مقالات سياسي و اجتماعي
صفحه نخست   ::   آرشيو  ::   تماس با من   
 
خجسته زاد روز دکتر مصدق

خجسته سالروز تولد مصدق

29  اردیبهشت 1390 مصادف با صدوبیست ونهمین سالروز تولد رهبر آگاه و خردمند وایثارگر نهضت ملی ایران دکترمحمد مصدق است . مصدق در روز 29 اردیبهشت سال 1261 خورشیدی در تهران چشم به جهان گشود . او از نوجوانی تاهنگام مرگ در مبارزات سیاسی و فعالیت های اجتماعی ملت ایران فعالانه حضور داشت ومشاغل ومسئولیت های اداری وسیاسی مختلفی را به عهده گرفت وتمام این مسئولیت ها را درشایسته ترین نحو ودر نهایت پاکی وصداقت به انجام رسانید . افکار و اندیشه های سیاسی اجتماعی مصدق تحت تاثیر انقلاب مشروطیت ایران شکل گرفت واو تا مدت شصت سال پیام آن انقلاب آزادیخواهانه و عدالت جویانه رابه نسل های بعدی این مرزوبوم منتقل نمود . ادب ونزاکت ، راستی وصداقت ، ایثارو شجاعت ، تقوی وپاکی درسیاست ، پایبندی به قانون وعدالت و اعتقاد عمیق به آزادی واستقلال ازارکان تفکیک نا پذیر شخصیت مصدق بود . دکترمصدق در اردیبهشت 1330 در اولین روز پذیرفتن مسئولیت نخست وزیری در اولین نامه ای که در این سمت صادر نمود به شهربانی کل کشور که درآن زمان در حکم دستگاه اطلاعات وامنیت کشور بود دستور داد که در جراید ایران آنچه درباره شخص او نگاشته میشود هرچه نوشته باشند وهرکس که نوشته باشد نباید مورد اعتراض وتعرض قرار گیرد .مصدق در طول حیات خود بارها زندگی خود و خانواده اش را در راه آزادی واستقلال ایران درمعرض خطر و نا بودی قرارداد وبرای سربلندی واعتلای این کشور از هیچ کوشش وفداکاری دریغ نورزید . او درتمام فعالیت های سیاسی واجتماعی خود ودر دوران نخست وزیری هیچگاه به مکر وحیله متوسل نگردید وهیچکس از او حرفی دروغ نشنید . او برای ایجاد موقعیت شخصی برای خود یا حفظ قدرت هیچگاه از اصول اخلاقی و جوانمردی منحرف نگردید. او همواره منافع ملی را بر منافع شخصی خود مقدم ومرجح میدانست . خود محوری و خودشیفتگی و توطئه گری هیچگاه از او دیده نشد . مصدق تنها راه پیشرفت وسعادت ملت ایران را در دستیابی به آزادی و استقلال این کشور میدانست . او با مجموع این خصلت ها ، اندیشه ها ، اعتقادات و عملکرد ها پرچم دار و بنیانگذار مکتبی گردید که مکتب مصدق نام دارد. مکتبی که شاگردان آن تنها به پیشرفت وتعالی ایران ورفاه و سعادت ملت ایران میاندیشند ودسترسی به این اهداف را در گرو بدست آوردن آزادی وحاکمیت ملی میدانند .

جبهه ملی ایران سالروز تولددکترمحمد مصدق  را به همه ایرانیان به ویژه به پیروان آن بزرگمرد تبریک میگوید . دریغ وافسوس که حاکمیت جمهوری اسلامی با پیروی از سیاست اختناق و سرکوب بخصوص در این سالهای اخیر به مردم حقشناس ایران امکان حضور در آرامگاه مصدق وادای احترام به این بزرگمرد تاریخ را نمیدهد . این درحالیست که جمهوری اسلامی  در مجامع سیاسی بین المللی و درجهت سیاست آمریکا ستیزی خود وقت وبی وقت از دخالت آمریکا در سرنگونی دولت ملی و مردمی مصدق در کودتای 28 مرداد 1332 دم میزند واز این بابت آمریکارا محکوم ومورد سرزنش قرار میدهد ولی  توضیح نمیدهد که چرا تحت حاکمیت این رژیم مردم ایران حتی در سالروز تولد ویا سالروز درگذشت مصدق هم اجازه حضور درسر مزار او راندارند.

                                                                                  

                                                                                  تهران جبهه ملی ایران

                                                                                                 29 / 2 / 1390


نقد و نظر () | ۱۳٩٠/٢/٢۸ - هرمز ممیزی |لينک به نوشته

سخنان خاتمی


سید محمد خاتمی: من واقعا نگرانم، این فضای مسموم باید درمان شود

جرس: سید محمد خاتمی با انتقاد از شرایط موجود تصریح کرد: اگر از آغاز یک هیأت بی طرف رسیدگی به اعتراض و دغدغه بخش مهمی از جامعه را به عهده می گرفت بدون تردید مشکل حل می شد و اصلا شاهد بحران نبودیم، اما تندروهایی بوده و هستند که فقط به انحصار می اندیشند و نه تنها اصلاح طلبان را بلکه حتی اصولگرایان را هم از دایره خارج می دانند.

وی با اشاره به تحولات منطقه اظهار داشت: محور تمام تحولات و مسائلی که در خاورمیانه شکل گرفته است نیز همین است که آنان می خواهند بر سرنوشت خویش حاکمیت داشته باشند. آنها می گویند: ما حکومت استبدادی مادام العمر نمی خواهیم. ما دیکتاتوری نمی خواهیم، ما انتخابات آزاد و آزادی احزاب و تشکل ها و جوامع را می خواهیم. ما می خواهیم ظلم و استبداد و وابستگی نباشد.

اگر جمهوری اسلامی همانگونه بود که مردم می خواستند و اگر معیارها و ارزشهایی که از جمله در قانون اساسی ما منعکس است با دقت بیشتری مورد توجه و عمل قرار گرفته بود و اگر شبهه تعارض میان آزادی های اساسی و دینداری رفع می شد آیا امروز تمام مردم منطقه نمی گفت، حکومت اسلامی می خواهیم؟ و می دانیم که اکثریت قریب به اتفاق کسانی که در عرصه تحولات و انقلاب های منطقه حضور دارند مسلمانند.

 

 خاتمی با ابراز نگرانی از شرایط موجود ادامه داد: واقعا من نگرانم با تقابلی که در درون کشور ایجاد شده که باعث ایجاد توهم و شیدایی در یک سو و ایجاد نفرت در طرف دیگر شده است و دائماً هم از دو طرف به آن دامن زده می شود. از اصطکاک میان شیدایی بی حساب و نفرت فزاینده باید ترسید و به خدا پناه برد.

برخی از رفتارها دارد نظام را تضعیف می کند و چهره انقلاب و اسلام را زشت جلوه می دهد.

ما می گوییم این جو مسموم درمان شود. هر منتقدی برانداز و عامل دشمن به حساب نیاید و اگر فضا تلطیف و تعدیل شود بسیاری از مسائل حل خواهد شد.

