مقالات سياسي و اجتماعي
صفحه نخست   ::   آرشيو  ::   تماس با من   
 
درس کابل

کابل تهران نیست !!

 

وزارت خارجه ایران سفیر افغانستان را احضار کرد

در پی تجمع عده ای در مقابل سفارت ایران در کابل، وزارت امور خارجه ایران سفیر افغانستان در این کشور را به وزارت امور خارجه احضار کرده است.

خبرگزاری های ایران نوشته اند که محمد علی قانع زاده، مدیر کل آسیای غربی وزارت امور خارجه یاداشت اعتراض ایران را به عبیدالله عبید، سفیر افغانستان تحویل داده و "مراتب اعتراض شدید دولت جمهوری اسلامی ایران" را نسبت به "تعرضاتی" که به سفارت ایران در کابل شده است به او ابلاغ کرده است.

اخیرا تظاهراتی در اعتراض به اقدام ایران به توقف تانکرهای مواد سوخت افغانستان در مرزهای این کشور و آنچه که "بدرفتاری" ایران با پناهجویان افغان خوانده می شد، مقابل سفارت ایران در کابل برگزار شد و تظاهرکنندگان تصاویر رهبران ایران را به آتش کشیده و رنگ و تخم مرغ به سوی تابلوی سفارت پرتاب کردند.

در پی این تظاهرات، سفیر ایران در کابل هشدار داد که در صورت عدم شناسایی و یا دستگیری این افراد، "احتمال دارد جمهوری اسلامی ایران نسبت به ترانزیت سوخت و یا در برخی مسائل تجدید نظر کند."

فدا حسین مالکی، سفیر ایران در کابل گفته است که مقام های افغان در تماس تلفنی با او اظهار "تاسف" کرده و "قول" داده اند تا "مسببین" را بازداشت کنند، اما یکی از مسئولان مرکز رسانه های حکومت به بی بی سی گفت که چنین تصمیمی در مورد تظاهر کنندگان روز پنجشنبه اتخاذ نشده است.

رفیع فردوس، مشاور مرکز رسانه های حکومت افغانستان به بی بی سی گفت که آزادی بیان و حق اعتراض در قانون اساسی این کشور تسجیل شده و حکومت قصد ندارد علیه این قانون عمل کند.

آقای فردوس گفت: "کابل تهران نیست. بر بنیاد آزادی بیان که در قانون اساسی ما تضمین شده هر کس حق دارد در هر موردی که می خواهد معترض باشد و نظر خود را ابراز کند."


نقد و نظر () | ۱۳۸٩/۱٠/٢٦ - هرمز ممیزی |لينک به نوشته

آشنائی با علم کلام

علم کلام  منبع  اصلی سیه روزی

 به باور متکلمانی نظیر آقای مصباح یزدی مسائل مربوط به اثبات خداوند و معاد و پیامبر و امامان به کمک حدیث و نه مراجعه به عقل، علم کلام نامیده میشود و این علمی است که آدمی با آن قدرت پیدا میکند عقائد دینی و اخیرا سیاسی را به کمک ارعاب و ارهاب( ایجاد ترور و وحشت )  برای دیگران اثبات کند و خلاصه کلام، علم به اموری است که آدمی با آن مقتدر میشود تا سخنش را به هر قیمتی به کرسی بنشاند ! متکلمان اضافه میکنند که علم کلام از دانشهای دیگر برتر و بالاتر است آن را علم توحید و ابو حنیفه فقه اکبر خوانده است ،غزالی میگوید علم کلام بر طریق قانون اسلام به اثبات مسائل می پردازد نه قانون عقل  ! متکلمان برای مقابله و مبارزه همواره در برابر فلاسفه موضع گرفته و فنون علم کلام موسوم به علم نحو را همسنگ با علم منطق میدانند و اضافه میکنند که با فرا گرفتن این علم دیگر نیازی به منطق نیست زیرا علم نحو در زبان عربی همان منزلت علم منطق در زبان یونانی را دارد .اما ببینیم فلاسفه چه میگویند :

