مقالات سياسي و اجتماعي
صفحه نخست   ::   آرشيو  ::   تماس با من   
 
نامه دکتر فریبرز رئیس دانا

نامه ی فریبرز رئیس دانا به کانون نویسندگان ایران

درود بر شما. خسته نباشید. یاد و نام آسمان آسای شهیدان آزادی و اندیشه و بیان و قلم، مختاری و پوینده گرامی باد. آنها نه اولین قربانیان قتل های سیاسی و دگر اندیشی کشور بودند و نه تا آن زمان که خود کامگی وسلطه گران بر تقدیر انسان سایه ی شوم انداخته است، آخرین آن خواهند بود.

حرامی ام بخوانید اما
گلایل هایتان را بردارید
و به ناگفته ها سوگند
و به عاطفه ها
حرامی ام هم که بخوانید
به قاعده ی قبله ی هیچ کدام تان نمی خوابم

روز سیزدهم آذرماه، روز مبارزه با سانسور را به شما تبریک می گویم. مدتهاست به این یقین رسیده ام و حالا بر آن پا می فشارم که اگر مقاومت و تلاش انسان دوستانه و آزادیخواهانه ی همه ی روشنفکران متعهد ، آزادی خواه و عدالت جویان ایران، هر چند هم نه چندان پرشمار، نبود، نه راز قتل ها افشا می شد نه جامعه به ارزش کوشش ومبارزه وستیر جان باختگان برای آزادی اندیشه و بیان پی می برد. گر چه داستان آزار و سانسور مخالفان و دگر اندیشان دگرگویان پایان نیافته است و به همین دلیل نقش و وظیفه ی ما ادامه دارد، اما هر چه شد و هر که هر کاری کرد از افشا، با نیروی بی وقفه ی انسان های آگاه این سرزمین و یاران دیگرشان، به ویژه استمرار بر اراده ی خود شما بود. صاحبان قدرت نه مرحمتی داشتند و نه انگیزه ای و نه پیگیری ای. سیزدهم آذر یادگار این جد و جهدها ی هدفمند و نیروبخش است و میراث درخشنده ی شهیدان آذر 1377.
نوزدهم آذر هم روز حقوق بشر است. شما از گرامی ترین مبارزان راه حقوق بشرید ، به ویژه آن که فقط بر میثاق های پیشین پا نمی فشارید که آن هم زیر پای قدرتمداران زورگو له می شود، بلکه به گام ها و بال های بلند آرزوها و همبستگی های بشری و ازادی ژرف و گسترده می اندیشید. از این ناشادم که در آذرماه این سال در جمع و مراسم گرامی داشت شما نیستم. اما از این خوشنودم که باز هم معلوم شده است جز با آرمان رهایی اساسی انسان و متحقق کردن آن با هم دلی، هم اندیشی، هم زبانی و هم گامی نیروهای موثر و معتقد خودمان هر چند همچنان در متن همین کانون و همین تلاش اجتماعی جاری باشد، نمی توانیم ناشرم سارانه زندگی کنیم. از این که به هر حال در هر کجا که باشم با شما هستم سرفرازم.
زندان اوین
فریبرز رییس دانا آذر


نقد و نظر () | ۱۳٩۱/٩/٢۸ - هرمز ممیزی |لينک به نوشته

فساد

جمهوری اسلامی فاسدتر شده است 


گزارش سازمان شفافیت بین المللی نشان می دهد که فساد در جمهوری اسلامی همچنان رو به رشد است و نظام حاکم فاسدتر شده است. ایران در این گزارش از نظر فساد حکومتی در رتبه 133 قرار گرفته و جایگاه آن در بین 176 کشور از 120 به 133 رسیده است.

این آمار به معنای آن است که ظرف یک سال اخیر بر اساس شاخص های سازمان شفافیت بین المللی جایگاه ایران 13 پله دیگر سقوط کرده است.
در این گزارش، سومالی با کسب هشت امتیاز، عنوان فاسدترین کشور جهان را به خود اختصاص داده است و پس از آن کره شمالی، افغانستان، سودان، میانمار، ازبکستان، ترکمنستان، عراق و ونزوئلا قرار دارند. کمترین فساد حکومتی در سه کشور دانمارک، فنلاند و نیوزیلند گزارش شده است که هر کدام ۹۰ امتیاز گرفته اند.
پس از این سه کشور، سوئد، سنگاپور، سوئیس، استرالیا، نروژ، کانادا و هلند قرار دارند.
به گزارش رادیو فردا در این فهرست، یونان به عنوان فاسدترین کشور اروپایی معرفی شده است. امتیاز این کشور ۳۶ اعلام شده است که یونان را در رتبه نود و چهارمین کشور جهان از این نظر قرار می دهد.
با معیارهای جدید نهاد شفافیت بین المللی در سال ۲۰۱۲، وضعیت یونان نسبت به پارسال ۱۴ پله سقوط کرده است. ایتالیا، اسپانیا و پرتغال از دیگر کشورهای اروپایی هستند که بر اساس گزارش شفافیت بین المللی، میزان فساد حکومتی در آنها بالاست. ایتالیا در این گزارش، ۴۲ امتیاز، پرتغال ۶۳ و اسپانیا ۶۵ امتیاز کسب کرده اند.


