مقالات سياسي و اجتماعي
صفحه نخست   ::   آرشيو  ::   تماس با من   
 
سی سال قبل

بنام خدا

 

جناب آقای هاشمی رفسنجانی

ریاست محترم مجلس خبرگان رهبری

 

سی سال قبل، انقلاب کردیم زیرا نمیخواستیم چیرگی انسان بر طبیعت سرانجام به چیرگی انسان بر انسان بیانجامد. علوم گوناگون را با آغوش باز پذیرفتیم اما از تسری آن به علوم سیاسی آنگونه که ماکیاول توصیه میکرد اجتناب کردیم و با وجودیکه میدیدیم و هنوز شاهدیم که در جامعه واقعی بخشی از مردم بر دیگران چیرگی دارند احساس شرم و خجلت و نفرت داشته و همواره میکوشیم اینگونه اندیشه های شوم را با دلیل و برهان ساکت کنیم. کسب قدرت سیاسی وشیوه نگهداری و ضرورت باز پس گیری آن، نکته ایست که اگر با هوشمندی قانونمند نشود باز هم جوانان میهن را با مخاطرات بیشتری روبرو خواهد ساخت زیرا همواره کسانی پیدا میشوند تا خشن ترین و ظالمانه ترین رفتارهای حکومت را ستایش کرده و به گردن خداوند جبار و قهار و نه آفریدگار رحمان و رحیم بیاندازند .

در گاه نوشت آقای محمد نوری زاد سمفونی ایکاش ها(1) یش را که بسیار صمیمانه نگاشته خواندم و به خود گفتم اگر ایکاش های ایشان قابل برگشت نیست ، چیزی بنویسم تا اگر قدرتمندانمان خواندند و خواستند، اجرائی و شدنی و قانونی باشد بنابر این پیشنهادات پنجگانه آقای رفسنجانی و قانون اساسی را ملاک نگارش این مقاله قرار میدهم :

الف – بموجب اصل سی و دوم قانون اساسی هیچکس را نمیتوان دستگیر کرد مگر به حکم و ترتیبی که قانون معین میکند ، موضوع اتهام باید با ذکر دلائل بلافاصله کتبا به متهم ابلاغ و تفهیم شود و حد اکثر ظرف بیست و چهار ساعت پرونده مقدماتی به مراجع صالحه قضائی ارسال و مقدمات محاکمه ، در اسرع وقت فراهم گردد . متخلف از این اصل قانونی مجازات میشود . به موجب این اصل قانون اساسی هم آزاد سازی زندانیان سیاسی مقدور است و هم دستگیری قاتلین مردم معترض .

ب – باز دید از خانواده شهدا ، مجروحین و ابراز همدردی و دلجوئی هیچ منع قانونی ندارد و حتی بنده ناتوان آمادگی دارم در معیت آقای هاشمی رفسنجانی در این اقدام خداپسندانه سهیم باشم.

ج – در اصل 175 قانون اساسی میخوانیم "در صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران ، آزادی بیان و نشرافکار با رعایت موازین اسلامی و مصالح کشور باید تامین گردد. نصب و عزل رئیس سازمان صدا و سیما ی جمهوری اسلامی با مقام رهبری است .

د – اما در آخرین بند از پیشنهادات آقای رفسنجانی میخوانیم : ما تجربه سی سال اداره کشور را نداریم؟مراجع ما که همیشه پشتیبان و حقیقتا بدون توقع در حوزه های علمیه در خدمت بودند ، چرا باید بعضی از آنها برنجند ؟ باید آنها را کنار خودمان حفظ کنیم . باید به آنها متکی باشیم .

اینجا روی سخنم با شخص آقای رفسنجانی است . آیا دلسوز تر و رنجدیده تر از آیت الله حسینعلی منتظری سراغ دارید ؟ و آیا هیچ یک از آقایان حوزه علمیه به لحاظ فکری، اندیشه ای نزدیکتر با پیشنهادات شما در نماز جمعه دانشگاه دارند ؟

در فرازی از قانون اساسی میخوانیم " بر اساس ولایت امر و امامت مستمر، قانون اساسی زمینه تحقق رهبری فقیه جامع الشرایطی را که از طرف مردم بعنوان رهبر شناخته میشود( مجاری الاموربیدالعلماءبالله الا مناءعلی حلاله و حرامه) آماده میکند تا ضامن عدم انحراف سازمانهای مختلف از وظایف اصیل اسلامی خود باشد. قانون اساسی تضمین گر نفی هرگونه استبداد فکری و اجتماعی و انحصار اقتصادی میباشد و در خط گسستن از سیستم استبدادی و سپردن سرنوشت مردم به دست خودشان تلاش میکند .

