مقالات سياسي و اجتماعي
صفحه نخست   ::   آرشيو  ::   تماس با من   
 
از کوزه همان برون تراود که در اوست

نتایج نظارت استصوابی و غربال انتخابات

 

26 فروردین 87

 

لغو گزارش تلویزیونی احمدی نژاد در خصوص گرانی

 

اعتماد: در شرایطی که گزارش تلویزیونی احمدی نژاد درباره برنامه های اقتصادی جدید او، راهکارهای مهار تورم و گرانی لغو شده است، همزمان جمعی از نمایندگان مجلس هم خواستار عذرخواهی رئیس جمهور از مردم شدند و به او توصیه کردند به جای ارائه گزارش های پی درپی و وعده های مکرر برای مهار تورم و گرانی از کارشناسان کارکشته اما حذف شده کشور استفاده کند تا اقتصاد کشور بیش از این گرفتار تورم و گرانی نشود.

پیشنهاد نمایندگان مجلس در شرایطی مطرح شده که مسوولان نهاد ریاست جمهوری دو روز پیش اعلام کردند محمود احمدی نژاد یکشنبه شب (دیشب) بر صفحه تلویزیون ظاهر خواهد شد و تازه ترین گزارش خود را درباره برنامه های اقتصادی اش مستقیماً با مردم در میان خواهد گذاشت. ظاهراً قرار بوده بعد از اعلام رسمی خبر عزل وزرای اقتصاد و کشور، گزارش تلویزیونی احمدی نژاد هم به فاصله چند ساعت پخش شود.

اما ظاهراً در این راه مشکلاتی پیش آمده است، از جمله جمعی از نمایندگان مجلس و مقامات مملکتی و فعالان سیاسی با عزل پورمحمدی مخالفت شدید کردند و در عین حال تصمیم به عزل وزیر اقتصاد را هم تلاش برای انداختن گناه گرانی ها به گردن داوود دانش جعفری قلمداد کردند تا بدین وسیله دامن سایر دولتیان از جمله احمدی نژاد از مساله تورم و گرانی پاک شود. ظاهراً بروز چنین مشکلاتی به لغو گزارش تلویزیونی شب گذشته احمدی نژاد و موکول شدن آن به زمان دیگری منجر شده است. البته محمود احمدی نژاد تاکنون چندین بار و طی چندین ساعت از شبکه های مختلف صدا و سیما درباره مسائل اقتصادی از جمله گرانی و تورم گزارش داده است. گزارش هایی که در سال اول ریاست جمهوری اش حاوی انکار هر نوع گرانی بود و مقوله تورم را صرفاً سیاسی کاری ها و جنگ روانی تعدادی روزنامه قلمداد کرد اما به تدریج به سمت پذیرش گرانی حرکت کرد و در عین حال وعده داد ریشه گرانی و تورم در سال 1386 کنترل و میزان تورم تک رقمی خواهد شد اما اینک در سال 1387 آمارهای رسمی حاکی از تورم 6/18 درصدی است و پیش بینی شده است در سال جاری هم تورم از مرز 20 درصد عبور کند. البته در آمارهای غیررسمی از تورم بالاتری سخن به میان آمده است و از قضا در جامعه هم تورم بسیار بیشتر از آن چیزی احساس می شود که آمارهای رسمی بر آن تاکید دارند. در چنین اوضاع و احوالی است که کارشناسان تکرار وعده های احمدی نژاد را راهکار اساسی مهار تورم نمی دانند و از او درخواست دارند به واقعیات توجه کند و کارشناسانی را که با اتهام های مختلف از صحنه حذف شده اند به عرصه بازگرداند.در همین راستا مجلسیان هم واکنش های متفاوتی از خود نشان دادند.

تعدادی از نمایندگان مجلس ضمن سلب مسوولیت دوباره از خود در مورد ایجاد تورم و گرانی لجام گسیخته در کشور گناه آن را به گردن دولت انداختند و خواستار عذرخواهی رسمی احمدی نژاد از مردم شدند.

گروهی دیگر از مجلس هفتمی ها هم با استناد به اینکه این مجلس به دلیل بسیاری از ملاحظات به خوبی از حق مردم دفاع نکرده و پس از 4 سال مردم را با تورم و گرانی تنها می گذارد، خواستار عذرخواهی همکاران شان از مردم و طلب حلالیت بودند.

بدین ترتیب به نوعی بازار معذرت خواهی در مجلس داغ بود؛ درخواست عذرخواهی «از سوی احمدی نژاد» یا «از سوی نمایندگان». علی ریاض نماینده تهران و عضو فراکسیون اصولگرایان که به دور دوم راه نیافته در پاسخ به اینکه مجلس و دولت، کدام یک از مردم به خاطر این میزان تورم باید عذرخواهی کنند، این طور پاسخ داد؛ «چرا از من می پرسید. من که از این مجلس حقوق دریافت نکردم، بروید از بقیه نماینده ها بپرسید.»

