مقالات سياسي و اجتماعي
صفحه نخست   ::   آرشيو  ::   تماس با من   
 
تشکيل اتحاديه

تشکیل اتحادیه ، ظهور قدرت نرم

تاجیکستان،افغانستان،ازبکستان،ترکمنستان،آذربایجان و ارمنستان که به لحاظ تاریخی اقوام ایرانی هستند ومحق به دریافت کمک از مام میهن ، از نظر جغرافیائی نیازمند راههای ترانزیت و بنادر ایران ،به لحاظ فرهنگی نیز دارای افکار و اندیشه های مشابه ما ،ضروریست در قبال دریافت کمکهای متعدد نظیر تردد کالا و مسافر ازبنادر و راههای ایران ،کمک به فروش نفت ترکمنستان در خلیج فارس و احداث جاده های دوقارون- هرات در افغانستان ودوشنبه به خجند در تاجیکستان بعلاوه احداث سد در تاجیکستان و برقراری آتش بس بین آذربایجان و ارمنستان، اینک که وطن اصلی با بحران روبرو است به یاری ایران شتافته و با بستن پیمانی تاریخی اتحاد خود را با ایران ابراز نمایند .

ایران به لحاظ اقتصادی در چند سازمان جهانی نظیر اپک و اکو عضویت داردوقرار است به تاسیس اپک گازی نیز همت گماریم و نفت و گاز دریای خزر نیز برگ برنده اقوامی است که دست به اتحاد بزنند . اما از دریچه مسائل نظامی و امنیتی ، کاملا منزوی و یکه و تنهائیم  و اگر خطری کشورعزیزمان را تهدید کند ، جز مختصر تظاهراتی در چند پایتخت ،نظیر آنچه که پس از حمله آمریکا به عراق رخ داد نمیتوان انتظار هیچ کمکی، از هیچ کشوری را داشت، لبنان راهش را از ایران جدا کرده، سوریه به بلندیهای گولان بیش از نفت ایران علاقمند است و نفت را از عربستان هم میتواند دریافت کند .فلسطین هم کشوری عربی است حتی اگر مدتی با دلارهای نفتی عجمی زیسته باشد ، طرفدارعجم نخواهد شد .ازرابطه کشور عراق با ایران که حالانوری المالکی نخست وزیر شیعه اش از پرواز بر فراز خاک ایران نیز منع شده ترجیح میدهم دیگر چیزی نگویم .ایران به لحاظ سیاسی نیز در چند سازمان جهانی نظیر سازمان ملل متحد، جنبش عدم تعهد و سازمان کنفرانس اسلامی،عضویت دارد و به عنوان عضو ناظر به چند سازمان منطقه ای نظیر شانگهای و اتحادیه افریقا نیز دعوت شده است  ولی خود در هیچ اتحادیه  سیاسی،نظامی و امنیتی منطقه ای به عنوان حلقه رابط و اتصال کشور با نهادهای جهانی عضویت ندارد زیرا اولا پایه فکری و اخلاقی اتحاد،آئین دوستیابی  است.   و با دشمن سازی و دشمن تراشی هیچ اتحادی صورت نخواهد گرفت،ثانیا ارزش هر دولتی هنگامی به اثبات میرسد که ابتدا با ملت و همسایگان خود بتواند از در دوستی و اتحاد بر آید .ملل جهان برای رسیدن به وحدت نوع بشر که خواسته ای دیرپا و ارزشمند و انسانی است تا بحال گامهای بلندی برداشته اند که تاسیس فدراسیونها ،سازمانها و نهاد های بین المللی و جهانی تنها بخشی از این کوشش ها است والبته با انکار هولوکاست و پیشنهاد بازگشت یهودیان به دوران سرگردانی چند هزار ساله شان ، جز میل به تداوم آشوب و کشتاردر ابعادی به مراتب وحشتناکتراز گذشته، هیچ چیز دیگری ثابت نمی شود.                                                                        

مزایای اتحادعلاوه بر یافتن راه حلی برای انرژی هسته ای که در مقالات (اتم در اتحادیه) به آن اشاره شده وحل رژیم حقوقی دریای خزرکه در مقاله (ضرورت تشکیل اتحادیه) آمده ، شامل ارتقای صلح، امنیت، توسعه، رفاه ، عدالت و ایجاد ثبات و دموکراسی است که در عین حال میتواند با پول واحد، ارتش واحد،بازار مشترک واحد و تشکیلات دولتی و فدرال واحد،به مقابله با بیماریهای مزمن و واگیر دار ،نابودی محیط زیست، کمبود آب آشامیدنی ورفع مشکل خانمانسوز اعتیاد همت گماشت و از دخالت نابجای قدرتهای سلطه گربا دموکراتیک سازی قدرت حکومت و انجام انتخابات آزاد وگسترش جامعه مدنی ممانعت بعمل آورد .                                                                 


نقد و نظر () | ۱۳۸٦/۱/٢٧ - هرمز ممیزی |لينک به نوشته

درد دوران

شکنجه زندانی ٬ اوج  قساوت وتوحش آدمی است !