 

  از  زمان ظهور ابراهیم ع                                تا زمان تسلط زر و سیم

 

یک پیام آن خدا بما داده                                آنهم از دست ما بیفتاده

 

محتوای پیام حق اینست                            بت پرستی خلاف آئینست

 

قبله عالم از قجر پوسید                             رفته و دست شاه میبوسید

 

از رضا شاه بت تراشیدند                            بت پرستان به خاک غلتیدند

 

پسرش را خدایگان گفتند                            ملتی را کشیده بود به بند

 

آن امامی که رفته بود بماه                        چون بقدرت رسید و جاه وسپاه

 

استناد  عناد  او  این  بود                           که مرادش چگونه اوشین بود

 

                              اینک  متملقین  به راهند

 

                              دنباله رو   همان  گناهند

 

                             لعنت بکسی که بت تراشد

 

                             حلقوم  مخالفین  خراشد

 

 

(1)(http://mohammadnurizad.blogfa.com)

 

 

پی نوشت : آزادی همه زندانیان سیاسی از جمله دوستان ملی و  همفکرم آقایان کورش زعیم ،محمد توسلی،محمد باقر علوی، حسین عزت زاده ، اصغر فنی پور،حسین مجتهدی ، ناصر کمیلیان، علی قادری، حمید مجتبائی ، رباطی و خانم مرادی اعضای محترم نهضت آزادی و جبهه ملی ایران را خواهانم.


نقد و نظر () | ۱۳۸۸/٤/۳۱ - هرمز ممیزی |لينک به نوشته

سی تیر نگاهی مسئولانه به تاریخ

 

                                      آزادی

 

این واژه مانوس که چون آب روانست

                                   در وادی تفتیده چه بی تاب و توانست

در نسل گذشته دو سه سالی بدرخشید

                                   تاریخچه اش مختصر و جمع و جوانست

 

در کوران مبارزات ملت ایران برای آزادی و ملی شدن صنعت نفت ، ستاد ارتش در کار دولت ملی دکتر مصدق اخلال میکرد و نخست وزیر مایل بود مسئولیت وزارت جنگ را خود بعهده گیرد تا از تحریکات این ستاد جلوگیری نماید اما مخالفت شاه به استعفای دکتر مصدق انجامید . احمد قوام طی اعلامیه به تهدیدمردم پرداخت ولی قیام مردم ایران باعث شد که خبر استعفای قوام بر خلاف استعفای دکتر مصدق اول از طریق رادیو به اطلاع  ملت ایران رسید بعد به اطلاع قوام.

  

به یاد قیام ملی 30 تیر: وقتی که مردم حضور دارند :

                   

"به عموم اخطار می کنم که دوره عصیان سپری شده روز اطاعت از اوامر ونواهی حکومت فرارسیده است. کشتیبان را سیاستی دگر آمد." – قوام السلطنه 27 تیر 1331
زنده یاد دکتر مصدق پس از بازگشت پیروزمندانه از دادگاه لاهه درباره ی ملی شدن نفت ایران، از شاه می خواهد تا انتخاب وزیر جنگ کابینه را طبق قانون اساسی به عهده نخست وزیر بگذارد. شاه در تمام این سالها امتیاز انتخاب وزیر جنگ را در دست خودش نگاه داشته بود تا بتواند کنترل دربار را بر ارتش حفظ کند.
در جریان انتخابات مجلس هفدهم، مصدق با شاه به توافق رسیده بودند که "انتخابات مملکت در همه جا بطور آزاد و بدون اینکه توصیه ای برای انتخاب اشخاص بفرمانداران و فرماندهان ارتش بشود صورت گیرد. اما در جریان انتخابات، ارتش به دخالت خودش ادامه داد تا جایی که پیش از رفتن دکتر مصدق به دیوان لاهه 55 کرسی مجلس وضع نا معلومی داشت .با بیشتر شدن ناهماهنگی ها میان ارتش و دولت ملی دکتر مصدق، او بر حق قانونی خودش برای انتخاب وزیر جنگ اصرار کرد. شاه در پاسخ دکتر مصدق در عصر 25 تیرماه گفته بود: "خوب است اول من چمدان خود را ببندم بروم بعد شما این کار را تقبل کنید".  با پافشاری مصدق و اصرار شاه برای در دست نگاه داشتن این امتیاز غیر قانونی، نخست وزیر عصر 25 تیر استعفا کرد. فردای آنروز شاه قوام السلطنه را به نخست وزیری منصوب کرد.

