مقالات سياسي و اجتماعي
صفحه نخست   ::   آرشيو  ::   تماس با من   
 
ایرانیِ آذری

استاد ادیب برومند

 

درودم به ایرانی آذری / هماره پی پاس میهن جَری

سبک تاز در جنگ رزم آوران / گران کوب در کار جنگ آوری

سپر کرده تن پیش تیر یلان / سر و سینه را ساخته خنجری

به انگیزش خسروانی سرود / به هم کوفته موکب قیصری

نموده به پیکار عثمانیان / به همراه پور صفی صفدری

زهی خیزش آذرآبادگان / که فرسود نیروی اسکندری

بسا کارزارا که در راه آن / به پاس وطن کرده جان اسپَری

شد افراشته بهر تدبیر مُلک / به دشت مغان خَرگه نادری

بنَسپرد سر در بر ناکسان / چو پیغمبران بر در ساحری

کند زیر و رو بُنگه خصم را / چو جالیز را بیل برزیگری

کند فخر بر نام ایران زمین / ز ژرفای اندیشه نی سَرسَری

فراشَست او تیرها  شد رها / سوی زبده گندآور لشگری

بجوشد همی خون ایرانیت / به رگ های سالار ایران سری

سوار سمندش به سان سهند / گران تاب در حمله اژدری

چو بابک مهین نامور قهرمان / که برتازیان بست راه سری

چو یاد آورم نام آذرگشسب / فرستم به زرتشت صدها فری

چه دانی کز این خطه برخاستند / هزاران نگارشگر دفتری

در آموزش پارسی پیشرو / ز رازی سبق برد و مازندری

ز دانشور و شاعر نکته سنج / شده زین نکو گوهران زیوری

چو قطران که هر قطعه از شعر او / به دریای قُلُزم کند همسری

و یا چون همام و شریف از شرف / کند ناز بر تاق نیلوفری

سرایندگانش به صد شور و شوق / همه در تکاپوی شعر دری

برآرند از بحر زخار طبع / هزاران گوهر ویژه  گوهری

به نوباوگانش فرستم درود / که محوند در رافت مادری

از او نام مشروطه شد سربلند / چو از ابرشم حله شُشتری

به آزادگان گشته پشت و پناه / به خودکامگان یافته سروری

به سردار و سالار ساز نبرد / هم او داد و سازیدشان سنگری

ز کوبیدن شاه ضحاک وش / هم از کاوه آموخته رهبری

برون راند از خاک زرخیز خود / تجاوزگران را به چالشگری

به عشق وطن خوش طرازد ادیب /

سخن در تراز سخن گستری.


نقد و نظر () | ۱۳٩۱/۳/۱٦ - هرمز ممیزی |لينک به نوشته

نقل از نامه دکتر ابراهیم یزدی به آقای محمد جواد حجتی کرمانی

پیامبری یا عارفی از خدا خواست که به جناب عزراییل دستور دهد هر زمان نوبت سفر او رسید، او را از قبل آگاه سازد. خداوند درخواستش را اجابت کرد و به عزراییل دستورات لازم را ابلاغ فرمود. روزی جناب عزراییل آمد و به آن شخص دستور سفر داد. او اعتراض کرد و گفت قرار ما با خدا این بود که از قبل به من خبر بدهی. جناب عزراییل گفت خبر دادم اما تو نگرفتی! گفت کی؟ گفت پدرت رفت خبر بود، مادرت رفت خبر بود، و … همه خبر بود. اما آن‌ها را نخواندی. حال جناب حجتی عزیز شاه رفت خبر بود. صدام آن را نگرفت. صدام رفت، مبارک و بن‌علی نگرفتند. بن‌علی و مبارک رفتند، قذافی گفت آن‌ها بلد نبودند من می‌دانم چه‌کار کنم. قذافی رفت، اسد خبر را نمی‌پذیرد؟ علی صالح عبدالله و حاکم بحرین و سایر امیران خاورمیانه نمی‌پذیرند که وقت رحیل فرا رسیده است. عصر حکومت‌های تک نفره‌ی مادام‌العمری تمام شده است.”


نقد و نظر () | ۱۳٩۱/۳/۱٤ - هرمز ممیزی |لينک به نوشته

خونین شهر

خونین شهر هنوز خرمشهر نشده ، چشم شما مسئولین روشن !

