مقالات سياسي و اجتماعي
صفحه نخست   ::   آرشيو  ::   تماس با من   
 
فرصت سوزی بس است !

فرصت سوزی بس است

 

تاخیر فاز مسئولین در درک زمان و فهم بهنگام رویدادها واقعا حیرتبار است درتاریخ نهم خرداد 85 که 116 کشور جهان ( غیر متعهد ها )  بسود ایران موضع گرفتند ، بهترین فرصت برای طرح شرایط ما در مساله انرژی هسته ای بود اینک هر چه از آن اوج موفقیت و پیروزی که در همین وبلاگ بدان اشارت شد فاصله میگیریم و دور میشویم عقربه های زمان با سرعت بیشتری به زیان ایران میگردد . بیش از این فرصت سوزی ننمائیم .


نقد و نظر () | ۱۳۸٥/٤/۳٠ - هرمز ممیزی |لينک به نوشته

آدم با مدارا و آدم بی مدارا !

فرق آدم با مدارا و آدم بی مدارا در این نیست که دومی احساس و عاطفه و ایمان دارد و اولی ندارد فرقشان در اینست که دومی گمان میکند تفسیرها و برداشتهای او از آراء و برنامه ها و سیاستهای گوناگون صد در صد درست است و برداشت و تفسیر دیگران صد در صد غلط است.

 

                                           محمد علی همایون کاتوزیان

 


نقد و نظر () | ۱۳۸٥/٤/٢٦ - هرمز ممیزی |لينک به نوشته

با مشاهير جهان آشنا شويم

آتاتورک

 

بنیانگذار و نخستین رئیس جمهور ترکیه ،افسر جوانی بود که به نهضت ترکهای جوان پیوست و با انقلاب 1908 به قدرت رسید ، علیه تجاوز ایتالیائی ها به لیبی جنگید و در جنگ جهانی اول مامور دفع حملات انگلستان شد و هنگامیکه شهر استانبول از سوی نیروهای متفقین اشغال نظامی شد به سازماندهی یک نهضت مقاومت مردمی همت گماشت . در سال 1923 مجلس آنکارا موجودیت جمهوری ترکیه را به ریاست جمهوری مصطفی کمال اعلام کرد . حکومت کمال طی پانزده سال ریاست جمهوری او دست به اصلاحات سیاسی و فرهنگی مهمی زد که از آنجمله اند الغای خلافت و وضع قوانین مدرن نظیر آزادی دین و برابری زن و مرد در برابر قانون ، تاسیس دانشگاهها ی جدید و رواج شناسنامه و درج نام خانوادگی به سبک اروپائیان ، علاوه بر این اتاتورک در ایجاد حس اعتماد نسبت به هویت ملی ترکیه کوشید وبه ایجاد روابط دوستانه با همسایگان و تاسیس حزب جمهوریخواه خلق همت گماشت . در ایران اغلب رضا شاه را با آتاتورک مقایسه میکنند زیرا رضاشاه پس از سفر به ترکیه تحت تاثیر خدمات آتاتورک دست به اقداماتی نظیر ایجاد دانشگاه تهران زد غافل از اینکه اصلاحات آتاتورک همراه با اصلاحات سیاسی صورت میگرفت و به همین دلیل پایدار ماند و حزبی که ایجاد کرد رژیمش را نهادینه ساخت !اما رضا شاه حتی یک حزب سیاسی ایران نو را که کارگزارانش تیمورتاش ، نصرت الدوله و علی اکبر داور یعنی برجسته ترین وزرای کابینه خودش بودند تاب نیاورد و دستور انحلال آنرا در همان آغاز فعالیت صادر کرد .


نقد و نظر () | ۱۳۸٥/٤/٢۳ - هرمز ممیزی |لينک به نوشته

تورم

استقلال بانک مرکزی ترکیه و نتایج حاصله

 

در حالیکه ایران به لحاظ نرخ تورم بین 160 کشور جهان جزو صدر نشینها است و مقام هشتم را بخود اختصاص داده، دولت ترکیه توانست طی پنج سال 2001 تا 2006م نرخ تورم را از 9/40 در صد در سال 2001 م به 7/7 درصد در سال جاری کاهش دهد و در ردیف شصتم کشورهای دارای تورم بین 160 کشور جهان جای نسبتا مناسبی برای خود پیدا کند ، کارشناسان دلائل این مهم را بشرح زیر طبقه بندی کرده اند :

1 – استقلال بانک مرکزی و معاف شدن این بانک از اجرای دستورات پنهانی و محرمانه دولت که هدفی جز حفظ کارگزاران نظام بر اریکه قدرت و تداوم حضور سیاسی  آنها نداشت.

2- سرعت بخشیدن به خصوصی سازی بانکها و کلیه صنایع و خدمات دولتی.

3- کنترل رشد دستمزدها و روشن ساختن افکار عمومی به این مهم که اثر مهار تورم  در زندگی روزمره مردم مهم تر از افزایش دستمزد ها است و اگر مهار بر تورم زده نشود همواره سریعتر از دستمزدها به پیش میتازد.