به گزارش وبسایت سید محمد خاتمی، جمعی از رزمندگان دوران دفاع مقدس و ایثارگران با سیّد محمّد خاتمی دیدار و گفت و گو کردند. در این دیدار که در آستانه ایام فاطمیه برگزار شد رئیس جمهوری سابق ایران ضمن بزرگداشت مقام حضرت صدیقه طاهره سلام الله علیها با اشاره به اینکه در ماه جمادی دوم به مناسبت ایام فاطمیه و نیز ولادت حضرت زهرا سلام الله علیها نام و یاد آن بانوی بزرگوار بیشتر فضای جامعه را معطر می کند برکت وجود مبارک حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها را برای اسلام و بشریت بی نظیر دانست.

متن کامل سخنان سید محمد خاتمی در این دیدار در پی می آید:

 

 بسم الله الرحمن الرحیم

در این ماه (جمادی دوم) به مناسبت ایام فاطمیه و نیز ولادت حضرت زهرا سلام الله علیها نام و یاد آن بانوی بزرگوار بیشتر فضای جامعه را معطر می کند. برکتی که وجود مبارک حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها برای اسلام و بشریت داشته است واقعا بی نظیر است. چه در دوران سختی مکه که اسلام و مسلمانان با بحران و ناملایمات زیادی مواجه بودند و چه پس از هجرت پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم.

در واقع حضرت زهرا سلام الله علیها یک پناه و یک تکیه گاه اطمینان بخشی برای حضرت پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم بودند و ایشان بارها فرمودند: "زهرا مادر پدر است" حضرت زهرا سلام الله علیها نقشی داشت که پیامبر با او احساس آرامش می کرد و نیز حضرت زهرا در کنار امام علی علیه السلام کانونی را به وجود آورد که از آن خیر کثیر که همان «کوثر» است نصیب امت اسلامی شد و امامت از چشمه جوشان کوثر جوشید و بوجود آمد.

ملت ایران نیز همواره ارادت خاصی به حضرت زهرا سلام الله علیها داشته و دارند و این امر مختص به شیعه هم نیست و حتی سایر مذاهب و ادیان هم دلبستگی خاصی به حضرت زهرا سلام الله علیها دارند. علاوه بر مسلمانان در ایران زرتشتیان و مسیحیان و یهودیان ایرانی هم به بانو زهرا ابراز علاقه ویژه می کنند.

 

اهمیت ایران 

در انقلاب اسلامی نیز شیوه و منش فاطمی نقش مهمی داشت و این ایام که روزهای این بانو است یاد و نام او بیشتر طرح می شود و ما نیز به ریسمان ولایت ایشان، پدر بزرگوار ایشان، شوهر و فرزندانشان چنگ می زنیم.

من خوشحال و خشنودم که در خدمت شما فاطمیون و شما عزیزانی هستم که دلتان به عشق فاطمه و اهل بیت می تپد و در راه اهل بیت و سیره آنان در ۸ سال دفاع مقدس در جبهه های جنگ ایثارگری کردید و هزینه ها دادید.

شاید مناسب این بود که نشست با شما که از حاضران فداکار در جبهه ها بوده اید و از ایثارگرانید در سوم خرداد برگزار می شد که نماد سرافرازی ملت ایران در ۸ سال دفاع مقدس بود. بی شک حماسه آفرینی رزمندگان هرگز از یاد و خاطر ما نمی رود. آن هم جنگی که برخلاف آنچه در دویست سال گذشته در جنگهای ایران حاصل شده است حتی یک وجب از خاک کشور عزیزمان را از دست ندادیم.

شاید اینجا یک سوال پیش بیاید که مگر خاک ایران چه اهمیتی دارد؟

 

تقابل اسلام و ایران نه

باید بگوییم این خاک مهم است. ایران بسیار عزیز است و هیچگاه نبایستی ایران و اسلام را در مقابل هم قرار داد.

ما می گوییم: ایران و اسلام هر دو. ایران ظرف این انقلاب و وطن عزیز ما است لذا اهتمام به ایران بایستی همواره مدنظر باشد. نگرانی شما و بسیاری از عزیزان نسبت به لطمه دیدن اسلام جا ندارد، گرچه اگر کسانی و مسلمانانی اسلام را بد بفهمند و به نام اسلام بد عمل کنند نظرها نسبت به آنچه هست منفی می شود و در طول تاریخ بارها تحریف در دین چه در وجه نظری و چه در وجه عملی صورت گرفته است اما اصل اسلام همیشه مانده است و خواهد ماند و حتی اگر اسلام به گونه ای عرضه شود که موجب بدبینی های موسمی و مقطعی شود ولی اصل اسلام و آنچه در عمق وجود مسلمانان و تاریخ است کار خودش را می کند.

به قول سید جمال اسلام چیزی است و مسلمانان چیزی دیگر. لذا اگر انحرافی هم باشد ما منحرف می شویم نه اساس اسلام که به یاری حق آسیبی نخواهد دید.

من معتقدم وقتی حکومتی خود را منتسب به اسلام می داند باید مرز میان حقایق اسلامی و آنچه صورت می گیرد را مشخص کند، نه اینکه خدای ناکرده به گونه ای باشد که حتی نارواییها و نارساییها به نام اسلام تمام شودو این وظیفه حکومت و کسانی است که امکانات در اختیارشان است. گرچه در طول تاریخ این فراز و نشیب ها بوده است از این جهت هیچ نگرانی وجود ندارد و ما معتقدیم این مشیت و عزم و اراده خداوند است که پیامبرش را فرستاد تا دین او را بر همه گرایش ها و مکتب ها غالب کند ولو اینکه کج اندیشان و بددینان و منحرفان نخواهند.

ما ایمان داریم که حق پیروز است البته معتقدیم باید وظیفه خود را بشناسیم و دغدغه انجام وظیفه هم داشته باشیم اما نباید نگران باشیم که اصل دین خدا لطمه می بیند که خدا فرمود: «ما ذکر را فرو فرستادیم و بر نگاهداری آن تواناییم» .

ما باید نگران ارزشها و مطالبات بر حق مردم از انقلاب و نظام و مسئولیت های اجتماعی مان در شرایط کنونی باشیم.

 

بشر امروز متفاوت است

مسائل مختلفی در اینجا مطرح شد که هر کدام بحث های مفصلی را می طلبد ولی نکته ای را یادآور می شوم که مخصوص این روزگار است و اسلام، خاورمیانه و ملت ما هم با آن مواجه بوده است.

من بارها گفته ام: بشر امروز، بشری است متفاوت با بشر دیروز و ارتباطات که به طور شگفت انگیزی گسترده و کارآمد شده است تأثیر مهمی در این تفاوت داشته است.

امروز هیچ کس نمی تواند جلوی حرف حق و یا ناحق را بگیرد. تعبیر انفجار اطلاعات درست است و انقلاب سایبری و انقلاب الکترونیکی کل مرزها را برداشته است و اینکه برخی حکومت ها و نظام ها خیال کنند که با ایجاد محدودیت ها و بخشنامه و دستور می توانند بین دنیای اطلاعات و ذهن ملت ها دیوار ایجاد کنند خیال باطلی است.

من یادم هست وقتی در وزارت ارشاد بودیم ویدئو را ممنوع کردیم و معاونتی اختصاص دادیم تا ممیزی صورت بگیرد و با فیلم های غیر مجاز هم برخورد شد. فیلم های زیادی ضبط و سوزانده شد.