نقد و نظر () | ۱۳۸٦/۱/٢٥ - هرمز ممیزی |لينک به نوشته

صد رحمت به طالبان و تخريب مجسمه بودا

با آبگیری سد ؛ سلمان فارسی ؛ شهر ساسانیان زیر آب میرود

 

شیراز. خبرنگار اطلاعات : شهر 350 هکتاری ساسانیان در استان فارس غرق میشود. این شهر کشف شده در پشت سد سلمان فارسی در پی آبگیری سد غرق خواهد شد .بررسی ها نشان میدهد این شهر تمام عناصر شهری را از قبیل قلعه های ساسانی، خانه های مسکونی و آتشکده و امکانات عمومی از قبیل بازار را دارد .به گفته جعفری سرپرست هیات باستانشناسی پشت سد سلمان فارسی محوطه شناسائی شده بسیار مهم است و بررسی ها نشان میدهد که با شهری از دوران ساسانی مواجه هستیم . وی افزود : در گمانه زنیهای اولیه مشخص شد سکونت در این شهر از دوره هخامنشی وجود داشته و در دوره ساسانی گسترش یافته است .


نقد و نظر () | ۱۳۸٦/۱/٢٢ - هرمز ممیزی |لينک به نوشته

اعتراض معلمان کرمانشاه

لطفا به نام معلمان ایران اطلاعیه ندهید – وبلاگ صدای اعتراض معلم، کانون صنفی معلمان کرمانشاه

نامه ای با امضای "جمع کثیری از معلمان ایران" در سایت  کانون صنفی معلمان درج شده که هیچ ربطی به خواسته ها و اعتراضات بحق معلمان ندارد.

این نامه تلاش دارد هدف اعتراضات معلمان را دفاع آنها از مبانی سیاسی وایدئولوژیک حکومت وانمودکند. در اکثر ٣١ بند این نامه معلمان را مسلمانان شیعه جعفری معرفی میکند که نگران بی توجهی مسئولان کشور نسبت به مسائل اعتقادی وتضعیف اعتقادات دینی مردم هستند و چون  "معلم امر به معروف و نهی از منکر را از وظایف دینی خود میداند" از این مشکلات لب به شکوه گشوده.

 در بند ١٩ این نامه آمده است: "معیشت و منزلت معلم شعار اصلی است که آن را جدای از دفاع از نظام مقدس جمهوری اسلامی و خون شهدا و حمایت از ولایت فقیه به معنی عمیق و دقیق کلمه نمی دانند."

در خلال طرح بخش محدودی از خواسته های معلمان، با این عنوان که " معلمان زیاده خواه نیستند ، دنبال ثروت و جاه نیستند ، برای پر کردن جیب خود نیامدند"،خواسته های رفاهی معلمان را تحقیر میکند. گویی  بایستی ابتدا توضیح دهیم زیاده خواه وبه فکر مال اندوزی نیستیم که تازه مجاز باشیم یک زندگی در حد معمول را بخواهیم.

مبارزه برابری طلبانه نزدیک به سه دهه ما و بخشهای مختلف جامعه برای بهبود شرایط زندگی خود و پاسخ حکومت به این خواست، به هرکس که ریگی به کفش نداشته باشد، نشان داده فقط یک مبارزه قاطع و گسترده میتواند این خواست را متحقق کند.

این نامه را دیگر نمیتوان بحساب توهم ویا محافظه کاری یک عده  از معلمان گذاشت. این آشکارا تلاش کسانی است که بنام معلم ودر هماهنگی با سرکوب کنندگان اعتراضات ما قصد بسازش کشاندن این اعتراضات و مرعوب کردن ما را دارند.

این تلاشی آشکار برای ایجاد تفرقه هم درصفوف معلمان است، آنجا که تصویر کاذب مسلمان شیعه ومدافع ارزشهای دولتی-مذهبی از همه معلمان میدهد، وهم میان حرکات اعتراضی معلمان با اعتراضات سایربخشهای جامعه، آنجاکه امتیازات سایرکارمندان و کارگران رابه دروغ طرح و برجسته میکند.

این خاک پاشیدن به چشم معلمان وکل جامعه است که گویا معلمان هرچند به تبعیض ونابرابری که سالهاست  به آنها تحمیل میشود معترضند، هرچند تجمعاتشان توسط حکومت با خشونت سرکوب میشود، اما مطیع ومدافع سیاست و ایدئولوژی رسمی حکومت هستند. در عین حال این تلاشی جهت مرعوب کردن و تضعیف ماست.

ما به کل شرایطی معترضیم که نه تنها مارا از داشتن یک زندگی مرفه که حق همگان است محروم کرده، بلکه با سرکوب آزادیهای سیاسی و اجتماعی امکان هرنوع ابراز وجود آزادانه، مانند آزادی عقیده و بیان، آزادی اعتراض واعتصاب و تشکل، که جزء حقوق پایه ای هر انسانی هستند را ازما سلب کرده است. ما به سرکوب و تهدید و تحقیر هر انسانی معترضیم. ما انسانها را بر اساس اعتقادات، نژاد ومذهبشان به بخشهای مختلف تقسیم نمیکنیم که توهین و تحقیر یک گروه برایمان کم اهمیت تر باشد.

