مقالات سياسي و اجتماعي
صفحه نخست   ::   آرشيو  ::   تماس با من   
 
عصر باروک

ظهور عصر باروک در خاور میانه

"اگر مردم کمی بهتر فکر میکردند ، شاید هیچ جنگی پیش نمی آمد ، برای خاموش کردن آتش جنگها هیچ چیز بهتر از یک دوره آموزش فلسفه نیست".

بر خلاف دوره رنسانس که سر تا پایش هماهنگی بود مشخصه اروپا در قرن هفدهم میلادی که به دوران باروک مشهور است تضاد تفکر پویای رنسانس با نفی زندگی دنیوی و ارتجاع مذهبی است که نهایتا به جنگهای سی ساله 1618تا1648م انجامید این جنگها که در اصل بین کاتولیکها و پرو تستانها بود به تدریج تمام اروپا را در بر گرفت و همه جا را با خاک یکسان کرد ،آلمان بیش از هر کشور دیگری صدمه دید و فرانسه تدریجا به قدرت بزرگ اروپا مبدل شد.شرایط سیاسی دوران باروک بخوبی در صحنه تئاتربا شعار "زندگی یک نمایش است" و هنر و معماری قرن 17 قابل رویت است ،مجموعه کاخهای ورسای از سوئی و فقر و بدبختی اغلب مردم ،ناشی از شرایط سیاسی عصر باروک است که هنوز در هنر و معماری این دوره قابل رویت میباشد . بناهای این عصر پر از زوایای شکسته و گوشه های تو در تو است همچنانکه سیاست این عصر نیز آکنده از فتنه و قتل و غارت و جنگ و کشتار  بود .دوران باروک اروپا را میتوان با خاور میانه امروز مقایسه کردکه از سوئی شاهد نوسازی اشرافی در امارات ،عربستان و کویت و بحرین هستیم و از سوی دیگر در هر گوشه و کنارش آتشی بر پا است و در حالیکه شعار آزادی و عدالت و گرامیداشت کرامت انسانی در سرتاسر منطقه به گوش میرسد اما از تغییرات دموکراتیک سیاسی و ایجاد دموکراسی واقعی اصلاخبری نیست و در حالیکه خاور میانه جدید باید توسط مردم این منطقه ساخته شود ولی فقط این  نیروهای متجاوز خارجی هستند که دائما دم ازضرورت اصلاحات میزنند و ملتهای ایران ، مصر ، عربستان ، ترکیه و سوریه... فقط در سکوت مطلق از تداوم این اوضاع رنج میبرند و نه تنها نگران، بلکه شاهد سرایت درگیریهای خشن موجود بین شیعیان و سنی ها در عراق و آتش منازعه بین طرفهای متخاصم فتح الاسلام و دولت مرکزی در لبنان وحماس و فتح در فلسطین، نبرد بین طالبان و نیروهای دولتی در بیابانهای افغانستان و خیابانهای بغداد و سومالی و شمال و جنوب سودان و درگیریهای دارفور وترورهای پایان ناپذیر القاعده در پاکستان وکشمیر و سایر نقاط جهانیم .  

"زندگی چیزی نیست جز سایه ای رونده ،

بازیگری بیچاره که ساعتی از عمر خود را

با تبختر،جوشان و خروشان بر روی صحنه میخرامد

و از آن پس دیگر آوازی از او شنیده نمیشود،

قصه ای است که دیوانه ای آنرا گفته است ،

پر از هیاهو و خشم ، که هیچ معنا ندارد ."

                                                     شکسپیر


نقد و نظر () | ۱۳۸٦/۳/٢۸ - هرمز ممیزی |لينک به نوشته

گفتار بزرگان

آزادی سیاسی بطور کلی بدان معنا است که افراد حق داشته باشند در حکومت مشارکت کنند و اگر این مفهوم سلب شود ٬چیزی از آن باقی نخواهد ماند!