واکنش مردم تهران و شهرستانها در برابر استعفای دکترمصدق بخصوص با محبوبیتی که داشت و با دست پر و پیروزمندانه هم از دیوان لاهه بازگشته بود- اعتراض گسترده و راهپیمایی ها و میتینگ های بزرگ خیابانی بود. در بسیاری از شهرها از 26 تیر کار به درگیری با پلیس کشیده شده بود. بزرگترین تظاهرات از سوی مردم آبادان ترتیب داده شد . سیل تلگرافها ، نامه ها و اعلامیه ها از سوی طبقات مختلف شهرها بسوی پایتخت سرازیر شده بود. در خرمشهر و دیگر شهرهای خوزستان ، مردم دست از کار کشیدند و به خیابانها ریختند . کارگران تاسیسات نفت اعتصاب کردند .

روز 29 تیر شهر تهران به حال تعطیل در آمد و حتی رهبران حزب توده که بارها مصدق را مورد حمله و سرزنش قرار داده و او را متکی به امپریالیسم دانسته بود به جنبش مردم پیوستند . اوج درگیری مردم با پلیس و ارتش در روز دوشنبه 30 تیر 1331 اتفاق افتاد .
در روز 30 تیر وقتی که مردم به طرف مجلس شورای ملی در میدان بهارستان راه پیمایی می کردند به تانکهای ارتشی برخورد کردند و درگیری شدید آغاز شد که 5 ساعت بطول انجامید تا اینکه فرماندهان ارتش که می ترسیدند افراد تحت امرشان به تظاهر کنندگان ملحق شوند، بالاخره تصمیم گرفتند نیروهای ارتش را به پادگانها باز گردانند.
 بیشترین درگیری در بازار فرش فروشان و مناطق کارگرنشین شرق تهران و مسیر دانشگاه تا مجلس در میدان بهارستان بود و بیشتر از 250 نفر در تهران،آبادان، همدان، اهواز، اصفهان و کرمانشاه کشته شدند.
عصر روز 30 تیر، پیروزی مردم برای ادامه ی کار دکتر مصدق عملی شده بود. دکتر مصدق دوباره به نخست وزیری رسید و خودش کفیل وزارت جنگ شد. دوران بلافاصله پس از 30 تیر، دوران اصلاحات اساسی توسط دولت ملی مصدق بود که تا حدود یکسال یعنی تا کودتای 28 مرداد 32 ادامه پیدا کرد.

 


نقد و نظر () | ۱۳۸۸/٤/٢٤ - هرمز ممیزی |لينک به نوشته

تاریخ چیزی را میاموزد که هیچ جای دیگر نمیتوان آموخت

تاریخ چیزی را میاموزد که هیچ جای دیگر نمیتوان آموخت

 

