مقالات سياسي و اجتماعي
صفحه نخست   ::   آرشيو  ::   تماس با من   
 
جهان نا آرام

 

پاسکال میگوید: شخصیت و برازندگی در اندیشه آدمی بسط و قوام مییابد و دلبستگی روح بشر به هر گونه عقیده و ایمان هنگامی طبیعی و ارزنده است که از آزادی کامل برخوردار باشد.

     آزادی اندیشه بجای آنکه انگیزنده اختلاف و جدائی باشد باید به عاملی برای هماهنگی و مهربانی انسانها با یکدیگر در آید . ما نباید برای تیز کردن آتش خشم موجود که نیمی از جهان را فرا گرفته و هر روز شاهد خونریزی و وحشیگری تازه ای هستیم ، قلم در دست بگیریم و لهیب این آتش سوزنده و هولناک را فراتر ببریم بلکه وظیفه داریم از خشم و نفرت موجود بکاهیم و در آرامش بخشیدن به بحرانهای خانمانسوز فعلی موثر باشیم .

 

ترور و خشونت همیشه وجود داشته ، اما هیچگاه تا این حد گسترده نبوده که صلح جهانی را به مخاطره اندازد . این پدیده شوم پیامی دارد و میرساند تعداد افرادیکه به ترور دیگران میاندیشند بسیار وسیع و گسترده شده  است تا آنجا که میتوانند امن ترین ستونهای جهان را آسیب پذیر نمایند ! برای آنکه صلح در جهان حاکم شود باید درون فرد فرد ما صلح آمیز شود . اگر به نیروهای درونی و خلاق خود توجه کنیم ، تنها در این صورت است که میتوانیم از تشنجات جهانی بکاهیم و در بهبود وضع عالم موثر باشیم . باید توجه کنیم که دیگران هم، همان نیازمندیهای ما را دارند و بجای آنکه در رفع نیازمندیهایشان بکوشیم  هم خود را مصروف به ساکت نگهداشتن نیازمندان نکنیم !

ما باید با دیگران و در وهله اول با خویشاوندان تاریخی، آگاهانه متحد شویم و این اتحاد را نه فقط به منظور کسب قدرت و یا انتقام گیری از دشمنان  ، بلکه باور کنیم که برای نیل به صلح و آسایش و رفاه وایجاد فرصت ابراز عشق و علاقه به همنوعان ، همگی به این اتحاد و همبستگی نیاز داریم ، اما  باید این صلح را ابتدا در وجود خود ایجاد کنیم، و آنگاه که درونمان صلح آمیز شد ، قادر خواهیم شد که به دیگران نیز تسری دهیم .تغییر هنگامی صورت میپذیرد که فرصت شکفتن را فراهم سازیم.


نقد و نظر () | ۱۳۸۸/۱/٢٦ - هرمز ممیزی |لينک به نوشته

مقایسه پس از 20 سال !

    

طبال    روزگار     غریبانه   میزند                                                               فریاد  ظلم خویش      به     بیگانه      میزند

آزادی از فراز هزار و دویست دار (1)                         با پیک سازمان  ملل چانه  میزند   

حریت است بانگ رسای  زمان ما                                 مجنون چنین شعار حکیمانه       میزند

با  دست دستگاه  عدالت در این دیار                                   آن  دشنه   را به سر چه وقیحانه میزند

گوینده  رسانه جمعی  چنین دروغ                                                      از ترس مدعی  چه  دلیرانه     میزند

آن مجتهد  نگر که به زندانی  اوین                                                 زنجیر  و کابل  را چه  صمیمانه       میزند

ده  تن   طلا  است بر  سر آن باری بلا                         آن گنج و ثروتی   که فقیرانه میزند

پوشاک و مسکن  از سر  همراهی  فقیر                                      با نرخ های  ارز و طلا  شانه     میزند

مطلب  چو  روز  روشن و ناشر زبیم جان      لرزنده  این ترانه  به شبنامه  میزند

                                                                                                                                                                                                  24/9/68

     هزار و دویست دار(1) طی یکسال گذشته از مجموع 1600 اعدام در جهان 1200 مورد مربوط به ایران است. کمیسیون حقوق بشر سازمان ملل متحد.

........................................................................................