البته عماد افروغ که از ماه ها پیش سعی کرده حسابش را از سایر اصولگرایان در حمایت از دولت جدا کند به همکارانش یادآوری کرد که چاره یی جز عذرخواهی از مردم ندارند؛ «نمایندگانی که به پیشنهادهای احمدی نژاد و وزرایش تن دادند و تورم و گرانی بیشتری را برای مردم به جا گذاشتند حالا باید هزینه پرداخته و حداقل اعتراف کنند که چرا پاسخگوی اعتماد مردم نبوده اند و دین شان را ادا نکردند.»

افروغ افزود؛ «مجلسی که راس امور بودن را توجه نکرد و تابع خواسته های دولت شد تا بیش از آنکه وکیل ملت باشد، وکیل دولت باشد، مستحق چنین اذعانی است که «اشتباه کرده و از مردم طلب مغفرت کند».»

محمد خوش چهره نماینده تهران که با وجود تغییر موضعش نسبت به دولت و رفتن به صف مخالفان احمدی نژاد هنوز به دور دوم انتخابات امیدوار است، به کنایه عنوان می کرد که دیگر فصل معذرت خواهی های او و هم طیفانش گذشته و نمایندگانی که دور بعد راهی مجلس می شوند درس عبرت بگیرند و در راهی که مجلس هفتمی ها رفتند، نروند تا در آخر دوره در برابر چشم های پرسشگر ملت جوابی برای دفاع کردن از خود داشته باشند.

خوش چهره همچنین از احمدی نژاد خواست در برابر مردم به اشتباهاتش اذعان کرده و بگوید سیستم مدیریتی وی کشور را به سوی تورم و گرانی سوق داده است.

الیاس نادران هم در دفاع از جایگاه مجلس از افرادی که مجلس را در کنار دولت در باب تورم مقصر می دانند، گلایه کرد که اگر مجلس هفتم به انحراف رفته بود حالا باید شرمنده مردم می شد اما «فکر نمی کنم مجلس به انحراف رفته باشد. تمام تلاش مان را کردیم اما احمدی نژاد و کابینه اش به گونه یی کشور را اداره کرده و مصوبات مجلس را اجرایی کردند که عاقبتش این شد.» نادران در برابر خبرنگارانی که طرح تثبیت قیمت ها را یک شکست و اشتباه بزرگ مجلس عنوان می کردند، با ناراحتی پاسخ داد؛ «عمداً تصمیمی نگرفتیم که گرانی بیاورد. هنوز هم از طرح تثبیت قیمت ها دفاع می کنم. مجلس خوب تصمیم گرفت اما دولت اجرا نکرد.»

نمایندگانی که با این توجیه دولت را مقصر جلوه داده و مجلس را جدا از مشکلات مردم می دانند، با این سوال خبرنگاران در راهرو مجلس مواجه بودند که اگر این طور بود و می دیدند کاری از دست شان برنمی آید، چرا استعفا ندادند. نادران در پاسخ به این پرسش تاکید داشت؛ «مقابل دولت احمدی نژاد بسیار قدرتمند ایستادیم و دلیلی برای استعفا نبود. حالا هم دولت باید جواب این سوال ها را بدهد، نه نمایندگان.»

اما غلامرضا مصباحی مقدم از چهره های اقتصادی و سخنگوی جامعه روحانیت مبارز هم عنوان می کرد هم دولت و هم مجلس این روزها به جای توجیه باید از مردم حلالیت بطلبند؛ «برخی از چهره های اقتصادی تمام تلاش شان را به کار بردند اما مجلس گوش شنوا نداشت. بودجه 85 را همان طور که دولت می خواست تصویب کردند. همان موقع هشدار دادیم که از نیمه دوم سال 85 داد تورم و گرانی می زنند اما مجلسی ها به احمدی نژاد اعتماد کردند و به هشدار کارشناس ها بی اعتنایی.»

مصباحی مقدم به استناد تمام مذاکرات و هشدارها از یک سو و سکوت اکثریت مجلس از سوی دیگر از همکارانش خواست؛ «دو سال گوش شنوا نداشتید، حالا باید در برابر مردم و وجدان بیدار ملت پاسخ دهید و بگویید به چه توجیهی جای حق آنها را با منفعت دولت عوض کردید.»


نقد و نظر () | ۱۳۸٧/۱/٢۸ - هرمز ممیزی |لينک به نوشته

آشنائی با علم کلام !