تازه آن روز ها فضای سایبری کنونی حاکم نبود ولی ما صد در صد موفق نبودیم و ویدئو راهش را به خانه ها باز کرد. یکی از عوامل بسیار مهم در تحولاتی که امروز در دنیا و منطقه از تونس گرفته تا مصر، لیبی، سوریه، یمن و بحرین و سایر نقاط رخ داده وی می دهد همین شبکه های ارتباطی، اینترنتی و الکترونیکی و ارتباطات گسترده است.

 

میدانداران دلسوز انقلاب نیستند

در ایران و بسیاری از جاهای دیگر هم گرچه محدودیت و فیلترینگ ایجاد می شود با این حال پوشش این امواج وسیع است.

اکنون گرچه بخش قابل توجهی از مردم دسترسی به اینترنت ندارند اما همه آنهایی که اینترنت دارند و روز به روز هم بر تعدادشان افزوده می شود از این محدودیت ها عبور می کنند و به مطالب خوب یا بد دسترسی دارند.

اتفاقاً در این عرصه تنها افرادی مثل ما که دلشان برای انقلاب می سوزد محدود می شویم ولی مردم و جوانان به آسانی به جهان اطلاعات دسترسی پیدا می کنند.طبیعی است در این میان وقتی خیرخواهان محدود می شوند میدان بدست کسانی می افتد که هر دو طرف را قبول ندارد. متاسفانه امروز میدان دار کسانی هستند که دلسوز انقلاب و مردم و کشور نیستند و دلسوزان انقلاب در محدودیت و ممنوعیت های مختلف قرار دارند.

اخیراً یکی از دوستان می گفت به روستایی ۹۰ خانواری رفته و از پشت بام خانه ای بیش از ۸۰ دیش ماهواره را شمرده است.

بنابراین ارتباطات در دنیای امروز وجود دارد و طبیعی است وقتی عرضه های مختلف وجود دارد در صورتی ما موفق خواهیم بود که عرضه ما جذاب تر، پاسخگوتر و دلپذیرتر باشد.

وقتی ما می گوییم: اسلام، نباید از نوسازی فکر دینی غافل شود و باید به پرسش های بشر امروز توجه داشته باشیم. با همه تلاش ارجمندی که عالمان دینی در گذشته داشتند باید اذعان کرد که با بسیاری از آن معارف ارزشمند گذشته نمی توانیم جوابگوی سؤوالات و شبهات نسل حاضر نحله ها و مکتب های مختلف باشیم.

 

بشر حق حاکمیت می خواهد

امروز هم جهان تغییر کرده و هم پرسشها و نیازهای بشر امروز. و دینی که جاودانه است باید بتواند به پرسش ها پاسخ دهد و نیازها را برآورد. مثلا یکی از مسائل مهمی که در زمان م و در دنیای متجدد بسیار مطرح و رایج شده است حق و حرمت انسان و بخصوص حق حاکمیت انسان بر سرنوشت است. البته ما ریشه این حق و اعتراف به آن را به خوبی می توانیم در متن آموزش های اصلی اسلامی و دین های الهی بیابیم، ولی آنچه تازه است عمومیت یافتن این انگاره است و انگیزه ای که به دنبال آن پیدا می شود. و واقعا امر مبارکی است که اگر کسانی که پای بند به اسلامند توجه به این امر نکنند و راه کار مسأله را از اسلام نجویند هم به اسلام جفا کرده اند و هم به جامعه. خوشبختانه در قانون اساسی ما اصل مهمی وجود دارد (اصل ۵۶) که نه تنها حق حاکمیت انسان بر سرنوشت را به رسمیت شناخته است بلکه بالاتر از حق طبیعی آن را حق الهی هم به حساب آورده است

امروز همه مکاتب و نحله ها و و گرایش ها با هم مسابقه دارند که چگونه حاکمیت بشر بر سرنوشت را نشان می دهند. ما هم به عنوان مسلمان نه تنها نمی توانیم نسبت به آن بی اعتناء باشیم،‌ بلکه باید بکوشیم راه حلی که ارائه می دهیم منطقی تر، جذاب تر و بهتر باشد.

بشر امروز می گوید: من انسانم دارای حرمت و کرامتم و حق دارم و مهمترین حق هم، حق حاکمیت بر سرنوشتم می باشد.

اگر یادتان باشد امام به هنگام ورود به ایران در بهشت زهرا فرمودند که پدران ما حق نداشتند برای ما تصمیم بگیرند. ما خود باید تعیین تکلیف کنیم و برای تعیین تکلیف هم همه پرسی و بعد انتخابات آزاد را راه کار دانستند و دانستیم. جذابیت و بی بدیل بودن مردم سالاری هم در دنیای امروز از همین جا ناشی می شود

البته دموکراسی یک روش و شیوه برای ادراه حکومت است و محتوایش بستگی به فرهنگ، منش و انتخاب آن جامعه دارد. از این جهت هم منافاتی میان اسلامی بودن و دموکرات بودن نمی بینیم.

اگر جامعه ای دین مدار بود گرچه روش و چارچوب دموکراسی است اما رنگ و بوی آن حاکمیت، دینی خواهد بود. مهم این است که اسلام حق حاکمیت مردم بر سرنوشت خویش را به رسمیت می شناسد و ما نیز به شدت به این مهم باور داریم و بر آن پا می فشاریم.

 

منطقه استبداد نمی خواهد

محور تمام تحولات و مسائلی که در خاورمیانه شکل گرفته است نیز همین است که آنان می خواهند بر سرنوشت خویش حاکمیت داشته باشند. آنها می گویند: ما حکومت استبدادی مادام العمر نمی خواهیم. ما دیکتاتوری نمی خواهیم، ما انتخابات آزاد و آزادی احزاب و تشکل ها و جوامع را می خواهیم. ما می خواهیم ظلم و استبداد و وابستگی نباشد.

اگر جمهوری اسلامی همانگونه بود که مردم می خواستند و اگر معیارها و ارزشهایی که از جمله در قانون اساسی ما منعکس است با دقت بیشتری مورد توجه و عمل قرار گرفته بود و اگر شبهه تعارض میان آزادی های اساسی و دینداری رفع می شد آیا امروز تمام مردم منطقه نمی گفت، حکومت اسلامی می خواهیم؟ و می دانیم که اکثریت قریب به اتفاق کسانی که در عرصه تحولات و انقلاب های منطقه حضور دارند مسلمانند.

باری اسلام و حکومت اسلامی که ما می فهمیدیم و امام راحل ارائه داد اگر پیاده می شد مطمئن باشید که امواجش امروز در سراسر منطقه سایه می انداخت.

انقلاب اسلامی ما افتخارش این بود که این پاسخ را می داد که می توان حکومت منتسب به اسلام داشت که در آن آزادی های اساسی وجود دارد و انسان، هر انساین در پناه آن محترم است. البته مراد از آزادی ولنگاری و فحشا نیست، زیرا رکن دیگر این حکومت اخلاق و تأمین فضائل انسانی است.

 

آزادی بیان و اندیشه

آزادی یعنی: آزادی بیان، آزادی اندیشه، آزادی انتخاب، آزادی پرسش از قدرت و هزینه نداشتن پرسش.

و می دانیم که ایمان حقیقی هم در متن آزادی بوجود می آید. زیرا ایمان ارزشمند ایمانی است که با انتخاب و خردورزی به دست آید و انتخاب و خردورزی منوط به وجود آزادی است.