دلیل دست زدن به چنین تلاشهایی  روشن است. آنها حرکت قدرتمند ما را دیده اند، اراده ما برای ادامه وبه سرانجام رساندن مبارزاتمان را حس کرده اند.بعلاوه اعتراضات بحق ما مورد توجه وحمایت بخشهای وسیعی از مردم قرار گرفته وبه نقطه امید ی برای جامعه تبدیل شده (آخرین نمونه آن اعلام حمایت جمعی از فعالین کارگری شاغل در مجتمع های نفت ، گاز و پتروشیمی  جنوب خوزستان بود). درعین حال میدانند  مقابله مستقیم  با حرکت اعتراضی معلمان کوچکترین خللی در اراده  آنها برای ادامه مبارزه بوجود نمی آورد. چنین تلاشهایی نشان دهنده ناتوانی آنها از سرکوب اعتراضات ما وترس از گسترش این مبارزات است.

سرکوب تجمعات معلمان توسط نیروی انتظامی ولباس شخصی وغیره تنها یکی از اشکال عریان سرکوب است. کسانیکه، تحت هر نام ، تلاش میکنند خواسته ها واعتراضات ما را محدود و به دنبالچه سیاست و ایدئولوژی رسمی  حکومت تبدیل کنند ، نیزهمین هدف را در اشکال دیگر دنبال میکنند.

با گسترش مبارزه برای تحقق مطالباتمان، این تلاشها نیز گسترش خواهد یافت. باید نسبت به این حرکات هوشیار بود.

باید باطرح روشن کل خواسته هایمان، این سیاستها را خنثی کنیم. نباید اجازه دهیم با ارائه تصاویر کاذب از خواسته ها و اعتراضات بحق ما ، از زبان نمایندگانمان و به نام معلم، مارا مرعوب و در صفوف معلمان تفرقه ایجاد کنند.

به مسئولین کانون

با توجه به موقعیتی که در جنبش اعتراضی معلمان دارید، طبعا از شما انتظار میرود نه تنها تمامی نظرات وخواسته های معلمین را انعکاس دهید، بلکه با ایجاد فضای مناسب به طرح هرچه گسترده ترآنها نیز کمک کنید.

 انگیزه انتشار چنین نامه ای در روزنامه های رسمی ازطرف کارشناسان امنیتی کشوربرای همگان قابل درک است. اما درج این نامه در سایت کانون صنفی، با امضای جمع کثیری از معلمان ایران،بدون هیچ توضیحی سوالات زیادی را راجع به کانون بوجود آورده که مسئولان کانون باید پاسخگو باشند.

درج این نامه در سایت رسمی کانون و تریبون دادن به کسانی که تمام امکانات دولتی ، از صدا وسیما گرفته تا اکثر روزنامه ها و رسانه های رسمی، را در اختیار دارند و تصویری کاذب وتفرقه افکنانه  ازمعلمین ارائه میدهد آیا ضربه به مبارزه معلمان نیست؟

اگر کانون صنفی یا بخش غالب آن تحت نام "جمع کثیری از معلمان ایران" در این نامه نظرات خود را بیان کرده اند، این را باید علنا اعلام کند تا معلمان و کسانی که با این نظرات مخالفند تکلیف خود را باکانون صنفی روشن کنند.

اگر هم این نامه از طرف عده ای بظاهر معلم به دست مسئولان کانون رسیده ویا تحت قشار مجبور به درج آن شده اند بایستی همین را به اطلاع عموم برسانند.درج این نامه درکنار سکوت شما در مورد آن میتواند مهرتایید کانون برمحتوای آن تلقی شود.

اگر سکوت شما  نسبت به تلاشهایی از این دست را بتوان با اشاره به فشارهای موجود توجیه کرد، درج این نظرات در سایت رسمی کانون وکمک به چنین سیاستهایی را به هیچ وجه نمیتوان توضیج داد.

انتشار و تکثیر از سایت سلام دمکرات


نقد و نظر () | ۱۳۸٦/۱/٢٠ - هرمز ممیزی |لينک به نوشته

گلزار نو انديشان (۳۰)

رنه دکارت

 