                  اعدام در جهان؛ مقام  دوم از آن ایران

باز هم نام جمهوری اسلامی ایران در میان کشورهایی دیده می‌شود که در سال گذشته میلادی بیشترین اعدام‌ها در آن انجام شده است. دو هزار و ۳۹۰ حکم اعدام در سال ۲۰۰۸ به مرحله اجرا گذاشته شده است که سهم ایران از این آمار جهانی ، ۳۴۶ مورد است. این آماری است که سازمان حقوق بشری عفو بین‌الملل منتشر کرده استاین سازمان در اطلاعیه خود که در آن به مجازات مرگ پرداخته است می‌نویسد که ۹۵ درصد اعدام‌ها در پنج کشور جهان صورت می‌گیرد و این کشورها عبارتند از «چین ، ایران ، عربستان سعودی، آمریکا و پاکستان گروهی از فعالین حقوق بشر در ایران و مخالفان مجازات اعدام بر این اعتقادند که این آمار و ارقام ، تنها موارد اعلام شده را در بر می‌گیرد از جمله محمد سیف زاده، حقوقدان و عضو کانون مدافعان حقوق بشر ایران، که معتقد است آمار اعدام‌ها در ایران می‌تواند بیش از این میزان باشد سازمان عفو بین‌الملل نیز در اطلاعیه‌اش بر این نکته تاکید می‌کند که تعیین آمار و ارقام اعدام در حکومت‌های «بسته و دیکتاتوری» غیر ممکن ایران در مورد اجرای مجازات اعدام ، مقام دوم را در جهان داراست، اما جمعیت ایران تقریبا ۷۰ میلیون نفر و جمعیت چین، قریب به یک میلیارد و دویست هزار تن سازمان عفو بین‌الملل همچنین از جمهوری اسلامی ایران به عنوان تنها کشوری نام برده است که در سال گذشته میلادی افرادی که در هنگام ارتکاب جرم، کمتر از ۱۸ سال داشته‌اند را اعدام کرده است شمار این اعدام‌ها به هشت تن می‌رسد . مسئله‌ای که طی این سال‌ها به چالش بزرگی میان مخالفان مجازات اعدام و مسئولان قضایی جمهوری اسلامی تبدیل شد محمد سیف زاده می‌گوید: «الان کار بدتری که انجام می‌دهند این است که اگر طفلی در سن ۱۵ سالگی مرتکب قتل شده باشد او را محاکمه می‌کنند، به اعدام محکوم می‌کنند و نگهش می‌دارند تا به سن ۱۸ سالگی برسد و بعد او را اعدام می‌کنند که این هزاران بار زجرآورتر از زمانی است که مرتکب قتل شده است.

                          فقه ، جرم ، امنیت

اعدام در سال‌های اخیر به عنوان وسیله‌ای برای پیشگیری از وقوع جرم، کاربردی قضایی و انتظامی پیدا کرده است، هر چند برخی از اشکال اجرای این مجازات در طول این سال‌ها رنگ تغییر به خود دیده‌اند. چنانچه آیت الله شاهرودی ، رییس قوه قضاییه جمهوری اسلامی ایران، در پی فشارهای بین‌المللی با صدور بخشنامه‌ای، خواستار توقف حکم اعدام در اماکن عمومی شد.مهرداد درویش پور، استاد دانشگاه جامعه شناسی استکهلم سوئد، استفاده از ابزار مجازات مرگ را برای مقابله با گسترش جرم و جنایت در شرایط امروز ایران ، دارای پیام ویژه‌ای می داند.به عقیده مهرداد درویش پور در جامعه ایران دولتمردان از مجازات اعدام بر مبنای فلسفه اسلامی استفاده می‌کنند و برای آن پشتوانه قائل می‌شوند و برخی آن را به عنوان تنها سلاح مقابله با گسترش ناهنجاری‌ها می‌دانند. اما مهمتر از همه این است که این اواخر مجازات اعدام در ایران گسترش پیدا کرده است؛ «این امر دارای یک پیام و سیگنال سیاسی برای خود جامعه و در سطح جهانی است.»

حقوقدانان ایرانی می‌گویند که قانون مجازات اسلامی دست قضات را برای صدور حکم اعدام باز گذاشته است و حتی لایحه قانون مجازات اسلامی نیز با تعریف از جرایم بر دایره مجازات‌هایی که مشمول مجازات اعدام می‌شوند افزوده است.

محمد سیف زاده، حقوقدان و عضو کانون مدافعان حقوق بشر ایران، می‌گوید: «به نظر من نباید مهر اسلام و شرع را به پیشانی این مسئله زد. حداکثر چیزی که می‌شود گفت این است که این اقدام با فقه در ارتباط است و فقه زاییده ذهن فقهیی است که استنباط خودش را با توجه به زندگی خودش از احکام اسلام دارد.»با وجود تمام سخت گیری‌ها برای اجرای قوانین اسلام و مجازات اعدام، به گفته اسماعیل احمدی مقدم، فرمانده نیروی انتظامی جمهوری اسلامی ایران، در سال گذشته جرایم مشهودی چون قتل و سرقت ۱۰ درصد افزایش داشته است.