نقد و نظر () | ۱۳٩۱/٩/٢٥ - هرمز ممیزی |لينک به نوشته

اندکی اندیشه میخواهد وطن

اندکی اندیشه میخواهد وطن !

  خمیده پشت وطن اشک من به درگاهش

                        که ضربه خورد ز شیخ و ز شحنه و شاهش

  طبیب  میطلبد  محتضر  ولی  افسوس

                         دعا نویس     محله    نمیدهد      راهش!


نقد و نظر () | ۱۳٩۱/٩/٢٤ - هرمز ممیزی |لينک به نوشته

جایگاه حزب

حزب در جوامع دانش محور

برعکس کشور ما ایران و سایر جوامع استبداد زده که حزب به منزله سیبل و هدف مناسبی برای تیرباران مستبدان تلقی میشود در کشورهای پیشرفته  احزاب به منزله سرمایه های انسانی و فکری کارا و متخصص جامعه محسوب میشوند که با استفاده از تجربیات ، دانائیها، مهارتها و سرمایه های فکری خود میتوانند جامعه را به مسیر مطلوب هدایت کرده از خطرات و تنگناها ی داخلی و خارجی برهانند .  


نقد و نظر () | ۱۳٩۱/٩/٢۱ - هرمز ممیزی |لينک به نوشته

نوزائی

نوزائی  یا

تولدی تازه

 

بروز و ظهور رنسانسی تازه بچشم میخورد که شباهتی

تام دارد با آنچه که بین قرون 14-16 م در زمینه ادبیات،

علوم وصنایع ابتدا در کشور ایتالیا و آنگاه در فرانسه،آلمان و اسپانیا و هلند و سر انجام سراسر اروپا را در نوردید .

یکی از مهمترین موجبات پیشرفت نوزائی در اروپا کشف

آثار باز مانده علمی و فلسفی یونان باستان بود که مردم اروپا طی هزار سال دوران قرون وسطی از وجود آنها بکلی بیخبر بودند و اگر چه این آثار در اختیار مسلمین بود و با فتح

بیزانس بدست اروپائیان افتاد ولی متفکرین اسلامی به

دلیل شرایط مستبد پرور منطقه خود از اشاعه بدون سانسور آنها هنوز هم شدیدا دلنگران ومتوحش هستند.

ایتالیا از دیر باز سرزمین هنر و آثار عتیق بود و وجود شهرهای پر از مجسمه و بناهای قدیمی از دوره تمدن شکوفای عهد عتیق و رم باستان برای مجسمه سازان و نقاشان بزرگ دوره رنسانس نظیر میکل آنژ فرصتی استثنا ئی آفرید تا با تقلید از هنرمندان یونانی و رم باستان به زیبائی توجه کرده و بخلق آثاری بکوشند که طی هزار سال قرون وسطی در نظر متعصبان دین مسیح کفر محسوب میشد ، اما در دوره رنسانس ، هنرمندان علاوه بر الهام از موضوعات مذهبی ، از داستانهای یونان قدیم و افسانه های همر و ویرژیل نیز بهره مند شدند و این هنرنمائیهای تازه حتی به منابر وعظ و خطابه و کلیساها کشیده شد . این قبیل تاثیرات در ادبیات دوره رنسانس بمراتب بیشتر از تاثیر آن در آثار هنری بود .فتح قسطنطنیه بدست سلطان محمد دوم 1453م نیز باعث مهاجرت عده زیادی از علمای مسیحی به اروپا شد .آنها کتابهای زیادی از دوران باستان با خود داشتند وچون به ایتالیا مهاجرت کردند علوم و ادبیات یونان باستان را با خود به ان سرزمین منتقل ساختند و چون صنعت چاپ نیز در سال 1754 م اختراع گردید کمکی بزرگ به انتشار گسترده این آثار کرد و در نتیجه نهضت امانیسم در اروپا شکل گرفت و فعالیت علمی اومانیستها دوران رنسانس را بوجود آورد که طی آن پادشاهان و امرا و ثروتمندان ، قصرها ، کلیساها و کتابخانه ها و تابلوهای نقاشی سفارش میدادند و بزرگان علم و هنر را چنان محترم میداشتند که یکبار یکی از هنرمندان مرتکب قتلی شده بود ، او را دستگیر و نزد پاپ آوردند ولی پاپ گفت " کسانیکه در هنر خود یکتا و بی همتا شوند نباید مطیع قانون باشند" هنرمندان بزرگی نظیر رافائل، لئوناردو وینچی، محصول این دوره اند و آثار بجا مانده و عظیمی نظیر کتابخانه معروف واتیکان و موزه لوور پاریس  و فون تن بلو ساخته این دوران است.

