مقالات سياسي و اجتماعي
صفحه نخست   ::   آرشيو  ::   تماس با من   
 
تحریم کالاهای چینی

چه باید کرد ؟ 

 

بازار ایران در قبضه کالاهای چینی

 

در حال حاضر بسیاری کالاها و حتی سنگ قبر از چین وارد می‌شود.کار به جایی رسیده که حتی بازار صنایع دستی اصفهان در قبضه خارجی‌ها، به‌ویژه چینی‌ها، است

جمهوری خلق چین که کالاهای صادراتی‌اش در بسیاری از بازارهای جهان به‌ویژه در آمریکا و اروپا با سدهای تازه حمایتی روبه‌رو شده، تهاجم بازرگانی خود را به سوی کشورهای در حال توسعه از جمله ایران شدت بخشیده است.

چین رسما حدود ده درصد بازار کالاهای وارداتی ایران، معادل شش میلیارد دلار، را در اختیار دارد.

ولی علاوه بر این مقدار کالا که از مبادی رسمی گمرکی وارد کشور می‌شود، حجم نامشخصی کالای چینی هم از راه قاچاق به ایران راه می‌یابد، آن هم در عرصه‌هایی که برای اقتصاد کشور و به‌ویژه اشتغال اهمیت حیاتی دارد.

از پارچه تا سنگ قبر

در عرصه بسیار حساس صنایع نساجی، ورود انبوه لباس‌های ارزان‌قیمت چینی از سال‌ها پیش به این سو شمار زیادی از تولیدکنندگان ایرانی پوشاک را به ورشکستگی کشانده است.

در واقع تهاجم نساجی چین به شمار زیادی از بازارهای جهانی قربانیان فراوان به بار آورده، از ماداگاسکار و جزیره موریس تا مراکش و کامبوج. به نظر می‌رسد که شمار روزافزونی از تولیدکنندگان ایرانی پارچه و لباس نیز در رویارویی با سیل کالاهای چینی از پا می‌افتند و کارگران آنها به صف بیکاران می‌پیوندند.

صنعت کفش ایران نیز که یکی دیگر از سرچشمه‌های اصلی فرصت‌های شغلی است در رویارویی با رقابت نابرابر کالاهای چینی در وضعیتی بسیار شکننده قرار گرفته است.

روزنامه «سرمایه» چاپ تهران در شماره دوشنبه پنجم اسفندماه از رشد ۲۶ درصدی واردات کفش به ایران در ۹ ماه گذشته که بخش عمده آن چینی است و وضعیت دشواری سخن می‌گوید که این واردات برایتولیدکنندگانایرانیبه وجود آورده است

سیاست ایران در زمینه نرخ ارز یکی از مهم‌ترین عوامل خلع سلاح شدن تولیدکنندگان داخلی در برابر کالاهای چینی است. همین روزنامه می‌نویسد که شمار زیادی از تولیدکنندگان کارگاهی در خیابان باغ سپهسالار تهران (یکی از بازارهای اصلی کفش کشور) چندی پیش در اعتراض به فشار کالاهای وارداتی به تظاهرات پرداختند. به عقیده آنان، «هم اکنون سیلی از واردات کفش‌های چینی بی‌کیفیت روانه بازار داخلی کشور شده و با توجه به پایین بودن قیمت اقلام وارداتی و سودآوری بالای آن برای فروشندگان، تولیدات داخلی در حاشیه قرار می‌گیرد».

«سرمایه» می‌افزاید: «اکثر معترضان معتقد بودند در سال‌های گذشته، به فاصله سه ماه مانده به پایان سال، فعالیت‌های تولیدی در صنعت کفش رونق می‌گرفت، اما امسال هیچ گونه تغییری در روند تولید نسبت به ماه‌های ابتدایی سال مشاهده نشده است. در حالی که بسیاری از تولیدکنندگان با امید به رونق تولید در ماه‌های پایانی سال از مدت‌ها قبل نسبت به خرید عمده مواد اولیه اقدام کرده‌اند، رکود تولید اکثر آنان را بدهکار کرده و حجم چک‌های برگشتی در این صنعت را افزایش داده است.»

به گزارش خبرگزاری «مهر»، کار به جایی رسیده که حتی بازار صنایع دستی اصفهان در قبضه خارجی‌ها، به‌ویژه چینی‌ها، است و بخشی از کالاهایی که در میدان نقش جهان اصفهان به عنوان محصول دست‌ساز محلی به گردشگران ایرانی و خارجی فروخته می‌شود در واقع از چین وارد شده است. یکی از تولیدکنندگان صنایع دستی در بازار هنر اصفهان می‌گوید که «اکنون ۳۰ درصد کارگاه‌های تولیدکننده صنایع دستی در اصفهان تعطیل شده است».