 

به نوشته اطلاعات شماره 25324 از خرمشهر فقط سوم خردادیاد میشود ، خرمشهر هنوز شکل شهری جنگزده را دارد . بعد از سی سال هنوز در کوچه های خرمشهر مردان و زنان و کودکان را میبینیم که بشکه ای بر دوش در صف آب شیرین ایستاده اند . مگر خرمشهر قبل از جنگ آبش شور بود ؟ چرا از میان ادارات خرمشهر 28 مدیر آن ساکن خرمشهر نیستند ؟ آیا حاضرند بگویند که شرایط زندگی ، تحصیل ،آب و هوا و امکانات خرمشهر ناکافی است و ما خانواده هایمان را نمی آوریم ؟ خرمشهر با مشکل عدم استفاده از نیروهایش در اکثر ادارات دست به گریبان است . چرا که مدیری که خاستگاهش شهرش باشد بعلت اشرافش به شهر میتواند مدیریتی پویاتر داشته باشد و از جایگاه و محبوبیت و مساعدت نیروهای شهرش نیز برخوردار باشد . معافیت گمرکی خرمشهر برداشته شده ، فقر چهره زشت خود را در شهر بیشتر نمایان ساخته . وضعیت شهرهای زلزله زده ای مانند منجیل و رودبار و بم خیلی آباد تر از خرمشهر اند .


نقد و نظر () | ۱۳٩۱/۳/۱٠ - هرمز ممیزی |لينک به نوشته

آزادی بیان

  
فردریک کبیر (Friedrich der Große) ،که از سال ۱۷۴۰ تا ۱۷۸۶ بر کشور آلمان حکومت می کرد معتقدبه آزادی اندیشه بود و رشد فکری مردم را در گرو آن می دانست. او یک روزسوار بر اسب با همراهانش از یکی از خیابان های برلین می گذشت، گروهی ازمخالفان اعلامیه تند و تیزی علیه او بر دیوار چسبانده بودند. فردریک آنرا به دقت خواند و گفت: “بی انصافها چقدر اعلامیه را بالا چسبانده اند ماکه سوار اسب هستیم آن را به راحتی خواندیم ولی افراد پیاده برای خواندنش به زحمت می افتند. آن را بکنید و پایین تر بچسبانید تا راحت تر خوانده شود”. یکی از همراهان با حیرت گفت: “اما این اعلامیه بر ضدشما و اساس امپراتوری است”. فردریک با خنده پاسخ داد: “اگر حکومت ماواقعا به مردم ظلم کرده و آنقدر بی ثبات است که با یک اعلامیه چند خطی ساقط شود همان بهتر که زودتر برود و حکومت بهتری جای آن را بگیرد، امااگر حکومت ما بر اساس قانون و نیک خواهی و عدالت اجتماعی و آزادی بیان وقلم است مسلم بدانید آنقدر ثبات و استحکام دارد که با یک اعلامیه از پانیفتد.


نقد و نظر () | ۱۳٩۱/۳/۱٠ - هرمز ممیزی |لينک به نوشته

قدرت سخت ، قدرت نرم

قدرت سخت / hard power - قدرت نرم/ soft power

 

 

معمولاً از نیروی نظامی و قدرت اقتصادی به عنوان قدرت سخت افزاری (Hard power) و از نیروی انسانی، فرهنگ، علم، دانش و تحقیقات به عنوان قدرت نرم افزاری (Soft power) یاد می شود.

 

 

قدرت نرم/ soft power

 

واژه قدرت نرم نخستین بار از سوی  " جوزف نای Joseph Nye “مطرح شد
======
به نوشته دکتر سلطانی فر، قدرت نرم عبارت است از توانایی شکل دهی به ترجیهات دیگران ،به عبارت دیگر جنس قدرت نرم از نوع اقناع و در قدرت سخت از مقوله ( وادار و اجبار ) کردن می باشد.
رهبری به صدور فرامین خلاصه نمی شود بلکه جذب دیگران به انجام انچه شما می خواهید را شامل می شودکه اگر بتوان دیگران را به انچه که می خواهید سوق دهید دیگر نیازی به استفاده از هویج و چماق برای مجبور کردن نیست.