 نقل به اختصار از تاریخ قرون جدید تالیف


نقد و نظر () | ۱۳٩۱/٩/۱۸ - هرمز ممیزی |لينک به نوشته

مشکل خاور میانه از دیدکوفی عنان

 

 

گفتار بزرگان

اتحاد تمدن ها در مقابله با افزایش تعصب و افراط گرائی

 

 

 

 

نوشته کوفی عنان

 

 

 

 

آبهای تنگه بسفر به شدت داشتن و کم بودن مساحت و عمقشان معروفند . با این همه ،قرن ها است که ترکها تجارت کردن در این آبها را که میان اروپا و آسیا و در واقع میان دنیای اسلام و غرب واقع شده ،فراگرفته اند و این امر به شکوفائی و

 

رونق آنها افزوده است . گزارش <اتحاد تمدنها>به درستی نشان میدهد که ادغام تفاوتها (تفاوت در عقیده،فرهنگ،دین و یا شیوه زندگی )همواره عامل پیشرفت بشریت بوده است. بدین ترتیب زمانی که اروپا در عصر جهل و نادانی به سر میبرد ،شبه جزیره ایبری از طریق تعامل میان سنن مسلمان ،مسیحی و یهود شکوفا شد .بعدها،امپراتوری عثمانی نه تنها به یاری ارتش خود ،بلکه به مدد این امپراتوری عقائد ،صنایع و هنر مسلمان که توسط یهودیان و مسیحیان غنا یافته بود ، به قدرت رسید .

 

متاسفانه چندین قرن بعد ، افزایش تعصب ها تندرویها و خشونت در عصر تمدن امروزی ما پدیدار شد .کوتاه شدن مسافتها و بهبود وضع ارتباطات ،به عوض ایجاد تفاهم و دوستی متقابل ،اغلب باعث بروز تنش و نفرت شده است.در نتیجه افراد زیادی به ویژه در کشورهای در حال توسعه از دهکده جهانی که از دید آنان معادل خشونت های فرهنگی و و خامت اوضاع اقتصادی است ، هراس دارند چرا که جهانی سازی به یک اندازه ارزش ها و قدرت مالیشان را تهدید میکند .

 

حملات تروریستی 11 سپتامبر ، جنگ و در گیریهای خاور میانه،سخنان و کاریکاتورهای موهن همگی جز تشدید این حس و برافروختن تنش میان ملتها و فرهنگها حاصلی در پی نداشته است و حتی روابط میان پیروان سه مذهب بزرگ موحدی نیز به شدت تحت تاثیراین امر قرار گرفته است .

 

در زمانه ای که مهاجرت های بین المللی به طرزی بی سابقه ، افرادی از مذاهب و فرهنگهای گوناگون را به زیستن در کنار یکدیگر وا میدارد، پیشداوریهای نامعقول و کلیشه های بنیادین تفکر <جنگ تمدن ها >بیش از پیش گسترش یافته است . به نظر می رسد برخی گروهها بی صبرانه مایلند جنگ نوین مذهبی را اینبار در سطح جهانی به راه اندازند و بی تفاوتی وحتی نفرت بیش ازحد برخی افراد نسبت به اعتقادات ویا نمادهایشان ، راه را بر آنان هموار می سازد .

 

خلاصه آنکه اندیشه اتحاد تمدن ها نمی تواند به اوج خود برسد چرا که ما ( برخلاف پیشینیان خود )در دنیای مجزا زندگی نمی کنیم . مهاجرت ها ، پدیده ادغام و تکنولوژی، اجتماعات ، فرهنگ ها و اقوام گوناگون را گرد هم آورده ، مرزهای کهنه را از بین برده و افق های نوینی را پدیدار ساخته است .ما برای نخستین باردرتاریخ بشریت در کنار یکدیگر زندگی کرده و تاثیرات بیشمار و عقاید گوناگونی را پذیرا هستیم .

 

راه برای اهریمنی ساختن <دیگران >هموار شده است . ما در این قرن بیست و یکم گروگان طرز تفکرمان از بی عدالتی وحقوق خود هستیم . شیوه بیانمان تبدیل به زندانی برای ما شده است .بدین ترتیب ، دنیای غرب برای بسیاری از افراد جهان و خصوصا مسلمانان ، تهدیدی برای عقاید ، ارزش ها ، منافع اقتصادی و باورهای سیاسی شان به شمار می رود وهر گونه سعی در اثبات عکس این امر با نفرت و یا ناباوری مواجه است . متقابلا بسیاری از غربی ها اسلام را به عنوان دینی تندرو و خشن می دانند و این در حالیست که این دو جهان از دیر باز روابط اقتصادی ، همکاری و مبادلات فرهنگی حداقل برابر با تعداددر گیری هایشان داشته اند .

 

ما قطعا باید بر این گونه احساسات فائق آئیم . برای شروع بایستی نشان دهیم ، ثابت کنیم که مشکل ما قران ، تورات و یا انجیل نیست . باید نشان دهیم که مسئله ایمان نیست بلکه مومنان و طرز رفتار آنان با همدیگر است . ما باید به ارزش های بنیادین مشترک میان تمامی ادیان یعنی همدردی ، اتحاد و احترام فردی و سخن نغز<بادیگران همان رفتاری را در پیش بگیر که می پسندی با تو در پیش گیرند > را سر لوحه خود قرار داده و در عین حال از پیشداوری در باب یک ملت ، یک منطقه و یا یک مذهب بر اساس جرائم مرتکب شده توسط اشخاص و یا گروههای کوچک بپرهیزیم .

