مقالات سياسي و اجتماعي
صفحه نخست   ::   آرشيو  ::   تماس با من   
 
آشنائی با واژه های سياسی

تیموکراسی / حکومت اغنیای دانا

 

افلاطون در کتاب جمهوری تیموکراسی را ما بین آریستوکراسی و الیگاشی قرار داده و منظورش این بوده که تیموکراسی بهتر از الیگارشی و بد تر از آریستو کراسی است. افلاطون میگفت " حکومتها از درخت زاده نمیشوند و از صخره بیرون نمیجهند بلکه حاصل روحیات و خصائص اخلاقی و متناسب با درجه دانائی ساکنان کشورها هستند پس هرگاه فیلسوف یافت نشود باید بسراغ گروهی اندک که به نحوی واجد فضیلت یا ثروت حقیقی (دانائی محورند) رفت و نتیجه میگیرد که تیموکرات هم به معنویات دلبستگی دارد هم به مادیات . با زیردستان سختگیر خواهد شد اما به دیده تحقیر به آنها نمی نگرد یعنی موسی و فرعون در هستی او موج میزند . شهر خورشید و شهر ظلمت کامپانلا ، شهر خدا و شهر زمینی سنت آگوستن ، اسب بالدار آسمانی و اسب بالدار زمینی ستریخوربر پایه همین تفکر تدوین شده اند

در تیموکراسی حکومت موروثی نيست و مردان لایقی هم دست اندر کار هستند اما تضاد درونی تیموکراسی را از داخل میدرد زیرا چندان فربه میشود که توان دفاع از خود را نخواهد داشت و نهایتا توسط عامه مردم از میان میرود و نوبت به دموکراسی عوام گرفتار در جهل (پوپولیسم) میرسد . فارابی تیموکراسی را مدینه کرامت و ارسطو تیموکراسی را تنظیم کننده مالکیت تلقی نموده اند . امروزه نیز گرایش بسوی تیموکراسی در بخشهائی از جهان مشهود است.

 


نقد و نظر () | ۱۳۸٤/۱٢/٢٧ - هرمز ممیزی |لينک به نوشته

نقل از سايت روزنه


غوره‌هايي كه حلوا نشدند
 

پسرك فقير از پدر پرسيد: بابا؟ ما كي راحت و آزاد مي‌شويم كه در رفاه و آرامش زندگي كنيم؟
پدر گفت: صبر داشته باش پسرم. بالاخره راحت و آزاد مي‌شويم و به رفاه و آسايش مي‌رسيم. بايد استبداد محمد عليشاه از بين برود.
مشروطه شد و استبداد از بين رفت و قانون مشروطه آمد.

مدتي گذشت اما وضع همان بود. پسرك پيش پدر آمد و گفت:
- بابا؟ ما كي راحت و آزاد مي‌شويم كه در رفاه و آرامش زندگي كنيم؟
پدر گفت: صبر داشته باش پسرم. همه‌ي اينها زير سر خاندان قاجار است كه وضع‌مان اين‌طوري است. بايد استبداد قجري از بين برود.

پس از كودتاي99 و بركناري احمدشاه، سلسله قجري منقرض شد و حكومتي ديگر آمد. اما وضع همان بود. پسرك پيش پدر آمد و پرسيد:
- بابا؟ ما كي راحت و آزاد مي‌شويم كه در رفاه و آرامش زندگي كنيم؟
پدر گفت: صبر داشته باش پسرم. بالاخره راحت و آزاد مي‌شويم. بايد استبداد رضاخاني از بين برود.

متفقين كه به ايران ريختند و رضاخان را پايين كشيدند، حكومتي ديگر آمد. سال‌ها گذشت اما وضع همان بود. پسرك پيش پدر آمد و گفت:
- بابا؟ ما كي راحت و آزاد مي‌شويم كه در رفاه و آرامش زندگي كنيم؟
پدر گفت: صبر داشته باش پسرم. بالاخره راحت و آزاد مي‌شويم. بايد استبداد پهلوي از بين برود.

