مقالات سياسي و اجتماعي
صفحه نخست   ::   آرشيو  ::   تماس با من   
 
ضرورت اتحاد (قسمت سوم)

نگرش به فلات ایران و ضرورت اتحاد (قسمت سوم)

با یاد آوری بحران اتمی سال 1962 کوبا و مقایسه شخصیت رئیس جمهور وقت آمریکا ، جان اف کندی با آقای جورج دبلیو بوش، بایاد آوری قدرت برابر اتمی آمریکا و شوروی در سال مذکور و مقایسه نطفه های آزمایشگاهی غنی سازی شده نطنز با دپوی 90 بمب آماده شلیک در پایگاه اینجرلیک ترکیه و بایاد آوری تولید نسل جدیدی از بمب های هسته ای کوچک که به ویژه برای انهدام تاسیسات و سنگرهای ساخته شده در عمق زمین بوجود آمده و شدت انفجاری آن بنوشته پژوهشکده مطالعات راهبردی ،معادل یک ملیون تن تی ان تی است میگویم :

ایران فردا متاثر از سه گرایش موجود در جهان امروز است . اتحاد ، استقلال ، فروپاشی ،جریانات مشهود در جهان امروز هستند که دائما از بار (استقلال) کشورها بسود یکی از دوجریان ( اتحاد ) یا ( فروپاشی ) کاسته میشود ، ملتهائی که آگاهانه  دست به انتخاب زده  و به سوی اتحاد با همسایگان گام بر میدارند علاوه بر آنکه از توزیع  قدرتهای  اقتصادی  ،سیاسی، نظامی و منزلت جهانی بسود خویش بهره میبرند به همان نسبت  از خطر فرو ریختن و تکه پاره شدن خود نیز میکاهند ، ناگفته پیدا است کشورهای متحد به مراتب بیش از تک تک کشورها  دارای مغزهای توانمند و منابع و ثروتها و سایر عوامل  بالقوه اقتصادی، اجتماعی و سیاسی و استعداد نظامی خواهند بود و به همین دلایل ایران باید هر چه سریعتر از تفرقه و انزوا دوری نماید تا تحت انقیاد و بندگی و وابستگی و تجزیه و فرو پاشی قرار نگیرد

توفیق در اتحاد بین کشورهای واقع در فلات ایران نه به عنوان یک تز ناسیونالیستی  که میتواند به منزله نخستین گام برای حرکت به سوی جهانی شدن و همچنین الگوئی برای کمک به

اتحاد و نجات تمامی کشورهای عقب مانده جهان تلقی گردد که در این صورت ایران نقطه ثقل سه دایره متحد المرکز (1- فلات ایران 2- جهان سومیها 3- گرایش به جهانی شدن ) قرار میگیرد . امروز حتی کشورهای بسیار پیشرفته و گاه درجه یک عالم نظیر کشورهای اروپائی  و سه کشور آمریکا ، کانادا و برزیل در قاره آمریکا  وحتی امارات  که به شیوه ای کاملا موفقیت آمیز جایگزین شیخ نشینهای  سابق شده  اتحاد را به عنوان عامل اصلی توسعه در معرض دید و قضاوت جهانیان قرار داده اند.

میدانیم خاور میانه قلب انرژی دنیا است و بیشترین حجم شناخته شده  نفت و گاز جهان دقیقادر شمال و جنوب کشورمان قرار گرفته است و اوراسیا (قلب زمین) لقبی است  که دیگران به مناطق نفت خیز دریای مازندران اطلاق کرده اند.

                                     بحث اتحاد وشیوه دستیابی به آن  ادامه دارد


نقد و نظر () | ۱۳۸٥/٦/٢٩ - هرمز ممیزی |لينک به نوشته

گلزار نو انديشان (۷)

آناکساگوراس (500تا428ق.م)

 

آناکساگوراس عقیده داشت که در طبیعت همه چیز از بهم پیوستن ذره های بسیار کوچکی به وجود آمده که به چشم دیده نمیشود، هر چیزی میتواند به اجزای کوچکتری تقسیم شود ، اما کوچکترین این اجزاء نیز همه ویژگیهای آن شئی را در خود دارد . این نظر آناکساگوراس امروزه در عکسهای لیزری که هر تکه از عکس قادر است تصویر کامل شئی مورد نظر را نشان دهد محقق شده و در دانش پزشکی هم به اثبات رسیده که در تمام هسته های سلولی انسان اطلاعات مربوط به کل ساختمان زیستی بدن ما محفوظ است . او نظر امپدکلس را قبول نداشت و نمی پذیرفت که خاک ،آب ، هوا و یا آتش ، به خون ، استخوان ، پوست یا مو تبدیل شده باشد. او ذره های بسیار کوچک را "بذر" مینامید که وقتی با نیروی "روح" بهم میامیزد انسانها ، حیوانات ، گلها و گیاهان متولد میشوند. او میگفت خورشید خدا نیست بلکه توده ای آتشین است و بزرگتر از شبه جزیره پلوپونس ، ولی چون اغلب یونانیان در آنزمان خورشید را میپرستیدند او را به اتهام بی دینی محاکمه و از آتن تبعید کردند . آناکساگوراس معتقد بود تمامی اجرام آسمانی از همان ماده ای ساخته شده اند که زمین از آن به وجود آمده و بهمین دلیل معتقد بود که در کرات دیگر نیز وجود انسان قابل تصور است .