علم کلام 

 به باور متکلمانی نظیر آقای مصباح یزدی مسائل مربوط به اثبات خداوند و معاد و پیامبر و امامان به کمک حدیث و نه مراجعه به عقل، علم کلام نامیده میشود و این علمی است که آدمی با آن قدرت پیدا میکند عقائد دینی را به کمک ارعاب و ارهاب برای دیگران اثبات کند و خلاصه کلام، علم به اموری است که آدمی با آن مقتدر میشود تا سخنش را به هر قیمتی به کرسی بنشاند . متکلمان اضافه میکنند که علم کلام از دانشهای دیگر برتر و بالاتر است آن را علم توحید و ابو حنیفه فقه اکبر خوانده است ،غزالی میگوید علم کلام بر طریق قانون اسلام به اثبات مسائل می پردازد نه قانون عقل  ! متکلمان برای مقابله و مبارزه همواره در برابر فلاسفه موضع گرفته و فنون علم کلام ( علم نحو )را همسنگ با علم منطق میدانند و اضافه میکنند که با فرا گرفتن این علم دیگر نیازی به منطق نیست زیرا علم نحو در زبان عربی همان منزلت علم منطق در زبان یونانی را دارد .اما ببینیم فلاسفه چه میگویند :

فارابی در فصل 24 کتاب الحروف خود مینویسد: آن ملتی درست کردار و نیکو رفتار خواهند بود که اندیشه شان بر اساس فلسفه شکل بگیرد زیرا کسانی که با فلسفه بیگانه اند هیچگاه به حقیقت دست نمی یابند و اگر اندیشه ای که زیر بنای نظام اجتماعی یک ملت را تشکیل میدهد بر موازین محکم و معتبر عقل استوار نباشد و تنها بر محور آراء و اندیشه های  خطابی  یا  جدلی  و یا  سفسطی( علم کلام ) استقرار پیدا کرده باشد ناچار باید گفت آن جامعه قابل اعتماد نخواهد بود و از پیدایش آراء و اندیشه های کاذب و فریبنده در آن جامعه نمی توان جلوگیری کرد زیرا دشمنان فلسفه ( متکلمان ) پیوسته جامعه را بسوی مسائل جدلی و سفسطی و خطابی و احساسی و نه عقلی سوق میدهند .غزالی و فخر الدین رازی کوشیدند تا برای رهائی از این تنگنای اندیشه به منطق نیز بها ء  بدهند ولی کتاب تهافت الفلاسفه غزالی با گسترش اندیشه اشعری چنان ضربه ای کاری و مخرب  بر خرد جمعی مسلمانان فرود آورد که هنوز نتوانسته ایم در وادی خرد  کمر راست کنیم .علامه حلی ضمن مستثنی کردن گروهی اندک از فقهای ماوراء النهر میگوید اکثریت مابقی از مکتب اشاعره پیروی میکنند .میدانیم اشاعره بیش از آنکه از حکمت و علم خداوند سخن بگویند بر قدرت بی پایان او تکیه میکنند و برای خوش آمد خداوندان خاکی و زمینی آماده اند تا هر جا که مصلحت دیدند حکمت را به پای قدرت قربانی کنند ! آیا امروز و در کشور خودمان با همین پدیده روبرو نیستیم ؟ و آیا در جهان دانائی محور امروز تکیه بر حکمت خداوند بسیار معنادارتر و موثرتر و گیراتر از ایجاد وحشت از قدرت پروردگار  نیست ؟

با تشکر از دقت نظر و هوشمندی دوستان خوبم آقایان مهدی همراهی، هامون عزیز،محمد حسین،دانشجوی گرامی، سودابه خانم، میداف عزیز و عمواروند دوست داشتنی


نقد و نظر () | ۱۳۸٧/۱/٢۱ - هرمز ممیزی |لينک به نوشته

اندر ضرورت درک و تفاهم یکدیگر !

