مقالات سياسي و اجتماعي
صفحه نخست   ::   آرشيو  ::   تماس با من   
 
ترکیه چگونه پیشی گرفت ؟

ترکیه چگونه بر ما  پیشی  گرفت ؟

 

برغم تحریم ترسناک خلافت عثمانی بر صنعت چاپ برای مدت دویست سال ،با این استدلال که قرآن را نمیتوان با دستگاهی نوشت که کفار ساخته اند و تحریم بکار گیری ساعت با این منطق که موذن ها بیکار میشوند ،دوره مشهور به تنظیمات از زمان رشید پاشا آغاز شد ، رشید پاشا شش بار به صدارت رسید ، او با امیر کبیر و نظم میرزا تقی خانی آشنا بود و با یکدیگر  نامه نگاری رسمی داشتند و از احوال هم با خبر  بودند گفتنی است از جمله اصلاحاتی که هر دو وزیر در ایران و عثمانی پیگیر بودند ، اجرای "حقوق ثابته" چون امنیت جان و مال افراد ،خواه رعیت خواه وزیردر برابرخودکامگیهای"حکومت مطلقه" بود ، رشید پاشا سرانجام موفق شدباتصویب و اعلام "خط شریف گلخانه"به مرگ وزیرانی چون مخدومش" پرتو پاشا" برای همیشه پایان دهد اما امیرکبیر نه تنها خاطره مرگ دردناک قائم مقام را هیچ گاه از یاد نبرد بلکه خود نیز به همین سرنوشت شوم گرفتار شد و هنوز که هنوز است در کشور ما گردنکشان برای جان نخبگان ارزشی قائل نیستند، خواه وزیرانی چون دکتر کاظم سامی و داریوش فروهر، خواه نویسندگانی چون سعیدی سیرجانی و یا خبرنگارانی چون زهرا کاظمی و پزشکانی چون دکتر بنی یعقوب ... 

در  امپراتوری   عثمانی   نخستین  تلاشهای عملی برای   جبران عقب ماندگی   تاریخی از  اروپا ، در  آغاز  قرن نوزدهم توسط سلطان  سلیم   سوم  (1807 – 1789 ) م آغاز  شد ، دعوت  از  آموزگاران اروپائی و اصلاح  ساختار اداری نه  تنها  علوم  و فنون بلکه  اندیشه  های نوین  سیاسی را به کشور  آورد و این  اقدامات توسط سلطان  محمد  سوم (39- 1808 ) ادامه  یافت و با  تاسیس  آکادمی  نظامی  و  نیز  مدرسه علوم  پزشکی و اعزام دانشجو به  اروپا روابط  گسترده شد . سلطان  عبد المجید  اول  (61 – 1839 )م نیز به  یاری   مصطفی  سید  که  دولتمردی غربگرا  بود و برنامه  اصلاحی  موسوم  به "تنظیمات"  را  پی گرفت   و  هنگامیکه در  دوران سلطان  عبد العزیز (76-1861) م بناگهان  دستور  توقف  اصلاحات   صادر  گردیدبا جنبش های روشنفکری  بسیار  قوی   روبرو شد  و سر انجام آتاتورک توانست دست آوردهای ارزشمند و بزرگی برای  کشورش به ارمغان آورد .


نقد و نظر () | ۱۳۸٧/۱٠/٢٧ - هرمز ممیزی |لينک به نوشته

خشونت چاره کار نیست !

 

  همچنان در فکر آن بیتم که گفت        پیل بانی بر لب  دریای  نیل :

   زیر پایت  گر  بدانی حال  مور           همچو حال تست زیرپای پیل

                                                                                                                                             سعدی

 

بگفته مارتین لوتر کینگ " خشونت غیر اخلاقی است ، زیرا که از نفرت و نه از عشق می پرورد، خشونت جامعه را ویران و برادری را ناممکن میسازد ، جامعه را در تک گوئی محصور میدارد، به جای آنکه به گفتگو هدایت نماید . خشونت سر انجام خود نیز به پیروزی نمیرسد . بازماندگان را تلخکامی و پیروزمندان را درنده خوئی میبخشد.  "

لوتر کینگ در پاسخ ملکم ایکس که گفته بود "با آنهائیکه با شما خصمانه پیکار میکنند ، خصمانه پیکار کنید. مینویسد: "پاسخ کینه را با کینه دادن فایده ای ندارد مگر افزودن به وجود شر در جهان ! "

گاندی نیز بر همین باور است که وسیله و هدف میبایستی همیشه از یک جوهر باشند . چرا که با کاشتن بذر کینه و نفرت نمیتوان محصولی عاری از خشونت برداشت کرد .

