مقالات سياسي و اجتماعي
صفحه نخست   ::   آرشيو  ::   تماس با من   
 
هویت ملی و ایرانی

ضمن تبریک عید غدیر خم به هم میهمنان گرامی

واژه هویت در آن واحد و بطور همزمان دو معنای متضاد(شباهت و تفاوت )را به ذهن شنونده القاءمیکند و دامنه این ضدیت معنا ،بقدری وسیع است که دو بینهایت را در بر میگیرد .هویت فردی ،از بینهایت تفاوتها بین من و دیگران پرده بر میدارد وآشکارا میگوید که افراد، یگانه و متفاوت هستند و به این گوهر یگانه باید بهاء داد، چرا که یکتاست و نظیرش را هرگزنخواهی یافت . ولی هویت انسانی ازتشابهات فراوانی که بین من و هر انسان دیگری است دم میزند و به همین دلیل حقوق برابر را برای ابناء بشر در نظر میگیرد. در حد فاصل بین این دو قطب هویتی، میتوان از هویتهای ملی ،دینی، اجتماعی، قومی و فرهنگی نام برد که بخلاف هویتهای مطلق فردی و انسانی جملگی هویتهای نسبی هستند . هر موجود زنده نیازمند فضای کافی برای تنفس و زندگی است و ملتها نیز از این قاعده کلی مستثنی نیستند، مشکلات در حال ظهور را قبل از اینکه به مرحله بحران برسند باید تشخیص داد و تو صیه های لازم را بی سر و صدا ارائه نمود.

ایران امروز با پدیده محصور ماندن وانزوا و محاصره شدن  در درون مرزهای جغرافیائی فعلی خودروبرو است که جز با سر و سامان دادن به مساله هویت و اتحاد ملی و باز تعریف واژه ( ایرانی ) حل نخواهد شد

روح و تن آدمی هر دو شکننده اند ولی هزینه شکستن روح آدمی بمراتب سنگین تر از شکستن جسم اوست .

اگر ما واقعا خود را در قفس آهنینی مییابیم که از قضا خود آن را ساخته ایم و خود را در آن زندانی کرده ایم . امروز میخواهیم ببینیم تحمیلات حاکمیت تا چه حد عقلانی و تا چه حد سنگین و کسالت آور و زائد است ؟

مطمئنا هر چه مستعد از کار افتادن است عاقبت از کار می افتد ولی هنوز بین ما وحدت وجود دارد ، از آنجا که روح و جان ایرانی یکی است این وحدت در اعماق درجائی نهفته و پنهان مانده و بکمک همین وحدت ناشی از ایرانیت ، جمعیت شکافته شده و متضاد را باید به دور هم جمع کنیم و زندگی بسیاری را که به جهنم بدل شده دوباره بسازیم . چگونه بر این شکاف ملی فائق آئیم ؟ نا بسامانیهای اجتماعی ، ماحصل طبیعی شکاف در شخصیت ملی ماست.

یاد و خاطره ایران در اشعار شعرای بزرگی چون عنصری، فرخی،مسعود سعد سلمان و از همه مهمتر رودکی و نظامی است که جملگی زادگاهشان در خارج از مرزهای تحمیلی و کنونی ایران است و به روشنی هویت ایرانی را آشکار میکند و اگر این هویت را در کنار کشتارهای بی پایان شیعیان عراق و پاکستان ،از سوی تند روان سنی قرار دهیم و بیاد داشته باشیم که در طول تاریخ نیز کشتارهائی بمراتب هولناکتر از شیعیان صورت گرفته آنگاه میتوان بسادگی پی به ارزش نگاه به هویت ایرانی برد و فهمید که اگر اتحادی در آینده قابل تصور باشد فقط به اتحاد با کشورهای ایرانی تبار منطقه میتوان اندیشید و امیدوار بود.


نقد و نظر () | ۱۳۸٧/٩/٢٧ - هرمز ممیزی |لينک به نوشته

انرژی های نو

 

 

انرژیها به دو دسته تجدید پذیر و تجدید ناپذیر تقسیم میشوند، انرژیهای تجدید شونده مانند باد ،برق آبی و خورشیدی چون فاقد آلودگی ناشی از گازهای گلخانه ای است و به محیط زیست صدمه ای نمیزند مورد توجه جهانیان قرار گرفته و بسرعت در حال گسترش است به ویژه آنکه سرمایه گذاری در آنها نیز به دلیل پایان ناپذیر بودن منابع ، منطقی تر به نظر میرسد امروزه مردم جهان بسرعت در حال گرویدن بسوی بهره وری از انرژیهای تجدید شونده هستند و ما متاسفانه غافلیم زیرا فقط 5/1% از انرژی کشور از انرژیهای برق آبی تامین میشودو سایر انرژیهای تجدید شونده حتی به این حد و میزان هم نرسیده  است . 

