مقالات سياسي و اجتماعي
صفحه نخست   ::   آرشيو  ::   تماس با من   
 
اسپینوزا

رساله سیاست محصول پربار ترین سنین عمر اسپینوزا است که متاسفانه بعلت مرگ زودرس او ناتمام ماند . در این رساله مینویسد: غرض از تاسیس دولت، آزادی است ، زیرا عمل دولت سوق دادن جامعه به سوی پیشرفت وترقی است و ترقی منوط به استعداد و شایستگی است و استعداد و شایستگی در آزادی پرورش مییابد . ولی اگر قوانین، پیشرفت و آزادی را خفه کردند چه باید کرد ؟ اگر دولت طالب حفظ شخص خود باشد (یعنی کسانی که قدرت را بدست دارند سعی کنند که همیشه آنرا در دست خود نگهدارند) و به ماشین سلطه بدل شوند ، شخص چه باید بکند ؟ قوانین مخالف آزادی گفتار هر قانونی را لغو و نابود میسازد زیرا مردم به قوانینی که نتوانند انتقاد کنند احترام نمیگذارند!  هرچه دولت در منع آزادی گفتار بیشتر سعی کند ، لجاجت و پافشاری مردم در مقاومت بیشتر میگردد . این مقاومت از طرف مردم لئیم و ممسک نیست بلکه از طرف صاحبان تربیت عالی و اخلاق قوی و مردم با فضیلت است که به علت داشتن این صفات آزادی بیشتری به دست آورده اند . بطور کلی طبیعت مردم چنان است که اگر چیزی را حق دانستند ولی دولت آنرا مخالف قانون شمرد ، با بیصبری و سرسختی در برابر دولت مقاومت میکنند . در چنین حالتی نقض قانون و بی احترامی به آن را زشت نمی شمرند بلکه جایز میدانند .

اسپینوزا مینویسد : دموکراسی معقول ترین شکل حکومت است زیرا در این حکومت هر کسی حاضر است که دولت بر اعمال او نظارت کند ولی اجازه نمیدهد که دولت بر افکار و اندیشه او مسلط شود . هر چه تسلط دولت بر افکار کمتر باشد ، بحال دولت و مردم بیشتر مفید خواهد بود زیرا قدرت، حتی مردم فساد ناپذیر را فاسد میسازد (مگر به روبسپیر فساد ناپذیر نمیگفتند؟ ) دموکراسی باید مساله دیگری را حل کند و آن اینکه چگونه جدول بهترین و با استعدادترین اشخاص را تهیه کند تا مردم از میان آن، شایسته ترین و باتربیت ترین افراد را انتخاب نمایند تا زمام حکومت مردم را به دست گیرند .


نقد و نظر () | ۱۳٩۱/۱۱/٢۸ - هرمز ممیزی |لينک به نوشته

وطن

 

داغ وطن  نقل از وبلاگ مهرداد آریانپور

وطن یعنی حراج تخت جمشید


وطن یعنی فنای شیر و خورشید

 

وطن یعنی که غصب کاخ کاووس


  وطن یعنی خجالتها ز سیروس

 