 

ما از تمامی مزایائی که مهاجران قادرند نه تنها بعنوان کارگر بلکه بعنوان مصرف کننده ،پیمانکار و نمایندگان فرهنگی غنی تر و متنوع تر برای وطن جدید خود به همراه آورند ، آگاهیم . اما این مزایا بطورعادلانه تقسیم نمی شود و اغلب ارزش واقعی آنان از سوی ملت میزبان که اکثرا مهاجران را به دیده تهدیدی برای منافع مادی ، امنیت و شیوه زندگی اجدادی خود می دانند ، نادیده گرفته می شود .

 

دولتها به ویژه دول اروپائی ضرورت توسعه استراتژی های ادغام افرادتازه واردوفرزندانشان در جامعه میزبان را بسیاردیر درک کردند . آنان از اجتماعات جدیدانتظارداشتندکه (به جای پذیرش به اشتراک گذاری ارزش ها و فرهنگ توسط مردم گوناگونی که همگی در یک دولت دموکراتیک زندگی  می کنند)خود را با نگرش ثابت از هویت ملی این کشورها تطبیق دهند . بدین ترتیب ترکیه راه خود را برای عضویت در اتحادیه اروپا یافته است . راهی که با موانعی رو به روست که در پی آنها می توان طرز تفکر اروپائی اخراج مسلمانان به طور ضمنی یا علنی را مشاهده نمود.

 

مهاجران بسیار نسل دوم یا سومی در محله های متعلق به خارجی ها بزرگ شده اند و اغلب با نرخ بالای بیکاری ، فقر نسبی و خشونت مواجه بوده و مورد نفرت و هراس همسایگان بومی خود هستند .

 

کنار نهادن تعصب بعضامربوط به حمایت قضائی می شود .این امر از دیر باز منجر به پرداختن حقوق بین الملل به حق آزادی های مذهبی ، حق نداشتن مذهب و حق عدم تبعیض مذهبی شده که در قوانین داخلی نیز به ثبت رسیده اند. باید هر گونه استراتژی (با هدف استقرارپل های ارتباطی)قویا مرتبط با آموزش (نه تنها برای اسلام یا مسیحیت بلکه برای تمامی ادیان ، سنت ها وفرهنگ ها و آنهم به شیوه ای که اسطوره هاو اختلافات فرهنگی به همان گونه که هستند پذیرفته شوند )باشد.

 

بدین ترتیب باید برای جوانان امکان مشارکت در بهبود نظم جهانی را آنهم به شیوه ای که تمایل به اخلال در آن راه پیدا نکنند، ارائه دهیم . ما باید آزادی بیان را حفظ کرده و از تبدیل شدن آن به وسیله ای برای اشاعه نفرت و یا تحقیر جلوگیری کنیم . ما باید آنها را متقاعد کنیم که هر حقی احترامی را در پی دارد و اعاده این حقوق با ظرافت و آنهم به ویژه از طریق نشانه ها و سنت هائی که برای سایرین مقدس هستند ، امکان پذیر است .

 

مقامات دولتی باید نقش راهبری حیاتی را در محکوم کردن تعصب و افراط گرائی داشته باشند . برآنانست تا به شیوه ای عمل کنند تا تعهداتشان در باب عدم تبعیض گرائی در قانون ثبت و اجرا شود . اما مسئولیت آنها نباید باعث شانه خالی کردن ما از مسئولیت های خود شود . هرکدام از ما به تنهائی در ایجاد فضای سیاسی و فرهنگی جامعه خویش سهیم هستیم و همواره باید برای اصلاح کلیشه ها و تصاویر تحریف شده و همچنین دفاع از قربانیان تبعیض آماده باشیم .

 

اگر جو کنونی رعب و ظن رو به رشد ، توسط حوادث سیاسی و خصوصا رویدادهائی که طی آن مسلمانان (عراقی ها ،افغان ها،چچنی ها و شایدخصوصا فلسطینی ها)به عنوان قربانیان عملیات نظامی قدرت های غیر مسلمان انگاشته می شوند تغذیه شود ، موارد فوق موثر نخواهد بود . هیچ در گیری دیگری مانند در گیری میان اسرائیلی ها و فلسطینی ها اینچنین (به گونه ای سمبولیک و احساسی) از جانب افراد دور از صحنه نبرد اغراق نشده است . تا زمانیکه فلسطینی ها در اشغال بوده و در معرض محرومیت ها و تحقیرهای روزانه باشند و تا زمانیکه اسرائیلی ها در اتوبوس و یا در مراسم رقص مورد حمله انتحاری قرار بگیرند ، این گونه احساسات مبالغه آمیز ، همه جا شعله ور خواهد بود.