4- مبارزه جدی و موثر با مفاسد اقتصادی و طرد دانه درشتها از مواضع کلیدی کشور.

5- تشویق مردم به پس انداز و تشکیل سرمایه اولیه برای راه اندازی موسسات اقتصادی و صنعتی و ایجاد کار مولد که هنوز در مراحل نخستین است و تا اطمینان یافتن مردم به مهار کامل تورم فاصله زیادی دارد .

6 – کنترل جدی بر مخارج جاری دولت بعنوان موثرترین راهکار دولت ترکیه برای مهار و کاهش سریع نرخ تورم.

در خاتمه مطالعه مقاله (اقتصاد ۱) در آرشيو ۴ آبان ۸۲ همين وبلاگ را به دوستان توصيه ميکنم.

 


نقد و نظر () | ۱۳۸٥/٤/۱٦ - هرمز ممیزی |لينک به نوشته

ما ناشاد ترين مردم جهانيم

 ما ناشادترين مردمان جهانيم



ما ناشادترين مردمان جهانيم. شادي به مفهوم واقعي آن يعني شادي روحي و باطني در زندگي ما تهي از معنا است. نه آن شادي‌هاي سطحي و گذرا كه جز تسكيني مقطعي نيست، بلكه شادي واقعي و پايدار كه در آن لذت روح و جان باشد و آدم‌ها را سرشار از مهر به يكديگر و انرژي كند.

ما ناشادترين مردمان جهانيم. در سرزمين مولانا و حافظ و سعدي و خيام هستيم كه لُب كلام‌شان رسيدن به شادي و شادكامي است. ما در سرزميني هستيم كه پيام حكيمان و عرفايش نه سوگ و عزا كه شادي در وصل معشوق است. اما دريغ كه شعرها اين روزها به كار تفأل و استخاره مي‌آيند يا عروسك‌بازي و نه وصال معشوق!

ما ناشادترين مردمان جهانيم. در عزاي مردگان‌مان صيحه مي‌زنيم، ضجه مي‌كنيم، جيغ مي‌كشيم، بر سر مي‌زنيم، شيون مي‌كنيم، سوگواري مي‌كنيم، به عزا مي‌نشينيم و انبوه مراسم مرده‌پرستي و مرده‌بازي داريم اما مذاهب ما مي‌گويند پيش خدا مي‌رويم كه سراسر مهر و آرامش است و عجبا اين ريا! و عجبا كه مرگ در چنين جامعه‌اي چقدر دشوار و جانكاه است.

ما ناشادترين مردمان جهانيم. گورستان‌هايمان تيره و تاريك و هراس‌آور در هجوم رنگ‌هاي تيره و خاكستري است. به مرگ و معاد معتقديم ولي با اعتقادات متناقض، سر خدا كلاه مي‌گذاريم و از مرگ آن‌قدر چهره‌ي هراس‌آور و منفوري ساخته‌ايم كه انگار هيچ گاه گذار پوست‌مان به دباغ‌خانه‌ي مرگ نخواهد افتاد.

ما ناشادترين مردمان جهانيم. شهرهايمان، لباس‌هايمان، همه چيزمان را تيره و تار كرده‌‌ايم. ما ملت «رنگ‌مرده»اي هستيم. رنگ پيش ما مرده است. حتي رنگ را از لباس‌هاي محلي‌‌مان كه مظهر انس انسان با طبيعت است گرفته‌ايم. ما سبز نيستيم. حتي زرد هم نيستيم. حتي سياه هم نيسيتم. هيچيم هيچ! ما دچار هيچ‌رنگي شده‌ايم چون هيچ رنگي شادمان نمي‌كند. از هيچ رنگي لذت نمي‌بريم.

ما ناشادترين مردمان جهانيم. چون غم نان، حتي دانايان را گرفتار خود كرده و اول و آخر كلام بيشتر ما رنج اقتصادي است. بيشتر مردم آن‌چنان هراس آينده دارند كه فرصت تفكر درباره‌ي چرايي زندگي خود را ندارند!

ما ناشادترين مردمان جهانيم. اقويا مثل تمام طول تاريخ به ضعفا زور مي‌گويند. (...Censored by Moderator...) و ملتيان در حال خوردن همديگر! خودمان دست به دست هم داده و زندگي را به كام يكديگر تلخ كرده‌ايم. و به راستي در اين گرگساري كه خاك وطن مي‌نامندش، حاصلش جز اندوه چيست؟

ما ناشادترين مردمان جهانيم. شادي از جامعه‌ي ما گرفته شده است. شادي را در ذهن يكايكمان كشته‌اند. جوانان به الكل و مخدر پناه مي‌برند و پنهان باده مي‌خورند كه تعزير نشوند. شادي راستين از آنان گرفته شده است. همه در حال گريز از خود و فراموشي هستند.

