مقالات سياسي و اجتماعي
صفحه نخست   ::   آرشيو  ::   تماس با من   
 
آزار درویشان چرا ؟

آزار درویشان چرا ؟

 

مروری بر زندگی نخستین دراویش ایران نظیر ابراهیم ادهم و سلیمان بن منصور بلخی که ازپایه گذاران و مشاهیر تصوف ایرانند نشان میدهد که تصوف از آغاز واکنشی در برابر حکومت ظالمانه امویان بوده و محرک ایشان همان اوضاع ناگوار دوران استیلای خلفای اموی بر ایران است .(1)

مردم ایران از بیدادگری و غارتگریهای خلفاء و برتری که برای تازیان در برابر ایرانیان بکار میبردند حقیقتا بجان آمدند و به هر وسیله ای برای رهائی از این دشواری جانفرسا دست میزدند. گروهی میکوشیدند آئین های پیش از اسلام نظیر ادیان زردشتی، مانوی و مزدکی را دوباره زنده کنند و گروهی دیگر به خارجیان که جملگی مخالف خلافت بودند پیوستند تا از نیروی خفقان آور خلافت بکاهند و خلفا را براندازند در این میان صوفیه نیز که در زمره ستم کشیدگان بود ،تصوف و عرفان را وسیله ای برای نجات از بیداد خلفاء این خداوندان زر و زور و تزویر قرار دادند به ویژه آنکه مهمترین مقصود از تصوف رویگردانی از مخلوق و اتصال به خالق است و این مهم مقتضای آشفتگیهای زمانه بود .

گفت: آن یار کز او گشت سر دار بلند           جرمش این بود که اسرار هویدا میکرد

در تصوف ایرانی سرور و شادی و تمتع از زندگی مجاز است، شعر و موسیقی و سماء و رقص و پایکوبی و دست افشانی نه تنها مجاز است که وسیله جذب و حضور مردم میباشد . عارف هیچ مذهبی را بر مذهب دیگر ترجیح نمیدهد :

جنگ هفتاد و دو ملت همه را عذر بنه      چون ندیدند حقیقت ره افسانه زدند

ارتباط صوفی با خدا ابدا نیازی به دلال و واسطه ندارد :

من نخواهم لطف حق با واسطه        که هلاک خلق شد این رابطه

صوفی خدا را درقلبش میستاید و مسحور عظمت در و دیوار نمیشود :

ابلهان تعظیم مسجد میکنند            در جفای اهل دل جد میکنند

صوفی مدعی است که :

ما ز قرآن مغز را برداشتیم               پوست را پیش خران بگذاشتیم

 

 

 

1/ ن.ک. سرچشمه تصوف در ایران – سعید نفیسی


نقد و نظر () | ۱۳٩٠/٦/٢٩ - هرمز ممیزی |لينک به نوشته

نامه پایانی

نامه پایانی به حاکم شرع و رهبر جمهوری اسلامی

مصطفی امینی

بسم الله الرّحمن الرّحیم

حاکم عظیم الشأن انقلاب

سلامٌ علیکم

و امّا در چهارمین و آخرین نامه ام به حضرتعالی ، نخست به ارائه ده راهکار حل بحران کنونی در کشور می پردازم حال آنکه حال آنکه می دانم دیگران نیز بسیار گفته اند! و آنگاه سخن را پایان می دهم.

از خداوند عزیز خواهانم ، باز شدن گره ها را و رفع مشکلات را!

و امّا راهکارها

 

اوّلین گام : طلب عفو و بخشش از مردم و عفو و بخشش مردم

سیّد بزرگوار

حضرتعالی اکنون رهبر حکومت هستید ، می دانم که بر حاکم بسیار سخت آید طلب عفو و بخشش از مردم !

در این چند ساله به خاطر تملّق گویی های درباری ، چنان خطّ قرمزهایی اطراف شما درست شده است که جز خسارت و زیان ، ثمری برایتان نداشته است ، خود بهترین شاهد بر این ادّعا هستید ! گاهی برخی از افراد به دلیل نابلدی راه ، حتّی شما را در حدّ خداوند هم بالا می برند خواه نا آگاهانه و خواه تعمّدانه !

می دانیم که مشروعیّت اگر چه لازمه حکمرانی در حکومت دینی است ، لاکن شرط کافی نیست ، آنچه که می تواند مردم را همراه سازد و آنان را تا پای جان به عهد خود با حکومت وفادار سازد ، مقبولیّت است ، حال آنکه مشروعیّت نیز از درب مقبولیّت می گذرد !

اگر سیاست ها و رفتار حاکمی بر دلهای مردم نشست ، می شود راهبر ، می شود پدر ملّت ، آن موقع است که دوام حکومت تضمین می گردد و شاید به همین دلیل است که گفته اند : « مُلک و حکومت ، با کفر دوام می یابد ولی با ظلم و جور هرگز ! »

 

قبول کنید در این سالها ظلم بسیاری بر مردم شده ، همانطور که بسیاری از دوستانتان پَر کشیدند و رفتند و شما را تنها گذاشتند و بسیاری دیگر از کنارتان دور شدند و دیگرانی اطرافتان خیمه زدند و به شما نیز ستم شده !

خواهش می کنم از مردم عذرخواهی کنید به خاطر اشتباهاتی که در این سالها رُخ داده است و نتایج آن اکنون مشخص شده است و آنها را دریافته اید ، و ببخشید ستم هایی را ، اگر که بر شما روا داشته شده است ، اینگونه قلب های ملّت نسبت به شما رئوف و مهربان خواهد شد ، کینه ها و حسد ها بر طرف شده ، حصار غرور اطرافیانتان شکسته میشود و خط قرمز های ساختگی ، محو خواهند گردید و رحمت جای قساوت را خواهد گرفت .

خواهش می کنم بگذارید جهانیان ، دوستی و برادری و مهر و وحدت را در جامعه ما ببینند نه قصاوت و سهم خواهی و نزاع را!

 

دومین گام : اعلام عفو عمومی و رفع حصر آقایان موسوی و کرّوبی و همسرانشان

حرکت شما در صدور دستور آزادی تعدادی از زندانیان به خصوص زندانیان سیاسی قابل ستایش است ، محبوس شدگانی که یکایک هشدارهایشان امروز در جامعه محقق شده است ! آنان مجاهدان حقیقی اند و دلسوزترین دلسوزان نظام ! بزرگ مردانی که سرای باقی را به دنیای فانی نفروختند ، و در دفاع از حق ، مصلحت اندیش نبودند ! شما انسانید و رحمت الهی در وجودتان نهفته است و شما مسلمانید و رأفت اسلامی از آیین مسلمانی است ! پس همه زندانیان عقیدتی سیاسی را آزاد کنید و در گامی فراتر ، خود به استقبال آنها بروید و از آنان به خاطر این استقامت بی مانند تقدیر کنید تا سببی گردد برای نزدیکی دلها به یکدیگر! به دیدار آقایان موسوی و کرّوبی بروید ، احوال آنان را جویا شده و این حصر ساختگی را بشکنید !