این افزایش آماری در حالی گزارش می‌شود که مسئولان قضایی و انتظامی در سال گذشته با اجرای طرحی موسوم به «طرح ارتقاء امنیت اجتماعی » دست به دستگیری افرادی زدند که از آنها به عنوان اراذل و اوباش نام برده می شد و در مواردی هم به اعدام این افراد پرداختند.به اعتقاد مهرداد درویش پور جامعه ایران با «افزایش بزهکاری، فساد، سرخوردگی از امید به زندگی و گسترش کجروی‌های اجتماعی» رو‌به‌رو شده است.این استاد دانشگاه می‌گوید: «در نتیجه به لحاظ عینی این تفکر که مجازات اعدام با ایجاد هراس در دل مردم و گروه‌های بزهکار می‌تواند از کج‌روی‌های اجتماعی جلوگیری کند، نه تنها رخ نداده است، بلکه چنین روندی کاملا معکوس بوده است.»

اما از سوی دیگر در بهترین حالت هم هیچ دستگاه و ساز و کار پلیسی و قضایی مبری از خطا نیست. برای نمونه: اخیرا دادگاه تجدید نظر بریتانیا، یک فرد محکوم به حبس ابد را از تحمل مجازات تبرئه کرد. این فرد که ۲۷ سال را در زندان سپری کرده است با انجام آزمایش ( دی. ان . ای ) که در آن زمان در بریتانیا انجام نمی‌شد در مورد اتهام قتل یک زن، بی‌گناه شناخته شده است. مخالفان مجازات اعدام از جمله همین مسئله –یعنی احتمال رخ دادن خطاـ را دلیلی بر لزوم لغو مجازات مرگ ازقوانین می‌دانند.

گروری داک از اعضای سازمان عفو بین الملل می‌گوید کشورهایی که تمایل دارند از حکم اعدام استفاده کنند، بدون شک می‌توانند از این حکم استفاده کنند، ولی ما به عنوان یک سازمان حقوق بشری بر این اعتقادیم که استفاده از اعدام، خشونت را به جامعه تزریق می‌کند. به هر حال بیانیه سازمان عفو بین‌الملل درباره شمار اعدام‌ها در سال گذشته میلادی، نکته روشن و امید بخشی هم برای فعالان حقوق بشر داشت؛ آرژانتین و ازبکستان هم به شمار کشورهایی پیوستند که مجازات اعدام را دیگر اجرا نخواهند کرد.

 


نقد و نظر () | ۱۳۸۸/۱/۱٩ - هرمز ممیزی |لينک به نوشته

آشنائی با واژه رانت

رانت/rentier

 

رانت زائیده انحصار است واز دوران فئودالیته که مالکان زمینهای کشاورزی میزان اجاره را تعیین میکردند کلمه رانت وارد فرهنگ سیاسی و اقتصادی گردید. امروزه دولتها از طریق ممنوعیت در واردات و ایجاد انحصار به سود صنایع نوپا protective  tariff   میکوشند به صنایع داخلی کمک کنند ولی باید توجه داشت که نبود رقابت خارجی همواره باعث تنزل کیفیت محصولات داخلی میشود پس دولتها وظیفه دارند که هرگاه رشد به حد مطلوبی رسید باید انحصار برداشته شود و رقابت جایگزین آن شود تا کیفیت کالاها بالارفته و از قیمتها کاسته شود . در مراحل رانت خواری ثروت کشور در دست عده معدودی جمع میشود و پی آمد آن نبود رشد کافی در اقتصاد کشور میباشد.  

مدیریت در دو محیط رانتی و غیر رانتی کاملاً دو شکل و محتوای متفاوت دارد. آموزه های علم مدیریت در محیط غیر رانتی، که محیطی مبتنی بر رقابت است، کاملاً ملاحظه و اعمال می شوند. حال آنکه، در محیط رانتی، برنامه ریزی های مدیریتی تنها جنبۀ نمایشی و تشریفاتی دارند، بهره وری و کارآیی و شایسته سالاری اساساً مطرح نیستند. چرا که دولت همه جا در اقتصاد حضور دارد و هم اوست که می تواند در هر بخشی که ناکارآمدی و ناکارکردی به وجود آید، با تکیه به رانت، ناکارآیی را پنهان نموده و شرکت ها یا بخش های زیان ده را باز هم سرپا نگه دارد. گسترش فساد و رشوه از مشخصات عمده اقتصاد مبتنی بر رانت است.


