مقالات سياسي و اجتماعي
صفحه نخست   ::   آرشيو  ::   تماس با من   
 
بلا

زاهد چه بلائی تو که اين دانه تسبيح

                                               از دست تو سوراخ به سوراخ گريزد

                                                         قائم مقام فراهانی


نقد و نظر () | ۱۳۸٤/٦/۳٠ - هرمز ممیزی |لينک به نوشته

انتظار

انتظار، مذهب اعتراض و نفی مطلق نظام حاکم و وضع موجود است ... انتظار نه تنها از انسان سلب مسئولیت نمی کند، بلکه مسئولیت او را در سرنوشت خودش و سرنوشت حقیقت و سرنوشت انسان، سنگین، فوری، منطقی و حیاتی می کند... »

                                                              دکتر علی شريعتی


نقد و نظر () | ۱۳۸٤/٦/٢۸ - هرمز ممیزی |لينک به نوشته

آشنائی با واژه های سياسی

اگزيستانسياليزم/اصالت وجود/ فلسفه اگزيستانسياليزم جوامع امروزی را اسير دست بوروکراتها ( شاغلان اداری و سازمانهای دولتی) ميداند که مسبب بيگانگی و تحقير مقام انسانی هستند و روی سخنش با کسانی است که ميخواهند از شر اين جنبه های قدرت سازمان يافته دولت خلاص شوند تا استقلال و خلاقيت شخصی و فردی نابود نشود . آلبر کامو و ژان پل سارتر پايه گزاران اين تفکر به شمار ميروند.


نقد و نظر () | ۱۳۸٤/٦/٢٦ - هرمز ممیزی |لينک به نوشته

بذر انديشه آزادی ۳۲۵

آزادی فکر / قلم / بيان / دين / کسب و کار / لباس / مسکن / ازدواج / مال / آداب و رسوم / و تابعيت  بدون اينها قانون ( عدل ) جاری نخواهد شد.

                                                                        ميرزا آقا خان کرمانی


نقد و نظر () | ۱۳۸٤/٦/٢٤ - هرمز ممیزی |لينک به نوشته

آشنائی با واژه های سياسی

استراتژی/برنامه و اقدامات کلان و بلند مدت و نقطه مقابل تاکتيک است اين اصطلاح در اصل نظامی است و به ويژه نيروهای هسته ای و موشکهای قاره پيما را شامل ميشود ولی در عرصه سياست هم کاربرد دارد برای مثال هنگام انتخابات برخی از سياستمداران تاکتيکی عمل ميکنند وفقط در اين فکرند که چگونه ميتوان در انتخابات پيروز شد و برخی ديگر دارای استراتژی سياسی هستند و مثلا به اين ميانديشند که چگونه ميتوان عظمت تاريخی ايران را از نو زنده کرد!


نقد و نظر () | ۱۳۸٤/٦/٢٢ - هرمز ممیزی |لينک به نوشته

بذر انديشه آزادی ۳۲۴

در پاسخ به کامنت ديروز آقای يعقوب معصومی که از موضع چپ شعر مرا در بزرگداشت زنده ياد آيت الله طالقانی (اشک تمساح) قلمداد کرده

 

جوهر استبداد برای بشر مذلت بار است و مستبد همه را فقط به چشم انسانهای فاقد مقام و بزرگی مينگرد... اصول بنيانی تسلط گرائی بر خواری و ذلت و محروميت مردم از صفات انسانی بنا شده است.

                                                                کارل مارکس

 


نقد و نظر () | ۱۳۸٤/٦/٢٠ - هرمز ممیزی |لينک به نوشته

برای طالقانی

                     براي طالقاني

 