فلسفه یا کلام ؟                         

 سال 320ه.ق.در دارالخلافه بغداد و با حضور المقتدر خلیفه مناظره ای بین ابو سعید سیرافی و ابو بشر متی معروف به فیلسوف نسطوری صورت گرفت که خالی از اغراض سیاسی نبود و همانطور که از پیش تدارک دیده بودند به پیروزی سیرافی انجامید. از آن تاریخ متکلمان حوزه علمیه بر این باورغلط اند که علم کلام برای آنها همان کاری را میکند که دانش فلسفه برای فیلسوف و دانش پژوه و با این پیش فرض اشتباه ،علم نحو نیز جایگزین منطق شد و در نتیجه طی هزاره اخیر تدریس منطق و فلسفه در حوزه های علمیه ممنوع و حرام بوده است و اگر کسی کتاب فلسفی میخواند او را نجس خطاب میکردند!   کتاب مقدس در سفر پیدایش میخوانیم که "مردم جهان، در آغاز قوم یگانه ای بودند که با یک زبان سخن میگفتند و از طریق وحدت زبان با یکدیگر هماهنگ و همراه شده بودند تا اینکه در بابل پادشاهی سرکش و گستاخ ظهور کرد که خود را بیش از اندازه نیرومند میپنداشت و گمان میکرد میتواند با خدای آسمانها به جنگ و پیکار پردازد پس به ساختن برجی بسیار بلند مبادرت کرد تا بتواند به آسمان دست یافته و با خدا به جنگ پردازد و از این طریق قدرت و توان خود رابه رخ مردم بکشد . در مقابل این گستاخی، خداوند تنها کاری که کرد این بود که برای هر یک از سازندگان برج ، زبانی ویژه آفرید که او فقط میتوانست با همان زبان سخن بگوید . پس از این واقعه تفاهم و درک مشترک از میان آنها برداشته شد و بجای آن اختلاف و کشمکش بروز کرد ،سازندگان برج از انجام کارهای لازم باز ماندند و در نتیجه نتوانستند کار ساختن برج را به پایان رسانند و در اینجا بود که پادشاه گستاخ به شکست خود واقف و با نا امیدی روبرو شد ." نتیجه أنکه روشنفکران ما کلام حوزه را نمیفهمند و حوزویان ما از درک منطق روشنفکران بی بهره اند زیرا نه علم کلام را میتوان بجای فلسفه گذاشت و نه علم نحو را بجای منطق !که اگر چنین بود با علم مکاسب(اقتصاد حوزه) نیز میشد به جنگ گرانی و تورم دو رقمی رفت وبورس اوراق بها دار را رونق بخشید و با نظارت استصوابی نیز میشد انتخاباتی عادلانه و آزاد برای مردم ایران  تدارک دید  ! و خود را ازتمسخر جهانیان بر انتخابات دو درجه ای ایران که فقط موافقین بی چون و چرای حاکمیت حق مشارکت دارند رهانید !


نقد و نظر () | ۱۳۸٧/۱/۱٤ - هرمز ممیزی |لينک به نوشته

آشنائی با واژه ها

سورئالیسم / آمیزه ای از تخیل عاشقانه و تفکر عاقلانه 

 سورئالیسم در زبان فرانسه به معنای ماورای واقعیت است .در سال 1924 آندره برتون با انتشار مانیفست سورئالیسم اعلام کرد که هنر باید از ناخود آگاه هنرمند بیرون کشیده شود و هنرمند باید کبوترهای ذهنش را آزادانه پرواز دهد و بدون آنکه روی نوشته یا اثر خود فکر کندابتدا آنچه از درونش بیرون میریزد روی کاغذ بیاورد . طبعا هر اثر هنری که خلق میشود ترکیبی است از خیال و عقل یا بهتر است بگوئیم احساس و فکر ، افکار اتفاقی و تصادفی در هر آفرینشی به چشم میخورد ولی اهمیت موضوع در این است که بتوان این افکار را آزاد گذاشت و اجازه داد که رشد کنند زیرا هر کبوتر دست آموز و خانگی هم باید پرواز کند تا پرنده بودنش را از یاد نبرد .ما هم برای اینکه به تفکر تازه ای دست یابیم ، باید جرئت داشته باشیم تا افکارمان را آزاد بگذاریم تا به هر سو به پرواز در آیند و فقط در این شرایط است که الهام میگیریم . جهش های فکری زمانی صورت میگیرد که ناخود آگاهمان را آزاد بگذاریم و از خود سانسوری بپرهیزیم .در هر خلاقیتی ،عنصری از ناخود آگاه انسان وجود دارد تا انسان چیز تازه ای خلق کند. تخیل ما به خلاقیت میپردازد و ممکن است به پدیده های تازه ای دست یابد ولی انتخاب از میان آنها بر عهده تخیل نیست و در اینجا است که عقل مابقی کار را بر عهده میگیرد پس هر اثر هنری که خلق میشود ترکیبی است از تخیل عاشقانه و عقل ! به گفته زنده یاد مجتبی کاشانی: 

 عشق باید همسفر با عقل کرد   

 این سخن "سالک"ز پیری نقل کرد

عشق جرات میدهد در کارها

عقل سرعت میدهد بر کارها

عشق،عاقل کهکشانی میکند،

عقل، عاشق ،جاودانی میکند،

عشق میگوید کدامین ره برو،

عقل میگوید ولی آگه برو،

کشتی ما را در این بحر کبیر،

هر دو میرانند با هم در مسیر،

تند بادی گر وزد در این میان،

عقل لنگر، عشق همچون بادبان،

آن یکی اندیشه رامیگسترد

این یکی انگیزه را می پرورد،

آن جهان را میکند آبادتر،

این روان را میکند آزادتر !


نقد و نظر () | ۱۳۸٧/۱/٧ - هرمز ممیزی |لينک به نوشته