درحالیکه محدودیت زمانی دوران حکومت برای قدرتمندترین مقام سیاسی کشور ، از جمله موثرترین شیوه های کنترل حرکات حکومت به وسیله مردم است که اندیشمندان جهان مطرح کرده و مردم و حکومتهای منصف پذیرفته اند ، در واقع همان چیزی که مردمسالاری خوانده میشود و آزادی و توسعه و پیشرفت را در جهان متمدن به دنبال آورده. طی سه دهه ممانعت سیستماتیک و خشن ازفعالیت احزاب اصیل بعلاوه بلایائی که بجای حقوق سیاسی و اجتماعی بر دانشجویان، استادان ، زنان ، کارگران ، اقلیت های قومی و مذهبی و حتی بر دراویش و اهل حق رفته. طرد کامل نخبگان از مشاغل مهم سیاسی به گونه ای از سوی شورای نگهبان نهادینه شده که تحت هیچ شرایطی و برای احدی رقابت با خودیها مجاز نیست ، خودیها هم خود به دو دسته مستقل و وابسته تقسیم شده اند و گر چه مستقل ها عنداللزوم  اجازه حضور در صحنه انتخابات را دارند ولی اصل بر پیروزی خودیهای وابسته است .

 

در متن قانون اساسی بسیاری از کشورهای جهان برای شخص اول و  در اصل 114 قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران برای شخص دوم ! محدودیت حداکثر دو بار انتخاب پیاپی رئیس جمهور قید گردیده. این محدودیت زمانی برای حکومت یک فرد بر کل جامعه امری اتفاقی و حسب سلیقه شخصی نیست بلکه اولا از فساد و اعمال خشونت میکاهد و در ثانی ملل عالم به تجربه نیز آموخته اند که جوامع بشری تحمل اطاعت و اداره خویش را برای مدت طولانی توسط یک چهره واحد و مشخص ندارند. کشف این تجربه های تاریخی سبب گنجانیدن اصل حقوقی مذکور در قوانین اساسی کشورها ی گوناگون شده است.

 نسل حاضر در کشور ما نیز بخاطر می آورد که طی سه دهه سلطنت محمد رضا شاه، شاهد سه بار قیام عمومی ، بار اول بین سالهای 29 تا 32 ، بار دوم بین سالهای 39 تا 42 و بار سوم در سالهای 56 و 57 علیه او بوده است.این روزها نیز  شاهد اعتراضاتی وسیع از جانب مردمی هستیم که حق انتخاب دومین مقام سیاسی کشور  را به دلائل زیر برباد رفته میبینند.

1 / توصیه مقام رهبری به اعضای کابینه با این جمله که "فکر نکنید که امسال سال آخر دولت است . مثل کسی که پنج سال دیگر بناست کار بکند ، کار بکنید ، یعنی تصور کنید که این یکسال به اضافه چهار سال دیگر در مدیریت شما است ."

2  / تهدید به قتل آقای خاتمی از سوی روزنامه کیهان پس از استقبال وسیع اهالی جنوب کشور از ایشان ، با درج این جمله که سرنوشتی شبیه خانم بینظیر بوتو قبل از انتخابات پاکستان در انتظار ایشان است و سکوت معنی دار همه مقامات مسئول در قبال این مقاله تروریستی کیهان !

 آن توصیه حقوقی و این تجربه ملموس ، مرا بر آن داشت تا یکبار دیگر تاریخ کشورم را با نگاهی تازه مرور کنم که جدول زیر حاصل این مرور مجدد است :

با وجودی که سلاطین همواره از بیشترین حد حفاظت ، حراست و امنیت شخصی و مراقبتهای دقیق پزشکی و بهداشتی و تغذیه عالی در زمان خویش برخوردار بوده اند ولی بسادگی مشاهده می کنیم که میانگین عمر سلطنت مادام العمر و موروثی هر یک از آنان در تاریخ مدون ایران حتی به 11 سال  نمی رسد بطوریکه طی 2591 سال 242 نفر بر مردم ایران حکومت کرده اند و به شهادت گویای تاریخ هر پادشاهی که خواسته مدت طولانی تری حکومت نماید با نیت حذف رقیب یا پدرش را کشته یا پسرش را کور کرده و یا نسبت به سایر بزرگان و فرهیختگان میهن مرتکب جفا و جنایت شده است. نتیجه اینکه تجاوز از حدود طبیعی و قابل تحمل دوران حکومت همواره به قیمت جان هزاران انسان از خود حکومتگران و نزدیکان آنها گرفته تا مردم عادی کوچه و بازار تمام شده است.