فارابی در فصل 24 کتاب الحروف خود مینویسد: آن ملتی درست کردار و نیکو رفتار خواهند بود که اندیشه شان بر اساس فلسفه شکل بگیرد زیرا کسانی که با فلسفه بیگانه اند هیچگاه به حقیقت دست نمی یابند و اگر اندیشه ای که زیر بنای نظام اجتماعی یک ملت را تشکیل میدهد بر موازین محکم و معتبر عقل استوار نباشد و تنها بر محور آراء و اندیشه های  خطابی   یا   جدلی   و یا  سفسطی( علم کلام ) استقرار پیدا کرده باشد ناچار باید گفت آن جامعه قابل اعتماد نخواهد بود! و از پیدایش آراء و اندیشه های کاذب و فریبنده در آن جامعه نمی توان جلوگیری کرد! زیرا دشمنان فلسفه یعنی ( متکلمان )  پیوسته جامعه را بسوی مسائل جدلی و سفسطی و خطابی و احساسی و نه عقلی سوق میدهند .غزالی و فخر الدین رازی کوشیدند تا برای رهائی از این تنگنای اندیشه به منطق نیز بها ء  بدهند ولی کتاب تهافت الفلاسفه غزالی با گسترش اندیشه اشعری چنان ضربه ای کاری و مخرب  بر خرد جمعی مسلمانان فرود آورد که هنوز نتوانسته ایم در وادی خرد  کمر راست کنیم ! علامه حلی ضمن مستثنی کردن گروهی اندک از فقهای ماوراء النهر میگوید" اکثریت مابقی از مکتب اشاعره پیروی میکنند." میدانیم اشاعره بیش از آنکه از علم و حکمت خداوند سخن بگویند بر قدرت بی پایان او تکیه میکنند و برای خوش آمد خداوندان خاکی! نیز آماده اند تا هر جا که مصلحت دیدند حکمت را به پای قدرت قربانی کنند ! آیا امروز و در کشور خودمان با همین پدیده روبرو نیستیم ؟ و آیا در جهان دانائی محور امروز تکیه برفلسفه و حکمت بسیار معنادارتر و موثرتر و گیراتر از ایجاد وحشت از قدرت نیست ؟                     


نقد و نظر () | ۱۳۸٩/۱٠/۱۸ - هرمز ممیزی |لينک به نوشته

فرد باوری

فرد باوری/individualism

 

اتومیزم اجتماعی و پیروان نظریه قرارداد اجتماعی از آنجمله

 

اند.فردباوری عنوانی است برای دفاع از حقوق و آزادیهای

 

اساسی فرد و نظریه ای اخلاقی که سعادت فرد را غایت

 

عمل اجتماعی میشمارد و بر حق مالکیت بعنوان شرط لازم

 

آزادی تاکید میکند.در عصر مدرن همراه با نهضت اصلاح

 

دینی در اروپا شکل گرفت و همین نهضت بود که آزادی فرد را در رهائی از سلسله مراتب کلیسا فراهم آورد.                                              

 

 

به نوشته داریوش آشوری "فردباوری نظریه سیاسی و اخلاقی

 

است که کامروائی فرد را غایت عمل اجتماعی و زندگی میشمارد

 

و پایه آن بر این فرض است که سود جوئی فرد به خودی خود به

 

سود کلی جامعه می انجامد . در نتیجه ، این نظریه بر حق مالکیت

 

، همچون شرط لازم آزادی، تکیه میکند و نظارت دولت را هنگامی

 

 لازم میشمارد که مقصود از آن فراهم کردن آزادی عمل برای فرد

 

باشد . بر طبق این نظریه ، فرد به خودی خود غایتی است که به

 

رغم فشار جامعه برای همسان کردن افراد ، باید مستقل و آزاد

 

 باشد .در قرن بیستم فرد باوری را بیشتر در برابر جامعه باوری

 

(سوسیالیزم=مالکیت یا نظارت جامعه بر وسائل تولید ) نهاده و آنرا

 

عنوانی برای دفاع از حقوق و آزادیهای اساسی فرد ساخته اند."   

 

دنگ شیائوپینگ در سال1978م نخستین گامهای خطیر در جهت

 

آزادسازی اقتصادی را در کشور چین برداشت که در نتیجه آن

 

اقتصاد چین طی بیست سال از اقتصادی بسته و راکد به یک

 

اقتصاد آزاد با نرخ رشد پایدار و بی سابقه در تاریخ بشریت دگرگون

 

شد .یک سال بعد بانو مارگارت تاچر با بیان این تدبیر توام با تصمیم

 

که"چیزی به عنوان جامعه وجود ندارد ،بلکه فقط مردان و زنان

 

منفردند و خانواده آنها ." توانست به رکود تورمی فلاکت بار

 

انگلستان پایان دهد .تاریخ شوروی نیز نشان میدهد از زمانی که

 

 کمونیسم از بین رفته مردم روسیه خلاقیت بیشتری پیدا کرده و در

 

زمینه هنر، ادبیات و نرم افزار همگام با جهانیان به پیش میروند. از

 

 آنجا که مهمترین ستون توسعه اقتصادی ،سیاسی و اجتماعی،

 

نظام باورها و جهان بینی فرد است باید بپذیریم که لازمه موفقیت

 

در مسائل سیاسی و اقتصادی منقبض شده فعلی ایران داشتن

 

آگاهی و شجاعت سیاسی برای ابراز و اجرای آن است.