نقد و نظر () | ۱۳۸٥/٦/٢٧ - هرمز ممیزی |لينک به نوشته

اتم در اتحاديه !قسمت دوم

طرح استراتژی ملی :

جامعه به مثابه یک موجود زنده است واین موجود زنده مانند هر موجود

زنده دیگری نیاز به فضا برای رشد وبقای خود دارد ٬ اکنون آن زمان فرا

رسیده که ازدنیای قدیم به جهان تازه ای قدم بگذاریم ٬تشکیل اتحادیه

نه فقط به غنی سازی اورانیوم در ابعاد صنعتی میانجامد که به جغرافیا

راهبردی برای ایران منجر شده وهمانطوریکه در بخش اول اشاره نمودم

به گسترش صلح و حتی تخفیف معضلاتی چون بیکاری جوانان و ازدواج

آنان نیز کمک میکند .    ایران ٬ با موقعیت راهبردی و استثنائی خود که

دارای مرز مشترک با کشورهای آسیای مرکزی و قفقاز است و این چند

کشور در حدود پانزده سال است  در صحنه بین المللی همچون یتیمان 

یکه وتنها رها شده اند . حال آنکه ایران وظیفه دارد نقش یک دولت برتر

را در  ایفای تحولی اساسی برای خود و فرزندانش  در این منطقه ایفا

نماید .       زیرا هر یک از این کشورها نیز با مشکلات عدیده ای روبرو

هستند که جز از طریق و به کمک ایران قابل حل نخواهد بود .

همکاریهای هسته ای با هدف اتحاد بین کشورهای منطقه که به لحاظ

مساحت و جمعیت ناحیه بزرگ و عمده ای را در بر میگیرد نه تنهاباعث

گسترش منافع برای کلیه این کشورها وبه ویژه برای خود ایران است ٬

بلکه برای ایجاد صلح و ثبات در منطقه و جهان نیز حائز اهمیت فراوانی

است و حرکت به سمت نظام چند قطبی در جهانی دموکراتیک را به

بخوبی تسهیل مینماید .

گفتنی است که این دولتها قبل از جدائی از ایران و انضمام به رو سیه

تزاری هرگز وجود نداشتند ٬ و تاریخ آنها دقیقا به تاریخ ایران پیوند می

خورد و از زبان و فرهنگ مشترک نیز بر خور داریم .   پس از فرو پاشی

اتحاد جماهیر شوروی این جمهوریهای نا خواسته ٬ به ناگهان در صحنه 

بین الملل یتیمانه رها شدند و نخستین تظاهرات کاملا طبیعی آنها نیز

گرایش و پناهندگی به مام میهن بود که متاسفانه با کج خلقی بر خی

از ما ایرانیان ! روبرو شدند و موقتا عطای ایران را به لقایش بخشیدند !

ولی موقعیت ژئواستراتژیک ایران بگونه ایست که با حداقل توجه میتوان

خطاهای گذشته را جبران کرد .

البته این استراتژی بدون عشق و علاقه و عزم ملی هرگز معنا پیدانمی

کند .   ایده ارتقائ جایگاه ایران در منطقه و جهان از سوئی به عشق و

علاقه رهبران جامعه و نیز به دانائی و آگاهی آنها بستگی دارد که البته

در تقلیل ماهیت استبدادی حاکمیت میتواند شکل بگیرد و باید گفت که

زوال سخت افزار استبداد و جایگزینی نرم افزار اتحاد و منطق و آزادی -

چاره کار است .     تقویت ایران و تبدیل کردنش به کشوری نیرومند که

بتواند بحرانهای موجود در شرق خاور میانه را حل کند با ابطال عملی -

قرار دادهای استعماری گلستان و ترکمانچای شکل میگیرد .

 


نقد و نظر () | ۱۳۸٥/٦/٢۱ - هرمز ممیزی |لينک به نوشته

گلزار نو انديشان (۶)

(6) امپدکلس EMPEDOKLES

 

طی دو هفته گذشته خواندیم که پارمندیس بر این اعتقاد است که :

الف : هیچ چیز تغییر نمیکند.

ب   :  حس میتواند گمراه کننده باشد.

 

و در مقابل ، هراکلیتوس  بر این باور است که:

 

الف : همه چیز در حرکت و تغییر است .

ب  : به حس میتوان اعتماد کرد .

 

امپدکلس 494 ق. م. 434 ق. م. کوشید تا راهی برای خلاصی از این ابهام بزرگ پیدا کند و فلسفه را از سرگردانی برهاند .