مرکز فلسطینی عدم خشونت در ژانویه 1985، به دست گروهی از فلسطینیان بخش عربی بیت المقدس که در اشغال اسرائیل قرار دارد تاسیس گردید. این مرکز از اندیشه ها  و عملکرد گاندی و مارتین لوتر کینگ سر مشق گرفته و برنامه پژوهش و تعلیم نظری و عملی عدم خشونت را در اختیار گروه وسیعی از فلسطینیان قرار میدهد و گفتنی است باوجودیکه همواره تظاهراتی علیه رفتار خشونت آمیز طرفین مخاصمه برگذار نموده ولی تا بحال  توانسته مسجد الاقصی رابرغم بمباران چندین مسجد در باریکه غزه ، با بهره مندی از شیوه عدم خشونت حفظ کند .

 

                            


نقد و نظر () | ۱۳۸٧/۱٠/٢٠ - هرمز ممیزی |لينک به نوشته

یادآوری بهنگام دو پست ازآرشیو همین وبلاگ

 

 

غزه در آتش و خون

 خدایا چنان کن سر انجام کار  تو خشنود باشی و ما رستگار

 

جناب آقای سید محمد خاتمی

ریاست محترم جمهوری اسلامی ایران

 

 

     آخر چو فسانه میشوی ای بخرد    افسانه خوب شو ، نه افسانه بد

 

مشکل دردناک خاور میانه که بیش از نیم قرن از عمر آن میگذرد واینک به اوج توحش خود رسیده و ترکشهای آن جهانسوز شده ، جز با تدبیر و درایت شخصیتی آرام و معتدل چون جناب آقای رئیس جمهوری حل نمیشود .در حالیکه جهان نیازمند تفاهم است ،عده ای به بیماری“ نفرت” دچار شده اند ،حال آنکه بگفته بودا “نفرت را نفرت از میان نمیبرد،بلکه فقط عشق است که آن را نابود میکند ”عیسی مسیح هم وقتی به صلیب کشیده میشد برای دشمنانش دعای خیر کرد “خدایا آنها را عفو کن زیرا نمیدانند چه میکنند ”و از سخنان گهر بار حضرت رسول اکرم است که فرمود “ستیزه مکن هر چند حق با تو باشد”دنیا روزهای تیره ای را پشت سر میگذارد ،اما روزی به تفاهم و همدلی خواهد رسید. اگر کوششی فرمائید و همتی بخرج دهید، نه فقط مانند ابتکار “گفتگوی تمدنها”آبی بر آتش اینک افروخته دشمنان ایران و بشریت ریخته اید که انشاالله از ثواب اخروی و الهی آن نیز بی نصیب نمی مانید.

جناب آقای خاتمی، چه شعار کهنه و از کار افتاده “ از نیل تا فرات” و چه مشکل دائمی “شهرک سازی یهودیان” و چه “مصیبت آوارگان مظلوم فلسطینی” را، عامل اصلی تداوم جنگ رو به گسترش خاور میانه  فرض کنیم ،نهایتا به این نتیجه محتوم میرسیم که “سرزمین و قلمرو”موضوع اصلی جنگ کهنه  خاور میانه است. اکنون ،تصور میکنم فرصت مناسبی است تا حضرتعالی ضمن تماس با آقای کوفی عنان پبشنهاد فرمائید بمنظور آموزش صلح وهمزیستی ، تحت نظارت و به هزینه سازمان ملل متحد،هزار خانواده فلسطینی و هزار خانواده یهودی ، مشروط به آنکه جمعااز ده هزار نفرتجاوز نکنند، به ایران آمده ،بصورت سمبولیک و صلح آمیز، دراینجا زندگی نمایند و چنانچه انشاالله موفقیتی از اینکار خیر بدست آمد، سایر کشورها نیز، با الگو قرار دادن اقدام خدا پسندانه ایران ،هر کدام به سهم خویش، در این امر شایسته و اخلاقی مشارکت نمایند و از فشردگی و تراکم جمعیت در سرزمینهای اشغالی ،که خود عامل اصلی بر  بقاء و دوام جنگ و جدال و خونریزی است بکاهند هزینه حفظ صلح همیشه کمتر از غرامت جنگ است .

 

                                           ارادتمند   هرمز ممیزی

                                                  ٣/ ٧ / ١٣٨٢

 

برای آگاهی آقای رئیس جمهور

هرگاه بازگشت (و زمینه صلح فراهم شد ) در میان آندو بعدالت صلح بر قرار سازید٬ وعدالت پیشه کنید که خداوند عدالت پبشگان را دوست دارد .   حجرات ۹

هرگز نمیتوانم فراموش کنم  ادیان مسیحی،یهودی و اسلام  که به ابراهیم ع باز میگردد ، مگر نباید همه اینها یک خدای واحد را بپرستند ؟ پس چرا در خاور میانه هنوز هابیل و قابیل دست از کشتن یکدیگر برنمیدارند ؟

شهر اورشلیم (بیت المقدس) برای مسلمانان ، مسیحیان و یهودیها اهمیت مذهبی بسزائی دارد ، در این شهر مساجد ، کلیساها و کنیسه های مهمی بنا شده ولی بجای آنکه خدای واحد ابراهیم ع را پرستش کنند، در طول تاریخ هزاران نفر برسر در و دیوار این شهر جان خود را باخته اند زیرا پیروان این ادیان هیچگاه نتوانسته اند برسر حاکمیت شهر اورشلیم به توافق برسند .