بعد انقلاب شد و شاه را پايين كشيدند. مدتي گذشت اما وضع همان بود و پسرك پيش پدر آمد و گفت:
- بابا؟ ما كي راحت و آزاد مي‌شويم كه در رفاه و آرامش زندگي كنيم؟
پدر گفت: صبر كن پسرم. ما تازه انقلاب كرده‌ايم. نبايد به اين زودي توقع داشت همه چيز درست شود. همه‌ي اينها تقصير استكبار جهاني است.

مدتي ديگر گذشت اما وضع همان بود و پسرك دوباره پيش پدر برگشت و پرسيد:
- بابا؟ ما كي راحت و آزاد مي‌شويم كه در رفاه و آرامش زندگي كنيم؟
پدر گفت: صبر كن پسرم. ما الان در حال جنگ هستيم. بايد جنگ تمام شود. صبر كن بالاخره تمام مي‌شود.

جنگ به پايان رسيد و اوضاع آرام شد. اما وضعيت همان بود. پسرك دوباره پيش پدر آمد و گفت:
- بابا؟ ما كي راحت و آزاد مي‌شويم كه در رفاه و آرامش زندگي كنيم؟
پدر گفت: صبر كن پسرم. جنگ تازه تمام شده و ما خسارت ديده‌ايم. بايد اصلاحات بشود.

اصلاحات آغاز شد و سال‌ها طول كشيد اما وضع همان بود. پسرك دوباره پيش پدر آمد كه بپرسد:
- بابا؟ ما كي راحت و آزاد مي‌شويم كه در رفاه و آرامش زندگي كنيم؟
پدر گفت: صبر كن پسرم، اصلاحات يك پروسه است و بايد سير زماني و تاريخي خودش را طي كند.

مدت‌ها گذشت اما وضع همان بود و اصلاحات به نتيجه‌اي نرسيد. پسر دوباره نزد پدر آمد و پرسيد:
- بابا؟ ما كي راحت و آزاد مي‌شويم كه در رفاه و آرامش زندگي كنيم؟
پدر گفت: صبر كن پسرم، بايد اصلاحات را اصلاح كرد. با عجله نمي‌شود.  بايد حكومت را به محرومان سپرد. بايد دولت رجايي‌وار باشد كه درد ما را بيشتر بفهمد. صبر كن چيزي نمانده درست مي‌شود.

دوره اصلاحات تمام شد و دولت رجايي‌وار آمد كه به محرومان رجا بدهد و درآمد نفت را سر سفره‌هاي آنان بياورد. اما وضعيت همان بود. پسر دوباره نزد پدر آمد و پيش از اين كه حرفي بزند پدرش گفت:
- صبر كن پسرم، صبر كن...
پسرك كه حالا ديگر خيلي هم پسرك نبود گفت: جان خودت ولم كن پدر! صبر نخواستم و سوالم نخواستم. دنبال اين دندون مصنوعيم مي‌گشتم بذارم دهنم، برم سرمو بذارم بميرم. شما نديدي؟

■ استنتاج شبه فلسفي:
1-  گر صبر كني از غوره آبغوره مي‌گيرم برات.
2- ما خيلي صبوريم ولي بعضي‌ها چقدر سوزن‌شان گير مي‌كند و هي چيزي را بيخودي تكرار مي‌كنند.
3- پروسه در اينجا به معناي تحمل و صبوري تا حد شتر است. شايد هم ما داريم با شترها كل‌كل مي‌كنيم.
4-  بعضي پدر و پسرها هم عجب عمري مي‌كنند ها؟ بگو ماشاالله.

 

از نوشته‌هاي حسين خالديان


نقد و نظر () | ۱۳۸٤/۱٢/٢٥ - هرمز ممیزی |لينک به نوشته

اعلاميه جهانی حقوق بشر

بند ۱۶- (۱)

زنان و مردان بالغ حق دارند بدون هيچگونه محدوديتاز نظر نژاد مليت تابعيت يا مذهب با همديگر زناشوئی کنند و تشکيل خانواده دهند . در تمام مدت زناشوئی و هنگام انحلال آن زن و شوهر در کليه امور مربوط به ازدواج دارای حقوق مساوی هستند .