اکبر ترکان معاون برنامه‌ریزی وزارت نفت می‌گوید که در حال حاضر بسیاری کالاها و حتی سنگ قبر از چین وارد می‌شود.

دشواری‌های روزافزون تولیدکنندگان داخلی در برابر سیل کالاهای وارداتی به‌ویژه کالاهای چینی از عوامل گوناگونی منشا می‌گیرد که مهم‌ترین آنها شکست ایران در خروج از اقتصاد تک‌محصولی و فرو رفتن هر چه بیشتر آن در وابستگی به صادرات نفت برای تامین هزینه ارزی واردات مورد نیاز کشور است.

نبود فضای مناسب کسب و کار، دشواری‌های ناشی از اقتصاد کلان به‌ویژه تورم سنگین، ضعف نظام بانکی، عدم دستیابی به تکنولوژی مدرن، تنش‌های حاکم بر روابط بین‌المللی جمهوری اسلامی و پیامدهای تحریم بین‌المللی، همه و همه به زمین‌گیر شدن دستگاه تولیدی ایران و ضعف شدید آن در برابر واردات دامن زده‌اند.

سیاست دلار ارزان

در این میان سیاست ایران در زمینه نرخ ارز یکی از مهم‌ترین عوامل خلع سلاح شدن تولیدکنندگان داخلی در برابر کالاهای چینی است.

در حالی که پکن، به‌رغم فشار قدرت‌های بزرگ صنعتی و به‌ویژه آمریکا، یوآن پول ملی خود را عمدا ارزان نگه می‌دارد تا توان صادراتی‌اش را افزایش دهد، ایران پول ملی خود را به گونه‌ای مصنوعی بالا نگه داشته و به این ترتیب غیرمستقیم به کشورهای خارجی، از جمله چین، برای غلبه بیشتر بر بازار ایران کمک می‌کند.

در واقع نرخ ارز، به عنوان متغیری بسیار مهم، بر دادوستد یک کشور با خارج و نیز فعالیت تولیدی و بسیاری از فعل و انفعالات درونی اقتصاد ملی تاثیر می‌گذارد.

در ایران که بخش عمده درآمدهای صادراتی آن از نفت به دست می‌آید موجودی ارز در گرو بهای طلای سیاه است، و دولت که صاحب این موجودی است سرنوشت بازار ارز را در دست دارد، البته به شرط آن که دلارهای نفتی لازم را برای این تاثیرگذاری در اختیار داشته باشد.

صنعت کفش ایران نیز که یکی دیگر از سرچشمه‌های اصلی فرصت‌های شغلی است در رویارویی با رقابت نابرابر کالاهای چینی در وضعیتی بسیار شکننده قرار گرفته است. طی ده سال گذشته، دولت با تکیه بر ثبات بازار نفت در سطحی کم و بیش مناسب و سپس رونق چشمگیر آن به تثبیت نسبی نرخ ارز روی آورد و به‌رغم تفاوت بسیار شدید میان نرخ تورم در ایران و آمریکا، نرخ دلار را در بازار ارز تهران به طور مصنوعی پایین نگه داشت.

هدف این سیاست، ارزان کردن واردات به منظور مهار تورم بود. به بیان دیگر، ایران یکی از معدود کشورهایی است که با پایین نگه داشتن مصنوعی نرخ ارز به واردات خود، یا در واقع به تولیدکنندگان خارجی یارانه می‌پردازد و، در عوض، تولیدکنندگان داخلی را به دلیل سیل واردات ارزان خانه‌خراب می‌کند.

به علاوه صادرکنندگان ایرانی نیز که نمی‌توانند تورم سنگین را با گران شدن ارز جبران کنند، از این سیاست به‌شدت زیان می‌بینند و کشور بیش از بیش در کام تک‌محصولی ماندن فرو می‌رود.

دولت نهم سیاست دلار ارزان و واردات انبوه را به مهم‌ترین اهرم مبارزه با تورم بدل کرد. این سیاست را می‌توان ادامه داد تا زمانی که درآمدهای ارزی ایران بالا باشد. در حال حاضر، با توجه به چشم‌انداز تیره بازار نفت، حفظ مصنوعی ارزش ریال با دشواری‌های روزافزون روبه‌رو است. این که روسیه، دیگر صادرکننده بزرگ نفت، در چهار ماه گذشته ارزش روبل را حدود دوازده بار کاهش داده است تصادفی نیست.