 

انرژی باد انرژی خورشیدی فناوری و هیدروژن زیست توده انرژی زمین گرمائی
 

هر چند دسترسی به منابع گوناگون انرژی در ایران کاملا ساده و عملی است ، غیر از نفت و گاز و ذغال سنگ و انرژی هسته ای که هر چهار مورد در زمره انرژیهای تجدید ناپذیر هستند  ما میتوانیم از انرژی باد، برق آبی اعم از آبشارها و یا امواج دریا،خورشیدی و گرمایش زمین، بهره مند شویم و با تنوع بخشیدن به منابع گوناگون ، از امنیت تامین انرژی برخوردار شویم . بهره برداری از منابع نفت و گاز و صادر کردن آنها در حجم عظیم و به شکل خام فاقد ارزش افزوده بوده و در دراز مدت شدیدا به اقتصاد کشور و به محیط زیست  لطمه میزند .

 

 

 

شهر خورشیدی چین

                                Image
شهر ریزهاو، به معنی شهر آفتاب در زبان چینی، ارتباط ویژه ای با خورشید برقرار کرده است. 99 % خانه‌ها در محدوده مرکزی شهر و30%در حومه، از آبگرمکن‌های خورشیدی استفاده می‌کنند و بیش از 6000 خانوار امکانات پخت و پز خورشیدی دارند .

اکثر چراغهای راهنمایی ورانندگی و چراغهای پارک‌ها و خیابانها توسط سلولهای خورشیدی فتو ولتیک کار می‌کنند.
 
این نکته که شهر ریزهاو، یک شهر کوچک و معمولی چینی و با درآمد متوسط و پائین تر از بسیاری از شهرهای دیگر است، موضوع را جالب تر می‌کند. دست یابی به چنین سیستمی‌در شهر نتیجه سه فاکتور کلیدی بوده است: سیاست دولت درتشویق مردم به استفاده از انرژی خورشیدی و حمایت‌های مالی توسعه این پروسه، صنعت تولید پانل‌های خورشیدی در منطقه که شانس پیشرفت را بالا برده است، و تمایل شدید شورای شهر برای تحقق این امر.
در واقع به جای پرداخت یارانه به کاربران نهایی، دولت در زمینه تحقیق و توسعه فعالیتها در صنعت آبگرمکن‌های خورشیدی سرمایه گذاری می‌کند، به گفته یکی از مسوولان شهری: «به جای پرداخت یارانه به مردم، هزینه آن را صرف سرمایه گذاری در صنعت برای رسیدن به پیشرفت تکنولوژیکی می‌کنیم به گونه ای که منجر به کاهش هزینه نهایی کاربران می‌شود.»
قیمت یک آبگرمکن خورشیدی تا حد یک آبگرمکن الکتریکی معمولی پائین آمده و به حدود 190 دلار رسیده است که 4تا5 درصد درآمد سالانه یک خانواده متوسط در شهر و 8 تا10 درصد درآمد یک خانواده روستایی است .همچنین این پانل‌های خورشیدی به راحتی روی بنا نصب می‌شوند و استفاده از آنها منجر به کاهش هزینه‌ها و پس انداز بیشتر کاربران می‌شود.

 

 

 اپل برقی استفاده ای دیگر از انرژیهای  نو  !

 


نقد و نظر () | ۱۳۸٧/٩/٢٠ - هرمز ممیزی |لينک به نوشته

گلزار نو اندیشان ( بوعلی سینا )

بو علی سینا درمانگر جسم و روح انسان

 

               

                              

 