وطن یعنی برای لقمه ای نان


به زیر پا نهادن دین و ایمان


وطن یعنی عزیزم سفره خالیست


چه حاجت نان که ما را گریه کافیست


وطن یعنی که بابا نان ندارد


ز غم مادر لبی خندان ندارد


وطن یعنی اسیر قلعه دیو


به پا زنجیر و گردن حلقه دیو


وطن یعنی بلندیهای جولان


پی آزادیش بگذشتن از جان


وطن یعنی تمام ملک ایران


فدای ذره ای از خاک لبنان


وطن یعنی بده هم جان و هم دین


پی آزاد ی خاک فلسطین


وطن یعنی چاوز یعنی بولیوی


وطن یعنی ره و آیین دیوی


وطن یعنی عراق و شام و افغان


وطن یعنی که هر جا غیر ایران


نقد و نظر () | ۱۳٩۱/۱۱/٢۳ - هرمز ممیزی |لينک به نوشته

دکتر فریبرز رئیس دانا و سایر زندانیان سیاسی را آزاد کنید

پسرم و گنجشگ های خیابان

فریبرز رییس دانا
 
خیلی هم نگران نباش
پسرک دلبند و نا آرامم
با معلمانت – که دیدم به گنجایش روح تو، خنده بر شیار گونه ندارند –
ستیزه مکن
خیلی هم نگران مباش که با تو نیستم این روزها
می ترسم غباری بر آیینه ی دل امیدزایت بنشیند
بچه ای سرگردان  وژنده قبای کوچه را
بچه های گشنه و نابازیگوش را
یارای زدودن آن نباشد.
راستی پسرم
آنها را نه بابایت و نه کسی از رفیقان و خویشانت –
که شاید روزی بشناسیشان –
به قدر و قوت و نیاز یاری نداده است
آنها ویلان خیابان های بداخلاق و
چشم به راه عموهایشان مانده اند
پسرکم!
چشمه ی تازه گشوده ی زلال بی دریغ
به آنها خوب نگاه کن
منتظر من باش و
چشم به راه هزاران کرور گنجشکان ِ ورد جیک جیک گرفته
که دانه هاشان را به آنها می دهند
ونیش منقارشان را نشانه ی شمایلان بی حرمت می کنند.
اوین مهر

 

 
 


نقد و نظر () | ۱۳٩۱/۱۱/٢۱ - هرمز ممیزی |لينک به نوشته

ترس ، سلطه ، فساد و توسعه

ترس، سلطه، فساد و توسعه    مسلما  انقلاب ،اقتدارگراترین حرکتی است که در یک جامعه روی میدهد اما 33 سال پس از انقلاب اگر میخواهید رشد کنید باید ترس و بزدلی را به دور اندازید بقول اوشو فیلسوف هندی :چگونه ممکن است انسان در عین حالی که ترسو است رشد کند ؟   .اگر هر موقعیت جدیدی که پیش میاید خودمان را جمع کرده و عقب بکشیم و چشمهایمان را به روی آن ببندیم در این صورت چگونه میتوانیم رشد کنیم ؟اصلا چگونه میتوانیم وجود داشته باشیم در حالیکه فقط وانمود میکنیم که هستیم ؟ترس یکی از بزرگترین بازدارنده ها در زندگیست.اگر فکر میکنید ترس ،شما را از کارهائی که میخواهید ،بازداشته است ،راه حل اینست که آن کار را انجام دهید.زیرا انجام کارهائی که از آنها ترس داریم ما را بسرعت از فکر وخیال و وحشت رهائی میبخشد و در مسیر رشد و شکوفائی به پیش میراند.

انسان وقتی از رشدسیاسی  باز میماند، مجبور است رشد های جایگزین برای خود پیدا کند.چنین است که خودش رشد نمیکند اما حسابهای بانکی اش رشد میکند زیرا این یک جایگزین  است که نیاز به شهامت چندانی ندارد و کاملا با ترس و زبونی آدمی هماهنگ است . وقتی حساب بانکی شما رشد میکند فکر میکنید این شما هستید که دارید رشد میکنید . فرد محترم تری میشوید و اسم وشهرتتان بالا میرود . شجاعت جزیره ایست در دریای ترس، یعنی ترس وجود دارد ولی با این وجود،فرد خود را به خطرمیاندازد ، یعنی این شجاعت است که انسان میلرزد ، از رفتن به تاریکی میترسد و با این وجود میرود . با وجود ترس درونی اش میرود چنین انسانی مملو از ترس است اما تحت تسلط ترس در نیامده است . یادمان باشد هرچه خطر پذیری بیشتر باشد امکان رشد بیشتر است .نظامی عروضی میگوید:احمد ابن عبدالله خجستانیرا پرسیدند تو مردی بنده بودی ،به امیری خراسان چون افتادی ؟ گفت به باد غیس در خجستان

روزی دیوان حنظله باد غیسی همی خواندم ،بدین دوبیت رسیدم :

مهتری گر بکام شیر در است            شو خطر کن زکام شیر بجوی

یا بزرگی و عز و نعمت وجاه            یا چو مردانت مرگ رویاروی

امروز همه میدانیم که سپهر سیاسی ایران پر از شر و بدی است ولی این همان چیزیست

که زندگی مارا با ارزش و قابل تحمل میسازد .حضور شر ،خودکامگی و استبداد امید به رهائی را و امید به غلبه بر شر و بدی را بر می انگیزد تا با استفاده از اراده آزادمان

ایرانی بهتر بسازیم .