 

سومین گام : رسیدگی به خواسته های خانواده های جان باختگان پس از انتخابات

هر کس در مقابل ظلم قیام کند و مظلومی را فریادرس باشد ، آنگاه خونش به ناحق بر زمین ریخته شود ، شهید است حال آنکه پیرو هر دین و آئینی باشد! شهدای منازعات دو سال گذشته را عزیز بدارید که آنان در پیشگاه الهی عزیزند و هر کس عزیز الله را گرامی بدارد خداوند بر عذّتش بیافزاید ! به دیدار خانواده هایشان بروید و از آنان دلجویی کنید و در رسیدگی به آنان ، لحظه ای درنگ مکنید!

 

چهارمین گام : آزادی احزاب و رسانه ها و توجّه و احترام به تنوّع ادیان و قومیّت ها

فضای بسته جامعه ، عقب ماندگی و پس رفت ، حاصل می آورد ، چاپلوسی و تملّق گویی و نفاق را گسترش می دهد ، نشاط سیاسی را از اجتماع می گیرد و بی تفاوتی را رواج می دهد ، و هرگز جامعه ، سعادتمند نخواهد شد !

آزادی فعالیّت احزاب را فراهم کنید و رسانه های توقیف شده را اجازه فعالیّت دهید ، رسانه ملی را ملّی کنید و سلایق گوناگون را در اداره ی آن سهیم گردانید .

آنگاه خواهی دید دلبستگی مردم به نظام را و احساس مسئولیّت اجتماعی در مردم را !

در موارد بسیار با اقلیّت های دینی و قومیّت های گوناگون به خصوص مردم سیستان و بلوچستان و مردم کردستان ، بدرفتاری شده است ، آنها را جبران کنید .

 

پنجمین گام : استقلال اقتصادی و طلب یاری از اقتصاد دانان برجسته

آقای خامنه ای

می دانیم ، همیشه تهاجم به یک کشور تهاجم نظامی نیست ، گاهی تهاجم فرهنگی و گاهی هم تهاجم اقتصادی !

کشور شرایط اقتصادی مناسب و قابل قبولی ندارد ، از طرفی تحریم ها و از طرفی واردات بی رویه !

به باور من بر فرض، اگر آمریکا و غرب قصد حمله نظامی به ما را دارند و یا اینکه تهاجم فرهنگی را برای ما سامان داده اند و این فرضیه درست باشد، روسیه و چین نیز سالهاست که به ما حمله ی اقتصادی کرده اند و در موقع نیاز ، تنهایمان خواهند گذاشت و متاسفانه ما از آن غافلیم !

 

واردات بی رویه و منفعت طلبانه ، کمر اقتصاد را شکسته است ! بسیاری از تولیدی ها یا ورشکسته شده اند و یا ادامه فعالیّتشان زیان ده و محال است و در معرض تعطیلی قرار دارند ! به خاطر وضعیت نامناسب درآمدی ، گرایش مردم به خرید ارزان ، زیاد شده است و کشور چین نیز از این فرصت نهایت استفاده را برده است !

آگاه باشید که اگر کشور به اعتیاد اقتصادی دچار شد که نشانه های آن بسیار است ، آنگاه فتح ایران و سرنگونی حکومت برای چین و روسیه بسیار آسانتر خواهد بود تا آمریکا و غرب!

منع کنید این همه واردات بی رویه را و برای نجات کشور از بحران اقتصادی گسترده پیش رو ، از اقتصاد دانان برجسته ایرانی داخل و خارج کشور ، کمک بخواهید!

اصلاح کنید نظام بانکداری کشور را و کاهش دهید این سود های سراسر اشکال را و بروکراسی طاقت فرسا را!

مردم را برای روزهای بسیار سخت پیش رو آماده کنید و همراهی آنان را طلب کنید !

 

ششمین گام : تجدید نظر در نحوه فعّالیّت قوای نظامی و ضرورت توجّه به وصایای امام راحل به خصوص در این حوزه

سیّد بزرگوار

تنها وظیفه ای که برای قوای نظامی باید متصوّر شد ، پاسداری از تمامیّت عرضی و حراست از آرمان های انقلاب است .

آن زمان که این نیروهای ارزشی و فداکار ، در مسائل اقتصادی ، سیاسی بین جناحی ، ورود پیدا کنند ، تدریجاً وظایفی جدید را برای خود تعریف می کنند و از وظایف اصلی خود غافل می شوند و این مقدّمه ای میشود بر انحرافات گسترده آنها!

تمامیّت خواهی بر رفتار آنان حاکم می گردد و اخلاص و فداکاری در اعمالشان بی معنا می شود و جز به فکر تامین منافع خویش و مافیا های وابسته به خود نمی اندیشند و تدریجاً در رفتار آنها ، « أشدّاء علی الکفّار و رحماء بینهم »، تغییر کرده و نعوذ بالله « رحماء علی الکفّار و أشدّاء بینهم » ، نمایان می شود ! پس خواهشاً در نحوه فعالیّت آنان تجدید نظر کنید!

 