یعنی انقلاب ما خواستار آزادی های اساسی مورد نظر جهان سکولار منهای بداخلاقی و ولنگاری است که دشمن عقل و امنیت و کرامت انسانی است.

بهرحال الان حق رایج و مطلوب و مورد تقاضا در جهان امروز حاکمیت بر سرنوشت است و ظالم کسی است که این حق را از مردم بگیرد و حکومت عادل آن است که از هر جهت زمینه انتخاب آزاد را فراهم آورد تا مردم در سرنوشت خویش نقش داشته باشند. از سوی دیگر حکومت مطلوب آن است که زمینه رشد و اعتلاء و پیشرفت کشور را توأم با عدالت فراهم آورد

 

می توان بهتر اداره کرد

ما می گوییم خیلی بهتر از آنچه هست می شود کشور را اداره کرد. ببینید: از روزی که نفت در ایران کشف شد که حدود یکصد سال از آن می گذرد تا کنون حدود یکهزار میلیارد دلار پول از محل فورش نفت نصیب این ملت شده است که حداقل ۴۵۰ میلیارد دلار آن که نزدیک به ۵۰درصد درآمد نفتی ایران از ابتدا تاکنون بوده است در این پنج شش سال اخیر حاصل شده است. آیا به تناسب این درآمد وضع مملکت هم خوب است؟

رشد اقتصادی به شدت پایین آمده و حتی گاه منفی است. اشتغال وضع خوبی ندارد. تولید در همه عرصه ها لطمه فراوان دیده است. مگر می شود مدعی ایجاد 5/2میلیون شغل شد ولی رشد اقتصادی پایین باشد. ایجاد 5/2میلیون فرصت شغلی مستلزم حداقل ۲۰ درصد رشد اقتصادی است.

سال ۸۳ ما به خودکفایی گندم رسیدیم و در آن سال نیز به طور سمبولیک گندم صادر شد اما بعدها دیدیم که باز هم میلیونها تن گندم وارد شد. و نیز به جای حضور بهتر و بیشتر در بازارهای جهانی بر حجم واردات، بر حجم بودجه جاری و بر اتکاء به درآمد نفت افزوده شد.

 

فقط به انحصار می اندیشند

چه کسی است که عدالت را نخواهد ولی عدالت واقعی یعنی اینکه بنیاد جامعه درست باشد و حق هر ذی حقی نه فقط در عرصه اقتصادی، در همه عرصه ها داده شود. آنچه ما می گفتیم و باز هم می گوییم این مورد است که جمهوری اسلامی آنگاه تحقق می یابد که در سایه حاکمیت مردم بر سرنوشت خویش، عدالت، اخلاق و ادب حاکم باشد. دروغ و فریب نباشد.

همه مردم این کشور از اندیشمندان و روشنفکران گرفته تا رزمندگان، بانوان و تمام لایه ها و طبقات اجتماعی در انتخاباتی که گذشت مشارکت فعال داشتند. چه کسی سبب شد که آنهمه شور و شکوفایی در انتخابات پدید آید؟ حالا چرا باید عده ای به جرم مشارکت فعال در انتخابات مورد فشار و تنگنا قرار گیرند؟

اگر از آغاز یک هیأت بی طرف رسیدگی به اعتراض و دغدغه بخش مهمی از جامعه را به عهده می گرفت بدون تردید مشکل حل می شد و اصلا شاهد بحران نبودیم، اما تندروهایی بوده و هستند که فقط به انحصار می اندیشند و نه تنها اصلاح طلبان را بلکه حتی اصولگرایان را هم از دایره خارج می دانند.

چنانچه می بینید امروز دیگر فقط بحث اصلاح طلبان نیست و حتی می گویند مسائل انحرافی در جاهای دیگری است.

به هر حال اصلاح طلبان که به نظام و جمهوری اسلامی پای بندند و در متن نظام جمهوری اسلامی حرمت و کرامت انسان ایرانی را می طلبند، به ایران نیز عشق می ورزند و خدمت به ایران و ایرانی را افتخاری بزرگ می دانند و القاء تقابل میان اسلام و ایران را امری انحرافی می دانند.

 

اگر مردم سالاری داشتیم الگوی جهان می شدیم

شهید مطهری نیز در خدمات متقابل ایران و اسلام نوشت: این جان ایرانی بود که انوار اسلام را گرفت و انتشار داد، این نزدیکی ایران و اسلام بود که تمدن اسلامی را بوجود آورد.

اوایل جنگ در حضور امام گفته بودند شط العرب، امام گفته بودند: «اروند رود» چه اشکالی دارد؟ آیا امام خدای ناکرده ضد اسلام بودند؟ من می خواهم بگویم ما خواستار هم ایران و هم اسلام هستیم. این جان ایرانی بود که در ایجاد عظمت های فرهنگی و علمی و تمدن اسلامی نقش ممتاز داشت و ایران کانون انقلاب است و ایران می تواند و باید امروز هم الگو باشد.

ما اگر مردم سالاری داشته باشیم که با معنویت و عدالت توأم باشد آیا این برای دنیا الگو نمی شود؟ 

 

اتهامات گزاف 

بسیاری از کسانی که عشق به امام، انقلاب و اسلام داشته و دارند با اتهام های گزاف در زندان به سر می برند یا در تنگنا و محدودیت قرار می گیرند. اصلاحات می گوید: دروغ و تهمت نباشد، آزادی های اساسی تأمین شود. همان آرمان هایی که در انقلاب ما جلو ه داشت و جوانها برای آن جان دادند مورد توجه و مبنای عمل قرار گیرد.

اصلاحات می گوید: به سادگی آبرو و حیثیت افراد صالح به نام دفاع از انقلاب زیر سؤال نروند و مورد اتهام و تحت فشار قرار نگیرند.

این ملت هم اگر به جمهوری اسلامی رأی داده خواسته هایی داشته است. بیاییم بررسی کنیم مردمی که به جمهوری اسلامی رأی دادند به چه چیزی رأی داده اند؟

شما مصاحبه ها و گفتارهای امام در قبل و پس از پیروزی انقلاب تا مرحله رفراندوم جمهوری اسلامی را بخوانید. مردم به آن جمهوری اسلامی رأی دادند. بعد از انقلاب هم همین امام فرمان هشت ماده ای را صادر کردند که تأمین کننده بسیاری از حقوق مدنی افراد و گروهها ست.

 

 توهم و شیدایی در یک سو و ایجاد نفرت در طرف 

در قانون اساسی ما هم اصول آن اگر همه جانبه و درست و متوازن رعایت شود مطالب آمده است و می تواند تأمین کننده خواستهای مردم در رأی به جمهوری اسلامی باشد.

ما به اسلام و جمهوری اسلامی اعتقاد داریم. قانون اساسی را چارچوب عملی می دانیم. همین حقوقی را که در قانون اساسی به ملت داده شده است ما همان را می خواهیم.

البته قانون اساسی وحی منزل نیست. ساز و کاری هم در آن گنجانده شده و می شود در قانون اساسی تجدید نظر کرد.

ما معتقدیم این نظام باید بماند و البته که اصلاحات مداوم براساس موازین و معیارهای درست راه تداوم نظام و انقلاب هم هست و راه دیگری نیست

واقعا من نگرانم با تقابلی که در درون کشور ایجاد شده که باعث ایجاد توهم و شیدایی در یک سو و ایجاد نفرت در طرف دیگر شده است و دائماً هم از دو طرف به آن دامن زده می شود. از اصطکاک میان شیدایی بی حساب و نفرت فزاینده باید ترسید و به خدا پناه برد.