نقد و نظر () | ۱۳۸۸/۱/۱٢ - هرمز ممیزی |لينک به نوشته

خلاصه ای از مقاله ارزشمند آقای هوشنگ کردستانی

در مورد مصدق ، هم مردم داوری خود را کرده اند و هم تاریخ. از این رو، پیروان اندیشه مصدق – اندیشه آزادیخواهی و حاکمیت مردم- نه توقع تائید از سوی همگان دارند و نه نیاز به آن


 

« آزادی یعنی آنکه مخالفان ما هم آزاد باشند عقایدشان را بیان کنند، حتی علیه ما»

انتشار کتاب «دکتر محمد مصدق، آسیب شناسی یک شکست» آقای علی میرفطروس بحث هایی را در اعتراض و دفاع از کتاب و ایشان برانگیخته است.

نقد و بررسی کتاب اگر از روی بی غرضی و بدور از حُب و بغض و تهمت زدن آنهم توسط صاحب نظران صورت گیرد، کار بسیار پسندیده و بجایی است. یکی از سُنّت های ارزشمند در دنیای دمکراسی، آزادی بیان و گفتار است.

کسانی که خود را وابسته به جبهة ملّی و پیرو اندیشه های مصدق می دانند می بایست حرمت آزادی را – که بیش از یکصد سال است ملت ما برای تحقق یافتن آن جانبازی  وفداکاری کرده است- پاس بدارند.

ولتر فیلسوف بزرگ فرانسوی خطاب به منتسکیو می گوید: « من با آنچه شما نوشته اید موافق نیستم ولی حاضرم جانم را فدا کنم تا شما بتوانید حرفهایتان را بزنید».

حرمت به آزادیِ بیان و نوشتار نه تنها در اندیشه و فلسفه فیلسوفان اروپایی پس از رُنسانس وجود داشته است، در فرهنگ خودمان نیز بسیاری از بزرگان شعر و ادب فارسی برای آزادی حرمت و احترام قائل بوده اند. حافظ سخن سرای بزرگ پانصد سال پیش از « ولتر» می گوید:

« ما نگوئیم بد و میل به ناحق نکنیم

جامة کـَس سیه و دلق خود ازرق نکنیم

حافظ ار خصم خطا گفت نگیریم بر او

ور به حق گفت، جدل با سخن حق نکنیم»

ما وارثان چنین اندیشه هایی هستیم که آزادی بیان را نه تنها برای دیگران بلکه برای خصم هم حتی اگر خطا گفته باشد قائل بوده اند.

هم وطنان به ویژه جوانانی که خود را وابسته به جبهة ملّی و پیرو اندیشه مصدق می دانند باید از تاریخچه جبهة ملی و مبارزات بنیان گذار آن آگاهی داشته باشند.

مصدق در بدو رسیدن به نخست وزیری طی نامه ای که به رئیس شهربانی نوشت یادآور شد که اشخاص و نشریاتی که به شخص من حمله یا توهین می کنند قابل تعقیب نیستند. او هیچگاه در دوران نخست وزیری و پس از آن به اشخاص و نشریات و سازمانهای سیاسی که به ناحق به او حمله کرده و تهمت زدند پاسخ نداد.

نه از سوی شورای مرکزی جبهة ملّی، نه دبیرخانه حزب ملت ایران و نه حزب ایران و نه سایر سازمان های ملّی و مصدقی هیچگونه موضع گیری رسمی به عمل نیامده است. این عدم موضع گیری نه بخاطر قبول مطالب نوشته شده در کتاب بلکه به دلیل حرمت گذاردن به اصل آزادی است که مورد قبول و پذیرش و از آرمانهای ماست.

تردید ندارم یاران مصدق هم اگر زنده می بودند به انتشار کتاب ایراد نمی گرفتند بلکه با منطق و استدلال آن مواردی را که خلاف واقع می دانستند بیان می کردند و حق پاسخ گویی را هم برای دیگران قائل بودند. چرا که بیان دیدگاه های گوناگون می تواند به روشن شدن حقیقت امر یاری رساند.

یک ایرانی باگرایش های ملّی می تواند و حق دارد بعنوان پژوهشگر تاریخ مطالبی عنوان کند که با دیدگاه ما مغایر و یا با واقعیت های تاریخی در تضاد باشد. نباید انتظار داشت هر ایرانی به تاریخ آنگونه بنگرد که ما می نگریم و آنگونه بنویسد که ما می پسندیم. تفاوت ما با پیروان نظام کنونی و گذشته در همین گونه گونه نگری به تاریخ و تفاوت اندیشه هاست.

