مقالات سياسي و اجتماعي
صفحه نخست   ::   آرشيو  ::   تماس با من   
 
گسترش فساد در میان مسئولان کشور

ماهی از سر گنده گردد نی ز دم

 

در انقلاب اسلامی وعده و قرار بر این بود که علاوه بر دموکراسی و اداره کشور به شکل  جمهوری ، دین و ایمان و معنویت و اخلاق هم شرط رسیدن به قدرتهای سیاسی باشد تا فساد ناشی از قدرت بر چهره حکومتگران نقش نبندد و مردم در لجن فساد دولتمردان، دست و پا بسته غرق نگردند ، متاسفانه آنچه که نسل انقلاب برای تحقق آن جانفشانی و فداکاری کرد تا کنون تحقق نیافته و شخصیتهائی که بارها از فیلتر نظارت استصوابی با رمز و نام شب ( خودیها ) عبور کرده اند یکدیگر را به دروغ گفتن ، فریب مردم و فساد شدید مالی به گونه ای متهم میکنند که دیگر نیازی نیست تا فرضا به گزارش سازمان بین المللی شفاف سازی مراجعه کنیم که در بین 163 کشور جهان ، شاخص فسادپذیری با درجه بالای یکصد و ششم را کسب کرده ایم ! البته مهندس موسوی رقم متفاوت و نزدیکی را اعلام نمودند.

در چند قرن اخیر ، اندیشمندان به کرات توصیه کرده اند که تنها راه کاستن از فساد ، کنترل قدرتی است که اشتهای سیری ناپذیری برای گسترش و مطلق شدن دارد .

توزیع قدرت ، گردش قدرت به وسیله انتخابات آزاد ، نظارت بر قدرت به وسیله نهادهای مدنی و احزاب و رسانه ها و از همه مهمتر محدودیت زمانی دوره حکومت برای قدرتمندترین مقام سیاسی کشور ، از جمله شیوه های کنترل حکومت به وسیله مردم است که اندیشمندان مطرح کرده و مردم و حکومتهای منصف پذیرفته و اعمال نموده اند ، یعنی همان چیزی که دموکراسی خوانده میشود و آزادی و توسعه و پیشرفت را در جهان به دنبال آورده . درست است که در حوزه فرهنگی و تمدنی دموکراتیک، فساد ریشه کن نشده اما از سوئی کاهش فراوان یافته و از سوی دیگر هرگز پنهان نمیماند!


نقد و نظر () | ۱۳۸۸/۳/٢٠ - هرمز ممیزی |لينک به نوشته

انتخابات جناح یا حزب (4)

انتخابات ، جناح یا حزب ؟

 

عدالت، برخواسته از ذات و طبیعت آدمی است و از سه شاخه اصلی، عدالت سیاسی ، عدالت اجتماعی و عدالت قضائی تشکیل میشود از آنجا که انتخابات، اقدامی سیاسی است طبعا موضوع این پست به عدالت سیاسی باز میگردد. آیا انتخابات ایران طی سی سال اخیر با فیلتر نظارت استصوابی و آپارتاید خودی و غیر خودی و ملاحظات جنسیتی وجدا سازی اقلیتهای دینی و قومی ، عادلانه برگذار شده است ؟نباید تردید داشت آنچه را که طی سی سال اخیر درک کرده ایم در مواردی نظیر قتلهای سیاسی حتی ظالمانه بوده است .

اصلاح طلبان در مقابل افراطیون خشونت طلب ، در برابر آنهائی که نه در پی اصلاح جمهوری اسلامی بلکه نا آگاهانه به دنبال محو آن هستند، میخواهند یک بار دیگر بایستند . خشونت طلبان، برنامه ای جز عوامفریبی ندارند .پنداریم که ایده ئولوژی هم داشته باشند یعنی تصویر نظامی خیالی و غیر قابل تحقق!

اما باید دید که  اصلاح طلبان چه میخواهند و قصد و توان اصلاح چه چیزی را دارند.  