هفتمین گام : استقلال دستگاه قضایی و قائل شدن آزادی عمل کافی برای قضّات و وکلا


نقد و نظر () | ۱۳٩٠/٦/٢٧ - هرمز ممیزی |لينک به نوشته

نگاهی به تجربه ترکیه

حذف صفر از پول ملی برای آخرین بار در ترکیه صورت گرفت و دولت این کشور موفق شد در یک روند 5 ساله با حذف 6 صفر از پول ملی، واحد جدید پول این کشور را جایگزین واحد پر صفر قدیمی کند.
ارزش لیر ترکیه در سال‌های 1966 تا 1980 در سایه سیاست‌های حمایتی دولت با روندی کند از 9 لیر به 90 لیر رسیده بود، اما با اجرای سیاست‌های اقتصاد آزاد توسط تورگوت اوزال (نخست‌وزیر وقت) ترکیه در اوایل دهه 80 ارزش پول ملی این کشور با سرعت زیاد کاهش یافت و در سال 1988 ارزش برابری یک دلار آمریکا به 1300 لیر و در سال 2001 به 1650000 لیر رسید.
با اجرای سیاست‌های اقتصاد باز و شناور شدن قیمت ارز در عمل خرید و فروش ارزهای خارجی در بازار سیاه از بین رفت و با لغو ممنوعیت نگهداری ارزهای خارجی، مردم که به دلیل کاهش مستمر ارزش لیر ترک، تمایلی به پس انداز کردن آن نداشتند به جای خرید طلا اقدام به خرید ارزهای خارجی و سپرده‌گذاری آن در بانک‌ها کردند.
اقدام دولت ترکیه در آزادسازی خرید و فروش ارز در جامعه این کشور و همچنین مجوز سپرده‌گذاری براساس ارز‌های خارجی علاوه بر کاهش قیمت کاذب طلا در بازار، پس‌اندازهای مردم را که با خرید طلا به صورت راکد در آمده بود به بازار پول منتقل کرد و با رونق گرفتن بازار سهام ترکیه و افزایش بازدهی آن به تدریج سرمایه‌گذاری در بورس به امری عادی تبدیل شد و همین موضوع بازار سهام ترکیه را به یکی از بازارهای مهم منطقه تبدیل کرد. برخی کارشناسان، کاهش تورم در ترکیه را نتیجه بارز حذف 6 صفر از پول ملی می‌دانند، اما نگاه به تحولات اقتصادی ترکیه نشان می‌دهد که این کاهش بیش از آنکه در نتیجه حذف صفر از پول ملی باشد در نتیجه اصلاح نظام اقتصادی ترکیه روی داده است. به عقیده کارشناسان حذف صفر از پول ملی به لحاظ ریاضی تاثیری در متغیرهای اقتصادی ندارد و تاثیر آن در قالب کاهش زمان برای انجام محاسبات قابل لمس است که خود کاهش هزینه‌های حسابداری بنگاه‌های اقتصادی و افزایش بهره‌وری را در پی دارد و تاثیر روانی حذف صفرهای متعدد از پول ملی نیز در کاهش تورم غیر قابل انکار است.
در سال‌های اول اجرای سیاست‌های اقتصاد باز در ترکیه و حذف یارانه‌ها و حمایت‌های دولتی از پول ملی، دولت تورگوت اوزال با انتقاد‌های شدید برخی محافل روبه‌رو شد و بسیاری از دست‌اندرکاران اقتصاد و سیاستمداران کهنه کار این کشور، اوزال را متهم به اجرای سیاست‌های بانک جهانی و صندوق بین‌المللی پول در راستای نابودی اقتصاد ترکیه می‌کردند اما در مدتی کمتر از ده سال نتایج مثبت سیاست‌های اقتصادی اوزال مشهود شد و از اوایل قرن جاری تورم در ترکیه روندی کاهشی در پیش گرفت. در این مدت، ارزش برابری دلار از 1650000 لیر ترک در سال 2001 به 1350000 لیر ترک در سال 2004 رسید و این رقم در سال 2005 همزمان با اجرای قانون حذف 6 صفر از پول ملی ترکیه 1290000 لیر شد.
بعد از گذشت حدود 30 سال از روی کار آمدن تورگوت اوزال در ترکیه اکنون بسیاری از اقتصاددانان و فعالان اقتصادی این کشور، وی را پدر اصلاحات اقتصادی این کشور می‌دانند و موقعیت کنونی ترکیه را در سایه اجرای سیاست‌های وی می‌دانند که به‌رغم اعتراضات شدید آن را عملی کرد.
موضوع حذف صفر از پول رایج ترکیه نیز زمان ریاست‌جمهوری تورگوت اوزال و همزمان با نمود اثرات مثبت تصمیم‌گیری‌های اقتصادی مطرح شد؛ اما با مرگ ناگهانی وی این موضوع مسکوت ماند و دولت‌های بعدی نیز جرات اجرای این طرح را نداشتند.
دولت ترکیه در سال 2005 یک سال بعد از روی کارآمدن حزب عدالت و توسعه به رهبری رجب طیب اردوغان با هدف حذف 6 صفر از پول ملی همزمان با لیر ترک، پول جدیدی را با نام «لیر جدید ترک» با نام مخفف YTL وارد بازار کرد؛ به گونه‌ای که در طول پنج سال علاوه بر لیر ترک با صفرهای متعدد، لیر جدید ترک نیز رایج بود و هر لیر جدید ترک معادل یک میلیون لیر ارزش داشت. در این مدت قیمت کالاها و خدمات به صورت «لیرترک» و «لیر جدید ترک» برچسب‌گذاری شد و مردم ترکیه از یک لیر جدید به نام «یک ینی ترک لیراسی» یا یک میلیون لیر نام می‌بردند.
در سال 2010 دولت ترکیه پس از پنج سال لیر ترک با صفرهای متعدد را به صورت کامل از گردونه اقتصاد خارج کرد و نام لیر جدید ترک نیز به «لیر ترک» تبدیل شد. اکنون در این کشور تمامی معاملات با لیر ترک انجام می‌شود و تنها تعداد کمی از افراد همچنان به یک لیر ترک، یک میلیون لیر ترک می‌گویند.
جایگزینی لیر جدید ترک به جای لیر ترک با 6 صفر تسهیلات گسترده‌ای را در انجام معاملات ایجاد کرد و مردم عادی که توانایی انجام محاسبات میلیونی در ذهن خود را نداشتند، اکنون می توانستند به راحتی خرید و فروش کنند و تغییرات کوچک در قیمت‌ها نیز که قبل از این به دلیل بالا بودن تعداد صفرها به صورت رقمی بزرگ در اذهان جلوه‌گر می‌شد، چندان تاثیری در قیمت‌ها نشان نداد و اثرات تورمی روانی این گونه افزایش قیمت‌ها کاهش یافت. بسیاری از کارشناسان اقتصادی اجرای سیاست حذف 6 صفر از پول ملی ترکیه همزمان با آغاز رونق اقتصادی در این کشور را از دلایل عمده موفقیت دولت این کشور در جایگزینی پول جدید به جای پول قبلی می‌دانند.
به عقیده آنان، کاهش تورم در ترکیه در نتیجه رونق اقتصادی این کشور و در سایه اجرای سیاست‌های صحیح عملی شده و حذف 6 صفر از پول ملی نیز با کاهش هزینه‌های چاپ و نشر پول، صرفه‌‌جویی در زمان انجام محاسبات تاثیری مثبت بر اقتصاد داشته است؛ به گونه‌ای که در ظاهر ارزش پول ملی ترکیه در برابری با دلار از 1650000 لیر در سال 2001 به 44/1 لیر در سال 2010 رسیده است.
عملکرد دولت ترکیه در اجرای قانون حذف صفر از پول ملی نشان می‌دهد که با حذف 4 صفر از پول ملی نه تنها ارزش پول ملی کاهش نمی‌یابد، بلکه به لحاظ مبادلات ریاضی افزایش نیز خواهد یافت؛ اما کاهش یا افزایش ارزش پول ملی متغیری است که خود بسته به سیاست‌های اقتصادی تغییر خواهد کرد.