اگر بودي و ميديدي

كه مغز روشن “سامي “ پريشان است

اگر بودي و ميديدي

“فروهر “ غرق در خون است

اگر بودي و ميديدي كه “ دانشگاه “ ويران است

چنان آتش بجانت شعله ميزد

كه در فرهنگ اين فرهنگ سوزان “ محارب با خدا بودی “

در سرزمين “ دژ“ كه فقط قلعه ميتواني ساخت

در راس واردات تو “گندم“ نشسته است

و فرشهاي صادراتي “ خانه ايران “ حسابي خاك ميخورند

مايه شرمندگي ،خجلت ، سر افكندن به پائين ها

كوير از مكتب زشت تنفر گشته باير

تفكر زير شلاق سفاهت رنگ ميبازد

تقلب رايج و سرقت سر آغاز است

بيا مردانگي ، مهر و عطوفت را بياموزيم

بيا با يكدگر سازيم

خدا در قالب قدرت نمي گنجد

خدا را در حقيقت جست بايد

مرز بين خير و شر در دين تحميلي نبود

مرز بين خير و شر در “قلب“ ماست

ايران نمرده است برغم فشارها

سركوبي مداوم و زندان و دارها

ما شاهدان عيني تاريخ ميهنيم

از گورهاي جمعي تاريخ جسته ايم

الكن نبوده ايم به لكنت فتاده ايم

سينه سرخيم ولي سايه ما را زده اند

كه چرا نفت چرا استقلال كه چرا داعيه آزادي

اما هنوز قلمها رفيق ما اما هنوز قلمها يمان “جسور“

با ساعد شكسته و بازوي ناتوان            

                        شهريور 78

 


نقد و نظر () | ۱۳۸٤/٦/۱٩ - هرمز ممیزی |لينک به نوشته

بذر انديشه آزادی ۳۲۳

نهادها و شيوه های دموکراتيک ميتوانند با نهادها و شيوه های غير دموکراتيک و گاه ماقبل دموکراتيک همزيستی داشته باشند . از اين رو دموکراتيک شدن همواره و همه جا فرايندی پايان ناپذير است.

                                                          ديويد بيتام


نقد و نظر () | ۱۳۸٤/٦/۱۸ - هرمز ممیزی |لينک به نوشته

امانت

ايــــــن امانت كه زملت به بر و بال من است

نفـــرت از ظالم و مانوس به احرار مـن است

غزلـــــــم نقـــد به اقطـــار سيـــاست دارد

          تا شعــــــــاع عملش در خط پرگار من است

مستــــــــبد مـــوي براندام بپــــا ميــــدارد

علتـــش وحشت از اين منطق سرشار مـنست

چشـــم بندي چه ثمر دارد و جوياي چه اي ؟

غــــــــافل از اينكه غزل گفته و اقرار مـنست

انفــــــــرادي نـــرود شعــر ، اگر من بروم

هـــدف از حـــــبس فقط فتنه و آزار منـست

« آنكه در طرز غزل نكته بـه حافظ آموخت »

هرمـــــــــز اين رنج فزاينده و پربار مـنست

27/8/68

 


نقد و نظر () | ۱۳۸٤/٦/۱٦ - هرمز ممیزی |لينک به نوشته

بذر انديشه آزادی ۳۲۲

خلاقيت بوی خوش آزادی فردی است.

                                                    اوشو


نقد و نظر () | ۱۳۸٤/٦/۱٥ - هرمز ممیزی |لينک به نوشته

بذر انديشه آزادی ۳۲۱

دموکراسی يک پروسه طولانی است که بايد از داخل و از طريق مناقشات و گفتگوهای سخت آن را شروع کرد.

                                                    يوشکا فيشر


نقد و نظر () | ۱۳۸٤/٦/۱٤ - هرمز ممیزی |لينک به نوشته

بند ۷ اعلاميه جهانی حقوق بشر

همه در برابر قانون مساوی هستند و حق دارند بدون تبعيض از حمايت قانون برخوردار شوند . همه حق دارند در مقابل هر تبعيضی که ناقض اعلاميه حاضر باشد و عليه هر تحريک که برای چنين تبعيضی به عمل آيد به تساوی از حمايت قانون بهره مند شوند .


نقد و نظر () | ۱۳۸٤/٦/۱٤ - هرمز ممیزی |لينک به نوشته

آشنائی با واژه های سياسی

امپرياليسم/ دولتی است که دور از مرزهای خود مردم سرزمينهای ديگر را به زور وادار به فرمانبرداری از خود کند و از منابع انسانی يا ساير منابع آنها بسود خود بهره برداری نمايد.


