مقالات سياسي و اجتماعي
صفحه نخست   ::   آرشيو  ::   تماس با من   
 
آشنائی با واژه گفتگو

Dialogue  /   گفتگو / بحث / مذاکره /

 

DIALOGUE AMONG CIVILIZATIONS / گفتگوی تمدنها

 

گفتگو یعنی درک سخن دیگری بجای حمله و تهاجم به او

 

لازمه گفتگو پذیرش دیگری است و تا زمانیکه شناخت

 

درست از دیگری نداشته باشیم روابط نا سالم و خطرناک

 

جای گفتگو را میگیرد اما باید بپذیریم که تمامی حقیقت

 

نزد ما نیست زیرا هر کس از نگاه خویش به دنیا مینگرد.

 

خشونت طلب میکوشد تا هر مخالفی را با زور از صحنه

 

خارج کند و حاصل کار چیزی جز بروز پدیده نفرت انگیز و

 

هراس آور ترور از یکسو و جنگ و ویرانی و اشغال و تحمیل

 

از سوی دیگر نخواهد بود .

 

" چون جنگها در اندیشه آغاز میشوند، سنگرهای دفاع از

 

صلح را در اندیشه ها باید ساخت ."

 

                                   خاتمی – اجلاس یونسکو


نقد و نظر () | ۱۳۸٩/۱/۳٠ - هرمز ممیزی |لينک به نوشته

یارانه

سوبسید /  یارانه /  subsidy

 

یارانه ، ابزاری است در دست دولت های ماهر برای اعمال سیاست های تشویقی ، همانگونه که یکی از کارکردهای مالیات نیز اعمال سیاست ها بازدارنده است. به عنوان مثال حکومت ایالات متحده سال ها است که برای در دست داشتن بازار محصولاتی نظیر گندم ، شکر، ذرت و..... سوبسید های کلانی را به کشاورزان این کشور می پردازد با این سیاست کشاورز امریکایی با خیال راحت اقدام به کاشت گندم می کند و آن را با بهایی که دولت می گوید می فروشد. بدیهی است که سود او توسط دولت تضمین و  پرداخت می شود. این پول از محل مالیات هایی می آید که دولت از صاحبان مشاغل دیگر اخذ می کند.

سال ها قبل ، کارشناسان تغذیه تشخیص دادند که عادات غذایی مردم ایران و مواد غذایی که استفاده می کنند برای سلامتی آنها به ویژه کودکان کافی نیست  و ممکن است عوارض خطرناکی از جمله پوکی استخوان را در سنین بزرگسالی برای آنها به همراه داشته باشد. بر این اساس به دولت وقت پیشنهاد دادند تا مردم را به نوشیدن شیر بیشتر ترغیب کند. یکی از  طرح های  ارائه شده در آن زمان عرضه  شیر رایگان در مدارس برای اجبار کودکان به نوشیدن شیر بود.  بر اساس محاسبات انجام شده توسط کارشناسان، در آن زمان اگر دولت از پرداخت آن هزینه  برای این شیر شانه خالی می کرد در سال های آینده مجبور میشد چندین برابر آن مبالغ برای خرید دارو و انجام هزینه های درمان و افت بهره وری جامعه بپردازد.

البته در سال های بعد از انقلاب بازهم کارشناسانی پیدا شدند که تصمیم سازان را به عرضه شیر ارزان(نه رایگان) ترغیب کنند. البته سخنان آنها سال ها خریداری نداشت ولی با گذشت زمان و  شیوع بیماری پوکی استخوان بین خانم ها حقانیت نظر کارشناسان به اثبات رسید.  به این ترتیب دولت با اکراه شیر را به قیمت روز از گاو دارها خریداری می کرد و با قیمتی پایین تر در اختیار مردم قرار می داد . اکنون چند سالی است که توزیع این شیرها بسیار محدود شده است احتمالا نسل بعدی هم باید پوکی استخوان بگیرد تا حکومت متوجه شود پرداخت یارانه برای شیر جای دوری نمی رود. 