ما ناشادترين مردمان جهانيم. هر چه داشته باشيم باز هم ناشاديم. ميليون‌ها نفر در جهان در فقر اما شاد زندگي مي‌كنند. ميليون‌ها هندو با تنها لباسي براي بيشتر عمرشان زندگي مي‌كنند اما شاد مي‌ميرند. ولي ما بسيار دنيادوست تنگ‌چشم داريم كه تا خاك گور چشم‌شان را پر نسازد، در حرص و جوش و ولع و طمع هستند و دنيا را جز براي خودشان نمي‌خواهند.

ما ناشادترين مردمان جهانيم. اكثر ما در ديپرشن(depression) و افسردگي به سرمي‌برند. بيشتر ما بيماريم. افسرده‌ايم. خودآزار و ديگرآزاريم. لجوج و كينه‌توز و حسود و لبريز از بخليم. سرشار از كينه و نفرت و رشك و بدبيني و تهمت و بهتان و افترا نسبت به ديگران هستيم. متملق و چاپلوس و دروغگو و سطحي‌نگر و خودخواه هستيم. بيشتر ما همان ايراني مفلوك دوران قاجار هستيم كه خرت و پرت‌هاي مدرن به خودمان اضافه كرده‌ايم. امروزي شده‌ايم اما ديروزي هستيم. چگونه مي‌توان براي ما، ما ناشادترين مردم جهان، شادي را با معناي واقعي و پايدار تعريف كرد؟

از گاه‌نوشت‌هاي ناصر خالديان

 


نقد و نظر () | ۱۳۸٥/٤/۱٥ - هرمز ممیزی |لينک به نوشته

بزرگترين و کوچکترين دموکراسيهای جهان

 

 

هندوستان که پس از چین پر جمعیت ترین کشور جهان است . تقریبا نیمی از مردمانش بیسوادند در حدود بیست و پنج در صد مردم زیر خط فقر زندگی میکنند ، بیش از بیست زبان و تعداد بیشتری گویش برای سخن گفتن دارند ، نظام سلسله مراتبی کاست هنوز ریشه کن نشده و غیر از هندو ها که 82% جمعیت را تشکیل میدهند 12% مسلمان ، 5/2 در صد مسیحی، 2% سیک ،7% بودائی و 5% جین هستند و برای نظریه پردازان سیاسی منبع سر در گمی بشمار میروندزیرا  بزرگترین دموکراسی جهان شناخته شده وبرعکس ما ایرانیها شاد زندگی میکنند.

کشورهای باهاماس ، بلین ، بوتسوانا ، کاستاریکا ، فیجی ، گامبیا ، جامائیکا ، موریس ، گینه جدید ، پاپوا ، ترینیدا و تو گو که هر یک کمتر از سه ملیون نفر جمعیت دارند نیز به عنوان کوچکترین دموکراسیهای جهان شناخته شده اند .

 


نقد و نظر () | ۱۳۸٥/٤/٩ - هرمز ممیزی |لينک به نوشته

نگاهی به تاريخ !

نگاهی به تاریخ پیش از مشروطه

 

در سال 1276ش امین الدوله صدر اعظم ایران میشود و اعلام میکند که اگر در نامه هائی که خطاب به او نوشته میشود عناوین چاپلوسانه متداول وجود داشته باشد آنها را نخواهد خواند ولی در غیر این صورت هر نامه ای را که دریافت کند بطور کامل خواهد خواند . پس از عزل او این شیوه ها کنار گذاشته میشود . در همان سال بدلیل برنامه هائی که امین الدوله برای قطع مقرری محرمانه اشراف ، علماء و افراد ممتاز تهران داشت در میان آنان بلوا میافتد . از این گذشته او مهر صدر اعظمی را بیجا بکار نمیبرد و هیچ فرمان مکتوبی را بی آنکه بخواند مهر نمیکرد ، به هیچ کس بی جهت پول نمیداد و به احکام ناسخ و منسوخ علماء گوش نمیکرد و تا حدودی جلوی کسب درآمدهای ناروای آنان را میگرفت .

 

                                                نقل از مرآت الوقایع مظفری

 


نقد و نظر () | ۱۳۸٥/٤/٦ - هرمز ممیزی |لينک به نوشته

آزادی مثبت ٬ آزادی منفی

 

 

آزادی مثبت یا ایجابی به معنای توانائی فرد برای شکوفا ساختن خویش از طریق احراز و ایفای نقشی چشمگیر در جامعه است . آزادی مثبت باید موجب بهره مندی عموم مردم از مواهب مادی و معنوی گردد .

آزادی منفی یا آزادی سلبی  به معنای نبود محدودیت های قانونی یا مستبدانه در جامعه میباشد که خود مانع اصلی برای رشد و شکوفائی مبتنی بر رقابت سالم بین افراد جامعه میباشد


نقد و نظر () | ۱۳۸٥/٤/۳ - هرمز ممیزی |لينک به نوشته