نقد و نظر () | ۱۳۸٤/٦/۱٢ - هرمز ممیزی |لينک به نوشته

آشنائی با واژه های سياسی

امپراتوری/ کشوری پهناور و متشکل از چندين ملت يا قوم يا نژاد که بر اثر چيرگی يک قوم بر اقوام ديگر پديد آمده باشد.


نقد و نظر () | ۱۳۸٤/٦/٩ - هرمز ممیزی |لينک به نوشته

اخلاق

     چنان باش که ميخواهی به ديگران بنمائی

                                                                       سقراط


نقد و نظر () | ۱۳۸٤/٦/۸ - هرمز ممیزی |لينک به نوشته

بذر انديشه آزادی ۳۲۰

هر نظام سياسی تا وقتی دموکراتيک است که قدرتمندترين تصميم گيرندگان جمعی آن از راه انتخابات عادلانه درست و ادواری انتخاب شوند و در آن نامزدها برای کسب آراء مردم آزادانه رقابت ميکنند و همه افراد بالغ واقعا از حق رای برخوردارند.

                                                                              هانتيگتون


نقد و نظر () | ۱۳۸٤/٦/٦ - هرمز ممیزی |لينک به نوشته

آشنائی با واژه های سياسی

اوليگارشی/ثروت سالاری/ ارسطو ميگويد :گزينش بر اساس ثروت اوليگارشی و گزينش بر اساس فضيلت آريستو کراسی است.


نقد و نظر () | ۱۳۸٤/٦/٥ - هرمز ممیزی |لينک به نوشته

نقل از وبلاگ حميد خان فراسو

تشيع و دموکراسی ( ۱ )

 

اين عنوان آخرين سخنرانی دکتر سروش از سلسله گفتارهای مربوط به اسلام و دموکراسی ست که اخيرا در محل آمفی تئاتر دانشگاه سوربن ايراد گرديده است.جان کلام وی در اين گفتار ، طرح موانع ويژه ای ست که برای رسيدن به دموکراسی ، پيش روی جهان تشيع قرار دارد.اين موانع به زعم او چنين اند : امامت ، ولايت و مهدويت.اگر مهمترين وجه روشنفکری ، پرسشگری از يقين های جزميت يافته باشد ، می توان با اطمينان چنين نوشت که برنده جايزه اراسموس۱ در گفتار تازه اش توانسته است تا حدود زيادی به اين موقعيت نزديک شود.با اين همه نمی توان از ابهامات بی شماری که در مباحث کلامی اين گفتار به چشم می خورد ، به سادگی عبور کرد! قطعا خود ايشان نيز در فرصت های مقتضی با دقتی دوچندان به بسط اين تئوری خواهند نشست و زنگار ابهام را از چهره آن خواهند زدود. نيز شايسته است ايشان توضيح دهند عليرغم فقدان اين موانع در ميان اهل سنت ، چرا هنوز به لحاظ دستيابی به دموکراسی ، جهان تسنن برتری ويژه ای نسبت به جهان تشيع ندارد؟! دو ديگر اينکه آيا فهم مترقيانه اقبال از خاتميت ، فهم مسلط اهل تسنن از اين مفهوم است؟ اگر نيست ، چگونه ايشان چنين درکی از خاتميت را که به نظر با انديشه دموکراسی سازگار می نمايد (؟) در کنار فهم عوام از مهدويت در جهان تشيع می نشانند و نتيجه می گيرند که مهدويت با انديشه دموکراسی و رهايی ( رهايی ؟ )قابل جمع نيست؟! آيا منصفانه تر نبود فهم روشنفکران جهان تشيع از مهدويت در کنار فهم اقبال قرار می گرفت؟!