 

این طرز فکر که پیشرفت های حاصله در بهبود روابط میان شهروندان یک کشور در اروپا به رفع یکی از لاینحل ترین مشکلات سیاسی بستگی دارد ، به نظر نادرست می آید .با این وجود رابطه ای  میان این دو وجود دارد و کوشش همزمان در هر دو جبهه ضروری است .

 

باید بطور همزمان در بهبود درک تفاهم اجتماعی و فرهنگی میان مردم و حل تعارضات سیاسی در خاورمیانه و سایر نقاط جهان بکوشیم .

 

بیائیم همگی سنگ نبشته ای که در موزه تاریخ باستان استانبول موجود است را سر مشق خود قرار دهیم . این سنگ نبشته حاوی قراردادصلحی میان امپراطوری مصر و هیتی ها در پی نبرد خونین کادش به سال حدود 1279پیش از میلاد است . این قراردادصلح با پایان بخشیدن به دهه ها بد گمانی و جنگ ، گامی تاریخی در زمان خود بر داشت و آن اینکه هر دو جبهه متعهد شدند تا همکاری دو جانبه داشته باشند و با یکدیگر همیاری کنند که این امر به واقع نمودار راستین اتحاد میان دو تمدن عظیم بود .  

 

 


نقد و نظر ( 22) | ۱۳۸۵/۱۱/٢۶ - هرمز ممیزی |لینک به نوشته


نقد و نظر () | ۱۳٩۱/٩/۱٤ - هرمز ممیزی |لينک به نوشته

ریشه های ترور وبلاگ نویسان برای آگاهی مسئولین قوه قضائیه

سپاه اسلام

 ارهابیون شاخه ارهاب سپاه اسلام

قل یاایهاالکافرون لااعبد وماتعبدون

 

ما منتظریم که محرم گردد

زمینه شهادت مهیا گردد

 آن روز تیغ شمشیر ما

و رگ حلقوم شما

islamicarmy [ at ] gmail.com

اسامی که در ذیل می آید عناصری هستند که هر چند وقت یک بار دست به تحرکاتی می زنند که توهین به مقدسات اسلامی و بر اندازی نظام مقدس جمهوری اسلامی از اولویت تحرکات آن عناصر خود فروخته می باشد:

  1. حسین درخشان - تورنتو، کانادا
  2. ...
  3. سینا مطلبی - Leiden, the Netherlands
  4. ...
  5. آق بهمن - تهران
  6. سایتِ سخن - تهران
  7. پایگاه خبری IUT NEWS - دانشگاه صنعتی اصفهان
  8. bamdad - mihane AryAyee eslAmi
  9. زیتون - کرج
  10. امید میلانی - تهران
  11. محسن عمادی - تهران
  12. Mahshid - Sweden
  13. بابای عرفان - تهران
  14. Yaser Kerachian - Canada
  15. ایمان محمدی - تهران
  16. میلاد - dubai
  17. هادی - تهران
  18. بهنام اسفهبد - تهران، ایران
  19. جاوید - انگلستان /لندن
  20. امیر - تهران
  21. بهداد - تهران
  22. سید مصطفی رضیئی - مشهد-ایران
  23. بهداد اسفهبد - کانادا
  24. فرهاد پیروی - انجمن کتاب شمال سبز
  25. متین - ک - ف - تهران
  26. امین کرد - ایران/تهران
  27. assadgh - تهران
  28. آرام - tehran
  29. Baoba - تهران
  30. سینا هدا - تهران
  31. علی شمس - تهران
  32. binesh - iran
  33. محسن - تهران
  34. زهرا اچ بی - ایران
  35. همایون - تهران
  36. عصیان - تهران
  37. مینا - ایران
  38. محمود - تهران
  39. پانته‌آ - Germany
  40. omid - Iran/Tabriz
  41. آرزوجون - اصفهان
  42. محمدرضا نسب عبداللهی - ایران/رفسنجان
  43. h607 - تهران
  44. mehran mahramian - amir kabir university of technology
  45. آینده سازان - اهواز
  46. Yaser Massoumi - ایران
  47. saena - Germany
  48. افشین - ایران
  49. امین ثابتی - ایران زاهدان
  50. فرید - ایران
  51. هادی - تهران
  52. gol-e-yaas - تهران
  53. من و بارون - تهران
  54. علی ن - ایران
  55. روزبه پورنادر - تهران، ایران
  56. محمد نوری - تهران
  57. yusefcity - nowhere
  58. نوشین - ایالات متحده آمریکا ، نیویورک
  59. سارا شکوری - تهران
  60. پویا - تهران
  61. کیوان مجیدی - تهران
  62. کوروش ضیابری - ایران - رشت
  63. خسرو نخعی - تهران
  64. سعید دیگر - همدان
  65. مهدی مافی - ونکوور
  66. پرنیان - کرج
  67. nasim - tehran
  68. salar - tehran
  69. امیر - تهران
  70. مانی ف - کانادا
  71. Alireza Razavi - MN,USA
  72. sara - tehran
  73. ماهان - ایران
  74. داریوش آگاه - ایران
  75. علی قدیمی - تهران
  76. امیر - ایران
  77. کوزه - آمریکا
  78. دختر جهنم - ایران
  79. علیرضا دوستدار - بوستون، آمریکا
  80. Davood J Fard - Canada
  81. s.hossein - iran
  82. NAvid - iran
  83. maryam - tehran
  84. سروش - تهران
  85. سهیل - تهران
  86. ali - Iran
  87. بردیا - تهران
  88. Libra Zodiac - tehran
  89. قاصدک - ایران
  90. Solmaz Ojaghi - Tehran
  91. بهزاد - تهران
  92. Dadashi ZYX7 - تهران
  93. mahdieh - کرمان
  94. محمدرضا - طهران
  95. پسری با کفشهای کتانی - ایران_تهران
  96. - arian
  97. s.hossein - iran
  98. زهره - استرالیا
  99. omidnet - Iran
  100. مهربد - اهواز
  101. aydin - tehran
  102. imana - ایران
  103. mani suratgar - tehran
  104. محمد - yazd
  105. پژمان - استرالیا
  106. Mohammad - IRI
  107. محمد امین نوید - دبی، امارات
  108. لنا عباسی - تهران
  109. مهدی - tehran
  110. علیرضا تمدن - لس آنجلس، ایالات متحده
  111. علی فرشته - تهران
  112. امید - ایران - تهران
  113. داریوش کبیر - ایران
  114. جلال افشار - تهران
  115. بچه های ازادی - بهبهان
  116. Paradoxical Man - تهران
  117. بابک هزاوه - تهران
  118. رضا محمدی - تهران
  119. علی میرقادری - ایران - اصفهان
  120. behnamdaily - تهران
  121. Arezou - dubai
  122. siamak - tehran
  123. کوروش عدولی - windsor, canada
  124. زهرا - تهران
  125. masoome naseri - tehran
  126. ما ایرانیم - ایران
  127. rahaa - germany
  128. سفید - تهران
  129. امیرحسین - تهران
  130. milad - tehran
  131. محمد - ایران
  132. Kamyar Giahchi - Sweden
  133. امیر امیری - تهران
  134. Alaleh - tehran
  135. fire - tehran
  136. mahsa - tehran_iran
  137. مصطفی - رشت
  138. amin - Rasht
  139. جوک سرا - ایران، مشهد
  140. پدرام - تهران
  141. محمد - تهران
  142. بابک - ایران
  143. SHAHRAM - TEHRUN
  144. محمد - ایران
  145. passargad - tehran
  146. الف نون - کره زمین
  147. جاوید - کرمان
  148. عماد - زیر سقف وطن
  149. قاب عکس - ایران تهران
  150. رضا - اصفهان
  151. شهاب - تهران
  152. محمد فر - تهران ، ایران
  153. iraj - belgium
  154. yazid - mahdieh tehran
  155. Fashist - تهران
  156. BABAK - RASHT
  157. محسن - تهران
  158. نادر - ایران
  159. amin - tehran
  160. هاشم سیماب - ایران
  161. صادق جم - ایران / آستانه اشرفیه
  162. نشریه دانشجوئی سها - جهاد دانشگاهی رشت
  163. امیر - اردبیل
  164. مانیـا - تهران
  165. BABAK - RASHT
  166. گم نام - نا کجا آباد
  167. sara - paris
  168. shervan - Iran
  169. امیر - ایران
  170. آرش بهمنی - ایران - رشت
  171. نوشی - iran
  172. yaser - malaysia
  173. ahmad - esfahan
  174. محسن - بهشت من
  175. kaveh - iran
  176. ثامر مسعودی - بندر عباس
  177. حمید - تبریز
  178. asal - tehran
  179. اپسیلون - تهران
  180. مجتبی جباری - تهران
  181. مهدی محسنی - ایران
  182. Akhavi - Tehran
  183. منصور عزتی - نیوزلند
  184. مازیار - Toronto_Canada
  185. محمد - yazd


نقد و نظر () | ۱۳٩۱/٩/۱۳ - هرمز ممیزی |لينک به نوشته

اتم یا مردمسالاری

اتم یا مردمسالاری ؟

 