اما پرداخت یارانه توسط دولت باید هدفمند باشد یعنی فکری پشت آن باشد تا به دلیلی مردم را به کار و کوشش بیشتر  و یا مصرف کالائی خاص ترغیب کنند خواه این هدف یک امر استراتژیک باشد همچون کشاوری در امریکا یا مصلحت جامعه، مانند مصرف شیر در ایران .


نقد و نظر () | ۱۳۸٩/۱/٢۸ - هرمز ممیزی |لينک به نوشته

آمریکا شناسی (10)

آمریکا شناسی (10)

 نخستین تماس بین ایران و آمریکا

بر طبق اسناد، جاستین پرکینز اولین آمریکایی است که در تاریخ به ایران پای گذارد.

ایران و امریکا و ظرفیتهای دیپلماسی

 

 

روابط سیاسی ایران و آمریکا با دولت امیر کبیر آغاز شد ، امیرمایل بود که روابط خارجی ایران را از انحصار روس و انگلیس خارج کند و با دیگر کشورهای مغرب زمین توسعه دهد . پس ابتکار سیاسی را با ارسال پیامی به میرزا محمد خان که وزیر مختار ایران در استانبول بود ، آغاز کرد و به او دستور داد تا با نماینده سیاسی آمریکا در زمینه بستن قراردادی بین دو دولت گفتگو نماید " جرج مارش " وزیر مختار آمریکا در استانبول از این فکر استقبال کرد و پس از پانزده ماه مذاکره قراردادی به نام " عهدنامه دوستی و کشتیرانی"با مفاد زیر در استانبول تهیه و به امضای دو وزیر مختار رسید و یک نسخه آن در تاریخ 28 ژوئن 1850 م به امضای رئیس جمهور آمریکا نیز رسید اما یکماه بعد که متاسفانه امیر معزول شد کارول اسپنس وزیر مختار آمریکا مینویسد "انگلیس نفوذ خود را در تهران بکار برد و دولت ایران عهدنامه را تصویب و مبادله ننمود ."

 

.مفاد عهد نامه فوق بشرح زیر است :

 

ماده 1/ دوستی پایدار دو دولت و دو ملت را اعلام میدارد.

ماده 2/اصل آزادی بازرگانی تبعه دو کشور را برسمیت میشناسد.

ماده 3/ حقوق گمرکی کالای صادر و وارد را بر طبق قانون دولت"کامله الوداد"مقرر میدارد .

ماده 4/ آزادی تردد کشتیهای بازرگانی با پرچم خودشان و به بنادر هر دو کشور.

ماده 5/تعیین سه کنسول آمریکا در تهران ،بوشهر و تبریز و متقابلا سه کنسول ایران در واشنگتن،بوستون و نیو اورلئان .

ماده 6/ دعاوی بین تبعه دو کشور بر طبق قانون هر کشور با حضور کنسول و یا نماینده او .

ماده 7/هرگاه بین هرکدام از دو کشور با دولت ثالثی جنگ برخیزد ، حالت جنگ در دوستی و صمیمیت ایران و آمریکا تاثیری نخواهد داشت .

ماده 8/ این عهدنامه در ظرف یکسال یا کمتر از طرف دو دولت تصویب و به وسیله نمایندگان آنها در استانبول مبادله گردد .

دیری نگذشت که روابط ایران و انگلیس به تیرگی گرائید و بعد جنگ برخاست . دولت میرزا آقا خان نوری بنابر سنت سیاست روزمره خود در زمان خطر به چاره جوئی افتاد و به دولت امریکا روی آورد و پس از آغاز مجدد مذاکرات در استانبول ، شعور سیاسی زمامداران ایران را درموادی از طرح پیشنهادی زیر میخوانیم :

ماده سیزدهم میگوید : دولت آمریکا تعهد میکند در مدت دوسال از تاریخ انعقاد قرارداد ، امام مسقط را تنبیه نماید و جزایر خلیج فارس از جمله بحرین را از تسلط دیگران بیرون آورد و به دولت ایران باز گرداند ...

ماده چهاردهم مبنی بر اینست که "کشتی های تجاری ایران حق دارند که بیرق آمریکا را بر فراز خود نصب کنند و بحریه آمریکا از کشتیهای ایرانی حمایت نمایند که در دریا تجاوزی به آنها نگردد."