 

 

فرد باوری /-  2

 

فردباوری، به عنوان رهیافت و دیدگاهی که در پیدایش مدرنیته سهم بسزایی داشته مطرح است. بدین

 

منظور، نخست از زمینه های ظهور فردگرایی بحث می شود، آن گاه معلوم می کنیم که منظور از فردگرایی

 

که مدرنیته بر اساس آن شکل گرفته کدام است؟ شخصا بر این باورم که تمدن اسلامی با حدیث ارزشمند

 

"کلکم راع و کلکم مسئول عن رعیته "پیامبر گرامی اسلام شکل گرفت .رشد و شکوفائی هر جامعه ای با

 

مسئولیت پذیری تک تک افراد شکل میگیرد . مسئولیت ویژه رهبران جامعه و یا روشنفکران نیست ، همه

 

مسئولیت رهبری همگان را دارند منتها هر کس از زاویه دانش و یا مهارتی که دارد  ! وقتی سخن از

 

سازندگان تمدن در میان است تا خود آگاه بیاد ابن سینا و ابن رشد و فارابی و حکیم فردوسی میافتیم .

 

در جامعه ی قرون وسطی، که جامعه ای ثابت و دارای طبقات فرهنگی – اجتماعی مشخص بود، کسی

 

نمی توانست مستقل از گروه یا طبقه ی خود عمل نماید و نهایتاً هر کس خود را عضوی از یک گروه یا یک

 

طبقه می دانست که جایگاه و حرفه ای خاص خود داشت. هیچ کس در وهله ی اول خودش نبود، بلکه خود

 

بودن او در گروه پایگاه طبقاتی محسوب می شد. به تعبیر دیگر، عضویت او در امت به او هویت می بخشید،

 

نه این که او هویتی مستقل از آن داشته باشد.

 

فرد باوری جدید با متلاشی شدن جامعه ی فرهنگی قرون وسطی پدید آمد و به تدریج اروپای غربی را فرا

گرفت . یکی از علل اصلی این تحول ظهور طبقه ی میانه ی بازرگانان و تجاری بود که جامعه ی قرون

وسطایی را برای تحقق آرمان های اقتصادی خود نامناسب می دید. اینان همان سرمایه داران اولیه ای

هستند که برای نخستین بار، تولید ثروت و پول را همچون تولید فرزند و خانواده مهم دانستند و بحث بیت

المال عمومی را که در قرون وسطی مطرح بود، به مرور به مالکیت شخصی تسری دادند.

این سرمایه داری طبقه ی جدید نهایتاً در قرون هفده و هیجده، به انقلاب صنعتی منجر شد که به نوبه ی

خود، به تحول شدید در نوع نگرش مردم به عالم و محیط، پیدایش مشاغل گوناگون، دگرگونی سبک زندگی

مردم و از همه مهمتر، تخصص گرایی انجامید.

دانش عمومی مردم این دوره معمولاً یکسان بود و به طور کلی، در بین آنان فرهنگ روایی جریان داشت و

دانش های تخصصی اندک بود. اختراع چاپ از این حیث موجب رواج کتاب و فرهنگ کتابخوانی، و در نتیجه

بسط عوالم متعدد و تجربه های شخصی بود. ظهور داستان نویسی و نمایشنامه نویسی و دسترسی

مردم به متن از این زاویه بسیار موثر بوده است.

عامل تاریخی دیگری که در ظهور فردباوری دوران جدید موثر واقع شد رنسانس ایتالیایی بود. بورکهارت(۶)

در این باره می نویسد:

آلبرتی نقاش، هنرمند و معمار بزرگی بوده، اما شهرت وی بیشتر به واسطه ی آثار ادبی او، از جمله به

خاطر نظراتش درباره ی هنر و نیز چهار جلد کتابی بوده است که درباره ی زندگی در فلورانس نگاشته و آن

را درباره ی خانواده نام نهاده است. او همچنین داستان کوتاه، نمایشنامه و آثار دیگری به زبان های لاتینی

 و ایتالیایی نوشته است. آلبرتی همه چیز می خوانده و بدین معنی در همه ی زمینه ها، از حقوق و

ریاضیات و فیزیک گرفته تا مهارت هایی همچون سوارکاری و انواع ورزش علامگی می کرده است.