نقد و نظر () | ۱۳٩۱/۱۱/٢٠ - هرمز ممیزی |لينک به نوشته

اقتدار یا زور

هر گرم سیلیسیومی که برای افزایش دانائی بشر در رایانه ها بکار میرود بیش از یک تن اورانیوم غنی شده تاثیر دارد . دانائی از نظر اهمیت رقیب تسلیحات و تاکتیکهای نظامی شده و برنده نهائی تنش ها و بحران ها فقط داناترها هستند و نه قویترها . دانائی درست همان طور که منبع اصلی افزایش تولید است میتواند به منبع اصلی قدرت هم تبدیل شود .

اقتدار یکی از مفاهیم مهم دانش سیاسی است و اندیشمندان همیشه بین اقتدار و زور تفکیک قائل شده اند یعنی در حالیکه برای زور هیچگونه مشروعیتی قائل نبوده و نیستند ، اقتدار را وسیله ای مثبت برای نیل به آرمانهای بشری معرفی میکنند و میگویند اقتدار نیروئی است که در شخصیت و یا مقام وجود دارد  ولی هر کسی توان بهره مندی از آن را ندارد  این واژه در زبان فارسی به صورت فر ایزدی ، فر کیانی و یا فر ایرانی به کار رفته و ایرانیان به ویژه شاهان باستان را برخوردار از فر ایزدی میدانستند . امروز نیز در دنیای سیاست  ، لغت  فر برابر با کاریزما  به کار میرود که  به معنای عنایت ایزدی است .

ماکس وبر  جامعه شناس مشهور آلمانی نیز این واژه را در جامعه شناسی سیاسی  به مفهوم کیفیتی فوق العاده که در شخص و یا گاه در یک شئی وجود دارد که  بدان حالتی سحر آمیز میبخشد ، تعریف کرده است .

آگاهی ملی یعنی حس وفاداری و شور و دلبستگی افراد جامعه به عناصر تشکیل دهنده ملت همچون فرهنگ ، اخلاق ، ارزشهای اجتماعی ، دین و سرزمین است . به گمان نگارنده تاسیس دولت ملی ، کوشش برای دستیابی به بهترین شکل سازمان سیاسی کشور است  تا هم جلو تاخت و تاز بیگانگان را بگیرد و هم خود به عامل سلطه و چیرگی بر آحاد ملت تبدیل نشود .


نقد و نظر () | ۱۳٩۱/۱۱/۱۸ - هرمز ممیزی |لينک به نوشته

اصلاح دین

اصلاح دینی/ REFORMATION

در اواخر قرن شانزدهم، فساد در کلیسای کاتولیک رشد کرده بود .مارتین لوتر کشیش آلمانی حرکتی موسوم به تلطیف دین یا دین پیرائی را آغاز کرد .پیروان او لوتریان خوانده میشدند اما نهایتا به آنها پروتستان یعنی معترضین گفته شد  این نزاع مذهبی سبب جنگهای بسیار شد و هزاران نفر با نام شهید جان خود را از دست دادند. اصلاح گران دینی که در حسن نیت و دینداری بسیاری از آنان نمیتوان تردید کرد قصد دفاع از مسیحیت و تقویت بنیانهای معنوی آن را داشتند و راه رسیدن به این هدف را مبارزه با تشکیلات گسترده و پر مدعای کلیسا تشخیص دادند و انصافا در این مبارزه موفق شدند زیرا طرفداران رنسانس و اصلاح طلبان هر دو در این نکته اشتراک نظر داشتند که آنچه بنام دین و کلیسا وجود دارد ناروا است و باید در آن تجدید نظر کرد .







سوزاندن بر چوبه مرگ

دسته های چوب برای اعدام شهدای
پروتستان آماده می شدند.




1517 م

مارتین لوتر 95 اصل خود (موضوعاتی برای مباحثه) را بر درگاه کلیسای ویتتنبرگ آلمان آویخت و نظرات جدید خود را اعلام نمود. این مسئله آغاز جنبش اصلاح دینی در اروپا می باشد.