ماده پانزدهم میگوید : از آنجا که دولت ایران کشتی جنگی ندارد و دولت آمریکا سود کلانی از برقراری تجارت با ایران خواهد برد ، بحریه آمریکا دریاهای ایران را از نقشه های سوء دشمنان ایران حفاظت میکند.

بطوریکه ملاحظه میشود به موجب این قرارداد دولت آمریکا که تا آن تاریخ هنوز رابطه دیپلماتیک با ایران نداشت موظف میشد با قدرت نظامی خود شیخ عرب مسقط را سرکوب کند ، با دولت انگلیس جنگ آغازد و نیروهای آن دولت را از بحرین بیرون کند و نیروی دریائی کاملی همواره در خلیج فارس نگاه دارد تا احدی جرات تجاوز به حقوق ایران ننماید .

در پاسخ به این پیشنهاد وزارت خارجه آمریکا صراحتا نوشت : پذیرفتن شرایط پیشنهادی ایران ناممکن است .


نقد و نظر () | ۱۳۸٩/۱/٢۱ - هرمز ممیزی |لينک به نوشته

بیماری هلندی

بیماری هلندی / Dutch disease

 

از آنجا که پرداخت نقدی یارانه ها بر مشکلات اقتصادی مردم میافزاید ،

نگارنده وظیفه خود میداند با بررسی و تشخیص یکی از مهمترین بیماریهای اقتصاد ایران به تجویز داروی موثر برای رفع آن اقدام نمائیم.

میدانیم افزایش اشتغال در بخش معادن به ویژه نفت و گاز آن قدر کافی نیست که بتواند کارگران بخش کشاورزی را به خود جذب کند ولی با رونق این بخش همواره سایر بخشهای اقتصادی دچار رکود شده و موجبات تعطیل مزارع کشاورزی و کارخانجات تولیدی فراهم میشود یعنی بهره مندی از وفور منابع طبیعی همانگونه که میتواند موجبات توسعه اقتصادی را فراهم آورد بعضی مواقع دامی است برای سیر قهقرائی  اقتصاد و با وجودیکه این بیماری از دهه 1950 م و بدنبال کشف ذخائر گاز طبیعی در دریای شمال شناخته و " بیماری هلندی " نام گذاری شد که البته بهره برداری از ذخائر گاز ابتدا به تراز بازرگانی هلند بهبود بخشید اما از جانب دیگر با افزایش بیکاری به افت کشاورزی و صنایع داخلی منجر شد . بعد از هلند کشورهای مکزیک ، نیجریه و ایران امروز نیز دچار این بیماری شده اند اما جالب است بدانیم که دولت اندونزی با سرمایه گذاری در آمد نفتی در تاسیسات آبیاری و تحقیقات کشاورزی و اعطای یارانه هدفمندبرای کود به تقویت کشاورزی کمک کرد و با خود کفائی در تولید برنج و انتقال گونه های مقاوم در برابر خشکسالی و گونه های زود رس که به دو بار کشت و افزایش تولید در هر سال منجر شد  هم مانع بروز تورم و بیکاری گردید و هم بر سایر عوارض بیماری هلندی غلبه کرد . این موضوع نشان میدهد که بهره مندی کلان از مواهب طبیعی الزاما پشتوانه کاملی برای توسعه اقتصادی نیست و حتی ممکن است تبدیل به یک مانع مزاحم نیز بشود که فقط با اعمال سیاستهای مناسب میتوان در این دام نیفتاد !

 

                                                           


نقد و نظر () | ۱۳۸٩/۱/۱٧ - هرمز ممیزی |لينک به نوشته

آمریکا شناسی 9

آمریکا شناسی (9)

 

قانون اساسی و تشکیل احزاب

 

زمانی که خیزش آمریکائیان آغاز شد سیزده کوچ نشین جدای از یکدیگر بودند که زیر نظر فرمانروایان انگلیسی اداره میشد ، اکنون که پس از شش سال و نیم جنگهای انقلاب پایان یافته بود نه پول کاغذی،نه نیروی یکپارچه نظامی و نه مقررات بازرگانی یکپارچه و نه هماهنگی بین شهروندان اتحادیه استوار نبود ، فرمانروایان انگلیسی را یا مردم بیرون کردند یا خود آنها از بیم جان گریختند بنابر این در روز هفدهم ماه سپتامبر سال 1787پس از چهار ماه گفتگو در انجمن فیلادلفیا سی ونه نفر از 55نماینده حاضر که جرج واشنگتن و بنجامین فرانکلین در میان آنها بودند طرح قانون اساسی کشورهای متحده آمریکا را تصویب نمودند . شهر نیویورک موقتا پایتخت کشورهای متحده آمریکا شد . جرج واشنگتن را به ریاست جمهوری و جان آدامز را به جانشینی وی برگزیدند.