او با یاد آوری عناصر اربعه که قبلا از سوی تالس و آناکسیمنس مطرح شده بود میگفت اگر تنها یک ماده اولیه وجود میداشت هیچ گاه نمیشد میان آنچه عقل حکم میکند و آنچه حس میگوید رابطه ای برقرار کرد . او اضافه میکرد هیچ چیز خود بخود تغییر نمیکند همچنانکه آب نمیتوانست به ماهی یا پروانه تبدیل شود .ما باید آنچه را که میبینیم بپذیریم و تغییرات را ناشی از ترکیب و در آمیختن عناصر اولیه (هوا ، آتش ، آب و خاک ) بدانیم چرا که آنچه اتفاق میافتد در اصل پیوستن و دو باره گسستن این چهار! عنصر است .


نقد و نظر () | ۱۳۸٥/٦/٢٠ - هرمز ممیزی |لينک به نوشته

اعلاميه جهانی حقوق بشر بند ۲۳

۱- هرکس حق دارد کار کند ٬ کار خود را آزادانه انتخاب کند ٬ شرایط

منصفانه ورضایت بخشی برای کار خواستار باشد و در مقابل بیکاری

حمایت شود .

۲- همه حق دارند که بدون تبعیض ٬  در مقابل کار مساوی اجرت --

مساوی دریافت دارند .

۳-هرکس که کارمیکند مستحق مزدمنصفانه ورضایت بخشی میشود

که زندگی او و خانو اده اش را موافق شئون انسانی تامین کند و آنرا

در صورت لزوم با هر نوع وسایل دیگر حمایت اجتماعی کامل کند.

۴- هر کس حق دارد که برای دفاع از منافع خود با دیگران اتحادیه ای

تشکیل و در اتحادیه ها نیز شرکت کند .


نقد و نظر () | ۱۳۸٥/٦/۱٩ - هرمز ممیزی |لينک به نوشته

اتم در اتحاديه !

   ضمن تبریک این عید عزیز که نوید بخش سعادت کل بشریت است .

                               اتم در اتحادیه ( ۱ ) 

       صبر امروز قدرتمندان دنیا در ادامه مذاکرات اتمی با ایران   از ترس گران شدن بیشتر نفت خام است و درنگ دیروز ینگه دنیا در تهاجم به ایران برغم حملات گسترده به عراق و افغانستان از گستردگی خاک و کثرت جمعیت مدافع این مرز و بوم مایه گرفت ، یعنی در جهان امروز ، نفت و خاک و خلق ابزار پدافندی کشور ایرانند و در غیاب بمب اتم به ایفای نقشی قویتر سرگرم ، و به دفاعی جانانه تر مشغول ،از سوی دیگر با حذف دو رژیم همسایه ولی دشمن ،یعنی طالبان و صدام، اینک ایران مابصورت بالقوه تبدیل به یک قدرت تاثیر گذار منطقه ای شده که با یک توجه تاریخی ، همگان وظیفه داریم با تبدیل وطن به قدرتی بالفعل وظیفه ملی نسل خویش  را در این برهه حساس از تاریخ انجام دهیم.

انرژی هسته ای یکی از راههای قدرتمند شدن است اما حتی اگر موفق به ساختن بمب اتمی هم شویم( که فعلا نه در دستور کار دولت است و نه حریفان اغماض میکنند) تازه در بهترین حالت، به قدرتی تبدیل خواهیم شد که با چند سال فاصله ،پشت سر پاکستان امروز خواهیم بود . ولی خردمندانه نیست قدرتهای جهان را تعمدا در شرایطی قرار دهیم که بجای حمایت از طرحهای ویژه و مفید بحال ایران وجهان و موثر در گسترش صلح و آرامش منطقه، همواره بدنبال فرصتی برای تحریم و یا آغاز جنگ علیه ایرا ن و نابودی استقلال و تمامیت ارضی کشورمان باشند .پیشنهاد روسیه برای تشکیل نیروی دریائی جهانی در آبهای دریای مازندران (ن.ک.اطلاعات 9/6/85)با هدف مبارزه با قاچاق سانترو فیوژ یک نمونه مشخص آنست که تا بحال مورد تائید بسیاری از کشورهای جهان قرار گرفته ،حال آنکه بعد از تشکیل اتحادیه های موفق شانگهای ، گوام و امارات در قاره آسیا اینک نوبت ایران است تا برای پاسخ دادن به آرمانهای جوان ترین جامعه موجود در جهان از فرصت دیپلماتیک و چانه زنی موجود که نظیر آن هرگز در تاریخ ایران وجود نداشته ، حد اکثر استفاده را برده و حمایت جهانی را برای تشکیل اتحادیه ای از کشورهای ایرانی تبار منطقه، در ازای انتقال غنی سازی صنعتی اورانیوم به یکی از کشورهای مذکور کسب نمائیم . این پیشنهاد هم تامین کننده منافع ملی ایران است و هم در تعارض با خیر و صلاح جامعه بشری نمی باشد، چرا که  با گرایش به "منطقه گرائی" گامی اساسی بسوی روند جهانی شدن برداشته ایم. 