 

 

” جدول سلاطین از سال 612 ق.م تا 1979 میلادی = 1357 خورشیدی “

 

 

 

تعداد پادشاه

سلسله ها

ردیف

تعداد پادشاه

سلسله ها

ردیف

9

سلجوقیان

15

5

مادها

1

7

خوارزمشاهیان

16

11

هخامنشان

2

4

مغولان

17

4

سلوکیان

3

9

ایلخانان

18

29

اشکانیان

4

10

ملوک طوایف

19

26

ساسانیان

5

8

تیموریان

20

3

خلفای راشدین

6

9

قره قویونلو

21

14

خلفای اموی

7

9

آق قویونلو

22

13

خلفای عباسی

8

11

صفویان

23

5

طاهریان

9

5

افشاریه

24

3

صفاریان

10

4

زندیه

25

10

سامانیان

11

7

قاجار

26

6

زیاران

12

2

پهلوی

27

7

دیلمیان

13

242 پادشاه

جمع

-

16

غزنویان

14

 

 

حدیث نیک و بد ما نوشته خواهد شد  

 

                                             زمانه را ، ورق و دفتری و دیوانی است


نقد و نظر () | ۱۳۸۸/٤/۱٧ - هرمز ممیزی |لينک به نوشته

نقش طبقات اجتماعی

نقش طبقات اجتماعی در فرایند گذار به دموکراسی

 

 

 

1- طبقه حاکم

دموکراسی اساسا تحولی از بالا و ناشی از تنش بین نخبگان حاکم و منازعه و کشمکش میان آنها است که نهایتا به آزادی می انجامد . مطالعه تاریخ دموکراسی در اروپاکه برقراری نوعی تعادل میان قدرت سلاطین از سوئی و اشراف زمیندار مقدمات ظهور دموکراسی را فراهم آورد ولی در کشورهائی نظیر ایران که فاقد طبقه فئودال است و بقولی هرگز فئودال نداشته و تیولداران حکومتی در واقع مستاجرین سلاطین بوده اند ، این طبقه مستقل ونیرومند بورژواهای شهری است که قدرت ایستادگی در برابر استبداد را دارد.

2- طبقه متوسط

بورژوازی،طبقه متوسط را گویندکه نه ارباب بوده و نه رعیت، تا بحال انقلاب کبیر فرانسه، انقلاب مشروطه ایران، اعلامیه جهانی حقوق بشر،بنیانگذاری دانشگاههای جدید ، مدرنیته (تمدن جدید) و پست مدرنیزم (فرانوین) را میتوان از جمله مهمترین دستاوردهای همین طبقه دانست.

طی سی سال اخیر طبقه متوسط ایران برغم دستاوردهای علمی،ورزشی و هنری چشمگیر و رشد نسبی قبل از انقلاب همواره از سهمیه منتج به عدالت سیاسی محروم مانده و در حال حاضر به یمن نظارت استصوابی و مهره چینی شورای نگهبان حتی یک نماینده که حقیقتا مدافع حقوق طبقه متوسط شناخته شده باشد در مجلس وجود ندارد .زنان ،اساتید دانشگاه،دانشجویان ،فرهنگیان ، هنرمندان و دراویش بارها و بی جهت به زندان افتاده اند.

اما در سایر کشورها تا بحال طبقه متوسط به همه امتیازهای ناشی از تبار پایان داده و بر فرد ، حقوق فرد، و دستاوردهای فرد بعنوان معیاری برای سنجش ارج و اهمیت اجتماعی انسان تکیه کرده است. رومن رولان در مقدمه رمان جان شیفته ،انسان بورژوا را ، آقای خودش توصیف میکند و مینویسد " با شکوه ترین طبقه ایکه در جهان تا کنون بوجود آمده و آزاد و سربلندو بدون اینکه کسی را استثمار کند و یا استثمار شود در شهرها پا گرفته و هنر و فرهنگ را اشاعه داده ، در کارگاههای کوچک فناوری کرده ، در شوراهای شهرامور شهر را اداره کرده و الگوی انسان آزاد دوران تمدن طلائی یونان راتداعی میکند . "