در سال 1596م به دنیا آمد ، از آغاز جوانی به کشف طبیعت انسان و کائنات شوق فراوان داشت و سفرهای بسیار در سرتاسر اروپا کرد و پس از مطالعه فلسفه، مثل سقراط تازه متوجه شد که نسبت به همه چیز نا آگاه است .دکارت در دنباله خط فکری سقراط، افلاطون و آگوستین، بر این باور بود که حقیقت را تنها از طریق عقل و خرد میتوان دریافت ، آنچه در کتابهای قدیمی آمده است،قابل اعتماد نیست و نمیتوان به آنچه از طریق حواس درک میشود، به طور کامل اعتماد داشت .پس از کشفیات بزرگی که در دوره رنسانس به وقوع پیوست ،نیاز به طرح منظم تفکرات معاصر احساس میشد ، این نظام فلسفی را برای نخستین بار دکارت بنا نهاد و بدنبال او بود که اسپینوزا،جان لاک،بارکلی،هیوم و کانت توانستند با بهره گیری از زحمات دکارت تفکرات فلسفی دوران جدید را سامان بخشند .دکارت میگفت هر تفکری باید اندازه گرفته شود .درست همانطور که گالیله همه چیز را اندازه میگرفت .دکارت میکوشید روش ریاضی را در تفکرات فلسفی به کار برد و واقعیتهای فلسفی را مانند قضایای ریاضی ثابت کند یعنی فقط از ابزار عقل و خرد که در ریاضیات بکار میرود برای حل مسائل فلسفی استفاده نماید .هدف دکارت دستیابی به معرفت حقیقی بود که در تمامی مسیر رسیدن به این معرفت ،ما باید در مورد هر مطلبی شک کنیم زیرا اگر بنیان کار سست باشد ،همه چیز فرو میریزد .او میگفت برای ساختن خانه ای تازه باید ابتدا مصالح کهنه و مستعمل را از محل احداث ساختمان جدید دور ریخت و از مصالح بکر و تازه استفاده کرد .او میگفت ما حتی در هنگام خواب فکر میکنیم که واقعیت را میبینیم .آیا واقعا چیزی وجود دارد که بتواند میان دریافتهای ما در بیداری و در خواب تمایزی قائل شود ؟ به همین دلیل او نسبت به حواس مشکوک بود اما سعی داشت تا از این نقطه صفر فراتر رود "یک چیز هست که در آن شک نتوان کرد و آن این است که شک میکنم و چون شک میکنم ،پس می اندیشم ، پس کسی هستم که می اندیشم cogitoTergo sum از این پس دکارت در خود تصوری از وجودی کامل میبیند و میگوید ممکن نیست تصور کامل از طریق چیزی به وجود آمده باشد که خودش کامل نیست و به کمک این استدلال به اثبات وجود خدا میپردازد . برای دکارت وجود خداوند همانقدر بدیهی است که ؛من متفکر؛بدیهی مینماید .او میگفت روح کاملا مستقل از جسم است ،پاهای ما بتدریج پیر و ضعیف میشوند،پشتمان خمیده میشود و دندانهایمان از بین میروند ،اما تا زمانیکه عقلمان سر جایش باشد دو بعلاوه دو همیشه چهار خواهد بود .


نقد و نظر () | ۱۳۸٦/۱/۱٧ - هرمز ممیزی |لينک به نوشته

اعلاميه جهانی حقوق بشر

29- (1) هر کس در مقابل جامعه ای وظیفه دارد که رشد آزاد و کامل شخصیت او را میسر سازد.

(2) هر کس در اجرای حقوق و استفاده از آزادیهای خود فقط تابع محدودیتهائی است که به وسیله قانون تنها به منظور شناسائی و مراعات حقوق و آزادیهای دیگران و برای رعایت مقتضیات صحیح اخلاقی ونظم عمومی و رفاه همگانی در یک جامعه دموکراتیک ،وضع گردیده است.

(3) این حقوق و آزادیها در هیچ موردی نمیتواند برخلاف مقاصد و اصول ملل متحد اجرا گردد.

30-  هیچیک از مقررات اعلامیه حاضر نباید طوری تفسیر شود که متضمن حقی برای دولتی یا جمعیتی یا فردی باشد که به موجب آن بتواند هر یک از حقوق و آزادیهای مندرج در این اعلامیه را از بین ببرد و یا در آن راه فعالیت بکند .


نقد و نظر () | ۱۳۸٦/۱/۱٤ - هرمز ممیزی |لينک به نوشته

نگاهی به تاريخ ايران

کورش کبیر 

                  

سر دودمان  و موسس سلسله هخامنشی(529-559ق.م.) او پادشاهی را از ماد به قوم پارسی منتقل ساخت ، ارمنستان را مطیع کردو با بابلیان جنگید و بابل و لیدی را مسخر ساخت و کروزس پادشاه لودیه را پس از اسارت مورد عفو قرار داد . کورش یهودیانی را که در بابل اسیر بودند آزاد کرد و اجازه بازگشت به بیت المقدس داد . وی از طرف شمال شرقی تا رود سیحون پیش رفت و در کنار آن رود، شهری بنام خود بنا کرد و از سوی مشرق و جنوب تا رود سند پیش تاخت . کورش در میان مردان تاریخی باستان از افراد کم نظیری است که نامشان نه فقط توسط ایرانیان بلکه در میان سایر اقوام به ویژه یهودیان مورد تکریم قرار گرفته است او از نادر بزرگان تاریخ است که شخصیت انسانی اش بر شخصیت نظامی اش برتری دارد.شهرت و عظمت کورش از فتوحات او نیست بلکه از طرز سلوک و رفتاری است که وی با ملل مغلوب داشت و چنین رفتار دادگرانه در مشرق زمین بی سابقه بوده است . وی سیاست ظالمانه پادشاهان سابق را به سیاست رافت و مدارا تبدیل کرد ، در فتوحات کورش نه تنها پادشاهان کشته نشدند بلکه مانند کروزس و تیگران از خواص و ملتزمان او گردیدند، همچنین در شهرهای تسخیر شده کشتار نمیشد و به ویژه مقدسات مردم محفوظ و محترم باقی میماند و در فرمانهای کورش از مقدسات ملل با احترام و تکریم یاد شده است . در گزارشات تاریخی آمده که او 5400 ظرف طلا و نقره را به صاحبانش پس داد ، معابد ملل مغلوب مانند معبد اساهیل و ازیدا را در شهر بابل تعمیر و تزئین نمود و امر به بنای معبد بزرگی در بیت المقدس نمود . پس از کشته شدن بلتشصر پسر پادشاه بابل به دستور کورش سپاهیان ایران برایش عزاداری نمودند. کورش سرداری دلیر و کاردان و سیاستمداری بزرگ و مهربان بود ، اراده ای قوی و عزمی راسخ داشت .جزمش کمتر از عزمش نبود ،زیرا که بیشتر به عقل متوسل میشد تا به شمشیر .