      تشکیل اتحادیه ای از کشورهای ایرانی تبار منطقه ،این پاره های تن میهن ، علاوه بر معنا بخشی به زندگی و فعالیتهای سیاسی، اقتصادی و اجتماعی جوانان، به کاهش فقر و تقویت حس وفاداری بین دولتی ملی و ملتی توانا، اهداف زیر را نیز پیگیری مینماید:

       الف-ژئواستراتژی ایران بگونه ایست که با تشکیل اتحادیه ای از کشورهای منطقه که دارای تاریخ مشترک و علائق فرهنگی یکسان هستند هم بر قدرت تدافعی ایران تاثیری عمیق میگذارد و هم به ایران بعنوان یک قدرت منطقه ای شکل میدهد.تاسیس اتحادیه، تنها راه دیپلماتیک باقی مانده برای حل مساله انرژی هسته ای ایران است . با تشکیل اتحادیه و انتقال بخشی از غنی سازی اورانیوم در ابعاد صنعتی میتوانیم بر حساسیت های فعلی جهانی غالب آمده و غنی سازی اورانیوم را در خاک یکی از کشورهای همسایه یعنی در ایرانی بزرگتر، به انجام رسانده وبر قدرت چانه زنی خود در سطح  جهان نیز بیافزائیم.

      ب- اتحادیه، تنها راه حل دیپلماتیک برای مشکل رژیم حقوقی دریای مازندران است که نگارنده مقاله مجزائی را به این مهم اختصاص داده ام.

       ج- اتحادیه ،فرصتهای جدیدی برای کاریابی جوانان ایجاد میکند.

       د –تشکیل اتحادیه فرصتهای بیشتری برای ازدواج جوانان فراهم میاورد.

       ه –تشکیل اتحادیه به صلح وآرامش جهان کمک میکند زیرا با گسترش سرزمین و افزایش جمعیت بر امنیت ملی افزوده و از احتمال تهاجم نظامی کاسته میشود .تشکیل اتحادیه یعنی اضافه نمودن ابعاد تازه ای از قدرت برای جلوگیری از وقوع جنگ و تلاشهای برنامه ریزی شده برای تاسیس اتحادیه نمایانگر تکامل ضروری روابط منطقه ای بسوی پیدایش جامعه جهانی است.

       و- سر انجام این وحدت همگانی و تشکیل اتحادیه های منطقه ای است که نهایتا میتواند به جنگ و کشتار انسانها بدست یکدیگر پایان داده و با تشکیل حکومت واحد جهانی به صلح واقعی و همیشگی بیانجامد .

            

 


نقد و نظر () | ۱۳۸٥/٦/۱۸ - هرمز ممیزی |لينک به نوشته

بذر انديشه آزادی (۳۷۲)

 

چین

 

میدانیم سنت دموکراتیک غربی بر مبنای این اندیشه شکل گرفته که رقابت علائق جزئی مردم ، خیر بزرگتری را پدید خواهد آوردو نتیجتا بر حقوق فردی ارج مینهند ولی سنت چین بر این باور است که با ارج نهادن بر قدرت فرمانروا ، رفاه مردم و ایجاد رابطه بین فرمانروا و فرمانبردار هماهنگی ایجاد کند و علائق مردم را تحت فرمانروائی دانا هماهنگ نماید .

از اواخر قرن نوزدهم اندیشه دموکراتیک غربی به چین رسید و آزادیخواهان چینی در حالیکه به دموکراسی غربی به چشم کلیدی برای درک منبع ثروت و قدرت غربی نگاه میکردند از دو سو در چنبره آئین کنفوسیوس و هم در گیر مبارزه با نظام سلطنتی چینگ گرفتار شدند . از سوی دیگر چین هم نظیر ایران در یک سلسله از جنگها به قدرتهای غربی باخته بود ، در نتیجه ملی گرائی نیز بخش تفکیک ناپذیر مبارزات دموکراتیک در کشور چین شد . شکست چین در جنگ 1894- 1895 با ژاپن که همواره آن کشور را حقیر میشمرد و از اصلاحاتش نیز فقط 17 سال میگذشت باعث افزایش فشارهای مردمی شد تا آنجا که دربار چین در سال 1905 هیاتی را برای مطالعه قانون اساسی ملتهای دیگر به خارج از کشور فرستاد و در 1909م اولین انتخابات که در آن فقط کسانی حق رای داشتند که بسیار ثروتمند بودند ویا تحصیلات عالی داشتند بر گذار شد و در نتیجه فقط نیم در صد مردم موفق به رای دادن شدند ، با وجود این مردم اصلاحات سریعتر و توسعه دموکراسی را مطالبه میکردند . در سال 1910 نهضتی به رهبری سو ن یات سن تشکیل شد که با تهیه طوماری با 25 ملیون امضاء از دربار خواستند به درخواستهای سه گانه ( ملی گرائی، دموکراسی ، حقوق مردم) ترتیب اثر بدهند ولی چون با مقاومت دربار روبرو شد، مردم به انقلاب 1911 م رو آوردند .لیکن خشونت جنگ سالاران وجستجوی روشنفکران برای رهائی از خشونت ابتدا به ترویج فدرالیسم در کشور انجامید که آن نیز با تفکر ملی گرائی در تضاد بود و در نتیجه کمونیستها به رهبری مائو تسه تونگ توانستند قدرت سیاسی را بدست گیرند . پیروزی حزب کمونیست جنبه سراسری داشت ودر نتیجه به تقویت ایده ئولوژی و گسترش صنایع سنگین و دفاع ملی پرداخت اما تحقق این هدفها از تحمل و طاقت مردم فراتر بود و در نتیجه حمایت از حزب رو به ضعف نهاد و چون فشارهای دموکزاسی خواهی افزایش یافت دولت دست به انقلاب فرهنگی زد که این انقلاب به آشوب اجتماعی و افزایش شکنجه و قتل و خودکشی انجامید و در نتیجه آرمانهای دموکراتیک مجددا وبرای چندمین بار فرصت بروز و ظهور یافته، اما از انجا که فرهنگ سیاسی و سنتی چین تصوری تقسیم ناپذیر از قدرت را در حافظه تاریخی خود دارد علیرغم کوششهای فراوان و متعدد روشنفکران که مشهورترین آن جنبش و تظاهرات میدان تیانانمن است تا بحال همواره، به خاک و خون کشیده شده است.