در نظامهای دموکراتیک نظیر دولت ملی دکتر محمد مصدق شکست یا پیروزی متعلق به هر دو ،ملت و دولت بود ، یا  هر دو مغلوب میشدند یا هر دو پیروز، ولی حرکات مستبدان هیچگاه مبارزه ملت محسوب نمیشود و شکست یا پیروزی آنها شکست یا پیروزی ملت نیست زیرا بین حکومت کنندگان و حکومت شوندگان جدائی افتاده و معمولا خواستهای حکومت کنندگان صرفا مبتنی بر بقای قدرتشان میباشد .ما هنوز پنبه، پشم، زعفران ، سنگهای مرمر و نفت را بطور خام صادر میکنیم و در اروپا به مواد قابل استفاده تبدیل میشود . حال چگونه است که حکومت برای غنی سازی اورانیم اینهمه سماجت بخرج میدهد؟ آیا در مونتاژ اتومبیل پژو آنقدر مهارت داریم که سر چهار راه آتش نگیرد ؟ آیا اطمینان داریم که نیروگاه هسته ای مان به سرنوشت نیروگاه اتمی چرنوویل دچار نمیشود ؟ یا اصرار دولتمردانمان صرفا جنبه قدرت نمائی و ایجاد رعب و وحشت در دلها دارد تا ریز و درشت تکلیف خودشان را بدانند و در برابر عظمت کاذب مقامات بی اختیار سجده کنند ؟ مهمترین نشانه تقوای یک سیاستمدار پرهیز از اعمال زور است ، دیکتاتوری ایجاد غرور و خود خواهی میکند و انسان خود خواه هر قدر هم حسن نیت داشته باشد ،شر آفرین خواهد شد . استالین از ابتدا مایل به کشتار نبود ، هیتلر آرزو داشت به ملت آلمان خدمت کند ولی ملت آلمان را تا لبه پرتگاه نابودی سوق داد .فراموش نکنیم پیامبر اکرم خود را بشری چون دیگران میخواند و با دیگران دایره وار مینشست تا مبادا او را برتر بدانند . در مسائل با دیگران مشورت مینمود و در هیچ کتاب تاریخی نمی بینیم که به او القابی دهان پر کن داده باشند !


نقد و نظر () | ۱۳٩۱/٩/۱٢ - هرمز ممیزی |لينک به نوشته

تفاوت حکومت جمهوری با حکومت خود کامه

منتسکیو که خود واضع اصل پذیرفته شده تفکیک قوا است عقیده دارد که :

 

دوام حکومتهای جمهوری روی اصل تقوا و بقای حکومتهای استبدادی بر ترس استوار است و در حکومتهای استبدادی که اساس آن مبتنی بر ایجاد ترس و وحشت در جامعه میباشد یکی از راههای متداول ، سختی کیفرها است ، در حکومتهای جمهوری که بر پایه شرافت و تقوا برقرار شده ، شدت مجازات مناسب نیست .در دولتهای معتدل، حب وطن و خجالت و ترس از سزرنش عواملی هستند که مانع از وقوع بسیاری از تخلفات و حتی جنایاتند و بزرگترین مجازات یک عمل بد همین خواهد بود که وقوع آن به ثبت برسد و مرتکب را چنان شرمسار کند که شخصا از مسئولیتش کناره گیری نماید  . اخلاق و قوانین مدنی به سهولت مرتکبین را تنبیه میکنند و احتیاج زیادی به اعمال زور و قدرت نیست تا چه رسد به اعمال شکنجه و جنایات سازمان یافته.

امروز برای زمامداران ما توجه به این نکته بسیار مهم و حیاتی است بدانند همانطور که پیشگیری و مراقبت در امر بهداشت و حفظ سلامتی ، مقدم بر مداوا و معالجه است و اگر در امر بهداشت دقت کافی به خرج دهیم ، از تعدادبیماران کاسته خواهد شد  همانطور هم اگر از عوامل وقوع جرم جلوگیری و آن عوامل را برطرف کنیم ، طبعا از تعداد مجرمین و شدت مجازاتها کاسته خواهد شد . امروز قوه قضائیه وظیفه دارد مثل وزارت بهداری به تهیه وسائل پیشگیری که در راس آن اصلاح قوانین محرک جرم میباشد همت نمایند تا حتی المقدور کسی مرتکب جرم نشود .این نکته را نویسندگان چینی سابقا خاطر نشان میکردند زیرا در امپراطوری چین هر قدر بر تعدادشکنجه ها افزوده میشد بهمان اندازه کشور به انقلاب نزدیک تر میشد .

 امروز تحولات خاور میانه هم به وضوح جلوی چشمانمان رژه میروند و شاهدیم که مقاومت مردم در قبال مستبدین و خود کامگان به موازات اعمال زور و فشار و شکنجه روز به روز افزوده میشود ." لقمان را گفتند : ادب از که آموختی ؟ گفت از بی ادبان ، که هر چه از ایشان در نظرم ناپسند آمد از فعل آن پرهیز کردم " در شزایط استبدادی مردم بقدری احساس غم و اندوه و بدبختی میکنندکه تاسف بر زندگی بمراتب بیشتر از ترس از مرگ است . وقایع امروز مصر ، لیبی ،سوریه ..... آنچنان واضح و گویای  مطلب است که نیاز به تشریح بیشتر ندارد.

عظمت وعلو همت را در شیوه های استبدادی مجوئید زیرا مستبدین چون خود دارای بزرگی و عظمت نیستند نمیتوانند بزرگی را به کسی هدیه دهند و سر انجام اینکه ببینیم آیا حاکمیت فعلی کشورمان ، به خودی خود از وقایع جاری درس میگیرد و استعداد بهتر شدن را دارد ؟