نخستین اعلامیه حقوق بشر به شرح زیر از سوی کورش کبیر صادر شده است :

قوانین منشور کورش کبیر : اولین اعلامیه حقوق بشر

 

اينك كه به ياري مزدا ، تاج سلطنت ايران و بابل و كشورهاي جهات اربعه را به سر گذاشته ام ، اعلام مي كنم :
كه تا روزي كه من زنده هستم و مزدا توفیق
 سلطنت را به من مي دهد 

دين و آيين و رسوم ملتهايي كه من پادشاه آنها هستم ، محترم خواهم شمرد و نخواهم گذاشت كه حكام و زير دستان من ، دين و آئين و رسوم ملتهايي كه من پادشاه آنها هستم يا ملتهاي ديگر را مورد تحقير قرار بدهند يا به آنها توهين نمايند .

من از امروز كه تاج سلطنت را به سر نهاده ام ، تا روزي كه زنده هستم و مزدا توفيق سلطنت را به من مي دهد ، هر گز سلطنت خود را بر هيچ ملت تحميل نخواهم كرد
و هر ملت آزاد است ، كه مرا به سلطنت خود قبول كند يا ننمايد

و
 هر گاه نخواهد مرا پادشاه خود بداند ، من براي سلطنت آن ملت مبادرت به جنگ نخواهم كرد .

من تا روزي كه پادشاه ايران و بابل و كشورهاي جهات اربعه هستم ، نخواهم گذاشت ،
كسي به ديگري ظلم كند و اگر شخصي مظلوم واقع شد ، من حق وي را از ظالم
 خواهم گرٿت
و به او خواهم داد و ستمگر را مجازات خواهم كرد
.

من تا روزي كه پادشاه هستم ، نخواهم گذاشت مال غير منقول يا منقول ديگري را به زور يا به نحو ديگر
بدون پرداخت بهاي آن و جلب رضايت صاحب مال ، تصرف
 نمايد 

من تا روزي كه زنده هستم ، نخواهم گذاشت كه شخصي ، ديگري را به بيگاري بگيرد
و بدون پرداخت مزد ، وي را بكار وادارد
.

من امروز اعلام مي كنم ، كه هر كس آزاد است ، كه هر ديني را كه ميل دارد ، بپذیرد
و در هر نقطه كه ميل دارد سكونت كند ،

مشروط بر اينكه در آنجا حق
 كسي را غصب ننمايد ، 

و هر شغلي را كه ميل دارد ، پيش بگيرد و مال خود را به هر نحو كه مايل است ، به مصرف برساند ،
مشروط به اينكه لطمه به حقوق ديگران نزند
.

من اعلام مي كنم ، كه هر كس مسئول اعمال خود مي باشد و هيچ كس را نبايد به مناسبت تقصيري كه يكي از خويشاوندانش كرده ، مجازات كرد ،
مجازات برادر
 گناهكار و برعكس به كلي ممنوع است
و اگر یک فرد از خانواده يا طايفه اي مرتكب
 تقصير ميشود ،فقط مقصر بايد مجازات گردد ، نه ديگران 

من تا روزي كه به ياري مزدا ، سلطنت مي كنم ، نخواهم گذاشت كه مردان و زنان را بعنوان غلام و كنيز بفروشند و حكام و زير دستان من ، مكلف هستند ، كه در حوزه حكومت و ماموريت خود ، مانع از فروش و خريد مردان و زنان بعنوان غلام و كنيز بشوند
و رسم بردگي بايد به كلي از جهان برافتد
.

و از مزدا خواهانم ، كه مرا در راه اجراي تعهداتي كه نسبت به ملتهاي ايران و بابل و ملتهاي ممالك اربعه عهده گرفته ام ، موفق گرداند .

