکدیگرند و به تنهائی وافی به مقصود نمیباشند . کارائی دموکراسی با میزان دانائی و آگاهیهای مردم مرتبط است زیرا هر قدر دانش سیاسی ،اجتماعی و فرهنگی مردم فزونی پیدا کند به همان نسبت از میزان اشتباه افکار عمومی کاسته خواهد شد .


نقد و نظر () | ۱۳٩٢/۱٠/٢۳ - هرمز ممیزی |لينک به نوشته

چیستی هولوگرافیک

               بنام او که ز ناچیز، چیز آفرید

هولوگرافیک

 

هولوگرافیک ، یک ایده کهن است که در همه سنتهای دینی،فلسفی و متافیزیکی جهان به نوعی طرح و بیان شده است . عارفان ایرانی، پیامبران مصری، فلاسفه یونانی و وداهای هندی هر یک به نوعی در این ایده اشتراک نظر دارند.

داعیه هولوگرافیک اینست که 1 – مقصود و هدف زندگی آموختن است. 2  - هستی به مثابه آگاهی قبل از جهان جسمانی بوده است .  3  - رهائی از قید جسم غایت تکامل انسان است .  4  -  رجعت به خدا و رسیدن به اقلیمی که روح او در آن سکنی گزیده لازم است .  5  - انسانیت فقط روی زمین نیست و خانه اصلی ما نزد خدا است، یا دست کم در قلمرو غیر جسمانی و بهشتی تر روح خدا است ، برای گشودن راهی میان این جهان و جهان بعدی. 6  - واقعیت فیزیکی و جسمانی ممکن است تنها بخش کوچکی از یک عالم کیهانی گسترده غیر جسمانی با فهم و با شعور باشد . 7  - آگاهی نه تنها مشکل ظریف تر و پیچیده تر ماده است ، بلکه حتی از ماده بنیادی تر است ، آگاهی است که میگذارد یک ذره زیر اتمی نظیر الکترون از هیچ بوجود آید . 8  - این عالم بواقع مهربان ، با شفقت و باهوش است . در یک جهان هولوگرافیک شکاف و جدائی ناموجه است . جهان عینی نیست بلکه عینی – ذهنی است ، ذهن و ماده عمیقا به هم وابسته اند و فیزیک کوانتوم تا به حال به اثبات آن همت گماشته . 9  - هرگاه بخواهیم جهان را به امر واقع مطلق و عقائد بی چون و چرا فروکاهیم به اعوجاج دچار میشویم زیرا معنویت راستین از هیچ یک از سازمانهای عریض و طویل رسمی مذهبی بروز نخواهد کرد . 10  - وعاظی که هر لحظه دم از نفرین و آتش دوزخ می زنند از این پس پیام خود را با تاکید بر عشق بی شرط و شروط و شفقت و محبت به گوش مومنان میرسانند .

در جهانی زندگی میکنیم که تازه آغاز به فهم و درک آن کرده ایم .در حال حاضر یکی از وسائلی که جهت کاویدن  وجوه ناشناخته واقعیت در اختیار ما است همین علم است که خود از درک وجوه روحانی انسان ناتوان میباشد .علوم طبیعی ، فیزیک و ریاضیات بر مبنای نگرشهای عقلی استوار شده است اما چشم دل آدمی هم نگرشهائی دارد و بسیاری از اکتشافات زائیده عشق اند .

این نظریه را که جهان با یک انفجار ازلی واحد ( بیگ بنگ) آغاز شده اکثر دانشمندان بدون هیچ گونه پرسشی پذیرفته اند.اما پرسش فلسفی اینست که اساسا چرا جهان بوجود آمده؟ قویترین کامپیوترها ی موجود هر چند قادرند حسابهای پیچیده ای را که حسابداران نمیتوانند در عرض یک سال انجام دهند ، آنها در عرض چند دقیقه به انجام میرسانند اما فهم کامپیوترها بیشتر از فهم سازندگان کامپیوتر نیست هر چند سرعت کارشان بسیار بالا و دقیق است . اما برد دانائی و خرد هیچ کامپیوتری بیشتر از کامپیوتر مغز آدمی نمیباشد .

آغاز و انجام جهان ، نقش سرنوشت یا بحث در وجود آفرینند ، پیچیده و مبهم و بیرون از چهار چوب پرسش های علمی است گوئی دانشمندان جهان که تا بحال بسیاری از رازهای پیچیده را کشف کرده اند با ورای طبیعت سر ناسازگاری دارند و این عرصه را برای فرارهنرمندان و فیلسوفان رها ساخته اند

تو راز جهان تا توانی مجوی    که او زود پیچد ز جوینده روی      فردوسی

در روشنگری مسائلی نظیر پیدایش جهان ،تولد و مرگ ، نگرشهای علمی بی دشواری نیستند بقول سعدی :

در این ورطه کشتی فرو شد هزار   که پیدا نشد تخته ای بر کنار

علوم و دانشهای طبیعی بر مبنای خرد استوار شده اند اما چشم دل آدمی هم نگرشهائی دارد . در دانشهای طبیعی برداشت ما از جهان دائما در تغییر و تکامل است هر چند کارگاه عظیم آفرینش از ملیونها سال قبل تا کنون تفاوتی نکرده اما برداشت و پژوهش ما انسانها چنان همراه با نوآوری بوده که نتایج تحقیق دائما دگرگون شده اند .

فرصت شمر طریقه رندی که این نشان    چون راه گنج بر همه کس آشکاره نیست.

در دو قرن اخیر جامعه اطلاعاتی تدریجا جامعه صنعتی را پس رانده و انقلابی در اندیشه ها بوجود آورده ، نیرومندی صوری در قبال آگاهی و دانائی رنگ باخته است.

درک دانشمندان قرن بیستم از کوچکترین ذرات عالم دستخوش تغییرشده و دگرگونی های بسیاری رخ نموده که عقل و خرد و تجربه آمیخته با نوعی الهام و اشراق بچشم میخورد .


نقد و نظر () | ۱۳٩٢/۱٠/۱٥ - هرمز ممیزی |لينک به نوشته