1519

الریش زوینگلی اصطلاح طلبی در سویس را رهبری می کند.

1520

مارتین لوتر از طرف کلیسای کاتولیک تکفیر شده و اخراج می گردد. او کلیسای لوتری خود را برپا می کند.

1529

لوتریان در نهایت پروتستان (معترض) نامیده می شوند. زیرا آنان در برابر کوشش کلیسا برای محدود ساختن تعالیشان اعتراض می کنند. هنری هشتم انگلستان، پیوند خود با کاتولیکها را قطع می کند و خود رئیس کلیسای انگلستان می خواند.

1536

صومعه ها در انگلیس منحل می شوند. ژان کالوین رهبری پروتستانها را در ژئو سویس به دست می گیرد.

1553

ماری، دختر هنری هشتم، ملکه انگلیس می شود. کشور، دیگر بار تا مرگ او در سال 1558م کاتولیک مذهب می شود.

1555

صلح مذهبی آکسبرگبه شاهزادگان آلمانی این فرصت را می دهد تا در میان مذهب پروتستان با کاتولیک یکی را انتخاب کنند. در همین حال اسکاندیناوی، سویس، لهستان و بخشهای هلندی زبان، مذهب پروتستان را می پذیرند.

1560

جنگهای مذهبی فرانسه میان پروتستانهای فرانسوی (مشهور به Huguenots یا رافضی ها) و کاتولیکها آغاز می شود.

1567

فیلیپ دوم فرمانروای اسپانیا، دوک آلبارا برای حکومت هلند می فرستد. دوک دستور قتل عام و اعدام دسته جمعی صادر می کند. ایالتهای هلند در برابر اسپانیائیها متحد می شوند.

1572

قتل عام سن بارتولومی در پاریس و در روز 24 آگوست رخ می دهد. تعداد 20000 پروتستان فرانسوی در عرض دو روز کشته می شوند.

1579

هفت ایالت شمالی هلند- که غالبا هلندیهای پروتستان در آن زندگی می کنند – اتحاد اوترشت(اوترخت) را به منظور نبرد در برابر اسپانیا تشکیل می دهند.

1581

ایالتهای شمالی، استقلال خود را اعلام می کنند. آنان ویلیام اورانژرا برای حکومت جماهیر متحده هلند انتخاب می کنند.

1584

ویلیام اورانژ بدست یک کاتولیک متعصب ترور می شود.

1588

تلاش ناوگان اسپانیا، آرمادا، برای هجوم به انگلیس با شکست مواجه می شود.

1598

فرمان نانتس به جنگهای مذهبی فرانسه پایان می دهد، به پروتستانها آزادی داده می شود تا هر چه را می خواهند، بپرستید.

1618

وقتی که اشراف پروتستان بوهمدر برابر فرمانروایشان فردیناند دوم، پادشاه کالتوک اتریش، شورش می کنند، جنگهای سی ساله شروع می شود.

1648

اسپانیا نهایتا استقلال هلند را به رسمیت می شناسد.
کلیسای کاتولیک رم به طور طبیعی از گسترش مذهب پروتستان احساس خطر کرد. عکس العمل کلیسا انجام یک سری اصلاحات و سعی در ریشه کن کردن مذهب پروتستان بود. این واکنش به ضدیت با جنبش دین پیرایی مشهور شد.


همسران هنری هشتم


در سال 1528م، هنری هشتم پادشاه انگلستان از پاپ خواست تا به او اجازه طلاق بدهد. پاپ امتناع کرد. در نتیجه هنری کلیسای کاتولیک را رها و خود را به عنوان رییس کلیسای انگلستان معرفی نمود. بدین ترتیب جنبش در انگلستان اصلاح دینی آغاز شد.