3- طبقه کارگران، کشاروزان و تهیدستان

بدون کمک متقابل بورژواها این طبقه هرگزنمیتوانند به دموکراسی دست یابند زیرا نقش بورژوازی در تکوین و تداوم دموکراسی همواره تعیین کننده بوده و بطور کلی دموکراسی محصول تنشهای درونی رژیم سرمایه داریست و در نتیجه مبین محدودیتهائی است که اقشار و طبقات تحت سلطه در برابر سرمایه ایجاد میکنند . کارگران، کشاورزان وتهیدستان تا بحال در هیچ کشوری به اندازه کافی نیرومند نبوده اندکه بدون نیاز به بورژوازی به دموکراسی دست یابند. جنبش های کارگری نیز همواره خود جزئی از نظام سرمایه داری بوده و اگر چه جنبش های دموکراسی هنرنمائی بورژوازی است اما طبقه کارگر همواره با مبارزات خود این جنبش را تکمیل کرده و یاری رسانده است.


نقد و نظر () | ۱۳۸۸/٤/۱٠ - هرمز ممیزی |لينک به نوشته

سرود ای ایران

سرود ملی /NATION ANTHEM

ای ایران

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد

ای ایران، یکی از معروف‌ترین سرودهای ملی گرایانه‌ی ایرانی است.

این سرود برای اولین بار در ۲۷ مهر ۱۳۲۳ در تالار دبستان نظامی دانشکدهٔ افسری اجرا شد.

شعر این سرود توسط حسین گل‌گلاب هم‌زمان با اشغال ایران در جنگ جهانی دوم ساخته شد و روح‌الله خالقی آهنگی در آواز دشتی بر روی این شعر قرار داد. پس از نخستین اجرای این سرود در ارکستر انجمن موسیقی ملی در سینما تهران در خیابان استانبول، از رادیو ایران نیز پخش شد. در اجرای اول این سرود به شکل کُر خوانده شد ولی بعد از آن غلامحسین بنان و اسفندیار قره‌باغی آن را به شکل تک‌خوانی نیز اجرا کردند. از آن زمان تا کنون به دلیل محبوبیت فراوان، خوانندگان و گروه‌های موسیقی متعددی این سرود را اجرا کرده‌اند.

این سرود هم در زمان حکومت پهلوی و همچنین در حکومت جمهوری اسلامی ایران، از صدا و سیمای ایران پخش شده‌است. برخلاف بعضی تصورات، این سرود تاکنون سرود ملی رسمی هیچ یک از دولت‌های ایران نبوده‌است، بلکه سرودی میهنی صرف نظر از نوع حکومت در ایران است. در سال‌های ابتدایی انقلاب اسلامی ایران این سرود مدت کوتاهی به عنوان سرود ملی از رادیو و تلوزیون پخش شد ولی پس از آن که با مخالفت گرایش‌های ضد ملی‌گرا مواجه شد ، مدتها از رسانه‌های ملی ایران پخش نمی‌شد. اما در سالهای اخیر گاهی در مناسبت‌های مختلف این سرود از صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران پخش شده‌است.

این سرود موضوع اصلی فیلمی از ناصر تقوایی به همین نامِ ای ایران نیز بوده‌است. در این فیلم حسین سرشار نقش معلمی را ایفا می‌کند که سعی در آموختن این سرود به دانش‌آموزان خود دارد.

این سرود در سال ۱۹۶۰ در کنفرانس بین‌المللی بررسی سرودهای ملی یکی از پرتاثیر ترین سرودهای ملی کشورها انتخاب شد.

 

ای ایران

ای ایران ای مرز پرگُهر

 

ای خاکت سرچشمهٔ هنر

دور از تو اندیشهٔ بَدان

 

پاینده مانی تو جاودان

ای دشمن ار تو سنگ خاره‌ای من آهنم

 

جان من فدای خاک پاک میهنم

مهر تو چون، شد پیشه‌ام

 

دور از تو نیست اندیشه‌ام

در راه تو، کِی ارزشی دارد این جان ما

 

پاینده باد خاک ایران ما

سنگ کوهت درّ و گوهر است

 

خاک دشتت بهتر از زر است

مهرت از دل کِی برون کنم

 

بَرگو بی مهرِ تو چون کنم

تا گردش جهان و دور آسمان به‌پاست

 