 

 

 

 

 


نقد و نظر () | ۱۳۸٦/۱/۱۱ - هرمز ممیزی |لينک به نوشته

آشنائی با واژه های سياسی

جهانی شدن / globalisation

واژه جهانی شدن عمر کوتاهی دارد و هنوز تعریف جامع و مانعی از (جهانی شدن)بخاطر نوپا بودن این پدیده به دست نیامده هر چند که آرزوی آن بسیار کهن و دیرین است،رئالیست ها از منظر قدرت،مارکسیست ها از منظر اقتصاد و لیبرالیست ها از منظر بازار و گسترش دموکراسی به آن مینگرند . بسیاری از موضوعاتی که قبل از این در سطح ملی یا منطقه ای جریان داشت اینک برد جهانی پیدا کرده و الگوهای زندگی روز به روز بهم نزدیکتر میشوند و مسائل گوناگونی همچون محیط زیست ،تروریزم ، دموکراسی، حقوق بشر،جریان آزاد اخبار و اطلاعات و بازار آزادو پلورالیسم فرهنگی را در بر میگیرد.

جهانی  شدن و نیاز به میراث فرهنگی مشترک    در ده سال اخیر و در کشور خودمان شاهد بودیم، گروهی مردم عقب مانده که از ترقی و تجدد هراسانند و جرات آنرا ندارند که از دایره بسته ای که پدرانشان در آن میزیستند، گامی فراتر نهند ، اغلب توسعه تمدن را  با (دین) که خود آئین پاک زیستن و اکتشاف روز افزون جهانی است که خالق آفریده ، مخالف میشمردند و به این بهانه زندگی را که خدا شیرین و شیرین تر خواسته ، هر 9 روز یکبار بر خود و دیگران تلخ میکردند .

جهانی شدن را به معنای افزایش تجارت کالا و خدمات و سرمایه گذاری میان کشورها تعریف کرده اند، حال آنکه اگرجهانی شدن به معنای یک جامعه بدون مرز فقط برای سهولت دسترسی به پول و کالا باشدو گذار مردم با مرز و فیلتر روبرو شود قطعا به زیان جهانیان است. گفته اند : "پیدایش گذرنامه ملی که در سطح جهان یک پدیده مشخصا قرن بیستمی به حساب میاید به معنای سلب این حق از افراد بشر تلقی نشد که تمام زمین را خانه خود بدانند . از بعد انسانی ، این امرکه حاصل پیدایش نوعی تعصبات کوته بینانه بود ، یک قدم به عقب محسوب میشود. پس لازمه توفیق در امر جهانی شدن در وهله نخست اینست که توام با دغدغه های انسانی بوده و تنها برای منافع اقتصادی تعریف نشود"و به ویژه لازم است به پلورالیزم فرهنگی ، جریان آزاد اخبار و اطلاعات،دموکراسی و حقوق بشر اهمیت و ارزش فراوان قائل شده.و سر انجام اینکه جهانی شدن برخی از کشورها را محروم تر و شماری را ثروتمند تر خواهد ساخت.


نقد و نظر () | ۱۳۸٦/۱/۸ - هرمز ممیزی |لينک به نوشته

اتم در اتحاديه يک تير و دو نشان

                                                                                  " همیشه صداهای بلند را میشنویم، پر رنگها را میبینیم، سخت ها را میخوانیم، غافل از آنکه خوبها ، آسان می آیند،بی رنگ میمانند و بی صدا میروند"

این روزها چقدر جای دکتر مصدق خالی است که نیم قرن قبل از آشنا شدن جهانیان با واژه " قدرت نرم " توانست با بهره مندی از تاثیر و جذابیت ایده های پاک یک ملت ، بر سایر ملل تاثیر بگذارد و با طرح ارزشهای انسانی بر گرفته از عقل و استدلال و گزینش ترغیب بجای تهدید و تمسک به نیروهای نظامی وشبه نظامی ،  حتی قاضی انگلیسی  را به سود ایران و به زیان کشورش وادار به موضع گیری و صدور رای نماید. سیاستمدار کسی است که میفهمد دیپلماسی یعنی شریک شدن در ایده ها ،هنجارها و ارزشهای دیگران .

اکنون که پای دیپلماسی واقعی در گل مانده، مایلم مشکل انرژی هسته ای را که از سوئی تبدیل به گره کور جهانی شده و از سوی دیگر همچون شمشیر داموکلس زندگی ملی ما را با بحران و خطر روبرو ساخته با بهره وری از قدرت دیپلماسی مجازی و یاری گرفتن ازهمه دوستان اینترنتی حل و فصل نمائیم.  میدانیم تمسک به قدرت نرم و رهیابی فکری در استراتژی امروز جهان ، جای خود را گشوده و به ویژه با تجربیات تلخ استفاده از قدرت سخت در کشورهای عراق و افغانستان به نظر میرسد متمدنانه ترین راه حل باقیمانده برای آرام بخشیدن به تلاطم خطر خیز منطقه ای است که هر آن ممکن است با کوچکترین جرقه به آتش کشیده شود .

ساختار هرمی قدرت ، همه جا از تهران تا واشنگتن در حال فروپاشی است زیرا تکنولوژی جدید طبیعت قدرت را دگرگون ساخته و کمترین ارزش و احترامی برای قدرت نمائی جاهلانه باقی نگذاشته است .  زور دیگر اساس قدرت محسوب نمیشود و فضای تاثیر گذار اینترنت به خوبی جای آنرا گرفته است ،  زیرا  " قدرت اصالت نیست ،فرهنگ میخواهد"  .امنیت هر کشور مستلزم توجه به ماوراء مرزها است و فقط به شرطی قابل دستیابی است که کشورها بتوانند خودشان را به داخل جوامع متحد و عظیم تر انتقال دهند .