نقاشی توسط هانس هولباین

این نقاشی مشهور، هنری را در اواخر دوران حکومت
خود نشان می دهد(47- 1509م)




شورای دگرگونی


در سال 1545 م کلیسا نشستی ترتیب داد که به شورای ترنت، ناحیه ای در ایتالیا، مشهور شد تا درباره راههای اصلاح کلیسای رم بحث و گفتگو کنند. یکی از پیشنهادها این بود که کشیشها باید بهترین آموزشها را داشته باشند. به همین علت مدارس علوم دینی تاسیس شدند. شورا تاکید کرد که راهبان ، راهبه ها و کشیشان باید از پیمان فقر خود پیروی کنند. همچنین لیستی از کتابهای مضر را منتشر کرد، که خواندن آنها برای کاتولیکها ممنوع بود. این لیست، فهرست کتابهای ممنوع نامیده شد. اما تصمیم اصلی این بود که هیچ گونه سازشی با پروتستانها برقرا ر نشود.


یسوعیون


یکی از راههای مقاومت کلیسای کاتولیک در برابر رشد مذهب پروتستان، گسترش پیام خود بود. در سالل 1534م سرباز اسپانیایی ایگنانوس لویولا (1556-1491م) که پس از زخمی شدن درجنگ به مذهب روی آورده بود، انجمن عیسی یا یسوعیونرا پایه گذاری کرد. هدف او گسترش مذهب کاتولیک ازطریق آموزش بود. بزودی ماموریتهایی به نقاط دوردستی چون هند ، چین و آمریکایی جنوبی برقرار شد. اعضای این تشکیلات مذهبی، به داشتن ذکاوت در مباحثه و جدل مشهور بودند.


دادگاه تفتیش عقاید اسپانیا


چند تن از حاکمان قدرتمند کاتولیک، بوسیله ریشه کن کردن مذهب پروتستان سعی در حفظ کلیسای کاتولیک داشتند. چارلز یکم (58 ـ 1500م) پادشاه اسپانیا و پسر او فیلیپ دوم(98ـ 1527م) بطور ویژه ای مامور به اجرای این کار شده بودند. آنها از دادگاه تفتیش عقاید اسپانیا برای مجازات پروتستانها استفاده می کردند. دادگاه برای بدست آوردن اعتراف، قربانیان را شکنجه می کرد. مجازاتها از پرداخت جریمه تا مرگ در آتش تعیین می شدند. جریان ضد جنبش دین پیرایی نمی توانست مذهب پروتستان را ریشه کن نماید اما توانست در نیرومند کردن کلیساس کاتولیک موفق شود.


شورش هلند


در سال 1567م فیلیپ دوم، پادشاه کاتولیک اسپانیا، دوک آلبا را در آموزشهایی بمنظور سرکوب پروتستانهای مخالف و حکومت بر هلند فرستاد. پروتستانهای هلندی شورش کردند، اما آلبا ظالم و بیرحم بود. اعدامهای عمومی و قتل عام شهرها دنبال می شد. سرانجام آلبا ایالتهای جنوبی را تحت کنترل خود درآورد، اما هفت ایالت شمالی در سال 1518م اعلام استقلال کردند.

ترور مذهبی

در سال 1584م یک کاتولیگ به رهبر پروتستان
مذهب هلند، ویلیام اورانژ، تیر اندازی کرد.




حقایق ثبت شده


آنچه که بیشتر از هر چیز، مارتین لوتر را آزار می داد فروش «مغفرت نامه» بوسیله کلیسای کاتولیک بود. مردم اقدام به خرید این اوراق می نمودند تا گناهانشان بخشیده شده و رستگار یشان تضمین شود. با فروش این مغفرت نامه ها، کلیسای کاتولیک رم ثروت هنگفتی بدست آورد. اما «لوتر» بر این باور بود که ایمان به خداوند، تنها راه نجات انسان است.

 

 

 

 

ضد اصلاح / Contre Reform

 

نهضتی که کاتولیکها در واکنش به اصلاحات پروتستانی در قرن شانزدهم بر پا کردند.