منبع: دنیای اقتصاد


نقد و نظر () | ۱۳٩٠/٦/٢٧ - هرمز ممیزی |لينک به نوشته

سودای عشق

سودای عشق

 

فرانسوا ماری ولتر معروفترین نویسنده و متفکر قرن هجدهم فرانسه و یکی از بزرگترین متفکرین دنیاست . قلم نقاد و تند او از عاملین اساسی تحول فکری بزرگی بود که به انقلاب کبیر فرانسه منجر شد . ولتر تا آخر عمر دست از انتقاد بر نداشت .چندین بار مجبور به ترک فرانسه شد و در سوئیس زندگی کرد . مدتی نیز بعنوان معلم فردریک کبیر در پروس اقامت گزید . آخرین بازگشت او به پاریس در سال

1778 با موفقیتی بی نظیر توام بود . قطعه سودای عشق از اوست به اتفاق میخوانیم:

 

جوانی مسلمان در دهکده خویش آسوده میزیست . اندامی موزون و چهره ای زیبا داشت و نامش ارسلان بود . از خردسالی پرهیزکار و پارسا بود . روزی فرشته ای از

آسمان بدیدارش آمد و بدو گفت ؛اخلاص تو شایسته پاداشی بزرگ است . آمده ام تا به تو مژده دهم که به زودی امام شهر خواهی شد وبر همه مومنین سروری خواهی یافت بشرط آنکه با من پیمان بندی که همه عمر با زنان سروکاری نداشته باشی و جز از دور به ایشان منگری ؛.

جوان غافلانه این پیمان را گردن نهاد و چندان سرمست نام و نشان شد که یاد از بی احتیاطی خود نکرد .روزگازی گذشت و او چنان محترم و بزرگ شد که در خیالش نیز نگذشته بود . دارائی بیت المال که در دست او بود از حد تصورش فزون بود هر

چند که سرپرست بیت المال بحسب عادت پیش از دادن سهم امام نیمی از آنرا به جیب میریخت .

اما همین که سالی بگذشت ،ارسلان پی برد که اینهمه افتخار و آسایش ، بی اندکی عشق بکار نمی آید .هر روز صبح با شوری فراوان و دلی پر هوس از پیمان خود یاد میکرد و در دل میگفت که در این سودا مغبون شده است . آخر یک روز امینه زیبا را دید که چشمانی دلفریب و عارضی گلگون داشت . دل در بند مهر او بست و گفت :؛ خدا حافظ ای زندگانی با شکوه و جلال ، خدا حافظ ای بندگی پر احترام ، من به دهکده خود باز میگردم ، زیرا دیگر از مال دنیا بجز امینه زیبا چیزی نمی خواهم ؛

فرشته بار دیگر بنزد او آمد و از سست طبعی ملامتش کرد . اما عاشق وارسته بدو گفت ؛نظری به محبوبه من افکن تا ببینی که چسان در این سودا مغبونم کرده بودی .

سود خویش را از سودا بر گیر و بحال خویشم گذار ، که هر چه را بجز امینه باشد بتو میبخشم . حتی به بهشت هم بی امینه نمیروم .؛


نقد و نظر () | ۱۳٩٠/٦/٢٠ - هرمز ممیزی |لينک به نوشته

کویر

                

ما

در کویر

                   سایه خود را گشوده ایم،

انگار،

     ریشه های سبز

          درختان باغ زرد،

آتش ذخیره به اندام میکنند.

از کنده،

     دود به عالم روانه بود

خاکستر دل دلمرده ام ببین،

ققنوس،

       از میانه آن،

         سر کشیده است .     


نقد و نظر () | ۱۳٩٠/٦/۱٦ - هرمز ممیزی |لينک به نوشته

اصلاحات را باید از حوزه آغاز کنیم یا علوم انسانی ؟

 
به قول میرزا آقا خان کرمانی:
اگر یک جلد کتاب از 24 جلد کتاب بحار الانوار علامه مجلسی را در هر کشوری انتشار بدهند ، دیگر امید نجات برای آن ملت کم است . حالا تصور کن که هرگاه 24 جلد از این کتاب در میان ملتی منتشر شود، چه شود !!!
محض ازدیاد بصیرت, یکی از حدیث های مهم این بحارالانوار را نقل می کنم که مُشت نمونه خروار باشد .
علی علیه السلام در غزوه صفین ، قصد عبور از نهر فرات را داشت ولی معبرش معلوم نبود . به نصیر بن هلال فرمود برود کنار فرات ، واز طرف من ماهیی به نام کرکره را صدا کن ، و از او محل عبور را بپرس . نصیر اطاعت نمود و بر کنار فرات آمد و فریاد برآورد که یا کرکره ، بالفورهفتاد هزار ماهی سر از آب بیرون آوردند ، لبیک لبیک ، چه می گویی ؟
نصیر جواب داد ، مولایم معبر فرات را می خواهد ، هفتاد هزار ماهی آواز برآوردند که ما همه کرکره نام داریم ، بگو این شرف در حق کدامیک مرحمت شده است تا اطاعت کنیم . نصیر برگشت و ماجرا را به عرض مولایش علی رسانید .
فرمود ، برو کرکرة بن صرصره را بخوان . برگشت و ندا داد . این بار شصت هزار ماهی سر برآوردند که ما کرکرة بن صرصره هستیم ، این عنایت در حق کدام شده است ؟
نصیر برگشت و پرسید . فرمودند ، برو کرکرة بن صرصرة بن غرغره را بخوان . نصیر بازگشت و چنین کرد . این بار پنجاه هزار ماهی و ماجرای پیشین تکرار شد .
برگشت و مولا گفت : برو کرکرة بن صرصرة بن غرغرة بن دردرة را بخوان . تا اینکه در دفعه هشتم که فریاد برآورد ، ای کرکرة بن صرصرة بن غرغرة بن دردرة بن جرجرة بن عرعرة بن مرمرة بن فرفرة !
آن وقت ماهی بسیار بزرگی سر از آب برآورد و قاه قاه خندید که ای نصیر ، به درستی که علی ابن ابیطالب با تو مزاح فرموده است ، زیرا او خودش همه راه های دریا و معبر ها و دجله ها را از ماهیان بهتر میداند ، ولی اینک به او بگو که معبر فرات آنجا است .
نصیر برگشت و صورت حال را عرض کرد .
حضرت فرمودند ، آری من به همه راه های آسمانها و زمین آگاهم . پس نصیر صیحه زده غش کرد . و چون به هوش آمد فریاد برآورد ، شهادت میدهم که تو همان خدای واحد قهاری . و آنگاه حضرت فرمود . چون نصیر کافر به خدا شده ، قتلش واجب است . آنگاه شمشیر از غلاف کشید و گردنش را بزد .
( حدیثی در بحارالانوار علامه مجلسی معتبرترین و بزرگترین منبع مذهبی شیعیان )
خردمند کاین داستان بشنود
به دانش گراید ز دین بگسلد
 


نقد و نظر () | ۱۳٩٠/٦/۱٠ - هرمز ممیزی |لينک به نوشته

مصاحبه با آقای شاه حسینی




 

 

دوشنبه, آگوست ۲۲, ۲۰۱۱

 
  حسین شاه‌حسینی:
مصدق گفت آتش خانه من دودمان پهلوی را به آتش می‌کشد
مصدق اصلاح‌طلب و طرفدار مشروطیت بود
 
در حالی که خانه دکتر مصدق را به آتش کشیده بودند و دود همه محله را فرا گرفته بود از دکتر مصدق می‌پرسند نظر شما درباره این وضعیت چیست؟ دکتر مصدق می‌گوید: این آتش از دل مردم علیه خانواده پهلوی برخواهد خاست. این آتش امروز توسط خانواده‌ای که منشا ظلم و ستم و ویران‌گری است بلند شده، ولی روزی دامن خانواده پهلوی را می‌گیرد و باعث سقوط و نابودی‌اش خواهد شد. 
 