نقد و نظر () | ۱۳۸٥/٦/۱٥ - هرمز ممیزی |لينک به نوشته

گلزار نو انديشان (۵)

هراکلیتوس (5)

 

هراکلیتوس از فلاسفه آسیای صغیر و از هم عصران پارمندیس بود او تغییرات دائمی را اصلی ترین ویژگی طبیعت میدانست و میگفت " همه چیز در حرکت است، همه چیز در گذر است و هیچ چیز ثابت نیست . به همین خاطر است که ما هیچ گاه نمیتوانیم در یک رودخانه دو بار قدم بگذاریم ، زیرا هربار که پا در آن رودخانه بنهیم آب دیگری بر روی پای ما جریان خواهد داشت و ما هم هر بار تغییر کرده ایم ."

هراکلیتوس میگفت که "جهان همواره محل اضداد است ، اگر ما هیچگاه بیمار نشویم ، هیچ وقت هم درک نخواهیم کرد که سلامتی چیست . اگر ما هیچگاه گرسنه نشویم ، هرگز لذت سیر بودن را نخواهیم فهمید . اگر جنگی وجود نداشته باشد ، ارزش صلح معلوم نخواهد شد و اگر زمستان نباشد ، آمدن بهار دیده نمیشود . او معتقد بود که هم خوب ، هم بد جایگاهی ضروری در هستی دارند و بدون وجود اضداد در کنار یکدیگر ، جهان به پایان میرسد " .

هراکلیتوس میگفت" خدا همانا روز و شب است ، زمستان و تابستان است ، جنگ و صلح است ، سیری و گرسنگی است" به این ترتیب ، او در تمامی تغییرات و اضداد طبیعت ، نوعی وحدت یا هستی میدید و آنچه را زمینه تمامی این تغییرات و دگرگونیها بود "لوگوس" یا "خدا" می نامید .

دیدگاه پارمندیس و هراکلیتوس از بعضی لحاظ نقطه مقابل یکدیگرند بطوریکه پارمندیس میگفت (1) هیچ چیز تغییر نمیکند (2) حس میتواند گمراه کننده باشد.در مقابل هراکلیتوس معتقد بود (1) همه چیز تغییر میکند (2) به حس میتوان اعتماد کرد .

محال است بتوان چنین تضاد بزرگی را میان سایر فلاسفه یافت . هفته آینده این تضاد را بررسی میکنیم


نقد و نظر () | ۱۳۸٥/٦/۱۳ - هرمز ممیزی |لينک به نوشته

بذر انديشه آزادی ۳۷۱

استبداد دولت و هرج و مرج ملت ، دو سوی یک سکه اند . جامعه استبدادی مرکب از دولت خودسر و زورگو و ملت عاصی و عصبانی و آرمانگرا است .

                                             محمد علی همایون کاتوزیان


نقد و نظر () | ۱۳۸٥/٦/۱۱ - هرمز ممیزی |لينک به نوشته

حقوق بشر و اعتماد خداوند به انسان

حقوق بشر و اعتماد خداوند به انسان

 

 

اختیار و مسئولیت پذیری انسان، امانتدار خداوند بودن انسان،کرامت نوع انسان و خلیفه الله بودن انسان همه حاکی ازخوشبینی و اعتماد خداوند به انسان است.به همین دلائل از انسان خواسته شده که خود درتعیین سرنوشت و مقدرات سیاسی خویش دخالت نماید.