از سال 1793 تا 1795در دور دوم ریاست جمهوری جرج واشنگتن همان گونه که در قانون اساسی پیش بینی شده بود رفته رفته اندیشه های گوناگون همگانی در آمریکا خودنمائی کرد . این اختلاف دیدگاهها گاهی از درون دولت سرچشمه گرفته به بیرون درز میکرد و گاه از بیرون آغاز میشد و به درون دولت رخنه مینمود. بین "الکساندرهامیلتون" و "توماس جفرسون"که هر دو از پایه های دولت بودند بیشتر کار گفتگو به کشمکش و جدال میرسید ، دیری نپائید که این جدائی اندیشه در سیمای دو حزب سیاسی رخ نمایاند .

هواخواهان سیاست جرج واشنگتن که بیشتر از بازرگانان،سرمایه داران و زمین داران بودند به رهبری " هامیلتون "خود را فدرالیست  نامیدند اما خرده مالکین و کشاورزان که شدیدا تحت تاثیر انقلاب کبیر فرانسه بودند و منشور حقوق بشر را سبب نیک بختی مردم میدانستند دور "جفرسون" گرد آمدند . در آغار به نام " آنتی فدرالیست" و سپس خود را " جمهوری طلب" نام نهادند. حزب جمهوری طلب جفرسون را نباید با حزب جمهوریخواه کنونی اشتباه گرفت . حزب دموکرات کنونی از شالوده حزب "جمهوری طلب" جفرسون و حزب جمهوری خواه کنونی از حزب "فدرالیست"هامیلتون است که با دو حزب کوچک دیگر ائتلاف نمودند .هامیلتون دلبستگی فراوانی به کارائی و نظم و ترتیب در سازمانهای دولتی داشت و بنیانگذاری"بانک ایالات متحده آمریکا"و برنامه ریزی برای ضرابخانه فدرال از یادگارهای اوست که استعداد کاری و اجرائی او را نشان میدهد حال آنکه روش جفرسون عمقی و فلسفی بود او به توانائی دولت مرکزی به ویژه در زمینه روابط خارجی اعتقاد داشت ، اما مایل نبود دولت مرکزی در دیگر زمینه ها آن اندازه نیرومند باشد که به آزادی مردم زیانی وارد آید .


