عدم تقسیم قدرت زیربنای استبداد است و اندیشه سیاسی در ایران  

مشوق این عدم تقسیم قدرت بوده است دقیقا نقطه مقابل فرهنگ

سیاسی مغرب زمین که تقسیم طبیعی قدرت سبب پدیدار شدن 

 فئودالهای بزرگ و  مستقل و نخبگان ورزیده ای شد که همواره سهم   

بزرگی ازقدرت را در اختیار داشتند و نه تنها مغلوب و سرکوفته زمامدارخودکامه  

 نبودندکه در انتخاب شاهان نیز نقش داشته وهمواره در

قدرت سهیم بودند.

اشراف اروپائی از مقام و موقعیت خود در جامعه آگاهی کامل داشته و به

 لحاظ ایمان مذهبی با مردم عادی عمیقا بستگی داشتند. اشراف همواره

 مستقل از قدرت مرکزی بودندو امروز در شکل کارخانه داران عظیم و مدیر  شرکتهای چند ملیتی ظاهر شده اند .

 حال آنکه در ایران اصل بر نظام منحط شاهی و تعظیم پادشاهان و اطاعت

 و فرمانبری رعیت بوده و هست ،گوئی همه چیز و همه کس از آن سلطان

 است .ناصرالدینشاه در سفر به لندن به پرنس آف ولز ولیعهد انگلیس گفت "

دوک ساترلند خیلی قوی است و شما روزی مجبور خواهید شد گردنش را

بزنید " پرنس آف ولز پاسخ داد " این کار فایده ای ندارد چون امثال او در

 انگلیس خیلی زیاد هستند "  ن.ک:ایرانیان در میان انگلیسیهاص252

 این روزها سریال "قهوه تلخ" با هنرمندی مهران مدیری خصوصیات اشراف

 اروپائی را در مقایسه با رفتار اشراف ایرانی به تصویر کشیده و به زیبائی

  نشان میدهد که اشراف اروپائی ،تصمیم گیرنده در صلح و جنگ،  

و حاضر جواب و منطقی در بحث و گفتگو هستند . حال آنکه اشراف

 ایرانی کاملا بر خلاف اشرافیت نوع غربی ،ظاهر ساز ، بی مسئولیت و بسیار متملق و چاپلوسند !!