نقد و نظر () | ۱۳۸٥/٦/۱٠ - هرمز ممیزی |لينک به نوشته

آشنائی با واژه های سياسی

خواست همگانی/general will

 

بعد از آنکه انسان زندگی وحشیانه را ترک کرد و وارد زندگانی مدنی و اجتماعی شد تدریجا دگرگونیهای بزرگی در وی پدید میاید و در رفتارش "عدالت" جانشین "ظلم و پرخاشگری" میشود . ژان ژاک روسو فیلسوف فرانسوی پایه گذار این نظریه است او خواست همگانی را کلیتی میداند که تصمیمهای آن درست، عقلی و مطابق مصالح همگان اتخاذ شود و فرد امکان حضور در جامعه سیاسی زیر فرمان قانون و اخلاق پیدا کند . روسو میگوید : "خواست همگانی همواره در جهت خیر همگان است " و در قرارداد اجتماعی میان خواست "خاص" انسان و خواست "عام" او در مقام شهروند ، فرق میگذارد و میگوید وقتی فرد را به پیروی خواست همگانی واداریم او را به "آزاد بودن" واداشته ایم. گفتنی است این نظریه که در قرون هجدهم و نوزدهم اساس پدید آمدن دموکراسیها را فراهم آورد، در قرن بیستم و تا هم اکنون مایه پدید آمدن رژیمهای تمامت خواهی (توتالیتر) شده است که خود را قیم دیگران میدانند.


نقد و نظر () | ۱۳۸٥/٦/۸ - هرمز ممیزی |لينک به نوشته

بيعدالتی


جلوگيري از نشست "تغيير براي برابري"
پليس باز هم زنان را متوقف کرد

سمينار "تاثير قوانين بر زندگي زنان" که قرار بود روز يک شنبه پنج مرداد ماه، در سالن موسسه توانبخشي رعد برگزار شود با دستور اداره اماکن نيروي انتظامي لغو شد.
ساعاتي قبل از برگزاري مراسم، از نيروي انتظامي شهرک قدس (شهرک غرب) با مدير موسسه رعد تماس گرفته شده و به او دستور داده شد که از حضور برپا کنندگان اين سمينار که گروه هايي از فعالان جنبش زنان هستند جلوگيري شود. مسولان دليل اين امر را بي مجوز خواندن سمينار ذکر کرده اند. اين در حالي است که بنا بر قانون و آيين نامه هاي سازماني کشور، برپايي سمينارها نيازي به دريافت مجوز ندارد.
اين سمينار براي معرفي کمپيني با عنوان "يک ميليون امضا براي تغيير قوانين تبعيض آميز" برنامه ريزي شده بود تا برگزار کنندگان به تشريح اهداف، برنامه ها و شيوه هاي کار اين کمپين بپردازند. قرار بود در پانل اول اين سمينار نماينده هايي از اعضاي کمپين به تبيين و توضيع کمپين و اهداف ان بپردازند. پيش بيني شده بود که پانل دوم نيز ميزبان حقوقدانان، نويسندگان، هنرمندان و انديشمنداني همچون شيرين عبادي، ناصر زرافشان، منيرو رواني پور، مهوش شيخ الاسلامي، شهلا لاهيجي و بابک احمدي باشد. اين کمپين در راستاي پيگيري اهدافي که در قطعنامه پاياني تجمع 22 خرداد 1385 در ميدان هفت تير ذکر شده بود، برنامه ريزي شده است. تجمعي که به خشونت کشيده شد و تعدادي از شرکت کنندگان در تجمع بازداشت شدند.
برگزار کنندگان اين کمپين، درانتها بيانيه اي را ميان شرکت کنندگان توزيع کردند. دراين بيانيه آمده است: "ايران جامعه اي است که زنان آن تحصيل کرده تر از مردان هستند. بيش از 65 درصد از دانشجويان كشور دختر هستند و زنان توانسته‎اند در عرصه‎هاي مختلف توانايي خود را به اثبات برسانند. اين درحالي است كه مجموعه‎ قوانين موجود در ايران، زنان را جنس دوم قلمداد كرده و بر آنان تبعيض روا داشته است. در واقع قوانين موجود از فرهنگ و موقعيت زنان ايراني عقب‎تر است. درحالي‎ كه در همه جاي دنيا اعتقاد بر آن است كه قانون بايد يک پله از فرهنگ بالاتر باشد که بتواند فرهنگ را تعالي بخشد."
اين بيانيه با اشاره به برخي تبعيض هاي جنسيتي در قانون آورده است: "طبق قانون يک دختر در سن نه سالگي مسئوليت کامل کيفري دارد و اگر مرتکب جرمي شود که مجازات آن اعدام است دادگاه، مي‎تواند آن دختر 9 ساله را به اعدام محكوم ‎كند، درحالي‎كه در عرف و فرهنگ مردم ما يك دختر 9 ساله، كودك محسوب مي‎شود. اگر زن و مردي در خيابان تصادف کنند و هر دو فلج شوند طبق قوانين موجود خسارتي که به زن مي دهند نصف خسارت مرد است. اگر حادثه‎اي جلوي چشم زن و مردي اتفاق بيافتد طبق قانون موجود مي‎گويند تو كه زن هستي نمي تواني شهادت بدهي ولي او چون مرد است مي تواند شهادت دهد. طبق قوانين ما، پدري مي‎تواند به‎راحتي از قوانين سوء استفاده كند و دختر 13 ساله‎ي خود را به عقد مردي 70 ساله درآورد. در قانون مدني ايران مادر، هيچ‎وقت نمي‎تواند سرپرست فرزندش باشد و تنها مي‎تواند قيم فرزند خود باشد يعني نمي‎تواند اداره‎ي امور مالي، تصميم در مورد تحصيل، محل زندگي، اجازه خروج از كشور، اظهار نظر و حتي اجازه در مورد مسائل درماني كودك را داشته باشد. يعني مثلا اگر مادري با پول خود براي كودك‎اش خانه‎اي بخرد، شوهر يا پدرشوهر آن زن مي‎تواند آن خانه را بفروشد و طبق قانون، مادر حتي نمي‎تواند اعتراضي بكند. طبق قوانين ما مردان مي‎توانند چند همسر بگيرند و هر موقع بخواهند زن‎شان را طلاق بدهند اما تقاضاي طلاق از سوي زن چنان مشروط به مواردي خاص شده است كه گاهي زنان 10 سال براي گرفتن طلاق بايد در دادگاه‎ها سرگردان شوند."
در پايان اين بيانيه گفته شده است: "اين موارد تنها بخش كوچكي از نابرابري و تبعيض‎هاي موجود قانوني عليه زنان است و بي‎شك زناني كه در طبقات پايين جامعه قرار دارند يا جزو اقليت‎هاي قومي و مذهبي هستند از قوانين موجود بيش از ديگر زنان رنج مي‎برند. از اين‎رو ما امضاءكنندگان اين بيانه خواستار رفع تبعيض از زنان در كليه‎ي قوانين موجود در كشور هستيم و از قانونگزاران مي‎خواهيم كه هرچه سريع‎تر براي تغيير اين قوانين اقدام كنند."