 برخی از رفتارها دارد نظام را تضعیف می کند و چهره انقلاب و اسلام را زشت جلوه می دهد.

ما می گوییم این جو مسموم درمان شود. هر منتقدی برانداز و عامل دشمن به حساب نیاید و اگر فضا تلطیف و تعدیل شود بسیاری از مسائل حل خواهد شد.

فضا باز شود، احزاب و گروه ها کار کنند و عقلا هم ساز و کاری را برای انتخابات در نظر بگبرند تا در آن حرف و حدیث نباشد. خدا می داند اگر چنین شود آرامش و ثبات و پیشرفت از هر جهت تأمین خواهد شد.

اگر ظلمی شده است که شده است همه بیاییم عفو کنیم و به آینده نگاه کنیم و اگر به نظام و رهبری ظلم شده است به نفع آینده از آن چشم پوشی شود و ملت هم از ظلمی که بر او و فرزندانش رفته است می گذرد و آن وقت همه به آینده بهتر رو خواهیم آورد. البته همه بکوشیم برای آینده روی فضای سالم و امن و آزاد و تأمین حقوق مردم همراه و زمینه ساز شویم.

 

 حاضرین در این دیدار در آغاز ضمن عرض ارادت به پیشگاه حضرت صدیقه طاهره و تسلیت به مناسبت ایام فاطمیه، از عظمت روحی رزمندگان در دفاع مقدس و آرمانها و خواسته های آنها یاد نموده، ضمن تأکید بر جایگاه والای سپاه و بسیج نسبت به وقایع روز جامعه و بروز تلقی ایستادن بسیج و سپاه در برابر خواست مردم ابراز نگرانی نمودند.

همچنین با اشاره به این نکته که اصلاح طلبی اصیل راهی مطمئن برای جریان یافتن اندیشه های امام و استقرار قانون اساسی و پیشرفت کشور است بر لزوم حضور در صحنه ها و بخصوص پرکردن خلاء رابطه میان توده مردم و رهبران و شخصیت های اصلاح طلب تأکید شد.

رزمندگان و ایثارگران حاضر در این نشست بر اهمیت اطلاع رسانی بهتر به علماء اعلام و انتقال این توقع جامعه به مراجع برای سخن گفتن و موضع گیری در برابر ناروایی ها و نارسایی های جامعه و ظلمی که بر افراد می رود و رفتارهایی که به اسلام و انقلاب و ایران لطمه می زند شده و علماء بزرگوار را پناه مردم و اسلام دانستند.


نقد و نظر () | ۱۳٩٠/٢/٢٧ - هرمز ممیزی |لينک به نوشته

ریشه ها 5

 

 

آیا اقتصاد آزاد و رقابتی شرط لازم دمکراسی است؟ رابطه سرمایه داری و دمکراسی چیست؟

" جامعه ایران به سبب بزرگ بودن دولت ، کوچک مانده است. تصدی گری دولتی  در بسیاری از امور  سبب شده است که زمینه های کافی برای بروز قابلیتهای بخش غیر دولتی وداوطلبانه در کشور  فراهم نشود. بلوغ هر جامعه به رشد وتوسعۀ نهادهای مدنی وتخصصی وحرفه ای غیر دولتی آن است. در این صورت ، دولت هم در جایگاه درست خود قرار می گیرد  که حمایت از مشارکت واقعی ومؤثر مردم ونهادهای مردمی برای حل مسائل کشور است . همراهی و همکنشی شبکۀ اجتماعی سمنها می تواند معجزه بکند . می تواند ناممکنها را ممکن بسازد." نقل از وبلاگ آقای مقصود فراستخواه

غالب کشور هایی که نظام سرمایه داری، یعنی اقتصاد بازار آزاد را پیشه کرده اند، از میان الگوهای مختلف سیاسی به دمکراسی اقبال بیشتری نشان داده اند. همه دمکراسی ها به نحوی از انحاء، براقتصاد سرمایه داری استوارند و هیچ دمکراسی ، تلاش نکرده اقتصاد آزاد را کنار بگذارد. چرا؟ آیا این همزمانی و درهم تنیدگی نظام کاپیتالیستی و دمکراسی، تصادفی است؟ می توان لیبرالیسم اقتصادی و لیبرالیسم سیاسی را از هم تفکیک کرد؟ یکی را نگه داشت و دیگری را دور انداخت؟ تجربه چین نشان می دهد، سرمایه داری قابلیت انعطاف بالایی دارد و الگوی اقتصادیی ست که خود را با هر نوع نظام عقیدتی و سیاسی سازگار می کند. آیا می توان از دمکراسی هم درجه ای از انعطاف انتظار داشت و برای سازگاری آن با نظام های اقتصادی غیر سرمایه داری تلاش کرد؟ تجربه تاریخی در این مورد به ما می گوید:

1 – تمام تجربیات دموکراسیها در بستر اقتصاد آزاد شکل گرفته اند.

 

2 – اقتصاد دولتی انگیزه ها را از بین میبرد .

 

3 – اقتصاد دولتی کل اقتصاد را رانتی میکند

 

4 – اقتصاد دولتی آگاهیها را منحصر به دولتمردان میکند .

 

5 – همه دموکراسیها بر سیستم سرمایه داری استوارند و هیچکدام سعی

 

نکرده اند سرمایه داری را کنار بگذارند .

 

6 – تجربه کشور چین هم نهایتا گرایش به اقتصاد سرمایه داری پیدا کرد .

 

7– اگر اقتصاد را دولت اداره کند معنی آن تمرکز انحصاری تمامی قدرتها در

 

دست دولت است .

 

8 – کسانی که در چهار چوب دولت کار میکنند مانند سایر انسانها منافع

 

خودشان را بر منافع دیگران ترجیح میدهند .

 

9 – دولتمردان یک سری مقررات وضع میکنند که بتوانند به کمک آن

 

اقتصاد را همواره در کنترل خود داشته باشند و رانت از این نقطه شکل

 

میگیرد .

 

10 – دموکراسی الزاما به بازار آزاد و رقابتی نیاز دارد .

 

11- دموکراسی های سیاسی همواره همراه بازار بوده اند .

 

12 – گاهی دخالت دولت در تنظیم و نه محو بازار ضروریست .

 

13 – شاخه ای از کمونیست ها بدنبال نظام (غیر سرمایه داری)هستند

 

ولی هنوز آلترناتیوی برای جایگزینی( سرمایه) ارائه نکرده اند .

 

14 – نیروی کار کالا نیست و نیاز به تنظیم اجتماعی دارد ، اصناف،سندیکاها

 

و تشکلهای کارگری و کارفرمائی قادرند بهترین نظارت اجتماعی را فراهم

 

کنند .