بو علی سینا ملقب به شیخ الرئیس ، از اهالی بلخ و از بزرگان آن دیار است، تولد او را به سال 363ه.ق.نوشته اند .پنج ساله بود که پدرش به بخارا رفت و چون آثار رشد و تمیز در او مشاهده کرد او را به معلمی دانشمند سپرد تا خواندن قران و اصول دین ، علم و ادب و صرف و نحو بیاموزد ،طی مدت پنج سال در آن علوم احاطه یافت ، آنگاه نزد محمود مساح ریاضیات آموخت ، فقه را نزد اسماعیل زاهد، صناعت و منطق را نزد عبدالله ناتلی و علم طب را نزد منصور  نوح القمری بیاموخت . در آن اوان امیر منصور سامانی ،به بیماری صعب العلاج دچار گشت و به احضار بوعلی سینا فرمان داد ، بو علی به بالین امیر آمد ، تشخیص مرض کرد وبه علاج او همت گماشت. سلطان از آن هنر که خود مانند سحری بود زیاده خوشبخت گردید و آنچه در خور شان سلطنت بود به ازاء آن خدمت، بر وی مبذول فرمود ومقرر داشت که همواره ملازم آستان و حاضر بارگاه باشد . در ان هنگام از سلطان اجازه یافت که یک چند در مخازن کتب سلطانی بسر برد قضا را در خلال ان احوال شبی آتش به کتابخانه افتاد و بسیاری از آن کنب شریفه بسوخت . جمعی از اهل حسد ، شهرت دادند که بوعلی خود به عمد در آن کتابخانه آتش افکنده تا انکه کتب متقدمین که نسخ انها منحصر به فرد بود یکباره از میان برود ، سپس انها را از مکنونات خاطر خویش مرتب ساخته ، انشاء و ابداع آنها را به خویشتن نسبت دهد ! سلطان از آن سخنان روی در هم پیچید و اصلا از شان وی نکاست و همچنان برقدرش می افزود .

سلطان محمود که سنی مذهب بود ، قومی در نزد ان سلطان متعصب معروض داشتند که شیخ الرئیس در مذهب تشیع سلوک دارد و در اثبات و تبلیغ آن مبادرت میورزد . پس به احضار او فرمان داد .

 بو علی سینا از شدت خوف به گرگان گریخت و انجا خواهر زاده قابوس را برای معالجه نزدش آوردند . بو علی تشخیص داد که بیماری جوان از امراض بدنیه (جسمی) نبوده ، ساعتی به فکر فرو رفت و گفت اکنون مرا شخصی باید که جمیع محلات و بیوتات شهر بشناسد و نبض مریض بگرفت و گفت نخست نام محلات بیان کن . همی یک یک میشمرد تا به محله ای منتهی گشت که از ذکرنام آن محله آثار اضطراب در شریان بیمار افتاد ، با تحقیق بر یکایک خانه ها و ابراز نام اهالی سر انجام با نام دختری نبض از کار طبیعی مانده و به ارتعاش افتاد ، بوعلی سینا روی به معتمدان قابوس کرد و گفت این پسر بر فلان دختر که در فلان خانه و در فلان کوی و فلان محله است ، عاشق است .و از درد فراق و رنج هجران بدین حالت در افتاده ، چاره آن دیدار معشوق و وصل محبوب است . ولی از آنسو چون سلطان محمود دست از تعقیب بر نمیداشت بفرمود تا ابو نصر که در علم تصویر نگاری استاد بود چهره بو علی را پرداخته و مقرر داشت تا هرکس بدان شباهتی دارد و اصل را با سواد مطابق یابد ، گرفته به پایه سریر سلطنت فرستند .بو علی بناچار از گرگان به ابیورد و از انجا به نیشابور گریخت و چون انجا نیز احساس امنیت نمیکرد به جانب ری شتافت، از شهر ری به قزوین و سر انجام به همدان رفت . شمس الدوله حکمران همدان او را به وزارت خود گمارد ولی چون خزانه از سیم و زر خالی بود مردمان این معنی را از قدوم بد شیخ الرئیس دانسته به تحریک ارباب غرض گروهی از لشکریان به سرای بوعلی ریختند و آنچه یافتند به غارت بردند سپس وی را گرفته به حضور شمس الدوله آوردند و به قتلش تحریک میکردند . شمس الدوله آن عرایض را التفاتی نیاورد ولی محض خواباندن فتنه و پنهان داشتن محبت به آن حکیم فرزانه، دست او را از وزارت کوتاه کرد .

لاجرم  بوعلی خانه نشین و خلوت گزین گردید و به منزل دوستی فرود آمد و قریب چهل روز انجا پنهان  بود . اتفاقا در آن ایام مرض قولنج که شمس الدوله را معتاد بود بر وی عارض گشت و در طلب بوعلی جد و جهد بسیار کرد  بعد از جستجوی بیشمار از وی نشانی جستند . او را با اکرام به نزد شمس الدوله آوردند. بوعلی دیگر باره بیماری وی را علاج کرد و منصب جلیل وزارت به او تفویض شد .بو علی تدوین کتب قانون و شفا را در همین ایام آغاز کرد . پس از مرگ شمس الدوله و بدوران حکومت تاج الدوله و به امر او بو علی را به زندان افکندند .

نقل است که بوعلی طی چهار ماه که در قلعه (بردان) زندانی بود کتاب ناتمام شفا را به پایان رسانید .