آفتاب: حسین شاه‌حسینی، از فعالان جبهه ملی ایران و نهضت مقاومت ملی، رییس اسبق سازمان تـربـیـت بـدنـی در زمـان نـخـسـت وزیـری مهندس بازرگان است. ایشان از هواداران مصدق در دوران نهضت‌مــلــــی و از ستیزندگان با نظام استبدادی پس از کــــودتــــای ۲۸ مــــرداد ســــال ۱۳۳۲ بوده است.
 
شاه‌حسینی در آن زمان جوانی ۲۶ ساله و دانشجوی شیمی دانشگاه تهران بود. اینک در هشتمین دهه از عمر، حسین شاه‌حسینی همچنان راوی صادق و صالح وقایع و رویدادهای نیم قرن اخیر است. به عقیده شاه‌حسینی، مصدق ضدسلطنت نبود بلکه اصلاح‌طلب و طرفدار مشروطیت بود؛ «او قسم خورده بود مشروطیت را حفظ کند در حالی که شاه اعتقادی به مشروطیت نداشت.»

گفت‌وگویی با آقای شاه‌حسینی و روایتش از روز کودتا و حوادث پس از آن و تشکیل نهضت مقاومت ملی را در پی می‌خوانید.
***
 
سال‌ها از واقعه کودتای ۲۸ مرداد می‌گذرد و بسیاری از شخصیت‌های خوب و بد آن رویداد از دنیا رفته‌اند؛ اما هنوز سوالات زیادی باقی است. برخی معتقدند ۲۸ مرداد درس‌های ناخوانده‌ای دارد؛ با توجه به اینکه شما این واقعه را از نزدیک لمس کرده‌اید بفرمایید که در ۲۸ مرداد سال ۳۲ چه گذشت؟

آنچه بر من گذشت در آن روز نبود؛ مقدمات ۲۸ مرداد از قبل تدارک دیده شده بود و این نبود که سرباز‌ها بیایند و شهر را در یک روز تصرف کنند و زاهدی را از مخفیگاهش در بیاورند. این برنامه از قبل تنظیم شده بود و روز ۲۸ مرداد به نتیجه رسید. قصدشان این بود که حکومت ملی دکتر مصدق را که با نظر مردم بر سر کار آمده بود از بین ببرند؛ وگرنه در بدو امر مصدق با رای مجلس بر سر کار آمد و از‌‌ همان اول با او مقابله می‌شد. از‌‌ همان اول مبارزه با استعمار انگلیس و آمریکا سنگین می‌آمد و فکر نمی‌کردند این چنین بازتاب جهانی داشته باشد. جامعه انتظار این کار را نداشت و یکباره در مقابل توطئه انگلستان قرار گرفت. دکتر مصدق برای تحقق دو مطلب آمده بود: یکی اجرای خلع ید نفت از دولت انگلستان، و دوم اصلاح قانون انتخابات و بازگشت به حقوق مردم. او برای تحقق این دو برنامه آمده بود. هر چه قدر هم گذشت مخالفت‌ها بیشتر شد اما نمی‌توانستند مقابل خواست مردم بایستند. از‌‌ همان ابتدا شروع به توطئه کردند، به شکلی که دکتر مصدق را به دادگاه‌های بین‌المللی کشاندند. با وجود اینکه دکتر مصدق در سازمان ملل و دادگاه لاهه توفیق پیدا کرد باز هم برای آنها قابل قبول نبود و توطئه می‌کردند تا دولت ملی او را سرنگون کنند.

آیا محمدرضا شاه، مصدق را رادیکال و ضدسلطنت می‌دانست؟ نگاه شاه در تحقق کودتا موثر بود؟ اساسا آیا مصدق اصلاح‌طلب بود یا به دنبال ساقط کردن رژیم شاهنشاهی بود؟

مصدق به هیچ وجه به دنبال براندازی نبود او یک اصلاح‌طلب بود. مصدق در پی این بود که حقوق مردم رعایت و محقق شود؛ و شاه در مجموع چنین اعتقادی نداشت. وقتی شاه دید که وضع به مسیری می‌رود که حقوق سلطنت بنا بر قانون اساسی محدود می‌شود با مصدق مخالفت کرد. اما شاه قدرت مقابله با اقدامات قانونی مصدق را نداشت. نیروی مردمی پشتیبان مصدق آنچنان قدرتی داشت که خواست شاه را بی‌نتیجه می‌ساخت. این چنین، او درصدد توطئه برآمد و انگلیس و آمریکا نیز با او همراه شدند. در عین حال حزب توده نیز که به عنوان عامل اجرای سیاست شوروی در ایران فعال بود با سیاست مصدق مبنی بر ملی شدن صنعت نفت در سرتاسر بنای مخالفت گذاشت. حزب توده معتقد بود که نفت فقط باید در جنوب ملی شود. بنابراین شوروی هم – افزون بر انگلیس و آمریکا- علیه مصدق توطئه می‌کرد. حزب توده در ظاهر امر نمی‌خواست مخالفت کند چون بدنه حزب با نظرات مصدق موافق بود و با دیدگاه رهبری حزب که تحت سیاست شوروی بود موافقتی نداشت. از این جهت بود که آن موقع بحث «توده نفتی» مطرح شد. با اینکه در دادگاه‌های بین‌المللی از ایران شکایت می‌کردند باز دکتر مصدق توفیق پیدا کرد و نهضت ملی ریشه‌دار شد، به گونه‌ای که دیگر کشور‌ها نیز تحت تاثیر قرار گرفتند. دکتر مصدق از مجلس درخواست اختیارات کرد چون دید شاه از حقوقی که در قانون اساسی دارد زیاده‌روی می‌کند. مصدق به شاه اخطار کرد که نباید در امر اداره مملکت دخالت کند. مصدق تاکید داشت که مطابق قانون اساسی مشروطه، شاه مقام غیرمسوول است و حق دخالت ندارد. او درخواست کرد که خودش (مصدق) وزیر دفاع باشد و نیروی نظامی در اختیار و تحت نظارت وی قرار گیرد. او ارزیابی دقیقی داشت؛ هر حرکتی با برخوردهای تند نیروهای نظامی و ارتش مواجه می‌شد؛ چنانکه در نهایت دولت ملی مصدق را ساقط کردند.