                                                                          هانا آرنت


نقد و نظر () | ۱۳۸٦/۳/٢٦ - هرمز ممیزی |لينک به نوشته

گلزار نو انديشان (۳۷)

امانوئل کانت /

1724-1804م

 

فلاسفه قبل از کانت به دو دسته خردگرایان نظیر دکارت ، اسپینوزا،لایبنیتس،سقراط و افلاطون و تجربه گرایان مانند جان لاک،بارکلی و هیوم تقسیم میشدند ، خرد گرایان عقل را منشاء و سرچشمه معرفت میدانند . این شیوه تفکر در قرن هجدهم شدیدا مورد انتقاد قرار گرفت و بسیاری از اندیشمندان بر این نکته تاکید کردند که معرفت تنها از طریق تجربه کسب میشود و تا زمانیکه تجربه ای نباشد ،معرفتی وجود ندارد .این دیدگاه را تجربه گرائی نامیدند .ولی کانت معتقد بود برای شناخت جهان هم تجربه ، هم عقل لازم و ملزوم یکدیگرند .کانت به زمان و مکان نیز تحت عنوان "صورتهای ادراکی" بهاء داد و اضافه کرد که این دو صورت برهر چیزی مقدمند .کانت قانون علیت را نیز بخشی از عقل انسان میدانست و بر خلاف دکارت میگفت که بر اساس ایمان بوجود خداوند پی برده و نه از طریق عقل و وجود خداوند را از اصول موضوعه میدانست که بدون دلیل و استدلال پذیرفته میشود . او قوانین اخلاقی را جزو پیشینی ها میدانست که اعتبار آن برای همه انسانها و در همه جوامع و در همه زمانها است و میگفت کاری بکنیم که اگر کس دیگری در همان شرایط زمانی و مکانی قرار گرفت ، امیدوار باشیم که همان کار را بکند . او در سال 1795م جزوه ای تحت عنوان " در باره صلح دائمی " منتشر کرد و طی آن خاطر نشان ساخت که همه کشورها باید تلاش کنند تا نظامی بین المللی بوجود آورند و این نظام برای حفظ صلح در میان ملل بکوشد . 125 سال پس از انتشار این جزوه ،بعد از جنگ جهانی اول ،چنین سازمانی تاسیس شد و پس از جنگ جهانی دوم به سازمان ملل متحد مبدل گردید .میتوان گفت همانگونه که شعر مشهور سعدی شاعر بزرگ ایران بر سر در سازمان ملل نقش بسته ،کانت نیز از جمله بنیانگذاران سازمان ملل متحد بوده است .بر سنگ مزار او در گورستان کونیگزبرگ نوشته "دو چیز است که انسان را به شگفتی وامیدارد و هر چه بیشتر بیاندیشی شگفتی تو از آن دو چیز بیشتر خواهد شد ،یکی آسمان پر ستاره که بالای سر ما است و دیگری قانون اخلاقی ای که در دل ما است


نقد و نظر () | ۱۳۸٦/۳/٢٢ - هرمز ممیزی |لينک به نوشته

در سوک ورجاوند

به مناسبت در گذشت شاد روان دکترپرویز ور جا وند

                     استاد دانشگاه وعضو  رهبری جبهه ملی ایران
 
 
  بر نگردد تیر رفته زشصت!
 
دانشی مرد جبهه ی ملی
          رخت از این جهان فانی بست
از ستمهای چرخ نا میمون
            ساعت قلب او، زکار نشست
آن مهین راد مرد«ورجاوند»
        به« مصدق» مراد خود پیوست
مادر داغدار کشور ما
         دست افسوس می زند بر دست
داغ« اسود»ازین بشد افزون
            بر نگردد تیررفته زشصت
 
                        فریدون ضرغامی «اسود»


نقد و نظر () | ۱۳۸٦/۳/٢۱ - هرمز ممیزی |لينک به نوشته

دکتر پرويز ورجاوند به خدا پيوست

م

       <همه از جانب خدائیم و بسوی او باز میگردیم>

دکتر پرویز ورجاوند عضو شورای رهبری و سخنگوی جبهه ملی ایران به خدا پیوست . او علی رغم گذشت سالیان عمر، شخصیتی فعال ، سرسخت و صادق بود که علاوه بر صرف وقت و انرژی وپاسخ به  بازپرسیهای پایان نا پذیر مقامات مستبد پرورتا آخرین  روزهای عمر ، امکانات محدود زندگی خصوصی اش را نیز وقت مبارزات ملی و سیاسی و گسترش آزادی و دموکراسی برای مردم ایران نمود و کوشید تا نام دکتر محمد مصدق و نهضت ملی کردن صنعت نفت را علیرغم تضییقات مستبدانه حاکمیت و تحریف واقعیت تاریخ، زنده و جاویدان نگهدارد . خدایش بیامرزد.