نقد و نظر () | ۱۳٩۱/۱۱/۱٦ - هرمز ممیزی |لينک به نوشته

واژه ارستیانیسم

آراستیانیسم //

Erastianism

 

آراستیانیسم اندیشه ایست مبتنی بر تفوق دولت بر کلیسا که در عرفی و دنیائی کردن امور در اروپا پیشقدم بود .تامس اراستیوس حکیم وپزشک متاله آلمانی – سوئیسی پایه گزار این اندیشه است و در واقع باید او را از پیشکسوتان سکولاریسم دانست. از مشهورترین هواداران این جنبش باید به ویلیام اوکامی و توماس آکوئیناس و مارسیله اشاره کرد که اولی میگفت قدرت مطلقه پاپ از نظر مسیحیت کفر و شرک است و از نظر سیاست و خط مشی دنیوی یک بدعت مخرب و موجب اغتشاش ، پاپ باید محدود شود و تنها راه آن اینست که از طریق اجرای نظام نمایندگی و انتخاب شورای عام ، به طریقی که واقعا این شورا نماینده مسیحیان باشد ، حکومت مطلقهِ پاپ به حکومت مشروطه در حوزه کلیسا تبدیل شود. توماس آکوئیناس نیز میگفت : حکومت امری است طبیعی و غایت سیاست همانطور که ارسطو گفته " خیر " است . مارسیله نیز میگفت منشاء بی نظمیهای موجود در جامعه پاپ است و باید با آن مقابله کرد .


نقد و نظر () | ۱۳٩۱/۱۱/۱۱ - هرمز ممیزی |لينک به نوشته

واژه آزادی

آزادی                                             

Liberty     

 

آزادی به معنای فقدان جبر و دوری از قید و بند و تنگناها و یکی از ارکان اساسی دموکراسی است . آزادی را نباید با بی بند و باری یکی دانست زیرا آزادی بدون انتظام درونی و اتکاء به قانون به هرج و مرج میانجامد . آزادی انواع و اقسام گوناگون دارد که  میتوان به آزادی سیاسی ،اجتماعی و اقتصادی اشاره کرد آزادی اقتصادی تابع عرضه و تقاضا است و در آن نقش دولت بسیار اندک است. جنبه های دیگر آزادی شامل آزادی اندیشه ، بیان ،نوشتارو تشکیل احزاب و اجتماعات و سندیکاهاست . سقراط از آزادی اندیشه و بیان دفاع کرد و جان خود را در این راه از دست داد . جان میلتون شاعر انگلیسی میگوید " اگر تفکر امکان پیکار آزاد منشانه بیابد ، حقیقت بر ناراستی چیره خواهد شد . "               


نقد و نظر () | ۱۳٩۱/۱۱/٩ - هرمز ممیزی |لينک به نوشته

Aristote

معلم اول ارسطو چه میگوید ؟

دو هزار و سیصد و نود و هشت سال پیش یعنی بسال 385 ق.م.معلم اول ارسطو بدنیا آمد و در 367 ق.م. درآکادمی افلاطون ثبت نام کرد و بسال 335 ق. م. خود به تاسیس مدرسه لیسه همت گماشت.

ارسطو میگوید : زمامدار باید در برابر شهروندان پاسخگوی اعمال خود باشد او بر لزوم مسئولیت پذیری حاکمان و نقش شهروندان در جلوگیری از انحراف آنان تاکید دارد . بنظر ارسطومندرج در کتاب سوم، سیاست، گرچه مردم متخصص فن نیستند ولی وقتی گرد هم آیند بهتر از دانایان یا دستکم به همان درستی ایشان قادر به داوری هستند . چنانکه قضاوت در باره یک ساختمان یا یک آهنگ موسیقی، حق اختصاصی معمار و موسیقی دان نیست او اضافه میکند افراد را اگر مجزا بگیریم ممکن است از حیث فضائل نقص داشته باشند ولی وقتی گرد هم آیند ، مجموعا از گروه کوچکی که حاکم است فضیلت بیشتری خواهند داشت .حکومت در گرو حکمت عملی است که نه با تحصیل و مطالعه محض ، بلکه از راه عمل و تجربه و ممارست و انضباط به دست مییاید و رساله سیاست هم در واقع راهنمای سیاستمداران است .

در کتاب چهارم سیاست ، وقتی از انواع هشتگانه دادگاهها که برپائی آنها را حق مردم توصیف میکند، میگوید : اولین آنها برای رسیدگی به رفتار فرمانروایان اختصاص دارد تا شهروندان که خود فرمانروایان را برمیگزینند بتوانند بر کار ایشان نظارت کنند .