قیام ملی سی‌ام تیر ماه ۳۱ پیش‌تر منجر به بازگشت مصدق به قدرت شد؛ چرا یک سال بعد یعنی در ۲۸ مرداد ۳۲ مردمی که هوادار مصدق بودند و در ۳۰ تیر خود را نشان داده بودند مصدق را تنها گذاشتند؟ چرا همراهی و حمایت قاطعانه آیت‌الله کاشانی به مخالفت تبدیل شد؟

در سی‌ام تیرماه مردم آمادگی داشتند، به دلیل اینکه مجلس داشتیم و نیروهای مردمی منسجم شدند و حتی نیروهای چپ هم تظاهر به حمایت از دولت مصدق می‌کردند. حتی در ۲۵ مردادماه ۳۲ هم مردم آمدند و مجسمه‌های شاه را پایین آوردند. به توصیه برخی عوامل حکومت، چپ‌ها وارد صحنه شدند و در بعضی جا‌ها پرچم جمهوری را بالا بردند. ارزیابی دولت این بود که بهتر است مردم در تظاهرات شرکت نکنند تا امنیت به هم نریزد. از این جهت احزاب و مردم که طرفدار مصدق بودند از بعدازظهر ۲۷ مرداد تظاهرات نکردند و راهپیمایی ۲۵ و ۲۶ را کافی دانستند. در واقع مردم با دستور دولت تظاهرات نمی‌کردند. بعدازظهر ۲۸ مرداد مردم مات و مبهوت بودند. ارتش به نام حمایت از مصدق آمد اما در اواسط کار به شهربانی رفتند و زندانیانی را که آنجا بودند جمع. پلیس و شهربانی و نیروهای را که در داخل زندان بودند به خیابان‌ها ریختند. برای مردم اعجاب‌انگیز بود. بعدازظهر ۲۸ مرداد سر چهارراه سرچشمه کامیون‌های شهربانی و افسران شهربانی آمده بودند و فریاد می‌زدند که ما طرفدار شاه و خاندان پهلوی هستیم. نیروی نظامی که در اختیار دولت بود در واقع در اختیار شاه بود و این نیرو در کنار اراذل اوباش مقابل مردم قرار گرفت. عصر ۲۸ مرداد سپهبد زاهدی را از مخفیگاه بیرون آوردند. هنوز قسمتی از شهر در دست نیروهای حامی مصدق بود. زاهدی اعلام کرد که مردم قیام کرده‌اند. چند نفر را جلوی خانه مصدق کشتند و مردم را تهدید کردند. ارتش و شهربانی در اختیار عوامل کودتا قرار داشت. البته مشکلی وجود داشت؛ اینکه نیروهای ملی منسجم نبودند. البته حزب توده منسجم بود، اما اقدامی نکرد. دو روز بعد از کودتا بود که کمیته مقاومت ملی تشکیل شد و اعلام کرد که نهضت ادامه دارد.

چرا مردم به نهضت مقاومت ملی نپیوستند؟

۲۸ مرداد حرکتی بود در مقابل نهضت مردم و مجموعه‌ای از عوامل آشکار و پنهان در آن دخیل بودند. در رأس توطئه‌گران شخص شاه قرار داشت. شاه به هیچ‌عنوان مصدق و نظراتش را تحمل نمی‌کرد. او وابسته به سیاست‌های خارجی بود. مرحوم دکتر صدیقی، وزیر کشور مصدق نقل می‌کرد وقتی که خانه مصدق آتش گرفته بود، مصدق گفت: این آتش دودمان پهلوی را به آتش می‌کشد. مصدق مشروطه‌خواه بود و قسم خورده بود که سلطنت مشروطه را حفظ کند، ولی شاه اعتقادی به این امر نداشت. شاه بعد از ۲۸ مرداد‌‌ همان ادعا‌ها و دروغ‌های قبلی را مطرح کرد در حالی که اعتقادی به حقوق مردم نداشت. اگر پدرش (رضاشاه) املاک مردم را گرفت، و او (شاه) قول داد که آنها را به مردم پس بدهد، این کار را نکرد؛ آن املاک غصبی شدند بنیاد پهلوی و بنیاد اشرف. شاه از قانون تبعیت نمی‌کرد. حتی در روزهای آخر عمر نظام سلطنتی، مرحوم دکتر صدیقی به شاه می‌گوید که بهتر است شاه از کشور خارج نشود و ارتش را به نخست‌وزیر بسپارد. اما شاه باز هم نپذیرفت. او می‌گفت حاضر به کنار رفتن از فرماندهی ارتش نیست. ضمن اینکه فراموش نکنید، خفقان و سرکوب و رعب و وحشت ایجاد شده پس از کودتا به گونه‌ای بود که مردم امکان حمایت آشکار و گسترده از نیروهای نهضت مقاومت را نداشتند.

بعد از کودتای ۲۸ مرداد دکتر مصدق محاکمه شد و باقی عمر را در حصر گذراند، چرا در قبال حصر دکتر مصدق واکنش عمده‌ای دیده نشد؟

من خودم سه روز بعد از کودتای ۲۸ مرداد و در ارتباط با مرحوم آیت‌الله زنجانی در کنار آقایان شروع به فعالیت کردیم اما خفقان سنگین بود. روزنامه باختر را به آتش کشیدند؛ دفتر حزب ملت ایران، به رهبری داریوش فروهر را به آتش کشیدند؛ دفتر حزب مردم ایران، به رهبری محمد نخشب را از بین بردند؛ هر شبکه و شعبه‌ای از احزاب ملی بود از بین بردند؛ هر شب تعدادی را دستبند می‌زدند؛ و... ولی در چنین شرایطی سه روز بعد از کودتا اولین اعلامیه آمد که «نهضت ادامه دارد.» اطلاعیه‌ای که تاکید داشت کودتایی صورت گرفته و زحمات مردم زیر پای عوامل انگلستان است. پانزده روز بعد از کودتا، نهضت مقاومت ملی بازار تهران را تعطیل کرد. هفت هشت ماه بعد بازاریان و مرحوم شمشیری و تعداد زیادی از اعضای حزب توده و شخصیت‌های سیاسی دستگیر شدند. ۱۶ مهر آن سال آیت‌الله زنجانی به محاکمه دکتر مصدق اعتراض شدید می‌کند و نسبت به قرارداد نفت که در مجلس بود اعتراض می‌شود. اینگونه، حرکت ادامه داشت. اگر شما می‌بینید که در سال ۵۷ حرکتی انجام شد نطفه آن از‌‌ همان مقاومت‌ها و مبارزات پس از کودتای ۲۸ مرداد بود. این نیست که دلبستگی نباشد. دلبستگی و هم بستگی مردمی وجود داشت چون ملت ایران طرفدار اجرای قانون و عدالت بوده و هست. این ملت مظلوم که سال‌ها رنج کشیده ثمره مبارزاتش ملی شدن صنعت نفت بود.
واکنش دکتر مصدق نسبت به حوادث روز کودتای ۲۸ مرداد چه بود؟
دکتر صدیقی نقل می‌کند در حالی که خانه دکتر مصدق را به آتش کشیده بودند و دود همه محله را فرا گرفته بود از دکتر مصدق می‌پرسند نظر شما درباره این وضعیت چیست؟ دکتر مصدق می‌گوید: این آتش از دل مردم علیه خانواده پهلوی برخواهد خاست. این آتش امروز توسط خانواده‌ای که منشا ظلم و ستم و ویران‌گری است بلند شده، ولی روزی دامن خانواده پهلوی را می‌گیرد و باعث سقوط و نابودی‌اش خواهد شد. مصدق ضدسلطنت نبود، او طرفدار مشروطیت بود. او قسم خورده بود مشروطیت را حفظ کند اما شاه اعتقادی به مشروطیت نداشت. بعد از کودتا هم شاه به عوامل خارجی متوسل شد. شاه اعتقادی به آزادی، دموکراسی و آرای مردم نداشت.
 