پس از خلاصی بوعلی راهی اصفهان شد و  علاء الدوله حکمران اصفهان منصب جلیل وزارت را بدو تفویض فرمود و چون یکی از بستگان امیر به مرض مالیخولیا گرفتار شد و خود را گاوی فربه تصور میکرد که باید او را بکشند، علاءالدوله از بوعلی خواست تا او را مداوا کند ، بو علی به سرای بیمار رفت و خود کاردی بدست گرفته و فریاد زد:گاوی که او را باید کشتن کجا است ؟ بیاوریدش تا بکشم!! بیمار چو این بشنید بانگی همانند آواز گاو سر داد ، یعنی اینجا است ! بوعلی گفت که او را میان سرای آورده و ریسمان بیاورید و دست و پای او را ببندید . بیمار چو این بشنید از فرط خوشحالی برخاسته میان سرای در آمد و بر پهلو بخفت پس دست و پای او را محکم بستند ، بو علی خود نزدیک امد و کارد بر کارد بمالید و بنشست و دست بر پهلوی او میزد چنانکه عادت قصابان است . پس گفت : این گاو سخت لاغر است . امروز برای کشتن خوب نیست . چند روز او را علوفه دهید تا فربه شود و زود تر او را بکشند .بیمار از شوق انکه زودتر کشته شود بخوردن در امد و بدان سبب از هرگونه اشربه و اغذیه بدو دادند و داروهای مناسب خورانیدند تا از ان مرض خلاصی یافت .

 ابن سینا بسیار تابع فلسفه ارسطو بود و از این نظر به استادش فارابی شباهت دارد. مبحث منطق و نفس در آثار او در واقع همان مبحث منطق و نفس ارسطو و شارحان او است. اما ابن سینا هرچه به اواخر عمر نزدیک می‌شد، بیشتر از ارسطو فاصله می‌گرفت و به افلاطون و فلوطین و عرفان نزدیک می‌شد. داستان‌های تمثیلی او و نیز کتاب پرحجم منطق المشرقین که اواخر عمر تحریر کرده ، شاهد این مدعاست. امروزه از این کتاب تنها مقدمه اش در دست است. اما حتی در همین مقدمه نیز ابن سینا به انکار آثار دوران ارسطویی خویش مانند شفا و نجات می‌پردازد.

سال 426 یا 428ه.ق.که علاءالدوله عازم همدان بود ، بوعلی را همراه خود ببرد و بگونه ایکه در بعضی تواریخ آمده شیخ الرئیس با نسوان زیاده موانست و محبت داشت و از کثرت مباشرت اندک اندک بر بنیه او ضعف غلبه یافت ! و چون به همدان رسید از نزدیکی مرگ خویش آگاه گشته ودریافت که از غلبه بر بیماری عاجز است ،لذا ترک مداوای خود کرد و میگفت قوه مدبره در بدن من از تدبیر باز مانده اکنون دیگر معالجه فایده ندارد ، پس غسل کرده و آنچه داشت برفقرا صدقه کرد و غلامان را خط آزادی داد و روز جمعه اول رمضان  428ه.ق. به جوار رحمت الهی پیوست . این رباعی از اوست :

 

کفر چو منی گزاف و آسان نبود          محکم تر از ایمان من ایمان نبود

در دهر چو من یکی و آنهم کافر          پس در همه دهر یک مسلمان نبود

,


نقد و نظر () | ۱۳۸٧/٩/۱۳ - هرمز ممیزی |لينک به نوشته

آشنائی با جهان هولوگرافیک

جهان هولوگرافیک / The Holografic Universe

 

جهان هولوگرافیک به اثبات جهانی میپردازد که هر ذره آن ویژگیهای کل خلقت را با خود همراه دارد .این اندیشه در کاربرد اشعه لیزر تحقق یافته بطوریکه شما میتوانید از اشیائ مختلف عکس لیزری بگیرید و هر تکه از این عکس میتواند کل تصویر را نمایش دهد  ولی بکمک فیزیک کوانتوم به همت دو اندیشمند فیزیکدان بوهم و پریبرام ، یکی از کشفیات حیرت انگیز فیزیکدانان کوانتوم آشکار شده که اگر ماده را به تکه های کوچک تقسیم کنید سر انجام به جائی میرسید که الکترونها و پروتونها بصورت ذره و بصورت موج نمود پیدا میکنند واینک فیزیکدانها معتقدند کوانتوم در حکم ماده اولیه ایست که کل جهان از آن به وجود آمده است. برای کسب آگاهی بیشتر از گوگل کمک بگیرید !


نقد و نظر () | ۱۳۸٧/٩/٦ - هرمز ممیزی |لينک به نوشته