نورِ ایزدی همیشه رهنمای ماست

مهر تو چون، شد پیشه‌ام

 

دور از تو نیست اندیشه‌ام

در راه تو، کِی ارزشی دارد این جان ما

 

پاینده باد خاک ایران ما

ایران ای خرّم بهشت من

 

روشن از تو سرنوشت من

گر آتش بارد به پیکرم

 

جز مهرت در دل نپرورم

از آب و خاک و مهرِ تو سرشته شد گِلم

 

مهر اگر برون رود تهی شود دلم

مهر تو چون، شد پیشه‌ام

 

دور از تو نیست اندیشه‌ام

در راه تو کِی ارزشی دارد این جان ما

 

پاینده باد خاک ایران ما


نقد و نظر () | ۱۳۸۸/٤/٥ - هرمز ممیزی |لينک به نوشته

آشنائی با واژه دیکتاتور

دیکتاتور/ حاکم مطلق/خودکامه/مستبد/dictator

واژه دیکتاتورDictateur از زبان فرانسه به فارسی راه یافته دیکتاتور از ریشه  dictate به معنای

دستور دادن،دیکته کردن،دستور و امر است این واژه به حکومت مطلقه یا حکومت استبدادی، و یا

تنها فرمانروای مطلق در یک کشور گفته میشود،که رهبر آن حکومتی دیکتاتوری دارد.

این واژه در بسیاری از مواقع با بی رحمی و ستم همراه می‌شود.

دیکتاتور به معنی: خودکامه. خودرای. مستبد. مطلق العنان. عنوان هریک از قضاتی که در روم

قدیم در مواقع خطیر و بحرانی برای اداره امور کشور از طرف کنسول‌ها برای مدت شش ماه با

اختیارات فوقالعاده انتخاب می‌شدند.. انتخاب دیکتاتور از ۴۳۰ ق.م. معمول شد و در اواخر قرن ۳

ق.م. منسوخ گردید . پس از قتل یولیوس قیصر ، دیکتاتوری رسماً ملغی شد. دیکتاتوریهای

معاصر اغلب به کمک پیروان خود از طریق کودتا حکومت را بدست می‌گیرند و یا از طریق قانون

اساسی بر سر کار می‌آیند و بتدریج حکومت دیکتاتوری بوجود می‌آورند. دیکتاتورها اغلب به اتکاء

و کمک پلیس مخفی و تبلیغات شدید بحکومت ادامه می‌دهند.

نامحدود بودن قدرت، بکار گیری قدرت در جهت منافع گروه ،اطاعت شهروندان تنها به سبب ترس

از قدرت دولت و بکار بردن ترور از جمله خصوصیات دیکتاتوری است .

گفتنی است در نظام جمهوری روم، دیکتاتور فردی بود که به طور موقت قدرت ایالت‌ها را در

 طول جنگ بر عهده داشت. مقام او تنها برای ۶ ماه بود.


نقد و نظر () | ۱۳۸۸/٤/٤ - هرمز ممیزی |لينک به نوشته

خطبه 216 نهج البلاغه

از میان حقوق، خداوند بزرگترین حقی را که فرض شمرده است حق زمامدار بر مردم و حق مردم بر والی و حاکم است. این فریضه ای است که خداوند برای هر یک از زمامداران و مردمان بر دیگری قرار داده است ... مردم هرگز اصلاح نمی شود جز با اصلاح شدن زمامداران. و زمامداران اصلاح نمی گردند جز با استقامت مردم [13] پس آنگاه که مردم حق حکومت را اداء کند و حکومت نیز حق رعایا را مراعات نماید حق در میانشان قوی و نیرومند خواهد شد ... و راه و رسمها درست در مجرای خویش به کار می افتد بدین ترتیب زمان صالح می شود  به بقاء دولت امیدوار باید بود و دشمنان مایوس خواهند شد . اما آنگاه که مردم بر والی خویش چیره گردد و یا اگر زمام دار و رهبر بر مردم اجحاف نماید، بین این دو اختلاف می افتد ... نشانه های ستم و جور آشکار خواهد گردید دستبرد در برنامه های دینی بسیار می شود  و جاده های وسیع سنن و آداب مذهبی متروک خواهد ماند بر طبق هوی و هوس عمل می کنند و احکام خداوند تعطیل می گردد و بیماری­های [اخلاقی] بسیار خواهد شد [و کسی] از حقوق بزرگی که تعطیل می شود و باطل­های عظیمی که رواج می یابد وحشتی نمی کند. در چنین وضعی نیکان خوار و ذلیل گردند و اشرار و بدان عزیز و قدرتمند شوند و مجازات­های الهی بر بندگان بزرگ می نماید.