 
 
 


نقد و نظر () | ۱۳٩٠/٦/۱ - هرمز ممیزی |لينک به نوشته

شیوه تماس با گزارشگر حقوق بشر

چگونه با گزارشگر حقوق بشر در ایران تماس بگیریم؟

در حالیکه مقامات جمهوری اسلامی بر عدم صدور مجوز برای حضور و ورود احمد شهید گزارشگر ویژه حقوق بشر سازمان ملل در امور ایران تاکید دارند و این مقام بین المللی چند روز پیش با انتشار بیانیه ای اعلام کرد کار خود را برای تحقیق و بررسی و گزارش نویسی در مورد وضعیت حقوق بشر در ایران آغاز می کند، نامه های متعددی از سوی فعالان حقوق بشر، زندانیان سیاسی و افرادی که دراین حوزه فعالیت می کنند به دفتر وی ارسال گردید.

احمد شهید در بیانیه خود تصریح کرده بود که بر اساس آنچه در احکام سازمان ملل متحد آمده جامعه مدنی ایران و مدافعان حقوق بشر اطلاعات خود را در زمینه موارد نقض حقوق بشر به دفتر وی ارائه دهند، تا وی بتواند گزارش اولیه خود پیرامون وضعیت حقوق بشر ایران را، در اجلاس ماه آینده مجمع عمومی سازمان ملل در نیویورک ارائه کند.

به گزارش کمپین بین المللی حقوق بشر در ایران، نحوه مکاتبات با دفتر دکتر شهید از طریق ارسال ایمیل به آدرس های زیر است :

 

nahmed@ohchr.org

srhumanrights@gmail.com

 

بر اساس این گزارش، برای اینکه نامه هایی که نوشته می شود بتواند مورد استفاده احمد شهید و تیم همکارش قرار بگیرد و به علاوه بتوانند از آن - پس از تحقیق و مطمئن شدن از جزییات موارد مطرح شده- در گزارش خود به آنها بپردازد، فعالان حقوق بشر و افرادی که به هر ترتیبی می خواهند موضوعی را با وی در میان بگذارند باید یک سری اطلاعات و موارد جزیی را در نامه های خود بیاورند تا پیگیری موضوع توسط آنها آسانتر و موثق تر شود.

در ادامه کمپین بین المللی حقوق بشر در ایران پیشنهاداتی را در خصوص نحوه ارتباط و تنظیم نامه یا گزارش به دکتر شهید مطرح کرده است:

 

‫۱- زمینه مکاتبه و موضوع آن به صراحت درج شود واز کلی گویی پرهیز شود. مثلا وقتی از فشار روی زندانی سیاسی صحبت می شود مشخص شود فشارروحی است یا جسمی و به چه ترتیبی اعمال شده است و زمان و مشخصات جزیی آن (تاحدی که در دسترس است چیست)

۲- موارد نقض حقوق بشر به تفکیک ذکر شود. مثلا اگر درمورد یک شخص موضوعاتی همچون بازداشت خودسرانه، دادرسسی غیرعادلانه، بدرفتاری وشکنجه در زندان و مواردی از این دست رخ داده، این موضوعات تفکیک شود و درمورد هریک جزییات مربوطه مطرح شود.

چنانکه موضوع گزارش در مورد نقض حقوق بشر افراد می باشد، در مورد هر یک از افراد نقض حقوق بشر اطلاعات زیر به صورت دقیق و تا آنجایی که در دسترس است در گزارش درج شود:

 

اطلاعات عمومی

‫- اسم/ جنسیت/ تاریخ تولد یا سن/ شغل/ تاریخ بازداشت/طول مدت بازداشت/نیروهای مسوول در حین بازداشت/ محل بازداشت/ مقاماتی که دستور بازداشت را صادر کرده اند/ دلیل بازداشت آنچنانکه مقامات ارائه کرده اند/ اتهامات: اگر تفهیم اتهام شده/ شرایط بازداشت: چه در حین بازداشت و چه در زمان نگهداری در بازداشت/ اقدامات و پیگیری هایی که در داخل کشور ممکن است در قبال بازداشت انجام شده و اگر بی اثر بوده اند چرا؟/ اگرچنین اقداماتی انجام نشده چرا؟ / ودر نهایت اسم واطلاعات شخصی که مکاتبه را انجام می دهد.

برای پیگیری مواردی که توسط جامعه مدنی و یا فعالان حقوق بشرو خانواده های قربانیان نقض حقوق بشر توسط نامه به آقای احمدشهید مطرح می شود شاید این اطلاعات چارچوب کلی و تصویری از سوالات مهمی که باید به آن پاسخ بدهیم رسیده باشید. اما در هر حوزه ای که نقض حقوق بشر اتفاق افتاده است علاوه بر اطلاعات عمومی می توان جزییات بیشتری را ترسیم کرد. پس اگر درحال تهیه نامه ای هستید اطلاعات دست اول خود را با دقت طبقه بندی و در نامه مطرح کنید تا تصویر روشن وقابل اتکایی از موضوعی که به آن می پردازید ارائه دهید. باید توجه کرد اگر می خواهیم نامه تاثیر جدی تری داشته باشد هر چقدر به این جزییات توجه شود، پیگیری موضوع توسط تیم آقای احمدشهید تسهیل خواهد شد.