بند ۱۶-(۲)

ازدواج بايد با رضايت کامل و آزادانه زن و مرد واقع شود.

بند ۱۶- (۳)

خانواده رکن طبيعی و اساسی جامعه است و حق دارد از حمايت جامعه و دولت بهره مند شود.


نقد و نظر () | ۱۳۸٤/۱٢/٢٤ - هرمز ممیزی |لينک به نوشته

آشنائی با واژه های سياسی

 

 تيرانی/ جباريت

تيرانی به حکومت توام با ظلم کسانی گفته ميشود که قدرت را از راههای غير قانونی يا تقلب يا زور بدست آورند و برای دوام آن مرتکب انواع خشونت شوند. 

 


نقد و نظر () | ۱۳۸٤/۱٢/٢٢ - هرمز ممیزی |لينک به نوشته

راه حل دیپلماتيک برای انرژی هسته ای

 

 به بمب و جنگ و خونريزی چه حاجت مرد دانا را

              چو بايد حل نمود آخر به حکمت اين معما را؟ 

 

 در صورت تمايل برای بررسی راه حل های دیپلماتيک لطفا به آرشيو۲۸ ديماه سال جاری مراجعه فرمائيد


نقد و نظر () | ۱۳۸٤/۱٢/٢۱ - هرمز ممیزی |لينک به نوشته

غزل صلح

هموطن اين جنگ نه راه خدا است

                                         اهرمنی ناوچه را  نا خدا  است

روی  و  ريا  را  به  کناری   فکن

                                        آنچه فساد است ز روی و ريااست

اين  مدد  غيب  فراموش  کن

                                       علم و خرد تحفه غيب خدا است

قدس عزيز است هدف يا جهان؟

                                       کرب و بلا فاو و يا سامرا است ؟

ديده  خود  بندی و چاه  اوفتی

                                       جنگ چنين است که گويم خطا است

زمزمه  هرمز ( غزل صلح ) ساز

                                      اين غزل تازه  به  گوش  آشنا  است


نقد و نظر () | ۱۳۸٤/۱٢/٢٠ - هرمز ممیزی |لينک به نوشته

روز جهانی زن گرامی باد

روز جهانی زن گرامی باد

 

در بخش اعظم تاریخ جهان زنان از حقوق سیاسی و اقتصادی

برابر مردان محروم بودند. قبل از انقلاب کبیر، زنان فرانسوی  

شکایات و تظلماتی برای برابری قانونی بین زن و مرد در زمینه

ازدواج و مسائل اقتصادی تقدیم پادشاه نمودند لیکن روبسپیر

که از رهبران انقلاب محسوب میشد دستور تعطیل همه سازمان

های متعلق به زنان را صادر کرد. در زمان ناپلئون نیز شرایط

سیاسی و اجتماعی زنان دچار پسرفت شد.

جنبش زنان در آمریکا برای کسب حق رای نتیجه جنبش ضد

برده داری است که از سال  1848آغاز شد . پس از پایان جنگ

داخلی در 1865 زنان به صف طرفداران اصلاح قانون اساسی

برای اعطای حق رای به بردگان پیشین پیوستند به این امید

که ماده ای برای اعطای حق رای به زنان نیز در آن گنجانیده

شود ولی نهایتا در اصلاحیه چهاردهم مصوب 1868 حق رای

 تنها شامل بردگان تازه آزاد شده بود و تا سال 1920  که

اصلاحیه نوزدهم قانون اساسی به تصویب رسید حق رای

برای زنان به تاخیر افتاد.