-قدرت نرم ، نه زور است و نه پول ، در قدرت نرم ،بروی ذهنیت ها سرمایه گذاری می شود و از جذابیت برای ایجاد اشتراک بین ارزشها و از الزام و وظیفه همکاری برای رسیدن به همه خواست ها سود می جوید.
قدرت نرم ،به آن دسته از قابلیت ها و توانایی های کشور اطلاق می شود که با به کارگیری از ابزاری چون فرهنگ ، آمال و یا ارزش های اخلاقی به صورت غیر مستقیم بر منافع یا رفتار های دیگر کشورهای اثر می گذارد.

ژوزف نای ( Joseph Nye ) در سال 1989 می گوید:قدرت نرم ، توجه ویژه به اشغال فضای ذهنی کشور دیگر، از طریق ایجاد جاذبه است و نیز زمانی یک کشور به قدرت نرم دست می یابد که بتواند ( اطلاعات و دانایی ) را به منظور پایان دادن  به موضوعات مورد اختلاف به کار گیرد و اختلافات را به گونه ای ترسیم کند که از انها امتیاز  بگیرد.
-مونوپولی ،، Monopoly ،، اطلاعات و دانایی مرکز دیپلماسی نیست، بلکه خود دانش و گسترش ان است که باید نقطه قوت دیپلماسی باشد.
قدرت نرم ،تبلیغات سیاسی نیست بلکه مباحث عقلانی و ارزش های عموم را شامل می شود و هدف قدرت نرم افکار عمومی خارج و سپس داخل کشور است.
وسایل ارتباط جمعی در جهان امروز ، جهان های ذهنی و غیر واقعی را به دنیا مخابره می کنند. آنها دیگر به انتقال واقعیت فکر نمی کنند، بلکه واقعیت ها را می سازند.
هدف رسانه ها از قدرت نرم در ابتدا مدیریت افکار عمومی نیست ،بلکه رسانه ای در این دنیا موفق است که بتواند با افکار عمومی حرکت کند و خود را سازگاز با آنها نشان دهد.
درعصر رسانه های نوین جهانی ، به مدد تکنولوژی های نوین ارتباطات و اطلاعات کسب قدرت نرم به مراتب راحت تر از به دست آوردن و نگهداری ( قدرت سخت ) است ودولت ها اگر بتوانند مفاهیم جدید امنیتی را برای خود ، باز تعریف کنند ، در آن صورت مجبور نیستند لشکرهای عظیم نظامی خود را تقویت کنند.

راه کارهای رسیدن و در اختیار داشتن قدرت نرم
===========================
1- داشتن کانال های چندگانه ارتباطی داخلی و خارجی .
2- نزدیک کردن سنت ها و ایده های فرهنگی اجتماعی و سیاسی بر نُرم های جهانی
3- حرکتی آرام ، پراکنده و مداوم در جهت تسخیر افکار عمومی به توسط رسانه های همراه و همگام با مردم ( نه رسانه ای که قصد مدیریت افکار را داشته باشد)
4- ایجاد گفتمان های خبری - رسانه ای در خارج و داخل به زبان های مختلف
5- پذیرش اینکه مردم مجبور به استفاده از رسانه های داخل نیستند و طراحی برنامه هایی که بتواند از مشارکت مردم در امور بالاتری استفاده نمود.
6- اعتماد به مردم حتی در صورت بیان انتقادهای تند
7- توجه به طراحی و انعکاس برنامه هایی که تفکر جهانی شدن از محلی شدن را منعکس کند(جهانی شدن برنامه ها) (باید از پنجره خارج به داخل نگریست نه از پنجره داخل به خارج)
8- توجه به وجود تنوع آراء در داخل و انعکاس آن به خارج (دیگر زمان اینکه همه جامعه یکسان فکر کنند پایان رسیده) وجود تنوع فکری و تکثر آراء حتی در مخالفت با حکومت نقطه قوت محسوب می شود.
9- ابهام زدایی از صحنه سیاست خارجی
10- اعلام برنامه ها و اصول کلی اجرایی و تشریح دیدگاهها در مورد مسائل حساس جهانی و منطقه ای و معرفی تیم اجرایی سیاست خارجی مشخص جهت تبیین آنها
11- دادن زمینه کار به رسانه ها جهت طرح
دیدگاههای انتقادی در کلیه سطوح تصمیم گیری داخلی و حتی سیاست خارجی جهت تبیین این اصول برای افکار عمومی داخل و خارج و نشان دادن وجود تکثر و تنوع فکری .