نقد و نظر () | ۱۳۸٥/٦/٧ - هرمز ممیزی |لينک به نوشته

گلزار نو انديشان (۴)

۴/ پارمندیس

 

همه ما این جمله را شنیده ایم که " چیزی را قبول میکنم که به چشم خود ببینم" ولی پارمندیس که از فلاسفه شهر الئا در جنوب ایتالیا بود و بین سالهای 540 تا 480 ق.م.میزیست پا را از این فراتر نهاد و حتی پس از اینکه چیزی را به چشم خود میدید ، نمی پذیرفت . او معتقد بود که حواس تصویری نادرست از جهان بدست میدهد و این تصویر با آنچه عقل حکم میکند تطبیق ندارد، پارمندیس به عنوان فیلسوف وظیفه خود میدانست که انواع فریبهای حسی را آشکار سازد . این اعتقاد قوی به عقل آدمی ، خرد گرائی نامیده میشود . خرد گرا فردی است که معتقد به اندیشه انسان است و این اندیشه را منشاء شناخت انسان از جهان میداند .


نقد و نظر () | ۱۳۸٥/٦/٦ - هرمز ممیزی |لينک به نوشته

ريسک سرمايه گذاری در ايران

 رتبه ايران از لحاظ ريسك سرمايه‌گذاري مشخص شد ؛
96 در جهان، آخر در خاورميانه

كنگو، نيجريه، اريتره، ازبكستان، تركمنستان و زيمبابوه، كشورهايي هستند كه در تازه‌ترين گزارش اكونوميست از لحاظ ريسك سرمايه‌گذاري در جهان بعد از ايران قرار گرفته‌اند تا همچنان كشور ايران با قرار گرفتن در ميان كشورهاي با ريسك‌ D در سرمايه‌گذاري به عنوان كشورهاي با ريسك بالاي سرمايه‌گذاري شناخته شود. اين جملات معناي خوبي براي اقتصاد ايران به همراه ندارد، وقتي اين معنا پررنگ‌تر اقتصاد را نشانه مي‌رود كه گزارش قبلي سازمان‌هاي بين‌المللي اقتصادي از ريسك سرمايه‌گذاري در اقتصاد ايران حكايت از بدتر شدن اوضاع داشته باشد.
در گزارش تازه اكونوميست كه ماه ژوئيه - تيرماه - را مورد بررسي قرار داده است، ايران از لحاظ ريسك سرمايه‌گذاري در جهان در رتبه 96 جاي گرفته است كه در ميان 100 كشور رتبه‌اي نگران‌كننده است. ضمن آنكه رتبه ايران از نظر ريسك سرمايه‌گذاري در خاورميانه چنان است كه جايگاه سيزدهم يعني رتبه آ‌خر نصيب اقتصاد ايران شده است.خبرگزاري مهر به نقل از گزارش ماه آگوست اكونوميست، آورده است: درجه ريسك ايران در سال 2006 برابر با ‌ D و شاخص ريسك آن 67 1000=بالاترين ريسك‌) است و ايران در جايگاه 96 جهان جاي گرفته است.
بر اساس اين گزارش، در ميان ساير كشورهاي خاورميانه امارات با شاخص 28 و درجه ريسك ‌ B در رتبه نخست قرار دارد و جايگاه 27 جهان را نيز تصاحب نموده است.پس از امارات نيز اسرائيل با شاخص 31، عمان با شاخص 30، اردن با 34، بحرين با 35، قطر با 37، كويت با 41، مصر با 46، عربستان با 48، لبنان با 49،‌ يمن با 58 و الجزاير با شاخص 58 به ترتيب در ديگر رتبه‌هاي خاورميانه جاي گرفته‌اند.
در سطح جهان، دانمارك با شاخص 8 در جايگاه نخست قرار گرفته است و سوئيس، سوئد، سنگاپور، اتريش، نروژ، ايرلند، فرانسه، هنگ‌كنگ و بلژيك در رده‌هاي بعدي قرار دارند. كشورهاي كنگو، نيجريه، اريتره، تركمنستان، ازبكستان، و زيمبابوه نيز پايين‌تر از ايران و در رده‌هاي 97 تا 102 جهان جاي گرفته‌اند.
اكونوميست براي محاسبه شاخص ريسك سرمايه‌گذاري هر كشور از 10 ريسك امنيتي، ثبات سياسي، اثرگذاري دولت، قوانين و مقررات،‌اقتصاد كلان، تجارت خارجي، سياست مالياتي، بازار كار، مالي و ريسك زيرساختاري استفاده مي‌كند.در گزارش مشابهي كه در بهمن‌ماه سال 84 به چاپ رسيد، رتبه ايران 77 در جهان و 12 در خاورميانه اعلام شده بود، كه در آن زمان صاحب‌نظران و كارشناسان اقتصادي و سياسي نسبت به بالا رفتن ريسك سرمايه‌گذاري در ايران پس از روي كار آمدن دولت نهم هشدار داده بودند.