نقد و نظر () | ۱۳۸٩/۱/۱٤ - هرمز ممیزی |لينک به نوشته

تحریم کالاهای چینی به روایت عمو اروند

تکلیف ما و کالاهای چینی

کالاهای بنجل چینی بازار کشور ما را فتح کرده است. می‌گویند «هرجا که می‌روی این کالاهای بنجول به چشمت می‌خورد و خریداران نیز شوربختانه بسیارند.» کار به جایی کشیده است که حتا سنگ قبر را هم از چین وارد می‌کنند. بدبخت سنگ‌تراشان! کمونیست‌های چینی هم تاجر شده‌اند و هم مرده‌خور و نان سنگ تراشان را ربوده‌اند. صنعت کفش و نساجی ایران تاب مقاومت در برابر کالاهای مشابه چینی را از دست داده است. سیاست اقتصادی خانه برانداز دولت کودنا، مبنی بر پائین نگهداشتن مصنوعی ارزش دلار، سرمایه‌داران داخلی را در مقابل کالاهای واراداتی چینی، خلع سلاح کرده است. هرمز ممیزی در وبلاگ خود (اینجا) با اشاره به آمار و ارقام مندرج در روزنامه‌های خودی نوشته است: چین رسما حدود ده درصد بازار کالاهای وارداتی ایران، معادل شش میلیارد دلار، را در اختیار دارد. ولی علاوه بر این مقدار کالا که از مبادی رسمی گمرکی وارد کشور می‌شود، حجم نامشخصی کالای چینی هم از راه قاچاق به ایران راه می‌یابد، آن هم در عرصه‌هایی که برای اقتصاد کشور و به‌ویژه اشتغال، اهمیت حیاتی دارد. این آشفته بازار، بیکاری بسیاری از هم‌میهنان ما را فراهم کرده است. از آنجا که بجریان انداختن چرخ کارنجات صنعتی نوپای چینی نیازمند نفت ارزان قیمت است و فروش محصولات کلان آن‌ها جوبای بازاری وسیع و خوشبختانه یا شوربختانه، ایران ما از هر دوی این امکانات بهره‌ور است، دولت نامردمی حاکم بر سرزمین ما، در ازای گذاشتن این امکانات در اختیار سرمایه‌داران کمونیست چینی، حمایت مادی و معنوی دولت آنها در مجامع بین‌المللی می‌خرد تا بتواند آن ‌سان که می‌خواهد بر مردم ستمدیده‌ی ما حکم راند، نه به آن شکلی که ما خواهان آن هستیم. مشکل اساسی به باور من، بی‌توجهی مصرف کننده‌گان ناآگاه وطنی است. من تخصصی در اقتصاد ندارم ولی می‌دانم که مهاتما گاندی و دکتر مصدق بزرگ در دوره‌ی مبارزات ضد انگلیسی خودشان، به حمایت از صنایع نوپای نساجی وطنی برخاستند. گاندی شیوه‌ی دوک ریسی را به هندیان توصیه کرد و خود بهنگام فراغت یا روزگارانی که در زندان بود، با همان دوک‌های قدیمی، پارچه می‌بافت. دکتر مصدق، کت و شلوار دوخته شده از پارچه‌های بافت داخل به تن کرد. بسیاری از مردم شیوه‌ی مصدق را برگزیدند و از پوشیدن کت‌وشلوار دوخته شده از پارچه‌های انگلیسی خودداری کردند. آن نوع پارچه بعدها به "پارچه‌ی مصدقی" مشهور شد و کار کارخانجات نساجی کازرونی بالا گرفت. ما بسیارانیم. اگر نمی‌توانیم جلوی ورود زره‌ پوش‌های چینی را که برای سرکوب ما خریداری می‌شود بگیریم اما می‌توانیم کالای چینی را نخریم، نمی‌توانیم؟ دوستان قلم به دست! بیایید در یک بازی وبلاگی از مردممان بخواهیم خرید کالاهای چینی را تحریم کنند.


نقد و نظر () | ۱۳۸٩/۱/٩ - هرمز ممیزی |لينک به نوشته

امزیکا شناسی (8)

آمریکا شناسی (8)

 

بیانیه استقلال

 

بیانیه استقلال توسط بنجامین فرانکلین ، یکی از آزادیخواهان، جان آدامز ( دومین رئیس جمهور) و توماس جفرسون ( سومین رئیس جمهور) آمریکا

نوشته شده است و به سه موضوع بعنوان پایه حکومتها تاکید شده است:

1 -  نخست آنکه همه مردم ، برابر آفریده شده اند و خدای بزرگ برای آنها حقوقی روا داشته که نیازمند هستی بشر است و جدائی پذیر نیست ، مانند حق زندگی، حق آزادی و حق دستیابی به نیک بختی و خوشی .

2 – برای نگهداری و برآوردن این حقوق ، دولتها که قدرت و اختیار آنها از رضای مردم سرچشمه می گیرد ، بنیانگذاری میشود.

3 – هرگاه یک حکومت برخلاف این اصول رفتار کند و وجودش نادیده گرفتن هدفهای بالا ارزیابی گردد، مردم حق دارند که آن نوع حکومت را یا دگرگون سازند و یا سرنگون ، و حکومت نوئی بنیان نهند که بنابر ارزیابی خودشان برای تامین حقوق و نیک بختی مردم ، مناسب تر باشد.


نقد و نظر () | ۱۳۸٩/۱/٧ - هرمز ممیزی |لينک به نوشته