نقد و نظر () | ۱۳٩۱/۱۱/۳ - هرمز ممیزی |لينک به نوشته

قدرت اندیشه

 
 
قدرت اندیشه در 4 داستان کوتاه

* کشاورزی الاغ پیری داشت که یک روز
اتفاقی به درون یک چاه بدون آب افتاد.
کشاورز هر چه سعی کرد نتوانست الاغ را از درون چاه بیرون بیاورد.
برای اینکه حیوان بیچاره زیاد زجر نکشد،
کشاورز و مردم روستا تصمیم گرفتند  چاه را با خاک  پر کنند تا الاغ زودتر بمیرد و زیاد زجر نکشد.
مردم با سطل روی سر الاغ هر بار خاک می ریختند اما الاغ هر بار خاکهای روی بدنش را می تکاند وزیر پایش میریخت و وقتی خاک زیر پایش بالا می آمد سعی می کرد روی خاک ها بایستد. روستایی ها
 همینطور به زنده به گور کردن الاغ بیچاره ادامه دادند و الاغ هم همینطور
به بالا آمدن ادامه داد تا اینکه به لبه چاه رسید و بیرون آمد.

**نکته:*
*مشکلات، مانند تلی از خاک بر سر ما می ریزند و ما همواره دو انتخاب داریم:*
 
*اول: اینکه اجازه بدهیم مشکلات ما را زنده به گور کنند.*
*دوم: اینکه از مشکلات سکویی بسازیم برای صعود.*
 
 
 
 
 
 
 
 
*2. قدرت اندیشه***

* پیرمردی تنها در یکی از روستاهای آمریکا زندگی می کرد . او می خواست مزرعه سیب زمینی اش را شخم بزند اما این کار خیلی سختی بود. تنها پسرش بود که
 می توانست به او کمک کند که او هم در زندان بود .
پیرمرد نامه ای برای پسرش نوشت و وضعیت را برای او توضیح داد :
"پسرعزیزم من حال خوشی ندارم چون امسال نخواهم توانست سیب زمینی بکارم . من نمی خواهم این مزرعه را از دست بدهم،  چون مادرت همیشه زمان کاشت محصول را دوست داشت.   من برای کار مزرعه خیلی پیر شده ام. اگر تو اینجا بودی تمام مشکلات من حل می شد . من می دانم که اگر تو اینجا
بودی مزرعه را برای من شخم می زدی.
دوستدار تو پدر".*

*طولی نکشید که پیرمرد این تلگراف را دریافت کرد: "پدر، به خاطر خدا مزرعه را شخم نزن، من آنجا اسلحه
 پنهان کرده ام".*

*ساعت 4 صبح فردا 12 مأمور اف.بی.آی و افسران پلیس محلی در مزرعه پدر حاضر شدند و تمام مزرعه را شخم زدند بدون اینکه اسلحه ای پیدا کنند . پیرمرد بهت زده نامه دیگری به پسرش نوشت و به او گفت که چه اتفاقی افتاده و می خواهد چه کند؟*

*پسرش پاسخ داد : "پدر! برو و سیب زمینی هایت را بکار، این بهترین کاری بود که می توانستم از زندان برایت انجام بدهم".*

*نکته:*
 
*در دنیا هیچ بن بستی نیست. یا راهی‌ خواهیم یافت و یا راهی‌ خواهیم ساخت
 
  
 
*3.  قبل از انجام هر کار راهکارهای متفاوت را بررسی کنیم*

*میگویند در کشور ژاپن مرد میلیونری زندگی میکرد که از درد چشم خواب بچشم نداشت و برای مداوای چشم دردش انواع قرصها و آمپولها را بخود تزریق
کرده بود اما نتیجه چندانی نگرفته بود.
وی پس از مشاوره فراوان با پزشکان و متخصصان زیاد درمان درد خود را مراجعه به یک راهب مقدس و شناخته شده می بیند.*