نقد و نظر () | ۱۳٩٠/٢/٢۱ - هرمز ممیزی |لينک به نوشته

نامه دراویش گنابادی

نامه دراویش نعمت اللهی گنابادی به رهبری:

وضعیت کنونی کشور نشان دهنده لایه های استبداد در حکومت است

جمعی از دراویش و پیروان سلسله نعمت اللهی گنابادی با ارسال نامه ای به رهبری، با انتقاد شدید از وضعیت غیرقانونی، تبعیض و بی عدالتی نوشته اند: آیا وقت آن نرسیده است که مدیران و مسئولین نظام در یک بازبینی منصفانه ونقدی شجاعانه از خویش وبدون اتکا به آمارهای توهم زا وشعارهای بی محتوا، راهکاری مناسب برای حاکمیت قانون و احیای حق از دست رفته ملت ایران ارائه نمایند؟

به گزارش سایت مجذوبان نور، در این نامه آمده است: از وضعیت دراویش و برخوردهای غیر قانونی مراکز قدرت با آنها مطلع باشید یا نباشید، از حجم مسئولیتها و تعهداتی که بر اساس قانون اساسی در قبال ملت و مملکت دارید، نمی کاهد. البته ما دراویش برای پیشگیری از تشدید بحران خود را به تجاهل زده ایم و همه اینها را به حساب عدم اگاهی جنابعالی از شرایط می گذاریم، اما تا کی ؟ تا کی می توانیم سکوت کرده وشاهد ستم ستمگران باشیم؟ آیا وقت آن نرسیده که جنابعالی در مقام رهبری نظام نوعی استدلال و روش را ارائه نمایید تا از اتهام دخالت در این امور مبرا شوید؟ آیا وقت آن نرسیده است که در مقام یک مرجع دینی و عالیترین مقام تصمیم گیرنده در کشور دستور و فتوا به آزادی دراویش و همه اقلیتهای دینی و دگر اندیشان مذهبی، بلکه آزادی همه ملت دهید و مفهوم امنیت را به ماموران امنیت، عدالت را به ماموران قضاوت و عمل به قانون را به مجریان قانون بیاموزید؟

متن کامل این نامه به شرح زیر است:


حضرت آیت الله خامنه ای

رهبر محترم نظام جمهوری اسلامی ایران

با سلام

 

ما دراویش طریقت نعمت اللهی گنابادی کمتر از یکسال پیش، با ارسال نامه ای، جنابعالی را درجریان ستمهای رفته بر خویش قرارداده و اقدامات غیر قانونی مسئولین را بازگو کردیم. از نوشتن آن نامه توقع استمالت و جبران خسارات مادی و معنوی نداشتیم و انتظار هم نمی رفت متخلفان تنبیه و مجازات شوند، اما بر این گمان هم نبودیم که ظلم و تعدی تشدید و هر روز به بهانه ای، مصیبت و اندوهی تازه را بر ما تحمیل کنند. مراکز مختلف قضایی، امنیتی و اجرایی کشور به طرق مختلف و بصورت هماهنگ و با توسل به زور و قدرت وحتی استفاده ابزاری از قانون، بیشتر از قبل، امنیت روانی و اجتماعی دراویش را مورد تهدید و تعرض قرار داده تا بدانجا که اخیراً مرشد و مقتدای ما حضرت آقای حاج دکتر نورعلی تابنده (مجذوبعلیشاه) را به اتهامات واهی احضار و عده ای از برادرانمان را به صورت دسته جمعی دستگیر، محاکمه و مجازات کرده اند.

 

حضرت آیت الله

در حکومتهای مردمی، تضییع حقوق یک شخص، یا تخلف یک مقام دولتی و حتی وقوع یک حادثه می تواند موجب تغییر یک مقام عالیرتبه یا سقوط دولت و یا حتی یک حرکت عظیم اعتراضی از سوی ملت شود. اینکه در مملکت ما با وقوع هر اتفاق سهمگینی آب از آب تکان نمی خورد، نباید و نمی توان به حساب ثبات حاکمیت بواسطه حمایت مردم دانست بلکه نشان دهنده وجود لایه هایی از استبداد در حکومت است. آنچه مردم از حکومت ها انتظار دارند، اساسا عدالت و اجرای قانون است و اینکه عدل بر اساس کدام مکتب فکری و اعتقادی جاری و بر قرار شود امری فرعی است و بر طبق فرموده بزرگان دین الملک یبقی مع الکفر و لا یبقی مع الظلم و بر این مبنا مضرات عادل کفر پیشه به مراتب کمتر از ظالم دین پیشه خواهد بود.

 

حضرت آیت الله

با اینکه مکتب درویشی دخالت در سیاست متداول را در شأن خود نمی داند، اما هر یک از دراویش به صورت منفرد و بر اساس سلیقه شخصی، می توانند به دلخواه، یک روش سیاسی را انتخاب کنند و به همین دلیل سابقه نداشته است که دراویش در امور سیاسی وحدت نظر داشته و بصورت واحد عمل نمایند و تنوع در نوع نگرشها، تفاوت در شکل عملکردها را بدنبال داشته است. اما برخوردهای مغرضانه و مستمر برخی مسئولین با دراویش گنابادی در سالهای اخیر، عملاً پیروان این سلسله را به دفاع از خود و واکنش جمعی ترغیب کرده و منجر به وحدت سیاسی آنها شده و جمعیتی آزاد اندیش و صلح طلب را به مخالف مبدل کرده است. چون در این تهاجم و تعرض، معاندین عرفان و تصوف، احساسات عاطفی و اساس اعتقاد و هویت دراویش را نشانه رفته و مورد تهدید قرار میدهند، واکنش دراویش همدلی در دفاع از هویت و حریم ایمانی و اجتماعی خویش و پافشاری بر مواضع تا سرحد مرگ می باشد. پر واضح است که علیرغم تبلیغات سوء معاندین، در این چالش هیچ تقصیری متوجه دراویش نیست و در واقع این متصدیان امور و خصوصا مراکز اطلاعاتی و قضایی هستند که در اجرای یک پروژه امنیتی –سیاسی، چنین شرایطی را بر دراویش تحمیل کرده اند.

 

مقام محترم رهبری

از وضعیت دراویش و برخوردهای غیر قانونی مراکز قدرت با آنها مطلع باشید یا نباشید، از حجم مسئولیتها و تعهداتی که بر اساس قانون اساسی در قبال ملت و مملکت دارید، نمی کاهد. البته ما دراویش برای پیشگیری از تشدید بحران خود را به تجاهل زده ایم و همه اینها را به حساب عدم اگاهی جنابعالی از شرایط می گذاریم، اما تا کی ؟ تا کی می توانیم سکوت کرده وشاهد ستم ستمگران باشیم؟ آیا وقت آن نرسیده که جنابعالی در مقام رهبری نظام نوعی استدلال و روش را ارائه نمایید تا از اتهام دخالت در این امور مبرا شوید؟ آیا وقت آن نرسیده است که در مقام یک مرجع دینی و عالیترین مقام تصمیم گیرنده در کشور دستور و فتوا به آزادی دراویش و همه اقلیتهای دینی و دگر اندیشان مذهبی، بلکه آزادی همه ملت دهید و مفهوم امنیت را به ماموران امنیت، عدالت را به ماموران قضاوت و عمل به قانون را به مجریان قانون بیاموزید؟ آیا وقت آن نرسیده است که مدیران و مسئولین نظام در یک بازبینی منصفانه ونقدی شجاعانه از خویش وبدون اتکا به آمارهای توهم زا وشعارهای بی محتوا، راهکاری مناسب برای حاکمیت قانون و احیای حق از دست رفته ملت ایران ارائه نمایند؟

 

والسلام علی من اتبع الهدی

جمعی از دراویش و پیروان سلسله نعمت اللهی گنابادی – اردیبهشت ماه ۱۳۹۰ شمسی

برگی از تاریخ / نامه سلطان حسین تابنده گنابادی به شهید بهشتی و روابط نزدیک ایشان با شهید بهشتی


نقد و نظر () | ۱۳٩٠/٢/٢٠ - هرمز ممیزی |لينک به نوشته

اعتراض به بازداشت علیرضا رجائی

اعتراض 200 کنشگر سیاسی و اجتماعی به بازداشت علیرضا رجایی

جرس: بیش از 200 فعال سیاسی و کنشگر مدنی با امضای بیانیه‌ای در اعتراض به بازداشت دکتر علیرضا رجایی، اعلام کردند: «بازداشت و زندانی کردن اندیشمندان، هنرمندان و شخصیت‌های ملی، بیش از آنکه نماد اقتدار و توانایی دستگاه‌های امنیتی باشد، نشانه‌ی نگرانی آنها نسبت به گسترش دامنه‌ی بحرانی است که این روزها دامنگیر دولت اقتدارگرا شده است.» 