نقد و نظر () | ۱۳۸٥/٦/٥ - هرمز ممیزی |لينک به نوشته

بذر انديشه آزادی ۳۷۰

افت وخیز آزادی در اندیشه فقها

انقلاب مشروطه ، ایرانیان را یا مفاهیم قانون اساسی، حقوق مردم ، رای،  تفکیک قوا، وکالت، نظارت

مساوات، استبداد، عدالت و آزادی آشنا کرد و اگر چه جنگ مشروطه و مشروعه از همان آغاز شکل گرفت

ولی دیدگاههای  دو فقیه عصر مشروطه، علامه نائینی و شیخ فضل الله نوری تعارضی است که هنوز

  به پایان نرسیده است با شکست مشروطه اندیشه سیاسی نیز با نوعی ایستائی و حتی عقبگرد روبرو شد  

 

   با وقوع انقلاب اسلامی به ولایت مطلقه فقیه انجامید در ربع قرن حاضر شرایط جهان ، منطقه و ایران  به

گونه ای رقم خورد ه که تا بحال چهار نظریه اصلاحی جدید از سوی فقهای شیعه مطرح شده است:

  الف – سید محمد باقر صدر با نظریه "خلافت مردم با نظارت مرجعیت"

  ب -  محمد مهدی شمس الدین با نظریه " دولت انتخابی اسلامی"

  ج -  آیت الله منتظری با نظریه " ولایت انتخابی مقیده فقیه"

  د  - دکتر مهدی حائری یزدی با نظریه " وکالت مالکان شخصی مشاع"

 

 

 


نقد و نظر () | ۱۳۸٥/٦/٤ - هرمز ممیزی |لينک به نوشته

از حکم حکومتی تا قانون !

یونانیان باستان نخستین مردمی هستند که هوشمندانه به زیان(حکم حکومتی)

پی برده و با اختراع (قانون) به مقابله با تصمیمات زیانبار و گاه خطرناک شخصی

پرداختند و (قانون) را که همواره محصول خرد و عقل جمعی است بجای (حکم حکومتی) مستقر ساختند . سقراط نخستین اندیشمندی است که جان خود را فدای استقرار( قانون )بجای (حکم حکومتی) کرد . (قانون) از یونان به سرزمین رم رفت و به همت سیسرون مبنا و پایه نخستین اندیشه های مردمسالاری قرار گرفت .


نقد و نظر () | ۱۳۸٥/٦/٢ - هرمز ممیزی |لينک به نوشته

جامعه ملل !

جامعه ملل

 

نخستین حرکت تاریخی مردم جهان بسوی تشکیل حکومت واحد جهانی با هدف جلوگیری از جنگ و گسترش دموکراسی و با توجه به تنفر و انزجار نسبت به کشتار و ویرانگری جنگ اول جهانی و در اجرای بخشی از پیمان ورسای شکل گرفت ، جامعه ملل از سال 1919م تا دهه 1930م از عهده چند اختلاف کوچک جهانی بخوبی بر آمد اما توان مقابله با قدرتهای بزرگی را که در جنگ دوم جهانی درگیر شده بودند نداشت و طی این جنگ نقشی ایفا ننمود و پس از سال 1945 م"سازمان ملل متحد" جانشین آن شد. جامعه ملل شصت کشور را به عضویت خود داشت و بر خلاف سازمان ملل متحد حق وتوی خاصی به قدرتهای بزرگ اعطا نکرد ، سازمان جهانی بهداشت ، انجمن جهانی هواشناسی ، سازمان بین المللی کار و از همه مهمتر دیوان دادگستری بین المللی در زیر چتر جامعه ملل شکل گرفت و سپس به عنوان بخشی از  سازمان ملل متحد باقی ماند.مقر اصلی جامعه ملل در کشور سوئیس بود .


نقد و نظر () | ۱۳۸٥/٦/۱ - هرمز ممیزی |لينک به نوشته