بعضی از صاحب‌منصبان اقتصادی ایران در حال حاضر از لزوم افزایش نرخ ارز در ایران سخن می‌گویند، از جمله اکبر ترکان معاون برنامه‌ریزی وزارت نفت که می‌گوید نرخ واقعی دلار، اگر بر پایه نرخ واقعی تورم تعیین شود، باید بالای ۱۵۰۰ تومان باشد.

مبادله آزاد کالاها و خدمات یکی از دستاوردهای بزرگ روابط بین‌المللی اقتصادی است و ایران نیز باید، به سهم خود، به حفظ و پیشبرد این دستاورد کمک کند.

اما مبادله آزاد به آن معنا نیست که کشورها، بدون توجه به منافع درازمدت خود، دروازه‌های‌شان را به روی قدرت‌های مهاجم بازرگانی که تمام اصول شناخته‌شده رقابت عادلانه را زیر پا می‌گذارند باز بگذارند.

جمهوری خلق چین، با تکیه بر دستمزدهای بسیار پایین و نبود حقوق سندیکایی، کالا تولید می‌کند و به‌ویژه، با توسل به «دامپینگ پولی» (ارزان نگه داشتن نرخ برابری یوآن در برابر دیگر ارزها)، به فتح بازارهای جهان می‌رود.

متاسفانه سیاست کنونی تن سپردن به این تهاجم بزرگ به بهای ریشه‌کن شدن صنایع ملی است، آن هم در شرایطی که قدرت‌های بزرگ صنعتی به پکن هشدار می‌دهند در صورت عدم رعایت قواعد بازی از دستیابی به بازارهای آنها محروم خواهد شد.منبع:هم میهن

 

 

فتوای میرزا مبارزه منفی

فتوای میرزای شیرازی بر ترک استعمال و خرید و فروش تنباکواز بارزترین نمونه های مقاومت منفی در برابراستبداد داخلی واستعمار خارجی است .البته این مرحله ازاعتراض به قرارداد رژی و بی اثر بودن آن صورت گرفت .این حکم چنان نفوذ پیدا کرد که همه اصناف مردم با هر فکر و نظری براین نقطه متفق و همداستان شدند. فتوا به سرعت گسترش یافت به گونه ای که دراندک زمانی قلیانها و وسایل و ابزاراستعمال دخانیات جمع شد.این حرکت و مبارزه منفی چنان بشکوه بود که حتی یهودیها و مسیحیان نیز به اقیانوس بی کرانه ملت ایران پیوستند و ترک دخانیات کردند.

گاندی رهبراستقلال هند نیز ترویج کننده و پایبند به این روش بود. وی نیز در مبارزه با بریتانیا و سازندگی اقتصادی و سیاسی هنداز آن سود جست - توصیه وی به پیروان خوداین بود که در عدم همکاری با دولت از روشهای مسالمت آمیزاستفاده کنند.از باب نمونه : توصیه کرده بود:

به دادگاههای دولتی مراجعه نکنند درسپاه داخل نشوند هرگاه دولت دستوری داد با آن مخالفت کنند و ضمنا عکس العملهای ناگوار حکومت همچون : بازداشت، برخوردهای وحشیانه و... را با بردباری و ملایمت تحمل کنند.

گاندی این روش را ابتداء در مورد خویش به اجراء در آورد و مانند همه مرتاضان به منظور خودسازی و سرکوب کردن تمایلات طبیعی این کار را شروع کرد.این فلسفه برگرفته از حادثه ای بود که برایش در افریقای جنوبی رخ داد. وی می گوید:

[در زندان روزی از پزشک زندان خواهش کردم به من کمی (کاری) [چاشنی غذا] بدهند. واجازه بدهند در هنگام طبخ غذا به آن نمک بیفزائیم . وی در جواب گفت : ...این جا به مهمانی تشریف نیاورده اید تا حظ مذاقی ببرید]

گاندی این سخن را به گوش گرفت و بعدها با خوداندیشید که آدمی چرا باید نفس را فرمان برد و چرا در روزگار راحت ناکامی را به خود نیاموزاند.از آن پس با تحریم لذائذ زندگی و روزه های پی در پی به ورزش روحی پرداخت .این فکراندک اندک به صورت فلسفه ای نمودار شد و او جنبش خویش را [ساتیا گراها] نامید اروپائیان نام[ مقاومت منفی] بر آن نهادند.