متن کامل این بیانیه و اسامی امضاء کنندگان آن که در اختیار جرس قرار داده شده، به شرح زیر است:

هفتمین عضو شورای فعالان ملی- مذهبی، آقای دکتر علیرضا رجایی، اندیشمند و تحلیلگر سیاسی، روزنامه‌نگار، عضو هیأت مدیره‌ی انجمن صنفی روزنامه‌نگاران ایران و نماینده‌ی واقعی مردم تهران در مجلس ششم، بازداشت و به محل نامعلومی منتقل شده است. بازداشت نفر به ‌نفر و بازجویی‌های گسترده‌ای که بار دیگر پس از انتخابات 88، آغاز شده و این روزها بیش از گذشته، اعضا و هواداران نیروهای ملی- مذهبی را در سراسر کشور هدف گرفته، ادامه‌ی راهبردی است که هدف آن خاموش کردن صدای دموکراسی‌طلبی و ملیت‌خواهی ایرانی است.

بازداشت و زندانی کردن اندیشمندان، هنرمندان و شخصیت‌های ملی، بیش از آنکه نماد اقتدار و توانایی دستگاه‌های امنیتی باشد، نشانه‌ی نگرانی آنها نسبت به گسترش دامنه‌ی بحرانی است که این روزها دامنگیر دولت اقتدارگرا شده است. بحرانهای اقتصادی و سیاسی و نیز نارضایتی مردم ایران، از طریق بازداشت شخصیت‌های سیاسی و فعالان مدنی و مذهبی، و همچنین تهدید و ارعاب مخالفان حل و رفع نمی‌شود. تا زمانی که حقوق اساسی ملت تأمین نشود، تا هنگامی که صدای مردم شنیده نشود، و تا وقتی که به‌جای ماندن در بن‌بست قهر و سلطه، راه گفت‌وگو و مدارا گشوده نشود، برون‌رفت از بحران کنونی ممکن نیست.

امضاکنندگان این بیانیه، ضمن اعتراض به بازداشت غیرقانونی آقای دکتر علیرضا رجایی، خواهان آزادی سریع ایشان و همه‌ی زندانیان عقیدتی و سیاسی هستند. ما نگران آینده‌ی ایران و رنج‌های ایرانیان و فرزندان میهن‌ایم. ایران در خطر است و اقتدارگرایان، غافل از سرنوشت ایران و رنج‌های ملت، کنشگران سیاسی و صنفی، روزنامه‌نگاران، وکلا، نویسندگان، و اندیشمندان را زندانی می‌کنند.

18 اردیبهشت 1390

 

حمید آصفی، محمد ابراهیم‌زاده، اعظم اکبرزاده، حسن افتخار اردبیلی، هادی احتظاظی، منوچهر احتشامی، مصطفی اخلاقی، عبدالحمید الهامی، طاهر احمدزاده، سامر آقایی، محسن احمدی، حسن احمدی، حمید احراری، غلامرضا اربابی، داود اسعدی خامنه، عباس اشراقی، حسن اصغری، مهدی امینی‌زاده، حجت انصاری، مصطفی اخلاقی، مختار باطولی، ایرج باقرزاده، محمد بسته‌نگار، ابوالفضل بازرگان، عبدالعلی بازرگان، کمال‌الدین بازرگانی، ایمان براتیان، رحمت الله برهانی، وحید‌الدین بزرگی‌تبار‌ بائی، پروین بختیار نژاد، محمدحسین بنی‌اسدی، سیمین بهبهانی، صادق بهرامی،  محمد بهزادی، ناصر بهبهانی، محمد بهفروزی، ایرج باقرزاده، مختار باطولی، روح‌الله باقرآبادی، مسعود پدرام، عباس پوراظهری، حبیب‌الله پیمان، مجید پیمان، عزیز پورمحمد، عباس تاج‌الدینی، رحیم ترابی‌نژاد، مصطفی تنها، سونیا ترکمن، رضا تهرانی، درخشنده تیموریان، محمد توسلی، غلام‌عباس توسلی، مجید تولایی، هادی تفنگچی، مجید جابری، علی‌اکبر جلالی،جاهد جهانشاهی، علیرضا جباری، معصومه جزایری، حمیدرضا جلائی‌پور، مجتبی جهانی، حمید حدیثی، علی حدیثی، طه حجازی، حمید حسامی، محمدعلی حسن‌نژاد، محمد حیدری، بهزاد حق‌پناه، حسین حریری، مرتضی حمزه لوئیان، تقی خزایی ،هوشنگ خیراندیش، ابراهیم خوش‌سیرت، مهدی خدادادی، محمد خطیبی، محمدعلی دادخواه، رسول دادمهر، رسول دادفر، محمود دل‌آسایی، ابراهیم دینوی، سعید درودی، محمد دادی‌زاده، مصیب دوانی، فاطمه دوراندیش، عنایت‌الله ربانی، محمدجواد رجائیان، محمدصادق ربّانی، بهمن رضاخانی، اصغر رضایی، احد رضایی، محسن رأفتیان، محمدحسین رفیعی، رضا رئیسی طوسی، فریبرز رییس دانا، جواد رحیم‌پور، ناصر زرافشان، علی زرّین، رقیه زارع پورحیدری، محمدابراهیم زمانی، علیرضا ساریخانی، احمد ساعی، مسعود ستوده، فریدون سحابی، سمیه سرداری، علی سرداری، عبدالفتاح سلطانی، مرتضی سلطانیه، سیدمحمد سجادی، علی‌اشرف سلطانی آذر، تاجماه سلکی، تقی شامخی، علی شاملو، حسین شاه‌حسینی، ابراهیم شاکری، محمود شاددل ‌بصیر، جواد شرف‌الدین، نرگس شاهکار، ماشاء‌الله شمس‌الواعظین، پروانه شمیرانی، محمد شیخی، پوران شریعت رضوی، احسان شریعتی، سارا شریعتی، سوسن شریعتی، سیدعلی صالحی، حسن صانعی، هاشم صباغیان، احمد صدر حاج‌سیدجوادی، مهدی صرّاف، فضل‌الله صلواتی، رضا صدر، محمد صاحب‌محمدی، رضا صفری، مظفر صفری، سعید صاحب‌محمدی، حمیدرضا صمدی ، علی اشرف ضرغامی، فریدون ضرغامی، سیامک طاهری، اعظم طالقانی، طاهره طالقانی، امیر طیرانی، کیان ظهرابی، روئین عطوفت، محمود عمرانی، هما عابدی، علی علوی، رضا علیجانی، سیدجعفر عباس‌زادگان، باقر علایی، علیرضا علوی‌تبار، شهین علوی، محمد‌علی عمویی، مهدی غنی، علی‌اصغر غروی، مرتضی فلاح، ناصر فخر سلطانی، مصطفی فاضلی، غفار فرزدی، محمد حسین غفارزاده، علی غفرانی،  ارسلان فلاح، حسن فرهودی‌نیا، مصطفی فاضلی، رضا فانی، غفار فرزدی، اسماعیل فهیم، عباس قائم‌الصباحی، نظام‌الدین قهاری، عبدالحسین قمی‌زاده، علیرضا قراباغی، عبدالمجید قندی‌زاده ، رحمان کارگشا، اسدالله کارشناس، مرتضی کاظمیان، محسن کدیور، پروین کهزادی، هادی کحال‌زاده، بهناز کیانی، ناصر کمیلیان، فاطمه گوارایی، علی‌اصغر گواهی، مسعود لدنی، حمیده لامعی، داریوش لطیف‌پور، محمد محمدی اردهالی، سعید مدنی، ماشاءالله مدیحی، مرضیه مرتاضی لنگرودی، صادق مسرت، مصطفی مسکین، عباس‌علی مصلحی، فهیمه ملتی، ضیاء مصباح، احمد معصومی، احمد محمدی اردهالی، احمد منتظری، سعید منتظری، مهدیه محمدی، قدرت منصوری، فرید مرجائی، وحید میرزاده، مرتضی مقدم، حسین مدنی، هرمز ممیزی، حمید معتمدی‌مهر، محمد ملکی، نسرین ملکی، مهدی ممکن، جوادموسوی خوزستانی، قدسی میرمعز، نوشین محمدی، اسماعیل ناطقی ،محمود نکوروح، سیدحمید نوحی، علی‌اکبر نجفی، سیدمجید نوحی، حسین نوری‌زاده ،رضا نخشب، مهدی ناطقی، منوچهر نوربخش، پرویز همایونی، خلیل هراتی، احسان هوشمند، مراد همتی، ناصر هاشمی، رحیم یاوری ،محمود یگانلی، علی یحیایی، حسن یوسفی اشکوری.و ابراهیم یزدی