در آغاز هزاره سوم میلادی در بیشتر کشورهای جهان زنان

از همان حقوق شهروندی مردان برخوردارند و علاوه بر فعالیت

مجالس قانونگذاری به احراز نقشهای رهبری سیاسی نیز

نائل آمده اند . به امید آنروز که در میهن ما نیزعدالت بین زن

و مرد بوجود آید.

 


نقد و نظر () | ۱۳۸٤/۱٢/۱٦ - هرمز ممیزی |لينک به نوشته

بذر انديشه آزادی ۳۵۷

اندونزی

 

اندونزی که در دوران استعمار به هند هلند شهرت داشت پر جمعیت ترین کشور اسلامی جهان است و احمدسوکارنو رهبر استقلال طلبان مردم اندونزی که سخنوری توانا و اندیشمندی دانا بود پس از اتمام تحصیلاتش در باندونگ دست به تاسیس  " حزب ملی اندونزی " زد که خواهان استقلال کامل از قیدحکمرانی هلندیها بود. سوکارنو بین سالهای 1942 تا 1945با ژاپونیها که با شعار نجات دهنده اندونزی این کشور را به اشغال خود در آورده بودند همکاری کرد و با استفاده از فاصله زمانی که بین شکست ژاپونیها در پایان جنگ دوم جهانی تا بازگشت مجدد نیروهای هلندی رخداد کمیته ای برای تدارک استقلال بوجود آورد و با اعلام " جمهوری اندونزی " از سوی کمیته تدارک بعنوان نخستین رئیس جمهور معرفی شد ودر حالیکه با هلندیها به جنگ و مذاکره متناوب مشغول بود  به تاسیس پارلمان نیز  همت گماشت ولی چون فرهنگ دموکراسی در کشورش ریشه نداشت و بقول خود سوکارنو از درک دموکراسی پنجاه در صد به اضافه یک عاجز بودند و در نتیجه حیات ملی کشور بدست جریانات مذهبی و قومی دائما به این سو و آنسو کشیده میشد ، در سال 1957 م نظام" دموکراسی هدایت شده" را مطرح و سپس به اجراء در آورد و در همان نظام اقتدارگرا نیز احزاب گوناگون ملی، مذهبی و کمونیستی را مورد حمایت  دولت قرار داد و کوشید آنها را در حفظ منافع ملی اندونزی متحد و همسو گرداند. در سال 1965م متاسفانه ترور شش ژنرال آرتش این موازنه متکی بر شخص سوکارنو را بهم ریخت وافسران ارتش که از آن کشتار جان سالم بدر برده بودند کمونیستها را مقصر دانستند و با ایجاد حمام خون سوکارنو را از قدرت خلع کرده و ژنرال سوهارتو را در سال 1967م جانشین وی نمودند .

 


نقد و نظر () | ۱۳۸٤/۱٢/۱٥ - هرمز ممیزی |لينک به نوشته

چرا مصدق در دل ما جا دارد

بيانات زنده ياد دکتر محمد مصدق پس از بازديد او از زندان در نخستين روز زمامداری ؛ من رفتم در اين زندان مرکزی۴۰۰-۵۰۰ نفر آنجا هستند که شايد آنها اگر محکوم ميشدند اين قدر در آنجا نمی ماندند . الان اينها در وضعيت بسيار بدی هستند که شما حقيقتا يايد خجالت بکشيد در اين مملکت يک چنين وضعی در زندان شما حکمفرما است.شما تشريف ببريد اين دارالمجانين را ببينيد که اگر شما را دم شصت تير بگذارند بهتر است که اينها در اين دار المجانين باشند . بيائيد يک کاری بکنيد . يک لايحه ای هم ما پيشنهاد کرديم برای اين زندانيان سياسی . اين از راه خيرات و مبرات . از راه خير نوع بشر . اين لايحه را تصويب بکنيد که ما اينها را از زندان بيرون بياوريم . نميدانيد اينها چه حالی در آن زندان دارند . والله خدا شاهد است اگر ميرفتيد می ديديد که چه حالی در آنجا دارند .چه جوری زندگی ميکنند هرگز راضی نمی شديد که يک دقيقه هم در آنجا بمانند . اين لايحه را استدعا ميکنم امروز بگذرانيد .؛ پس از بيانات آقای دکتر مصدق نسبت به برنامه دولت رای گيری شد و از ۱۰۲ نفر حاضر ۹۹ نفر رای موافق دادند.