ایجاد تعامل فرهنگی با استفاده از هر ابزار
=========================
الف - رسانه های بین المللی
ب - تشویق به جذب دانشجویان و توریست ها
ج - تشویق به مسافرتهای اجتماعی فرهنگی جهت انتقال فرهنگ داخل به خارج
د- تشویق به عزیمت دانشجویان به خارج
هـ - ایجاد دفاتر فرهنگی مشترک با کلیه کشورها (و ایجاد کتابخانه ها ، رستوران های فرهنگی در دیگر کشورها)
و - ایجاد دفاتر مشترک رسانه ای با دیگر کشورها
ز - استفاده از سرمایه گذاری های خارجی نه فقط برای تجارت بلکه در پروژه های زیربنایی و طولانی مدت
ح - سرمایه گذاری در پروژه های زیربنایی در دیگر کشورها

مثل انرژی - راه - تاسیسات فنی و ماندگار
ط- تشویق به آموزش زبان های دیگر در دانشگاهها و موسسات آموزشی جهت تعامل با دنیای خارج (علی الخصوص زبان انگلیسی)  - پنهان نکردن نقاط ضعف بلکه استفاده از آنها به عنوان یک فرصت در زمینه های مختلف (مثلا تقلب در انتخابات )
ک - دادن اطلاعات به دنیای بیرونی ، افزایش پهنای باند اینترنتی و گسترش کانال های تلویزیونی
ل - افزایش فعالیت سیاسی در حل بحران های دیگر کشورها و ایفای نقش فعال در سطوح جهانی.


نقد و نظر () | ۱۳٩۱/۳/٦ - هرمز ممیزی |لينک به نوشته

ضریب هوشی - نیاز امروز

ما به معارض فرهنگی برتر نیازداریم تا از جهل قرون بدر آئیم زیرا بار توسعه و پیشرفت بر دوش هوشمندان و نخبگان جامعه میباشد و فرار مغزها خوشبختانه این فرصت را فراهم آورده تا بکمک رسانه ها

آنچه را که سبب عقب ماندگی جامعه ایرانی شده و آنچه را که عامل پیشرفت جوامع مترقی بوده گوشزد کنند .

 

دکتر شهرام یزدانی

اعلام میانگین ضریب هوشی 84 برای ایرانی‌ها، سبب تعجب بسیاری از نخبگان ایران گردید. عده‌ای با انکار این آمار درصدد اعتراض به آن برآمده‌اند، اما برای اینجانب، این آمار هیچ‌گونه جای تعجبی نداشت، زیرا این موضوع را در سال  هفتاد و نه در سخنرانی در سازمان مدیریت و برنامه‌ریزی تحت عنوان نظریه ترقیق هوشی پیش بینی کرده بودم. در این مقاله به اختصار علل افت میانگین ضریب هوشی در کشور را بررسی خواهم کرد و سپس به راهکارهای مقابله با این رخداد تلخ خواهیم پرداخت.

ضریب هوشی چیست و اهمیت آن در چیست؟

ضریب هوشی یک نسبت است که از تقسیم سن عقلی بر سن تقویمی ضربدر صد به دست می‌آید. اگر سن عقلی با سن تقویمی یکسان باشد، ضریب هوشی صد می‌شود ولی در بعضی مواقع در بعضی افراد سن عقلی بیشتر می‌شود که این فرد هوشی بیشتر از سایر افراد دارد.

برای به دست آوردن سن عقلی راه‌های زیادی وجود دارد و معمولا کارشناسان از تست‌های خاصی استفاده می‌کنند که جنبه‌های مختلفی مانند تشخیص الگوها، قدرت حافظه کوتاه ‌مدت، استفاده فرد از واژه‌ها، سرعت محاسبه فرد، درک روابط یا جبر، اطلاعات عمومی، محاسبات ریاضیات، درک فضایی، منطق و املا را ارزیابی می‌کند.

به این ترتیب دستیابی به میانگین ضریب هوشی بالاتر یکی از ابزار توسعه و به طور هم‌زمان یکی از دستاوردهای مهم توسعه محسوب می‌گردد.

ضریب هوشی اقوام و ملل

مطالعات فراوانی روی تفاوت متوسط ضریب هوشی در کشورهای مختلف صورت گرفته است.