نقد و نظر () | ۱۳٩٠/٢/۱٩ - هرمز ممیزی |لينک به نوشته

فردوسی و مصدق

بــــــــــــنــــام خداوند جان و خرد

کــــــز ایــــن برتر اندیشه بر نگذرد

مـــــــــــــصدق سرشته زنیکی ز مهر              در این خانه در خفته آن نیک چهر

                                         “خــــــــرد دارد و فرو شرم و نژاد

                                         بـــــــود راد و پیروز و از داد شاد“

وطنــــــــخواهی او چو فردوسی است                         حــــــکیمانه ، آزاد و انسانی است

                                        “نــــــــگر تا نـــیازی به بیداد دست

                                        نــــــــــــگردانی ایـــوان آباد پست “

تـــــــــــعصب ندارد نه نفرت نه جهل               بـــــجز اینکه خواهد زنا اهل ، اهل

                                        “ بــــــه کردار بد هیچ مگشای جنگ

                                        بــــــــراندیش از دوده و نام و ننگ“

ز افـــــــــــراط و ویـــرانگری کاسته              ز دیــــــوان لاهه چو حق خواسته

                                        “تـــــرا با جـــهان آفرین است جنگ

                                        که از چه سیـــاه و سفید است رنگ“

کـــــــــه نفرت ز ضحاک و افراسیاب               ز بــــــــــیداد آنان شود باز تاب

                                        بــــــــــــنه کینه و دورباش از هوا

                                        مــــــــــــــبادا هوا بر تو فرمانروا ”

مــــــــصدق به اشرف که پتیاره بود                           چـــــو رفتار رستم به سودابه بود

                                        “ زپــــرده به گیسوی بیرون کشید

                                        ز تــخـــت بزرگیش در خون کشید“

مــــــــــصدق ستیزی ز نابخردیست                 چـــه نامم من آنرا اگر جهل نیست

                                        “ دریــغ است ایران که ویران شود

                                        کـــــــــــنام پلنگان و شیران شود “

کـــــــــــمانگیر آرش که در تیر شد                             همــــان “فاطمی“ بود و زنجیر شد

                                       “چـــــــــنان شاه بر گاه هرگز مباد

                                       نــــــه آنکس که گیرد از او نیز یاد“

غـــــــــــزالی که نوروز تحریم کرد                             بــــــه شهنامه تازید و پاشید گرد

 

                                      “زیـــــــان کسان از پی سود خویش

                                      بـــــــــجوئید و دین اندر آورد پیش“

مــــــــگر نام فردوسی از یـاد برد                              و یــــــــا ارج او را ز دلها سترد؟

                                     “بــــــــه هـر کار با هر کسی داد کن

                                      ز یــــــــــــزدان نیکی دهش یاد کن “

جـــــفا دیـــــد فردوسی از غزنوی                              مــــــصدق به زندان شد از پهلوی

                                     “کــــــسی کــو گذشت از ره مردمی

                                 زدیـــــوان شـــمر مشمر از مردمی “

که فـرزند این آب و خاک این دواند                             مــــــــــبادا که فرزند آری به بند

                                    “ســــخن چین و بی دانش و چاره گر

                                     نـــــباید کـــــــه یــــابند پیشت گذر“

مـــــصدق که بر دل حکومت نمود                               چـو فردوسی از دل حقیقت سرود

                                  “ جـــــهان یــــادگار است و ما رفتنی

                                      بــــــــــــــه گیتی نماند مگر مردمی “

کـــه اسطوره اند این دو مرد دلیر                              بـه عزت در اوج و به دشمن اسیر

                                     “ شــــــــکاریم یکسر همه پیش مرگ

                                      ســـــــــــر زیر تاج و سر زیر ترگ“

مــزار دو اسطوره در خـــانه شد                               بـــــــه تمثیل این خانه ویرانه شد

                                    “ که روزی فراز است و روزی نشیب

                                     گــــــــهی شــــاد دارد گهی با نهیب “

ولــــــیکن ســرانجام نامی شدند                                 بــــــه عزت در عالم تمامی شدند


نقد و نظر () | ۱۳٩٠/٢/۱۳ - هرمز ممیزی |لينک به نوشته

هدفمند کردن یارانه ها

                  

 

                                                      


نقد و نظر () | ۱۳٩٠/٢/۱۱ - هرمز ممیزی |لينک به نوشته

بیماریهای بد خیم سیاسی

بیماریهای بدخیم سیاسی

 

هم اینک شاهد شیوع بیماری های مهلکی در منطقه هستیم که بدلیل

 

تاخیردرشناخت و معرفی ویروس خطرناکش گریبان دیکتاتورها را

 

 گرفته ، برای عبرت بقیه حکومتگران به معرفی نشانه های آشکار

 

این مرض بدخیم میپردازیم :

 

 1 – حکومتهای مادام العمر

 

 2- حکومتهای موروثی

 

 3 – حکومتهای متمرکز


نقد و نظر () | ۱۳٩٠/٢/٢ - هرمز ممیزی |لينک به نوشته