گذشته از مباحث کلامی ، اين گفتار را می توان از دريچه هايی ديگر نيز مورد مداقه قرار داد.منظور من در اينجا ، مشخصا فلسفه سياسی مستتر در اين گفتار است.من فکر می کنم مشکلی که در نگاه دکتر سروش وجود دارد ، تلقی خاص ايشان از دموکراسی ست که مانع برقراری رابطه ای معنا دار ميان اسلام بعنوان يک نگرش ويژه هستی شناسانه با دموکراسی می شود.واقعيت آن است که دموکراسی در نگاه ايشان مقيد است به ارزش های ليبرالی که در فهم ويژه ای از جهان ريشه دارند.ارزش هايی نظير آزادی ، مدارا ، مالکيت ، حريم خصوصی ،....البته روشن است كه ارزشهاي ياد شده ، ارزشهاي انحصاري ليبراليسم محسوب نمي شوند اما در اين مكتب معناي ويژه اي دارند كه آنها را از تعاريف شان در ساير مكاتب متمايز مي كند .ايشان خود نيز به چنين امری واقفند و دقيقا از همين روست که در اين سخنرانی که من گزارش آن را در سايت اختصاصی شان خوانده ام ، حداقل يکبار بر اين برداشت مهر تاييد می زنند.آنجا که می فرمايند:

  • ..يک دوره ديگری را نيز پشت سر گذاشتيم که در آن عده ای در کشورهای  عموما اسلامی / عربی و کمتر در کشور ما بدنبال استخراج دموکراسی از اسلام بودند ، يعنی می خواستند بگويند همان چيزی که در مکاتب ليبرال دموکراسی هست می توان از تعاليم اسلامی بيرون آورد و استخراج کرد..

 مغالطه ای چنين  آشکار آن هم از سوی متفکر باريک انديشی چون او بعيد می نمايد. باور کردنی نيست که ايشان توجه نداشته باشند وقتی از دموکراسی سخن می گوييم ، تنها به مدلی برای اداره جامعه اشاره کرده ايم که برپايه وفاق استوار است. دموکراسی در اين معنا به منزله يک روش طرح می شود که می تواند متناسب با فرهنگ های گونه گون ، پذيرای صفات و يا قيود گونه گون باشد.به اين ترتيب ، ليبرال دموکراسی تنها صورتی از دموکراسی ست که بر پايه تلقی خاصی از هستی استوار گرديده است و درحوزه فرهنگی خاصی از جهان نيز به ثمر نشسته است. اکنون می توان فهميد وقتی که ايشان می گويند: «..من به جرات می توانم بگويم اقليتی از روشنفکران مسلمان و متفکران جهان اسلام ( ايران و عرب و ترکيه و غيره ) اکنون در اين فکر هستند که مبانی بنيادين دموکراسی را از اسلام استخراج بکنند.کم و بيش ما به اجماعی رسيده ايم که اجماع ميمونی ست که به ما می گويد آن کار ناشدنی ست و محکوم به شکست است..چقدرحرف درستی می زنند اگر جای واژه دموکراسی را در اين بند با ليبرال دموکراسی عوض کنيم. آری درست است ! استخراج مبانی بنيادين ليبرال دموکراسی از اسلام کاری نشدنی ست و محکوم به شکست است. اما اگر  همانگونه که گفته شد ، دموکراسی تنها روشی برای اداره جامعه باشد که برپايه وفاق استوار است ، چه کسی می تواند بگويد چنين امری در اسلام بی سابقه است؟ مسلما اگر فاصله دموکراسی صدر اسلام که در قالب بيعت و شورا متجلی شد با فهم امروز ما از دموکراسی ، کمتر از فاصله دموکراسی آتنی با اين معنا نباشد ،  بيشتر هم نخواهد بود!

 

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

۱.اين جايزه هرساله از سوی بنياد اراسموس در هلند به کسانی اهدا می شود که کار مهمی در حوزه فلسفه و علوم انسانی انجام داده باشند.دکتر سروش به همراه خانم فاطمه مرنيسی و صادق جلال العزم بطور مشترک موفق به دريافت اين جايزه در سال ۲۰۰۴ شدند.


نقد و نظر () | ۱۳۸٤/٦/٤ - هرمز ممیزی |لينک به نوشته

بند ۶ اعلاميه جهانی حقوق بشر

هر کس حق دارد که شخصيت حقوقی او در همه جا بعنوان يک انسان در مقابل قانون شناخته شود !


نقد و نظر () | ۱۳۸٤/٦/۱ - هرمز ممیزی |لينک به نوشته