نقد و نظر () | ۱۳۸۸/۱۱/٢٩ - هرمز ممیزی |لينک به نوشته

آمریکا شناسی2

آمریکا شناسی  (2)

 

در سال 1519م" ارناندو کورتیس" با چند صد اسپانیائی و شانزده اسب جنگی در کرانه های مکزیک فرود آمد ، مردم این سرزمین که زیر فرمانروائی ستمکارانه یکی از ایلهای بومی به نام " ازتک" بودند به دور " کورتیس" گرد آمدند و پادشاه ستمکار را شکست دادند و کورتیس از سوی پادشاه اسپانیا به فرمانروائی مکزیک برگزیده شد .چند سال بعد چهار نفر سفید پوست جویای زر و سیم بدست بومیان سرخ پوست اسیر شدند و پس از شش سال اسارت موفق به فرار شده و یکی از آنها بنام دوواکا پس از بازگشت به اسپانیا رخدادهای زندگی در دنیای جدید را نگاشت و دولت اسپانیا ماندن دوواکا و یارانش را در سرزمینی که از این پس تگزاس نامیده شد ، سند مالکیت آن سرزمین دانست و کاپیتان کورنادو فرماندار ماموریت یافت کانهای زر و سیم را که بومیان محلی گفته بودند در شمال است بیابد. فرماندار با 350 سرباز اسپانیولی که هر یک دارای دو اسب بودند و هزار نفر سرخ پوست و گله ای از پانصد گاو و پنج هزار گوسفند برای جیره غذائی آنها ، کار خود را آغاز نمودند . کورنادو مکزیک شمالی ، آریزونا ، نیو مکزیکو و تگزاس را گشت ولی از معادن زر و سیم و شهرهای پر از طلا و نقره نشانی نیافت . درستی امر این بود که چنین شهرهائی اساسا وجود نداشت اما چون اسپانیائیها به هر جا گام مینهادند بومیان را آزار میرساندندو دست به چپاول دارائیهای آنها میزدند آن بیچارگان برای رهائی از دست این میهمانان ناخوانده آنها را به شهرهای دور دست میفرستادند و شهرهای پر از طلا و نقره آدرسهای اشتباهی برای رهائی از دست اسپانیائیها بود .


نقد و نظر () | ۱۳۸۸/۱۱/٢٤ - هرمز ممیزی |لينک به نوشته

آمریکا شناسی بخش اول

آمریکا شناسی بخش اول

 

با تشکر از تحقیق ارزشمند سرتیپ شهرام رامتین

 

در سده پانزدهم میلادی هنگامیکه فرانسه و. انگلیس گرفتار زد و خوردهای درونی بودند اسپانیا و پرتغال موفق شدند در درون خود نظم و آرامش برقرار سازند . در سال 1469 در اسپانیا یک دولت توانا روی کار آمد و در پرتغال نیز شخص شاه ، دریانوردان را پشتیبانی مینمود ،به آنها نقشه های دقیق و ابزار کار میداد تا در کرانه های باختری و خاوری آفریقا مستعمراتی ایجاد و پایگاههائی برای سفر به هند آماده سازند .

در این هنگام جوانی بنام کریستف کلمب که به دریانوردی دلبستگی فراوان داشت و بر این باور بود که زمین گرد است آرزو داشت که بتواند درستی باور خود را بیازماید . از این رو به دربار پرتغال ،اسپانیا و انگلستان مراجعه کرد لیکن موفقیتی به دست نیاورد و سر انجام با میانجی گری یکی از دوستان ملکه اسپانیا به دربار راه یافت .ملکه سه کشتی کوچک به او داد و او توانست با استخدام شماری ناخدا و دریانورد روز آدینه سوم ماه اوت 1492 دریانوردی خود را به سوی باختر آغاز کند . پس از پنج هفته در دوازدهم ماه اکتبر به خشکی رسید . نخست به زانو افتاد و خدای بزرگ را سپاس گفت و پس از اجرای سرود مذهبی ،پرچم اسپانیا را بر افراشت . سرزمینی که وی یافته بود یکی از چند جزیره کرانه های فلوریدا بود که امروز آنها را جزایر "باهاما" گویند .