 


نقد و نظر () | ۱۳۸٦/۳/۱٩ - هرمز ممیزی |لينک به نوشته

گفتار بزرگان

       <  آزادی متعلق به یک نفر نیست ٬ مال همه است >

                                                                        هربرت اسپنسر


نقد و نظر () | ۱۳۸٦/۳/۱۸ - هرمز ممیزی |لينک به نوشته

گلزار نو انديشان(۳۶)

ژان ژاک روسو/Jean-Jacqes Rousseau

1778-1712م

" اولین کسی که با کشیدن حصار به دور قطعه زمینی ،ادعای مالکیت نمود و انسانهای ساده دل نیز به اراده او تمکین نمودند، او اولین بنیانگذار جامعه بورژوازی بود . از  جنگهای خانمانسوز و  جنایتها و کشتارهای بیرحمانه ، و از رنجها و شوربختیها جلوگیری میشد ٬ اگر یک نفر آن حصار را میکوبید و فریاد سر میداد : مردم ! هشیار باشید و به این شیاد اعتماد نکنید که فنا خواهید شد ! ثمره این خاک ، متعلق به همگان است و زمین به هیچ کسی تعلق ندارد ! "من در هیچ قصری مایل به زیستن نیستم ، چون تنها به یک اتاق بسنده میکنم ." ژان ژاک روسو که جملات آرمانی فوق از او نقل شده از مادری سوئیسی و پدری فرانسوی زاده شده٬ او بعدها در مهمترین اثر خود "قرارداد اجتماعی" که به سال 1762م نوشت٬ تغییراتی در دیدگاه خود برای خروج انسان از وضعیت طبیعی به وضعیت حقوقی داد . او به موضوع (عدالت) پرداخت و تلاش کرد تا آنچه را که " حق مجاز " است با آنچه را که "سودمند" میداند پیوند بزند تا میان "عدالت" و "فایده"اختلافی نیفتد .

 


نقد و نظر () | ۱۳۸٦/۳/۱٥ - هرمز ممیزی |لينک به نوشته

آشنائی با واژه های سياسی

سکولاریته  /  secularite

سعید نفیسی در فرهنگ فرانسه / فارسی خود این

واژه را به :   حالت خارج بودن از سلک های مذهبی

معنا کرده است .    اینک واژه سکولاریسم جای انرا

گرفته و به حکومتهای غیر مذهبی اطلاق میشود .

به لحاظ قانونی چنین حکومتی فقط درکشور فرانسه

وجود داردکه آنهم بازتابی است به قتل عامهای وسیع 

کاتولیک هاو پروتستانها در طول تاریخ فرانسه .  امروز

کشور همسایه ماعراق نیز شدیدانیازمند چنین شیوه

حکومتی است تا فارغ از بر چسب این یا آن مذهب -

قادر باشد به کشتار وحشیانه این سرزمین پایان دهد.

 ژان ژاک روسو براین باور بود که : هیچ دولتی تاسیس

 نشده است که بر دین استوار نبوده باشد .

ولی اضافه میکند که : حکومتهای دینی موجب عدم

تسامح میشوند و عدم تسامح از نظر اخلاقی غیرقابل

قبول است واز انسانیت ما میکاهد زیرا روحانیان اغلب

دچار وسوسه میشوند که قدرت دنیوی را برای خود

 غصب کنند .

گفتنی است که پایه گذار سکولاریسم در جهان

عیسی مسیح ع است که برای نخستین بار اعلام

داشت : کار قیصر را به قیصر و کار مسیح را به مسیح

بسپار .


نقد و نظر () | ۱۳۸٦/۳/٩ - هرمز ممیزی |لينک به نوشته

سناريوی تلخ راه سازی در کشور

جهش اقتصادی ! ایران یا دبی ؟

یازده سال قبل یعنی در سال 1375 وزارت راه و ترابری و بنیاد مستضعفان تصمیم گرفتند هر یک با تامین 50%هزینه، آزاد راه تهران شمال را که در حد 25میلیارد تومان برآورد شده بود ،طی مدت پنجسال به پایان برند ولی در طی این مدت فقط 30% این بزرگراه به پایان رسیده و در حالیکه مدیر عملیات اجرائی توسعه آزاد راههای کشور خبر از تامین 53 میلیارد تومان بودجه از محل فروش 200 میلیارد تومان اوراق مشارکت آزاد راه داده ولی آقائی نماینده مجلس میگوید این پروژه تا سال 1398 یعنی 12 سال دیگر با 900 تا 1000میلیارد تومان به پایان میرسد .