نقد و نظر () | ۱۳٩۱/٩/٦ - هرمز ممیزی |لينک به نوشته

چنایت کافیست

مردم ایران و مردم جهان که نگران جان و حیثیت انسان هستید

مردم ایران و مردم جهان که نگران جان و حیثیت انسان هستید!
ستار بهشتی زندانی سیاسی – عقیدتی را در تاریخ ۱۰ آبان ۱٣۹۱ به بند ٣۵۰ زندان اوین آوردند. از لحظه های ورود هر کس او را دید دانست که وی از یک جهنم روی زمین بیرون آمده است. چهره ی زرد و تکیده و ژولیده که فریاد فروخفته ی درد و آزار را در جلوی چشمان همه ی هم بندیان به نمایش می گذاشت. بدنی فرتوت و ناتوان از راه رفتن عادی، حتی نشستن و خوابیدن و کلامی که اصوات رنج را هجا می کرد. از آغاز دانستیم که او زیر سخت ترین آزارها و شکنجه ها بوده و از بازداشتگاه های پلیس ام! نیت به اینجا آورده شده است. جای جای کبود شده ی بدن و جای دستنبد و غل بر دست و پایش مهرهایی بودند برای تایید رفتار سنگدلانه با او. او فرزند اعماق شهر تهران و متعلق به خانواده ای بسیار محروم بود و جرمش هم استفاده از کامپیوتر شخصی و بیان آرای خود و دردهای دیگران اعلام شده است. بهشتی چندین بار در اینجا اعلام کرد که به عنوان فردی مستقل همواره مدافع حقوق محرومان و آزادیخواهان به بند افتاده از طریق افشای حقایق به ویژه مجازات های اعدام و حبس و شکنجه بوده است.

متاسفانه توقف او در این تنفس گاه موقت و رنج زا کمتر از ۲۰ ساعت پایید. او را به جای نامعلومی بازگرداندند که بعداً معلوم شد یکی از شعبه های پلیس امنیت بوده است. او در مدت توقف و به خصوص هنگام بازگردانده شدن بارها در حضور بسیاری از هم بندیان اعلام کرد که با او به قصد انهدام یا تبدیلش به چیزی خالی از هر چیز رفتار کرده اند و افزود که اینبار او را در زیر شکنجه و آزار خواهند کشت. نسخه ای از تظلم خواهی و برخی از حرف های او موجود است.

حرف او درست بود. پس از یک هفته در تاریخ ۱۶ آبان ۱٣۹۱ خبر جان باختن او اعلام شد و ما می دانیم که لحظه به لحظه ی مراسم تحویل و تدفین جنازه زیر شدیدترین مراقبت های پلیسی و امنیتی خواهد بود.

ما وظیفه انسانی و تاریخی خود می دانیم که در این حصار و بند فرصت را ! برای بازنگری حقیقت از دست ندهیم، با هر هزینه ای که ممکن است برایمان داشته باشد. خاموش ماندن ما فقط صحه گذاشتن بر رفتارهای ضد بشری علیه مردم آزادیخواه و به حرف آمده نیست، بلکه امضا کردن گواهی رفتارهای ضد انسانی باز هم بیشتر بر ما و فراموش کردن انسان بودن خودمان است.

امضاء: فریبرز رئیس دانا، عبدالفتاح سلطانی، سعید متین پور، فریدون صیدی راد، سعید جلالی فر، سروش ثابت، یاشار دارالشفاء، وحید علی قلی پور، داور حسینی، وجدان، رضا شهابی، بهنام ابراهیم زاده، رضا انصاری راد، اسداله اسدی، غلامرضا خسروی، علی معززی، کامران ایازی، امید خوارزمیان

بیانیه کانون نویسندگان ایران در اعتراض به قتل ستار بهشتی

 

یکی از سرفصل های سرکوب، قتل متهمین در زندان و در حین بازجویی است. اگر چه مردم ایران با این پدیده آشنا هستند و شرایط زندان های چند دهه اخیر را از یاد نبرده اند.
اکبر محمدی، زهرا کاظمی، زهرا بنی یعقوب، هدی صابر، امید رضا میر صیافی و... و تازه ترین مورد ستار بهشتی کارگر وبلاگ نویسی که جز بیان نظراتش هیچ "جرمی" نداشت. پلیس فتا او را دستگیر و بازداشت کرد و پس از چند روز خبر مرگ او را به خانواده اش اطلاع داد! در هنگام خاک سپاری او نیز فقط یک نفر از اعضای خانواده اش اجازه حضور یافت. این واقعیت دردناک تبلور فضایی است که اکنون مردم در آن نفس می کشند: بهای سخن گفتن و معترض بودن مرگ است.
نام هایی که برشمردیم فقط بخشی از فهرست برملا شده ی مرگ هایی است که قتل های زنجیره ای را به یاد می آورد و با همان جدیت باید به افشا و مقابله با آن پرداخت.
کانون نویسندگان ایران دستگیری، بازداشت و به طریق اولی قتل جوان وبلاگ نویس، ستار بهشتی، را محکوم می کند و خواهان روشن شدن کامل زوایای این واقعه و دستگیری و محاکمه آمران و عاملان این جنایت است.
تنها در صورتی می توان به چنین فجایعی پایان داد که "آزادی اندیشه و بیان بی هیچ حصر و استثنا برای همگان" قانون جاری جامعه شود.


نقد و نظر () | ۱۳٩۱/٩/۱ - هرمز ممیزی |لينک به نوشته