میانگین ضریب هوشی در آمریکا و انگلستان حدود 100 است. این عدد برای شهروندان ژاپنی، چینی، کره‌ای، هنگ کنگی و تایوانی 105 و برای ترکیه، کشورهای خاورمیانه و جنوب آسیا بین 78 و 90 و برای کشورهای آفریقایی پایین تر از صحرای آفریقا بین 65 تا 75 است. در این میان کشور ما ایران با ضریب هوشی متوسط 84 رتبه 97 را بین 185 کشور جهان دارا می‌باشد.


نقد و نظر () | ۱۳٩۱/۳/٦ - هرمز ممیزی |لينک به نوشته

واردات


واردات باورنکردنی به ایران :از شیر مرغ تا جان آدمیزاد!

به گزارش فرارو؛ در سال حمایت از تولید ملی، همه جا صحبت از کالاهایی است که بی‌رویه وارد ایران می‌شوند. حسن این کالاها این است که هم بر پیکره تولید ملی ضربه می‌زنند و هم آن‌قدر بی‌کیفیت و حتی خطرناکند که برای مردم زیان‌های مالی و جانی فراوانی در پی دارند.

در این بین نگاهی به فهرست اقلام وارداتی خالی از لطف نیست. برای مثال در آستانه برداشت توت‌فرنگی، واردات این محصول اوج گرفته و بازار مملو از توت‌فرنگی‌هایی شده است که حقیقتاً فرنگی هستند.

چندی پیش هم چند هزار تن عسل بی‌کیفیت از چین وارد شد و باعث شد تا عسل مرغوب کندوداران ایرانی روی دستشان بماند. درکنار تخم‌مرغ‌های بی‌مزه که از هند وارد می‌شود، پیاز‌های پاکستانی اشک پیازکاران جنوب کرمان را درآورده است. هم‌اکنون نیز گوجه‌کاران در کابوس دلال‌بازی واردات گوجه‌فرنگی به سر می‌برند.

خبرهایی هم رسیده است مبنی بر اینکه ورادات چای از کنیا چند برابر شده؛ حال آن‌که ایران خود می‌تواند به یکی از صادرکنندگان بزرگ چای در دنیا تبدیل شود.

از دیگر مسائل عجیب این است که با اینکه ایران چهارمین کشور تولیدکننده گردو در جهان به حساب می‌رود، در ماه‌های اخیر ورود گردوی چینی به بازار تولید این محصول را خدشه‌دار کرده است. سیر و بادام هم جزء کالاهایی هستند که از چین وارد می‌شوند.

در بازار میوه و سیفی‌جات در کنار وارد کردن خربزه از امارات، سیب را هم از شیلی می‌آورند و هلو را از ترکیه. مردم پرتقال‌های مصری می‌خرند. سال گذشته نیز انگور از آفریقای جنوبی آورده شد، گلابی از آندورا و زیمبابوه و موز هم موزامبیک، سریلانکا و اندونزی. زغال اخته هم برای امارات بود و آذربایجان.

بخشی از مرکبات از یونان می‌آید و لیموخشک‌های سومالی و مصر هم هر از گاه عرصه را بر کشاورزان رودانی و مینابی تنگ می‌کنند. ذرت هم از برزیل سرریز می‌شود.

یونان همچنین ژله، مارمالاد و مربا هم به ایران صادر می‌کند. از طرف دیگر بالاترین ارزش کالاهای وارد شده از یونان مربوط به زیتون است. امارات متحده عربی، سوئیس و برزیل هم سه صادرکننده بزرگ شکر به ایران هستند.

در حالی که واردات شیرخشک همچنان ادامه دارد، گفته می‌شود پنبه نیز قربانی بعدی واردات خواهد بود.

پس از چند سال واردات برنج هندی هم دوباره از سر گرفته شده است. به طور کلی سالانه یک میلیون و ۵۱۳ هزار تن برنج وارد کشور می‌شود.

واردات گوشت بوفالو از هند هم تأیید شده و انواع دیگر گوشت از کشورهایی چون قرقیزستان، مغولستان، بلاروس و برزیل به ایران می‌آید. مرغ هم از برزیل و آمریکای لاتین وارد می‌شد که تلاش شد جلوی آن گرفته شود. 110 میلیون قطعه ماهی زینتی نیز از کشورهای جنوب شرقی آسیا به ایران آورده شده است.

کروکدیل‌هایی هم برای پرورش وارد شده‌اند و عجیب اینکه واردات یک محموله گوشت خوک توسط گمرک به ثبت رسیده که حدس زده می‌شود برای ترانزیت یا صادرات مجدد بوده است.