نظیر این شخصیت بارز در لئوناردو داوینچی (۱۴۲۵-۱۵۱۹ م) و میکل آنجلو بونارورتی (۱۴۷۵-۱۵۶۴ م) نیز

یافت می شود. هنرمندانی همچون لئوناردو و میکل آنژ از دو جهت به رشد اندیشه ی فرد محوری یاری می

رساندند: نخست از این حیث که در شخصیت و علایق آنان نوعی جامعیت و علامگی وجود داشت و دوم از

این حیث که آنان برای هنرمندان پایگاه اجتماعی جدیدی تحصیل کردند. پیش از ایشان، هر هنرمندی در یک

گروه کار می کرد و به این معنی، نام فرد هنرمند مطرح نبود بلکه گروه بود که اهمیت داشت. آنچه مهم بود

اثر هنری بود و نه فردیت هنرمند.همچنانکه زیباترین قالیهای دستباف ایرانی نه با نام بافنده هنرمندش که

به نام شهری که در آنجا بافته شده شهرت مییابد تنها از قرن پانزدهم و با ظهور هنرمندانی از این دست

بود که رفته رفته هنرمند به مثابه فردی تجلی می یابد که علم و تجربه هایی ویژه خود دارد  !!!!!!!!!!!!!!!


نقد و نظر () | ۱۳۸٩/۱٠/۱۱ - هرمز ممیزی |لينک به نوشته

عواقب و آثار استبداد (4)

 

الف – تنبلی / تنبلی چیزی نیست جز دلسردی که آنهم معلول فقدان آزادی و استقلال

 

فرد است برای پیگیری اهداف خویش . فرار از مسئولیت و خود را در پشت و پناه قدرت

 

مافوق و سرکوبگر پنهان کردن یکی از آثار نظامهای استبدادی است که شکستهای

 

بسیاری را فراهم آورده زیرا آزادی و استقلال فرد و قدرت آحاد ملت در عمل بکار گرفته

 

نشده و به بیراهه رفته است .

 

ب – گوشه گیری / گوشه گیری و ترک دنیا و کتمان نیازها یکی دیگر از راههای حفظ

 

آزادی فردی از دست تطاول خودکامگان است که اغلب باعث دلسردی و عدم علاقه به

 

کار و کوشش و سقوط در ورطه اعتیاد میشود.

 

ج – ضعف نظامهای دیکتاتوری از آنجاست که ملت در برابر تفاخر حاکم بر رعیت آنچنان

 

فاصله خود را با دیکتاتور زیاد میبیند که بکلی تسلیم اوامر اوست و تشدید ظواهر قدرت به

 

چیزی جز انباشت سرکوفتگی و عقده ها و حسرتها نمی انجامد . ملت در برابر دیکتاتور

 

هیچ گاه احساس پیروزی نمیکند زیرا روابط فیمابین همواره رابطه غالب و مغلوب و حاکم و

 

محکوم را تداعی میکند و افسردگی ملتی محکوم، نهایتا عجز حاکمین را به دنبال میاورد !   

 

د – ظرفیت انفجاری که از عدم آزادی و عدم استقلال بطور بالقوه در شخصیت انسان

 

شکل  میگیرد !متاسفانه ظرفیت انفجاری که سابقا دور از مرزهای ایران فعال بود امروزه

 

از مرزهای ایران گذشته و ترور و انتقام کور هم اینک درون  کشورمان ظاهر شده ،ابتدا در

 

سیستان و بلوچستان سپس خوزستان، آنگاه کردستان و اینک نوبت تهران است.

 

عادی شدن ترور به معنای رقم خوردن سرنوشتی همچون عراق و افغانستان و پاکستان

 

برای میهن عزیزمان ایران است ، نگذاریم عمل وحشیانه ترور عادی شود !

 

نظام مستبد و متمرکز ،استعدادهائی را که قابلیت ایجاد تغییر و تحول لازم در جامعه را

 

دارند از مسئولیت خلع میکند و همه کارها را در دست خود قبضه کرده و از مردم سلب

 

مسئولیت میکند و مردم هم فشار مادی و معنوی را به شکل تخریبی دفع کرده قدرت

 

ستیز میشوند !!  هر چند ریاست محترم قوه قضائیه به مفاد پستهای24دی88 و 25تیر89           

اینجانب تفقدی ننمودند اما وظیفه خود میدانم با طرح درخواست یک درجه تخفیف برای

 

دانشجو  حبیب الله لطیفی از مجازات اعدام نامبرده جلوگیری نمایند .


نقد و نظر () | ۱۳۸٩/۱٠/٤ - هرمز ممیزی |لينک به نوشته