" جناح " مختص رژیمهای مستبد،توتالیتر و اقتدارگرا و تمامت خواه است و در قانون اساسی هم به رسمیت شناخته نشده ، کارکرد آن نیز به لحاظ سیاسی واقتصادی منفی است . در جناح بندی هدف اصلی حمایت از اراده ای خاص و تحمیل آن اراده به هر قیمت ، برکل جامعه و در تعارض مطلق با توسعه و عدالت سیاسی قرار دارد !

اما " حزب " بر عکس جناح، وسیله ایست قانونی برای نمایندگی کردن حاکمیت مردمی اعم از زن و مرد، از طریق بیان و پیگیری خواستها و منافع طبقات گوناگون مردم . بنظر صائب مونتسکیو " احزاب برغم مخالفتهای ظاهری در مورد سعادت کلی جامعه همداستان اند  چنانکه نتهای متفاوت در یک قطعه موسیقی هماهنگی کلی را بوجود می آورند ."

 در ایران ما هم فقط فعالیت احزاب منتج به هارمونی و هماهنگی خواهد شد نه فعالیت جناحها! زیرا منظور از تاسیس حزب جلب توجه آحاد جامعه به آرمانها و حل پاره ای از معضلات عمومی است که فرضا یک زن به تنهائی قادر به رفع مشکل و احقاق حقوق زنان نبوده و میخواهد این مشکل را به کمک دیگران و از راههای قانونی و متمدنانه نظیر انتخابات و اخذ قدرت سیاسی حل کند .به قول نخستین فیلسوف زن خانم هانا آرنت : احزاب راه مشاغل سیاسی را به روی طبقات پائین تر باز میکنند.

گاه اتفاق میافتد که حل یک معضل باعث سرایت مشکل به بخشهای دیگری از جامعه شده و ایجاد مقاومت مینماید . مثلا کارگران همواره تمایل به اخذ دستمزد بیشتر و انسجام قوانین استخدامی برای خود دارند . حال آنکه این هر دو موضوع معمولا مغایر با منافع کارفرمایان است و آنها ترجیح میدهند حداقل دستمزد را بپردازند و در اخراج یا استخدام کارگران جدید با مشکلی روبرو نشوند.یک جامعه سالم به هر دو طبقه کارگر و کارفرما اجازه میدهد از طریق احزاب و حضور نمایندگانشان در پارلمان با تصویب قوانین معقول و متعادل به حل اختلافات کمک کرده و جامعه را به سوی شکوفائی و توسعه سوق دهند .

 چنین کارکردی تا بحال در "جناح"های حاکمیت ایران مشهود نبوده وفقط دولتها با تخصیص اعتبارات بیشتر نفتی به این یا آن گروه خود را از مخمصه و روزمرگی موقتا رهائی داده اند . اگر میوه گران است بلافاصله با پول نفت،میوه  وارد میشود و به تاثیر منفی آن در زندگی کشاورزان هم توجه نمیشود زیرا به باور جناح ها مهم مصلحت نظام است بعد زندگی مردم ! و به این ترتیب آمار ملیونی افراد زیر خط فقر دائما افزایش پیدا میکند !

سازش موقت (شرکت در انتخابات) با بخشهای اقتدارگرای نظام فعلی برای تدارک نظم آینده است ، برای نجات نیکی ها ، صلح و آزادی از چنبره استبداد ! استبدادی که حتی اجازه نمیدهد اهل سنت در تهران برای خودشان مسجد بسازند و خدا را آنگونه که مایلند پرستش کنند و مردم مظلوم ایران باید کفاره استبداد را سالها در عتبات عالیات و پاکستان ومرز عراق و اینک در زاهدان و اهواز ایران پس بدهند ! قبل از آنکه ایرانیان به صف آرائی بیشتر در مقابل یکدیگر خو بگیرند و ایران عزیز ما نیز دچار آتش گر گرفته و خانمان سوز کشورهای همسایه گردد از جناح اصلاح طلب حاکمیت میخواهم  زره پاره و رنگ و رو باخته جناح را به دور انداخته و در قالب حزبی ایران گرا و آزادیخواه برای حل معضلات گوناگون و فراوان کشور که به بخشهائی از آن اشاره نمودم، وارد صحنه شوند !