 

طی مدتی که احمدشهید برای تهیه گزارش در اختیار دارد او قطعا نامه ها و اسناد زیادی دریافت خواهد کرد. هر چه قدر طبقه بندی و شرح موضوعاتی که مطرح می کنید دقیق تر باشد و جزییاتی که با ادبیات کاری سازمان ملل در حوزه حقوق بشر نزدیک تر باشد، استفاده از آن به مراتب با سرعت بیشتری امکان پذیر خواهد شد. اگر چه حوزه موارد نقض حقوق بشر گسترده است، ولی برای مشخص شدن اینکه در هر حوزه ای که به آن می پردازیم چه مواردی می تواند به صورت جزیی تر مطرح شود سه موضوع شکنجه، آزادی بیان و اعدام وحق حیات را در این متن در نظر گرفتیم و برخی سوالات مهمی که می تواند گزارشگر را در بررسی سریعتر و دقیق تر موضوع کمک کند آورده ایم.

 

کمپین بین المللی حقوق بشر در ادامه آورده است:

برای مثال اگر می خواهیم نامه ای بنویسیم که موضوع آن شکنجه است و درمورد فردی صحبت می کنیم- ممکن اعضای خانواده باشد یا حتی اگر خودمورد شکنجه قرارگرفته ایم - می توانیم به سوالات زیر در نامه خود اشاره کرد:

- نیرو یا نیروهایی که بازداشت اولیه ویا شکنجه را انجام داده اند برای مثال: پلیس، نیروهای اطلاعاتی، نیروهای امنیتی و یا نیروهای شبه نظامی و در نهایت مقامات زندان.

- آیا هیچ شخصی مانند وکیل، فامیل یا دوستان اجازه دیدار از قربانی در طی بازداشت داشته اند؟ اگر جواب مثبت است بعد از چند روز پس از بازداشت این اجازه را یافته اند؟

- نحوه شکنجه اعمال شده چه بوده است؟

- چه نوع صدماتی به دنبال شکنجه وارد شده است؟

- آیا قربانی هیچ وقت توسط یک دکتر - در هر مقطعی از آنچه بر وی اتفاق افتاده - معاینه شده و اگر بله در چه زمانی؟ آیا معاینه توسط دکتر دولتی یا دکتر زندان بوده است؟

- اگر معالجه ای صورت پذیرفته آیا معالجه مناسبی برای جراحاتی که به دنبال شکنجه وارد شده بوده است؟

- آیا معاینه پزشکی بر طبقی بوده که دکتر بتواند شواهدجراحات مربوط به شکنجه را متوجه شود آیا هیچ گزارش طبی در این زمینه صادر شده؟ و این گزارش چه مواردی را آشکار می کند؟

- اگر قربانی در طی بازداشت جان داده است، آیا کالبدشکافی یا معاینه پزشکی قانونی انجام شده و نتایج آن چه بوده است؟

 

در بالا مثلا در مورد اطلاعاتی که در یک نامه مرتبط با طرح شکنجه می تواند بیاید صحبت شد. اما مثلا چنانچه بازداشت به دلیل ابراز عقیده و درنقض آزادی بیان شخص بوده است، اطلاعات زیر - در صورت دردسترس بودن- می تواند در نامه مطرح شود:

‫- بازداشت/ تبعیض ویا تهدید و یا آزار و اذیت که متوجه شخص به دلیل ابراز عقاید و استفاده از آزادی بیان خود بوده را توضیح دهید.

‫- فعالیت های در حوزه احزاب و گروه های سیاسی و اتحادیه های کارگری و هر انجمن و یا اشخاصی که به دلیل ابراز عقیده و آزادی بیان هدف قرار گرفته اند.

‫-اقداماتی که بر علیه رسانه ها یا دخالت در عملکرد مستقل انها برعلیه ناشران و دیگر دست اندر کاران رسانه ایی از جمله کتاب، مجله، روزنامه، فیلم تئاتر و کارهای هنری صورت گرفته است.

‫- فعالیت های مدافعین حقوق بشر از جمله وکلا و فعالان اجتماعی که هدف قرارگرفته اند.

‫-موانعی که مدافعین حقوق زنان با آن روبرو بوده اند چه در قانون و در چه عمل که موجب می شود زنان نتوانند عقاید خود را ابراز کرده و یا شنیده شوند یا در روندهای تصمیم گیری شرکت کنند یا در جامعه از حقوق مساوی برخوردار باشند.

و اما اگر نامه ای که می نویسید در خصوص «اعدام و حق حیات» است می توانید به موضوعات تکمیلی زیر در نامه خود اشاره کنید:

‫- اطلاعات در مورد اتفاقی که افتاده: تاریخ/ محل/ تشریح حادثه/


‫- درمواردی که به نقض حق حیات از طریق اعدام انجام شده مربوط می شود اطلاعات در مورد کمبودهای دادرسی عادلانه ذکر شود

- درمواردی که نگرانی از نقض حق حیات به طور فوری مطرح است، دلایل اینکه چرا زندگی شخص در خطرفوری می باشد مطرح کنید.

- کشته شدن افراد در خیابان و یا زندان و یا هر شکل دیگری که وجود دارد را به صورت جزییات مطرح کنید.

موارد یاد شده در بالا تنها سه حوزه یادشده را در نظر می گیرد. اگر نامه ای که ارسال می کنید در برگیرنده موضوعات دیگری است، سعی کنید جزییاتی که بتواند تصویر دقیقی از جزییات موضوع ارائه کند را در نامه خود بگنجانید.

 

در نظر داشتن مواردی که در بالا آمد کمک می کند که نامه هایی که برای پیگیری به دفتر گزارشگر ویژه حقوق بشر سازمان ملل در امور ایران ارسال می شود صرف نظر از کارکردهای رسانه ای آن بتواند در مجرای درست قابل پیگیری باشد. توجه کنیم که ذکر جزییات و ارسال سند و مدرک، ونیز شفاف و دقیق نوشتن، گزارشگر ویژه را قادر می سازد در زمان اندکی که در اختیار دارد موارد بیشتری را پیگیری کند. به هرحال مانند هر نهاد دیگری منابع انسانی سازمان ملل و به تبع آن گزارشگرویژه حقوق بشر محدود است و به همین جهت است که در بیانیه اولیه خود از فعالان جامعه مدنی و حقوق بشر خواسته است که آنچه در این زمینه می توانند ارائه کنند را با وی در میان بگذارند.

در انتهای آمده است "مستندسازی دقیق از موارد نقض حقوق بشر و استفاده از منابع معتبر و حتی منابع داخلی و درنهایت برقراری امکانی که درصورت مورد بررسی قرار گرفتن نامه شما تیم گزارشگر ویژه بتواند با شما تماس بگیرد همه و همه در کنار آنچه در بالا آمد می تواند گزارشگر ویژه را در هر چه موثرتر کردن کار خود یاری رساند."


نقد و نظر () | ۱۳٩٠/٦/۱ - هرمز ممیزی |لينک به نوشته