اسناد تاریخی گواهی میدهد که 1200ق.م.قوم بنی اسرائیل از بردگی فراعنه مصر گریختند و پس از طی صحرای سینا وارد سرزمین فلسطین شده و در آنجا دست به تاسیس حکومت زدند . سه پادشاه با لقب (منجی)به اسامی داود، شئول و سلیمان به سلطنت رسیدند و به ویژه در دوران پادشاهی داود شکوفائی ،نظامی و فرهنگی رخ نمود .اما چندی نگذشت که بر اثر اختلافات داخلی این سرزمین به دو بخش شمالی بنام اسرائیل و جنوبی بنام یهودا تجزیه شد . در سال 722ق.م.بخش شمالی صحنه تاخت و تاز آشوریان قرار گرفت و بخش جنوبی بدست حکومت بابل افتاد و بسیاری از قوم یهود به اسارت بابلیان در امده و عبادتگاه اورشلیم ویران شد . این اسارت تا سال 539ق.م.ادامه داشت و در این سال بکمک کورش پادشاه هخامنشی یهودیان توانستند به اورشلیم باز گردند .

سال 57 که ملت ایران در اوج شکوفائی و محبوبیت جهانی سیر میکرد با شعار نا بهنگام (مرگ بر این سه مفسدین،کارتر و سادات و بگین) به دمیدن باد بر هیمه نیم سوخته و پاشیدن نفت بر آتش فروخفته جنگ، مانع بزرگی در برابر صلح اعراب و اسرائیل تراشیدیم که دامنه آن سرانجام به آمریکا، افغانستان و عراق وانگلستان،اسپانیا،استرالیا، لبنان و سومالی و... کشیده شد و اینک گام به گام و لحظه به لحظه به سرزمین ایران نزدیکتر میشود .اینجانب وظیفه خود میدانم همچنانکه در تاریخ سوم مهر 1382در همین وبلاگ به آقای سید محمد خاتمی توجه دادم اینک نیز آقای احمدی نژاد را از راهی که پیش گرفته اند بر حذر دارم .

ناگفته پیدا است که آقای رئیس جمهور قصد حمله به اسرائیل را ندارند ولی طرح و تکرار مطالبی نظیر  :   محو اسرائیل ازنقشه جغرافیا و یا از منطقه خاور میانه میتواند ایران را با همان خطری روبرو نماید که رادیو ایران با برنامه های برونمرزی خود قبل از  جنگ ایران و عراق بر سرمان آورد.

 

                                           با احترام – هرمز ممیزی

 

                                                  ١۴/ ١١/ ١٣٨۵


نقد و نظر () | ۱۳۸٧/۱٠/۱۱ - هرمز ممیزی |لينک به نوشته

آشنائی با واژه وضعیت قدسی

 

وضعیت قدسی / pentecostal condition

 

با تبریک عید کریسمس به هموطنان مسیحی

 

بگفته  عهد جدید عطیه روح القدس هفت هفته پس از رستاخیز بر حواریون عیسی ع نازل شد و آنها توانستند به همه زبانهای بشری سخن بگویند و بتوانند در سراسر عالم مبشر پیام عیسی مسیح باشند . این معجزه را میتوان نمادی از غلبه روح قدسی بر تفاوتها و جدائیهای ظاهری ابنای بشر  و نشانی از رفع نفرین برج بابل(1) دانست که به حواریون اجازه داد در دلها و روح مردمان نفوذ کنند و به زبان خودشان با آنان سخن بگویند .در ادبیات سیاسی امروز این اصطلاح برای فهم و درک یکدیگر و غلبه بر تفرقه و جدائی قومی و نژادی بکار میرود .

 

(1) در منابع اسلامی آمده که حضرت نوح نخستین کسی است که پس از ارامش توفان ، بابل را بنا نهاد و ابراهیم ع در همین شهر بابل ( در 85 کیلومتری جنوب بغداد و در ساحل فرات) به آتش افکنده شد. ولی ایرانیان شهر بابل را سرزمین نفرین شده میدانند و بر این باورند که بانی شهر بابل ضحاک بوده و بخت النصر برای جلوگیری از ویرانی شهر مسیر رود فرات را تغییر داده است .


نقد و نظر () | ۱۳۸٧/۱٠/٤ - هرمز ممیزی |لينک به نوشته