نقد و نظر () | ۱۳۸۸/۳/۱۳ - هرمز ممیزی |لينک به نوشته

احزاب و انتخابات (3)

 

اندیشمندان توسعه ، نهاد ها و منابع انسانی را به عنوان پایه و اساس توسعه ملی به رسمیت شناخته اند. هر ملتی که نتواند دانش و بینش و تشکل انسانها را در قالب شناخته شده احزاب توسعه دهد و از این سرمایه خدا داد درتوسعه اقتصادی و اجتماعی و فرهنگی بهره مند شده،  هرگز نخواهد توانست در جهان به شکوفائی دست یابد زیرا تمام شاخصه های توسعه متکی بر توسعه سرمایه های انسانی مبتکر و خلاق است . اندیشمندان ابزار توسعه را نه در موقعیت جغرافیائی یا منابع طبیعی، ظرفیت صنعتی ، نیروی نظامی، ثروت و منابع مادی، مساحت کشور و موقعیت مرزها جستجو نمیکنند، بلکه فقط احزاب و تاسیسات سیاسی هستند که ابزار تغییر و توسعه را نه در آسمان و زمین و کوه و دشت که در مغز انسانها یافته و پرورش میدهند .مغز آدمی تنها منبع پایان ناپذیر و احیاء شونده در راستای توسعه است .

مردان و زنانی که با کمترین دانش سیاسی و صلاحیت،    برای ثبت نام ریاست جمهوری به وزارت کشور رفتند هم میزان درک ما را از دموکراسی به نمایش گذاردندو هم جایگاه کم ارزش ریاست جمهوری را ! برای رهایی از این وضعیت مضحک ، فقط توجه به احزاب می تواند مشکل را حل کند آنچنانکه در همه کشورهای دموکراتیک این احزاب هستند که نامزدهای انتخابات را معرفی می کنندو برداشتهائی نظیر حمایت های فکری و مالی و برنامه محور بودن انتخابات را در بر دارد مثل کمک به یافتن اعضاء مناسب برای تشکیل کابینه .

احزاب برای کسب کرسیهای قدرت در انتخابات بعدی چاره ای جز  دقت در پاسخ گوئی به مطالبات مردمی ندارند و به همین خاطر رئیس جمهور را ملزم به رعایت برنامه های ارائه شده از سوی حزب می کنند. در این روش مردم با اعتمادی که تدریجا به احزاب پیدا میکنند ، همواره به کاندیدای مورد نظر حزب رای می دهند. حتی دیدگاه های کاندیداها در چارچوب نگرش های حزب دیده می شود و هر کاندیدایی نمیتواندهر شعار و وعده تو خالی که دلش خواست مطرح کند . برای دسترسی به چنین پایگاه اجتماعی باید به تقویت نهادهای مدنی و به ویژه احزاب همت گماشت تا آنان ضمن ساماندهی جامعه در قالب نهادهای مدرن به آموزش اعضاء خود نیز بپردازند . البته در این رهگذر تغییر فرهنگ سیاسی جامعه در اولویت خواهد بود. تغییری که به مشارکت جویی بیشتر مردم منجر شده و جایگاه بایسته احزاب را به آنان برگرداند و از کارکرد سیاسی نهادهای سنتی بکاهد. مزیتهای شناخته شده حزبی بشرح زیر است :

1 / آموزش مستمرسیاسی به اعضاء

2  /تهیه و تدوین برنامه برای اداره کشور

3  /آموختن نقد صحیح از دیگران و آمادگی برای انتقاد از خویشتن

4  /یافتن بهترین چهره ها برای معرفی و کاندیداتوری

5  /دقت در معرفی اعضائ کابینه  و شناخت استعداد اعضائ حزب

6  /حمایت مالی از کاندیداهای حزب در تبلیغات انتخاباتی

7  /حمایت فکری و اندیشه ورزی برای پاسخ به مطالبات مردمی .


نقد و نظر () | ۱۳۸۸/۳/٦ - هرمز ممیزی |لينک به نوشته