کریستف کلمب به گمان اینکه جزیره یافت شده یکی از جزایر هندوستان است ، مردم این سرزمین را " هندی " نامید و از آن روز تا کنون بومیان آمریکا به همین نام خوانده میشوند .                                    ادامه دارد


نقد و نظر () | ۱۳۸۸/۱۱/۱٧ - هرمز ممیزی |لينک به نوشته

چند توصیه به انها که هنوز چشم دارند و میبینند،گوش دارند و میشنوند!

چند توصیه بجای ریختن خون بیگناهان

 

با کنار گذاشتن مناسبات آمرانه و غیر دموکراتیک،با فاصله گرفتن از

 

چهره های عوام فریب و کسالت آور و گفتگو با عموم مردم بجای نخبگان

 

قدرت طلب،آزادی و جمهوریت واقعی این دو خواست بنیادین انقلاب  را

 

میتوان بدون خشونت و خونریزی بیشتر محقق ساخت.آمادگی و اراده

 

 مردم  برای ایجاد تحول را با خشونت و کشتار نمیتوان از میان برداشت

 

پس توصیه های بنیادین زیر را مورد توجه قرار دهیم:

 

1 – رنگین کمان ایران را از زن و مرد تا اقوام و ادیان و افکار گوناگون برابر

 

بنامیم.

 

2 – خشونت را به عنوان رفتاری خلاف شئون انسانی معرفی کنیم.

 

3 – اعدام ها را متوقف کنیم.

 

4 – روزنامه ها را از محاق تعطیل در آوریم.

 

5 – انتخابات آزاد را ارج نهیم .

 

6 – به دانشگاه حمله نکنیم ، دانشگاه جای بحث و فحص و گفتگو است.

 

7 – زندانیان سیاسی را آزاد کنیم.

 

8 – احزاب را تشویق کنیم نه تحدید.

 

9 – اجازه ندهیم در اذهان مردم قوه قضائیه به قوه غضبیه تغییر نام دهد.

 

10- راهپیمائی 22 بهمن 88 را بدون حضور نیروهای سرکوبگر برگذار

 

 کنیم.

 

11– شعارها و خواسته های مردم میهنمان را قبل از بی بی سی و

 

صدای آمریکا در صدا و سیمای خودمان ببینیم و بشنویم و بهترین ها را

 

انتخاب کنیم .


نقد و نظر () | ۱۳۸۸/۱۱/۱٢ - هرمز ممیزی |لينک به نوشته

خدا نگهدار

خدا نگهدار  جناب آقای کروبی !

 

وقایع دردناک هشت ماه اخیر نشان داد ماهیت و ساختار هر حکومتی

 

که متناسب با شرایط زمان نباشد تا چه حد مخاطره انگیز و هولناک است

 

زنده یاد دکتر محمد مصدق در فرازی جاودانه میگوید " قانون اساسی

 

تا آنجا که با مصالح مملکت هم سوئی دارد قابل احترام و تبعیت است

 

و نمیتواند عامل پایداری در تعیین و تعریف خودی و دیگری باشد .قانون

 

اساسی برای مملکت است . نه مملکت برای قانون اساسی ."

 

فصل سوم قانون اساسی ویژه حقوق ملت است ولی شما بفرمائید

 

کدام اصل از فصل سوم تا بحال اجراء شده که دل ملت به آن یکی خوش

 

باشد ؟

 

در جریان تحریم تنباکو ، شاه خواست زور آزمائی کند و آن فتوا را بشکند

 

به میرزای آشتیانی که مدافع فتوای میرزای شیرازی در تهران بود پیام

 

 فرستاد که یا آشکارا در میان مردم قلیان کشد و آن فتوا را بشکند و یا از

 

تهران بیرون رود ! به نوشته کسروی میرزای آشتیانی بیرون رفتن از تهران

 

 را پذیرفت . جناب آقای کروبی بگذارید کسب آبروئی که در نتیجه

 

افشاگریهای شجاعانه ای که از وضعیت زندانها در کارنامه سیاسی شما

 

 باقی مانده نظیر حرکت میرزای آشتیانی در اذهان مردم و ورقهای تاریخ

 

جاویدان بماند.

 

  مردان مرد وراهنمایان روزگار   

                        زاین پیش بوده انددراین روزگار کو

 

  اندر صف مجاهده یکتن ز سروران   

                        بر مرکب توکل و تقوا سوار کو ؟

 

 


نقد و نظر () | ۱۳۸۸/۱۱/٧ - هرمز ممیزی |لينک به نوشته