توجه داشته باشیم که پس از گذشت بیش از شصت سال از پایان جنگ جهانی دوم، هنوز هم مورّخان و سیاست مداران فرانسوی در مورد «ژنرال دُگُل» و «مارشال پتن» هم عقیده و هم رأی نیستند.

در مورد ویلی برانت «غول سیاست بعد از جنگ آلمان» نیز همه آلمانی ها یکسان نمی اندیشند. چرا ما پیروان اندیشه مصدق که اصل نخست آرمانهایمان آزادی است، باید توقع داشته باشیم که همه هفتاد و پنج میلیون ایرانی درون و برون کشور در مورد مصدق یکسان بیاندیشند و دارای دیدگاه مشترک باشند. آیا این مغایر با اصل آزادی نیست؟

مبارزات مصدق را تنها به ملی کردن صنعت نفت و طرد نفوذ بیگانه از دخالت در امور ایران محدود کردن، کاستن از ارزش های برجسته مصدق در زمینه های دیگر است. عظمت کــار مصدق را بایـد در تـأمین و تضمین آزادیهای فـردی، اجتماعی و سیاسی و بـرقراری حاکمیت مردم دانست که حضور فعال مردم، احزاب و اتحادیه های صنفی را در صحنه سیاسی و اجتماعی کشور عامل بزرگ تحقق آزادی و استقرار حاکمیت مردم و پایداری و ماندگاری آن می دانست. امری که در دوران مشروطیت چه پیش از نخست وزیری او و چه پس از آن کم سابقه بود.

اساساً داوری پیرامون شخصیت های سیاسی در زنده بودنشان با مردم و در نبودشان با تاریخ است. در مورد مصدق، هم مردم داوری خود را کرده اند و هم تاریخ. از این رو، پیروان اندیشه مصدق – اندیشه آزادیخواهی و حاکمیت مردم- نه توقع تائید از سوی همگان دارند و نه نیاز به آن.

بیاییم با حرمت گذاری به آزادی عقیده با هم به جدل نپرداخته و تهمت ناروا نزنیم و در مبارزه سرنوشت ساز رهایی ایران رو در روی هم قرار نگیریم و بدانیم تفرقه و پراکندگی باعث بقای استبداد مذهبی حاکم بر ایران شده است.

به گفته مصدق «وقتی که ملت دولتی را سرِ کار می آورد و دولت مبعوث ملت است نمی تواند صدای مردم را خفه کند و نگذارد مردم حرفشان را بزنند. خفه کردن صدای مردم کار سیاست استعماری است. روش آنهاست که نفس کسی در نیاید تا هر کاری دلشان می خواهد بکنند، تا قرارداد نفت ببندند و کنسرسیوم بیاورند و ...»

اگر 28 مرداد قیام مردم علیه مصدق بود، بعوض آنکه شاه در اولین دیدار با کیم روزولت به او بگوید « من سلطنتم را اول از خدا و دوم از شما دارم» می گفت من سلطنت خود را اول از خدا و سپس از مردم ایران دارم".

گفته ها، نوشته ها و مصاحبه های دولتمردان آمریکا و انگلستان که آخرین آن هفته پیش توسط وزیر دادگستری انگلیس در نمایشگاه شاه عباس در لندن بیان شد، همه حاکی از انجام کودتای سازمان «سیا» و عوامل انگلیس علیه دولت مصدق است که در مواردی هم با اظهار تأسف از وقوع این رویداد تلخ تاریخی همراه بوده است.

یاد آوریم گفته مصدق را که «گناه من و گناه نابخشودنی من آن بود که با قوی ترین قدرت استعماری جهان درافتادم و دست او را از منافع ملت ایران کوتاه کردم»

در پایان باید به این نکته اشاره کنم، همانگونه که در این همه سالها گفته و نوشته ام، طرح مسائل تاریخی که مربوط به گذشته است و قابل بازگشت نیست باید خودداری کرد چون می تواند در جبهة آزادیخواهان ایجاد نفاق و پراکندگی کند و بدون آنکه خواسته باشیم همچنان در دام گذشته گرفتار بمانیم.

بیاییم با آگاهی از تاریخ برای یافتن راه کار گرفتاری های اسفناک کنونی و رفتن به سوی آینده سود ببریم و نه آنکه در گذشته زندگی کنیم و به گذشته بیاندیشیم و مسائل فاجعه بار و ایران برباد ده کنونی را به دست فراموشی بسپاریم.


نقد و نظر () | ۱۳۸۸/۱/٥ - هرمز ممیزی |لينک به نوشته