جهان بینی/ world view

 

 چکیده ای از نظرات مهندس جلال الدین آشتیانی، دکتر محمد

 

نخشب و دکتر علی شریعتی   (بخش نخست )

 

همه کس ، همه چیز ، همه جا دستخوش تغییرند

و چه نیکوست ، که عالم متغییر زادست .

هراکلیت ، نخستین فیلسوفی است که اصل تغییر و تحول را مبنا قرار داد و

جمله معروف؛در یک رودخانه دو بار نمیتوان وارد شد ؛ از او بیاد ها مانده .

شاگردان او سوفسطائیان فلسفه دیالکتیک هراکلیت را به افراط کشاندندو

حتی منکر اسم کذاری شدند و گفتند :

 وقتی همه چیز در حال تغییر است و ما هم در حال تغییر یم چگونه میتوانیم

برای اشیا، یا اشخاص نام بگذاریم. اما چون بشر نمیتوانست در حال شک و

 تردید وتزلزل دائم بسر برد و از کار و زندگی باز بماند مبارزه با افکار

سوفسطائیان ،بوسیله سقراط و افلاطون و ارسطو شکل گرفت و تدریجا

افراط در تفکر این بزرگواران هم به جزم اندیشی یا دگماتیسم کشید که تا

عصر رنسانس دنیا را فرا گرفت و بشر به این نتیجه رسید که زمین ثابت

است و ماه و خورشید و آسمان و ستارگان برای او خلق شده اند و او

سرور موجودات است .اما با آغاز عصر خرد این پندارها تدریجاارزش خود را

از دست دادوبشر به موقعیت کوچک و ناچیز خود در دستگاه خلقت پی

برد . دیگر نه زمین مرکز عالم بود ونه تمام ستارگان به گرد زمین میچرخیدند

ونه از نخست به همین شکل و قواره خلق شده بودند بلکه همه چیز همراه با

یک سیر تکاملی خود را به حال و هوا و موقعیت امروز رسانده و بعد از این

نیز ناچار یا باید با ناموس تکاملی و اصل نسبیت همراه شد ویا به نابودی تن

در داد . با این وصف برای نظریات قطعی و جزم ودگم جائی باقی نمی ماند

وپیشرفتهای علمی به تفکرات دگماتیزم اجازه نمیدادعرض اندام کنند .این مهم

نیست که اگر انسان در امری اشتباه کرد زود به اشتباه خود پی برده و پایه

زندگی خود را بر روی یک فکر صحیح قرار دهد . خبط و خطای بزرگ

اینست که شخص از روی تعصب و جمود در یک موضوع پا فشاری کرده از

پیشرفت اجتماع بسمت ترقی و تکامل جلوگیری کند .ارتجاع جز این معنا و

مفهومی ندارد که از بروز افکار نو به هر وسیله خواه تعصب افراد  خواه زور

گوئی دستگاه حاکمه جلو گیری شود و مرتجع کسی است که میخواهد در

همان حال که هست باقی بماند بدون اینکه قدمی پیشرفت نماید و گامی

بسمت تکامل بردارد . بنابراین عدم اعتنا به افکار مخالف و مبارزه با نشر

افکار نو بزرگترین عمل ارتجاعی است . متعصب و مرتجع کسی است که از

 خواندن عقائد دیگران میترسد و خشک و جامد و لا یتغیر باقی میماند . 

                                         ادامه دارد