داروهای بیوتکنولوژی که تولید آن در داخل هم وجود دارد از آرژانتین وارد می‌شوند؛ اما بسیاری از داروهایی که در کشور تولید نمی‌شوند، واردات هم ندارند.

در حال حاضر نیز صنایع دستی طرقبه نیز در انحصار بازارهای چینی درآمده و در کنار واردات انواع سیگار از سوئیس، ساعت مچی نیز از این کشور می‌آید. باقی ساعت مچی‌ها هم برای کشور چین و امارات هستند. سفال‌های چینی در شهر لالجین هم مشکلاتی برای شاغلان این حرفه ایجاد کرده است.

جدا از بازار پوشاک که در تار و پود محصولات چینی بافته شده است، نیم میلیارد دلار سود واردات پارچه چادر مشکی بوده که به جیب واردکنندگان سرازیر شده است.

چینی‌ها علاوه بر اینکه قرآن به ایران می‌فرستند، سنگ قبر هم برای ایرانیان صادر می‌کنند. سنگ قبرهایی که رویشان آیه قرآن به درستی حک شده است.

اوج شاهکارهای وارداتی در سال‌های اخیر موضوع واردات دسته بیل از اندونزی بود که سر و صدای زیادی هم به همراه داشت.

سمعک‌های تقلبی، تیغه برف پاک‌کن، بطری، شبرنگ، دکمه، شلنگ پلاستیکی، میخ، شال و دستمال گردن، چنگک کشاورزی، بند شلوار، تیغ سلمانی، دستکش جراحی و حبوبات از جمله دیگر واردات هستند.

موناکو، مالاوی آندورا، سیشل، رینیون، آمریکن ساموآ، ترینیداوتوباگو، کالودینا جدید، سوازیلند، تونگا، جزیره من، پورتوریکو، سرزمین انگلیسی اقیانوس هند و جیبوتی نیز جزء کشورهایی بوده‌اند که محصولات خود را به ایران صادر کرده‌اند. امارات متحده عربی، چین، کره،‌ آلمان، ترکیه، سوئیس، فرانسه، ایتالیا، ژاپن و هند 10 کشور عمده صادرکننده کالا به ایران هستند.

متأسفانه برخی از اتباع بیگانه که نقض عضو داشته و یا وضعیت ظاهری مفلوک دارند گزینش شده و پس از دوره‌های آموزشی برای تکدی‌گری به خیابان‌های تهران فرستاده می‌شوند که نشان می‌دهد واردات جان آدمیزاد هم چندان بی‌مصداق نیست.

از طرف دیگر علی‌رغم تمام تلاش‌ها واردات الیاف‌های آزبستی سرطان‌زا و ثبت و سفارش آن‌ها همچنان ادامه دارد که در کنار بسیاری از محصولات وارداتی خطرناک، سلامتی مردم را تهدید می‌کنند.

در برابر اعتراض‌های فراوانی که درباره واردات بی‌رویه می‌شود، گاه دولت نیز واکنش‌هایی نشان می‌دهد. برای مثال وزیر صنعت، معدن و تجارت با بیان اینکه درخواست مجوز واردات 24 میلیارد دلار کالا برای صیانت از تولید ملی بوده است، حواشی پیرامون این مجوز را ساخته و پرداخته رسانه‌ها دانست.

رئیس سابق هیات امنای صندوق ذخیره ارزی در این زمینه به فرارو گفته است: «علت این واردات بی رویه این است که ما پول نفت را در اختیار داریم و با کوچک ترین مشکلی که برای ما به وجود می آید بلافاصله به سراغ خزانه ارزی می‌رویم و اقدام به واردات می کنیم. در حالی که ممکن است با ده درصد این هزینه‌ها بتوانیم مشکل تولید داخلی را حل نماییم و کافی است که ما فقط به تولید اهمیت بدهیم که ظاهراً کسی به این موضوع فکر نمی‌کند.»

دکتر حسین راغفر، استاد دانشگاه و کارشناس مسائل اقتصادی نیز در گفتگو با فرارو واردات گسترده را تکمیل پروژه دولت برای نابود کردن تولید داخلی دانسته و برنده این سیاست‌ها را افرادی خوانده که فرزندانشان سوار پورشه 750 میلیون تومانی می‌شوند.


نقد و نظر () | ۱۳٩۱/۳/٥ - هرمز ممیزی |لينک به نوشته