بد نیست این حرکت اقتصادی را با آنچه که در(  دبی  ) میگذرد مقایسه فرمائید. دبی تا بیست سال قبل مشابه افغانستان امروز بود .

 


نقد و نظر () | ۱۳۸٦/۳/٤ - هرمز ممیزی |لينک به نوشته

با اخراج پناه جويان ٬ فرصت اتحاد را از دست ندهيم !!

     غروب در نفس گرم جاده خواهم رفت

     پیاده آمده بودم ،پیاده خواهم رفت

     طلسم غربتم امشب شکسته خواهد شد

     وسفره ام –که تهی بود- بسته خواهد شد

     و در حوالی شبهای عید ، همسایه !

     صدای گریه نخواهی شنید ، همسایه

     همان غریبه که قلک نداشت خواهد رفت

     و کودکی که عروسک نداشت خواهد رفت

                     *   *   *

     منم تمام افق را به رنج گردیده

     منم که هر که مرا دیده ،در گذر دیده

     منم که نانی اگر داشتم ز آجر بود

     و سفره ام که نبود،از گرسنگی پر بود

     به هر چه آینه تصویری از شکست من است

     به سنگ سنگ بناها ،نشان دست من است

     اگر به لطف و اگر قهر می شناسندم

     تمام مردم این شهر می شناسندم

     من ایستادم اگر پشت آسمان خم شد

     نماز خواندم اگر شهر ابن ملجم شد!

                  *     *     *

     طلسم غربتم امشب شکسته خواهد شد

     و سفره ام که تهی بود،بسته خواهد شد

     غروب در نفس گرم جاده خواهم رفت

     پیاده آمده بودم، پیاده خواهم رفت !

                 *     *     *

     چگونه باز نگردم ؟ که سنگرم آنجا است

     جگونه ؟ آه ! مزار برادرم  آنجا است !

     چگونه باز نگردم که مسجد و محراب

     و تیغ منتظر بوسه بر سرم آنجا است !

     اقامه بود و اذان بود آنچه اینجا بود

     قیام بستن و الله اکبرم  آنجا است !

     شکسته بالی ام اینجا،شکست طاقت نیست

     کرانه ای که در آن خوب میپرم آنجا است !

     مگیر خورده که یک پا و یک عصا دارم

     مگیر خورده  که آن پای دیگرم آنجا است !

                 *     *     *

     شکسته میگذرم امشب از کنار شما

     و شرمسارم از الطاف بیشمار شما

     من از سکوت شب سردتان خبر دارم

     شهید داده ام از دردتان خبر دارم   !

     تو هم بسان من از یک ستاره سر دیدی

     پدر ندیدی و خاکستر پدر دیدی

     توئی که کوچه غربت سپرده ای با من

     و نعش سوخته بر شانه برده ای با من

     تو زخم دیدی اگر تازیانه من خوردم

     تو سنگ خوردی اگر آب و دانه من خوردم

               *     *     *

     اگر چه مزرع ما دانه های جو هم داشت

     و چند بوته مستوجب درو هم داشت

     اگر چه تلخ شد آرامش همیشه تان

     اگر چه کودک من سنگ زد به شیشه تان

     اگر چه سیبی از این شاخه ناگهان گم شد

     و مایه  نگرانی  برای  مردم  شد !

     اگر چه متهم جرم مستند بودم

     اگر چه لایق سنگینی لحد بودم

     دم  سفر  مپسندید  نا امید  مرا

     -ولو دروغ- عزیزان بحل کنید مرا !

     به این امام قسم چیز دیگری نبرم

     به غیر خاک حرم، چیز دیگری نبرم

     خدا زیاد کند اجر دین و دنیا تان

     و مستجاب شود باقی دعاهاتان

     همیشه قلک فرزندهایتان پر باد

     و نان دشمنتان – هر که هست آجر باد

                                       مشهد- محمد کاظم کاظمی

                                               پناهنده افغان

 

 


نقد و نظر () | ۱۳۸٦/۳/٢ - هرمز ممیزی |لينک به نوشته