دوستان عزیز مهلت شصت روز فرصت کافی و مغتنمی است اگر حیران و سرگردان نمانیم و آنرا بیهوده هدر ندهیم ،پیشنهادات یکدیگر را بخوانیم و برآنچه که اتفاق نظر داشتیم پافشاری کنیم تا بیاری خدا ،خطر را از کشور خویش دور نمائیم.

میدانیم دیپلماسی آنگونه نیست که یک برنده سرفراز و یک بازنده سرشکسته داشته باشد ، پس باید از طریق چانه زنی  به توافقی مورد رضایت طرفین رسید ،بر این اساس نگارنده پیشنهاد میکنم با طرح شعار " اتم در اتحادیه "ضمن دریافت بسته پیشنهادی اروپا ،خواست تعدیل شده خود را مبنی بر غنی سازی اورانیوم در خاک هر یک از سرزمین های ایرانی تبار منطقه شامل نخجوان،ارمنستان،آذربایجان،ترکمنستان ،افغانستان،ازبکستان وتاجیکستان که اماده برای تشکیل اتحادیه ای به سبک اتحادیه اروپا هستند، اعلام نمائیم.  


نقد و نظر () | ۱۳۸٦/۱/٥ - هرمز ممیزی |لينک به نوشته

فيلم ۳۰۰

ترجمه نامه کورش زعیم به شرکت برادران وارنر درباره فیلم 300:

آقایان محترم:

نمایش دادن سرخپوستان امریکا به عنوان مردمی وحشی و بی فرهنگ، در دوران نخستین هالیوود انسانی نبود، ولی با توجه به تبلیغات رسمی و در دسترس نبودن اطلاعات تاریخی و فرهنگی درباره آنان، قابل درک بود. هیچ تاریخ نبشته ای وجود نداشت، هیچ ارتباط فرهنگی و هیچ آمیزشی میان دو فرهنگ وجود نداشت که اثبات راه خطای هالیوود یا اثبات عمدی بودن توهین به فرهنگ سرخپوستان باشد. بزودی هالیوود به خطای خود پی برد و برای جبران آن کجروی ها به ساختن فیلم هایی مانند "رقص با گرگها" و بسیاری فیلم های دیگر در تجلیل از فرهنگ بومی امریکا پرداخت.

نمایش دادن سیاهپوستان امریکا به عنوان مردمی بی تمدن و آموزش ناپذیر در طی دوران نخستین هالیوود انسانی نبود، ولی با توجه به میراث استعماری باقی مانده در آن زمان و در دسترس نبودن اطلاعات تاریخی و فرهنگی درباره آنان، قابل درک بود. هیچ ارتباط فرهنگی و هیچ آمیزشی میان دو فرهنگ وجود نداشت که اثبات راه خطای هالیوود یا اثبات عمدی بودن توهین به فرهنگ افریقایی باشد. بزودی هالیوود به خطای خود پی برد و برای جبران آن کجروی ها آغاز به ساختن فیلم هایی مانند "حدس بزن کی به شام می آید" و بسیاری فیلم های دیگر در تجلیل از فرهنگ سیاهپوستان امریکا پرداخت.

نمایش دادن ایتالیاییان امریکا به عنوان گانگسترها، در دوران نخستین هالیوود انسانی نبود، ولی از آنجا که مافیای امریکا ریشه در سیسیلی ایتالیا داشت و برخی اشرار ایتالیایی به امریکا راه پیدا کرده بودند، قابل درک بود. امریکایی های ایتالیایی تبار به تاریخ، دین و فرهنگ مشترک با امریکاییان افتخار می کردند و نزدیک به همه مهاجران ایتالیایی تبار امریکا مردمی سخت کوش و قانونمند بودند که در همه رشته های بازرگانی، دانش و هنر به برجستگی رسیده بودند. بزودی هالیوود به خطای خود در تبلیغ نقش های منفی برای ایتالیایی تباران پی برد و برای جبران آن کجروی ها آغاز به تجلیل از ایتالیا و ایتالیاییان در فیلم ها پرداخت.