*وی به راهب مراجعه میکند و راهب نیز پس از معاینه وی به او پیشنهاد کرد که مدتی به هیچ رنگی بجز رنگ سبز نگاه نکند. پس از بازگشت از نزد راهب، او به تمام مستخدمین خود دستور میدهد با
 خرید بشکه های رنگ سبز تمام خانه را با سبز رنگ آمیزی کند.همینطور تمام
اسباب و اثاثیه خانه را با همین رنگ عوض میکند.
پس از مدتی رنگ ماشین، ست لباس اعضای خانواده و مستخدمین و هر آنچه به چشم می آید را به رنگ سبز و ترکیبات آن تغییر میدهد و البته چشم دردش هم تسکین می یابد.*

*مدتی بعد مرد میلیونر برای تشکر از راهب وی را به منزلش دعوت می نماید. راهب نیز که با لباس نارنجی رنگ به منزل او وارد میشود متوجه میشود که باید لباسش را عوض کرده و خرقه ای به رنگ سبز به تن کند. او نیز چنین کرده و وقتی به محضر
بیمارش میرسد از او می پرسد آیا چشم دردش تسکین
 یافته؟  مرد ثروتمند نیز تشکر کرده و میگوید :" بله . اما این گرانترین
مداوایی بود که تاکنون داشته". مرد
راهب با تعجب به بیمارش میگوید بالعکس این ارزانترین نسخه ای بوده که تاکنون تجویز کرده ام.*

*برای مداوای چشم دردتان، تنها کافی بود عینکی با شیشه سبز خریداری کنید و هیچ نیازی به این همه مخارج نبود.
برای این کار نمیتوانی تمام دنیا را تغییر دهی، بلکه با تغییر دیدگاه و یا نگرشت میتوانی دنیا را به کام خود درآوری.*

*نکته:*
*تغییر دنیا کار احمقانه ای است اما تغییر دیدگاه و یا نگرش ما ارزانترین و موثرترین
 روش میباشد.*
 
 
 
 
 
 
 
 

*4. در بیشتر موارد راه حل ساده تری نیز وجود دارد*

*در یک شرکت بزرگ ژاپنی که تولید وسایل آرایشی را برعهده داشت، یک  مورد تحقیقاتی به یاد ماندنی اتفاق افتاد : شکایتی از سوی یکی مشتریان به کمپانی رسید. او  اظهار داشته بود  که  هنگام  خرید  یک بسته صابون  متوجه شده بود که  آن قوطی خالی است.*

*بلافاصله  با تاکید و پیگیریهای مدیریت ارشد کارخانه  این مشکل  بررسی،  و دستور صادر شد که خط بسته بندی اصلاح گردد و قسمت فنی  و مهندسی نیز تدابیر لازمه را جهت پیشگیری از تکرار
 چنین مسئله ای اتخاذ نماید.
مهندسین نیز دست به کار شده و راه حل پیشنهادی خود را چنین ارائه دادند: پایش ( مونیتورینگ)  خط بسته بندی با اشعه ایکس.*

*بزودی سیستم مذکور خریداری شده و با تلاش شبانه روزی گروه مهندسین،‌ دستگاه تولید اشعه ایکس و مانیتورهائی با رزولیشن بالا نصب شده و خط مزبور تجهیز گردید. سپس دو نفر اپراتور نیز جهت کنترل دائمی پشت آن دستگاهها به کار گمارده شدند  تا از عبور احتمالی قوطیهای خالی جلوگیری نمایند.

*نکته جالب توجه در این بود که درست همزمان با این ماجرا،  مشکلی مشابه  نیز در یکی از
 کارگاههای کوچک تولیدی پیش آمده بود اما آنجا  یک کارمند معمولی و
غیرمتخصص آنرا به شیوه ای بسیار ساده تر و کم خرجتر حل کرد: تعبیه یک
دستگاه پنکه در مسیر خط  بسته بندی تا قوطی خالی را باد از خط تولید دور
کند!!!*

*نکته:*

*معمولا در بسیاری از موارد راههای ساده تری نیز برای حل هر مسئله و یا مشکلی وجود دارد. همیشه به دنبال ساده ترین راه حلها باشید


خوشبختی یک سفر است، نه یک مقصد.

هیچ زمانی بهتر از همین لحظه برای شاد بودن وجود ندارد.
 (زندگی کنید و از حال لذت ببرید.)


نقد و نظر () | ۱۳٩۱/۱۱/٢ - هرمز ممیزی |لينک به نوشته