بخش دوم: نصیحت حضرت امیر در شرایط کنونی

در این هنگام بر شما لازم است که یکدیگر را بر اداء این حقوق نصیحت کنید و به خوبی در انجام آن همکاری نمائید ... بلی از حقوق واجب خداوند بر بندگان این است که به اندازه توانایی خود در خیرخواهی و نصیحت بندگانش کوشش کنند و در راه برقراری حق در میان خود همکاری نمایند [ و نیز توجه داشته باشید] هیچگاه نمی توان کسی را یافت هر چند در مقام و منزلت بزرگ باشد و سابقه دار در دین در انجام حقی که به عهده دارد نیاز به کمک نداشته باشد.  و همچنین هرگز کسی را نتوان پیدا نمود هر چند مردم او را کوچک شمارند و با چشم حقارت وی را بنگرند که در کمک کردن به حق یا کمک به او در انجام حق از او بی نیاز بود .

3- انذار و تذکار به برخی زمان داران و رهبران

 [ بدانید] از بدترین حالات زمامداران و رهبران در پیشگاه صالحان این است که گمان برده شود آنها فریفته تفاخر گشته و کارشان شکل تکبر به خود گرفته ....

4- نظر حضرت علی در مورد خون ریزی به ناحق حکومت

... بپرهیز از خون­ها و خونریزی­هاى بناحق. زیرا هیچ چیز، بیش از خونریزى بناحق، موجب کیفر خداوند نشود و بازخواستش را سبب نگردد و نعمتش را به زوال نکشد و رشته عمر را نبرد. خداوند سبحان، چون در روز حساب به داورى در میان مردم‏پردازد، نخستین داورى او درباره خون­هایى است که مردم از یکدیگر ریخته‏اند. پس‏مباد که حکومت‏خود را با ریختن خون حرام تقویت کنى،  زیرا ریختن چنان خونى‏نه تنها حکومت را ناتوان و سست‏ سازد، بلکه آن را از میان برمى‏دارد یا به دیگران‏مى‏سپارد ...»

5- خبر خوب حضرت امیر برای ستم دیدگان

...و آن که بر بندگان خدا ستم کند خدا به جای بندگانش دشمن او خواهد بود، و آن کسی را که خدا دشمن گیرد دلیلی از وی نپذیرد و او  با خدا سر جنگ دارد، تا آنگاه که باز گردد و توبه کند، و هیچ چیز چون ستم کردن، نعمت دادن خدا را دگرگون نمی کند، و کیفر او را نزدیک می آورد، که خدا شنوای دعای ستم دیدگان است و در کمین ستمکاران!

والی مطلق  خداست ،

گر  چه  ما  هرگز  ندیدیم ،

از حقوقش بهره برداری  کند    !

والی  مطلق  خداست   !

هرگز  آیا خون  مظلومی  ز  شلاق  خدا

بر  سنگفرش  راه  خشکیده   ؟

هرگز  آیا  انفرادی  هم 

کسی   را   حبس   فرموده  ؟

یا   ز  بیم  توطئه 

حوا  ز   آدم  دور  فرموده  ؟

هرگز   آیا

ارتفاع   دار   او  را   متر سنجیده  ؟

والی   مطلق   خداست   !

مسند  هر کس  به  قانون متکی   است ،

فوق  قانون  مشرک   است .

والی  مطلق  خداست   !

مشرک   است  آن  کس 

کز  این  منطق   جداست !

والی  مطلق   فقط  ذات   خداست ،

والی   مطلق   فقط  ذات  خداست  !

 

 


نقد و نظر () | ۱۳۸۸/٤/۱ - هرمز ممیزی |لينک به نوشته