اما، دروغ پردازی درباره فرهنگ ایرانیان در فیلم 300، به هیچ وجه قابل درک نیست. بسی تاریخ نبشته درباره امپراتوری پارس و ایران باستان وجود دارد، در دسترس است و حتا در مدرسه ها تدریس می شود. اینکه میراث فرهنگی ایران بر زندگی همه مردم جهان در طول تاریخ اثر گذاشته است جزو اطلاعات عمومی به شمار می آید. خردمندی و انساندوستی ایرانیان در دورانی که رویدادهای فیلم در آن رخ می دهد، نه توسط خود ایرانیان، بلکه توسط رقیبان و دشمنان آنان گزارش شده است. اینکه فرمانروایان خردمند و آزاداندیش ایران به دشمن، نه برای اشغال خاک آنها بلکه برای ایمن سازی مرزهای خود حمله می کردند، هرگز به کشتار و غارت و برده گیری که عرف زمان بود دست نمی زدند، و همت آنها در آزادسازی مردم در بند در افسانه های ملتها راه یافته است. آنها به ملتهای شکست خورده اجازه می دادند باورهای خود را داشته باشند، آیین های خود را پیروی کنند، جامعه خود را خود اداره نمایند و حتا فرمانروایان را بر آنان تحمیل نمی کردند. یونانیان و اسپارتیان همیشه فرمانروایان ایران باستان را گرامی می داشتند و از روش مدیریتی آنان سرمشق می گرفتند. افزون بر آن، اسپارت تقریبا̊˝ همیشه از ایران کمکهای مالی و نظامی دریافت می کرد و در برابر تجاور یونانیان و مهاجمان دیگر محافظت می شد. مرد خشن و بی رحمی که شما به نام خشایارشاه معرفی کردید، در واقع، بگفته خود یونانیان و اسپارتیانی که در فیلم از آنها کاریکاتوروار تجلیل کرده بودید، مردی متین، خردمند و دادگر بود. چرا را دور بروید؟ به جامعه اقلیت ایرانیان در امریکا را بنگرید که تحصیل کرده ترین، موفق ترین، قانونمندترین و فعال ترین هر جامعه مهاجر نسل اول در امریکا هستند. از اصالت فرهنگی ایرانیان، که شما حتا فراموش کردید در فیلم نشان بدهید، همین کافی که فرمانده نیروی دریایی ایران در این جنگ یک زن بود.

با نمایش دادن یکی ازمتمدن ترین و بافرهنگ ترین ملت های تاریخ بشریت، که جامعه جهانی مدیون تاثیراتشان بر پیشرفت تمدن و دانش و هنر است، به عنوان یک قوم وحشی مهاجم نمی توانسته به دلیل نبودن اطلاعات تاریخی یا عدم ارتباطات فرهنگی بوده باشد. باید انگیزه دیگری را جستجو کرد. از دید بازرگانی و سودجویی، به علت تبلیغات زیادی که اکنون درباره ایران می شود، بخت موفقیت هر فیلمی که خوب ساخته می شد با این فیلم برابر می بود و نیازی که اهریمن سازی ایرانیان نبود. بنابراین، این پرسش باقی می ماند که انگیزه (یا پول) پشتیبان تولید این فیلم چه بوده است؟ من بر این باور هستم که نفوذ کسانی که سرمایه تولید این فیلم را تامین کرده اند بایستی که تاثیرگذار بوده باشد.

این نمی توانسته پول یونانی بوده باشد، زیرا یونانیان مردمی بسیار بافرهنگ هستند و هرگز کوشش در تحقیر فرهنگ و ملت هایی که همیشه مورد ستایش آنها بوده نمی کنند.

این نمی توانسته پول اسراییلی باشد، زیرا آنها همیشه فرهنگ باستانی ایران را ستایش کرده اند، به ویژه خشایارشاه، بایک همسر اسراییلی، نوه کورش بزرگ که یهودیان را از بند رهایی داد و در تورات از او تجلیل شده و او بود که نخستین منشور حقوق بشر تاریخ را صادر نمود.

این پول نومحافظه کاران امریکا نیز نمی توانسته باشد. وقتی آنها به ثروت کشورهای عرب برای اجرای برنامه های علیه ایران دسترسی دارند، دلیلی ندارد پول خودشان را هزینه تبلیغات منفی کودکانه کنند.

تنها کسانی که باقی می مانند، دولتهای نفت خیز و ثروتمند عقده دار همسایه ما هستند. هنگامی که چیزی برای افتخار کردن وبه رخ کشیدن نداشته باشید، کوشش درتحقیر دیگران که "دارند" می کنید. فرهنگ بزرگ ایران همیشه آزارشان داده است. آنها همیشه پول بادآورده خود را برای خنجر زدن به ایران از راه تشویق شیطنت علیه ایران، ایجاد ناآرامی های قومی، ادعاهای موهوم سرزمینی، تلاش در تغییر نامهای تاریخی با رشوه دادن، و نفوذ دادن تروریست ها به مناطق منافع ملی ایران، بکار می برند. اینگونه فرمانروایان هستند که همیشه آمادگی دارند ثروت ملت خود را برای توهین به ملتهایی که چیزهایی دارند که آنها نمی توانند داشته باشند، هزینه کنند. چالش برای تولیدکنندگان فیلم 300، اکنون این است که نام راستین پشتیبانان مالی خود را افشا سازند.

از همه اینها که بگذریم، سودجویی بوسیله دروغگویی، وارونه سازی واقعییات، تحریف تاریخ و در نتیجه فریب دادن جامعه ای که اعتماد می کند، کاری بسیار زشت و ناپسند است.

کورش زعیم


نقد و نظر () | ۱۳۸٦/۱/٤ - هرمز ممیزی |لينک به نوشته

گفتار بزرگان

ولتر :

در هر جامعه که کارها برحسب استعدادها تقسیم نشود ، در واقع همه بیکارند .


نقد و نظر () | ۱۳۸٦/۱/۱ - هرمز ممیزی |لينک به نوشته