                                                       مذاکرات مجلس شورای ملی ۱۵/۲/۱۳۳۰


نقد و نظر () | ۱۳۸٤/۱٢/۱۳ - هرمز ممیزی |لينک به نوشته

بذر اندشه آزادی ۳۵۶

مردم جهان چگونه سالار شدند

اکوادور/ درکشور اکوادوراحزاب همواره ضعیف بودند و داشتن شرط سواد برای شرکت در انتخابات نیز مزید بر علت شده و در نتیجه حد اکثر 15% جمعیت کشور در انتخابات شرکت میکردند . نامزدهای ریاست جمهوری اغلب میکوشیدند در دوره انتخابات اتحادی از احزاب ضعیف و ناپایدار و متکی برافراد و نه افکار منسجم سیاسی ایجاد کنند که این اتحاد نیز معمولا پس از برگذاری انتخابات و تشکیل کابینه از هم میپاشید و در نتیجه رئیس جمهور تنها و بی پشتیبان میماند و قادر نبود به شیوه قانونی حکومت کند و وقتی به سبب کارشکنی مخالفان درمانده میشد و از اداره کشور باز میماند به بهره گیری از نیروی نظامی و شیوه های استبدادی روی میاورد اما رشد اقتصادی ناشی از صادرات موز که از اوائل دهه 1950 رونق گرفت تدریجا به بسیاری از این مشکلات پایان داد و سر انجام به برقراری حکومت دموکراتیک محدود اما کم و بیش پایداری انجامید .

 


نقد و نظر () | ۱۳۸٤/۱٢/۱٠ - هرمز ممیزی |لينک به نوشته

آشنائی با واژه های سياسی

تکنوکراسی/ فنسالاری

سن سيمون فيلسوف فرانسوی جامعه ای را پيش بينی کرده بود که در آن حکومت بدست دانشمندان و مهندسان خواهد افتاد و نوع تازه ای از حکومت آغاز ميشود که نه دموکراسی است و نه بوروکراسی بلکه تکنوکراسی است زيرا قدرت تکنوکراتها در تصميم گيريهای سياسی و نظامی و اقتصادی و پژوهشی و علمی بسيار گسترده تر از حکومتگران ميشود . در سالهای اخير نيز گسترش تفکر دانائی محور به رونق انديشه تکنوکراسی کمک کرده. در فرهنگ ايرانی نيز اين انديشه جايگاه خودش را دارد:

روستازادگان دانشمند به وزيری پادشا رفتند

                                          پسران وزير ناقص عقل به گدائی به روستا رفتند

تکنوکراسی بمفهوم حکومت فن است و در اصطلاح به نظام اقتصادی و سياسی و فرهنگی اطلاق ميشود که در آن نفوذ يا اقتدار فن آوران در کار باشد تا انجا که امروز در کشورهای صنعتی صاحبان تکنيک بسياری از جريانهای سياسی کشور خود را هدايت ميکنند . تکنوکراسی محصول رشد دائم التزايد بورژوازی صنعتی است که در قدرتهای سياسی نفوذ ميکند . در منطقه ما کشور ترکيه با بهره وری از جنگ هشت ساله ايران و عراق و امارات متحده عربی به سبب انزوای سياسی و تحريم اقتصادی ايران تحولات شگرفی را نسبت به گذشته خود تجربه کردند اينک نيز نوبت به تکنوکراتهای غربی حاضر درافغانستان رسيده که با بهره وری از انتقال نفت و گاز آسيای ميانه و جايگزين کردن خطوط مواصلاتی ايران ميکوشند تا در کوتاه ترين زمان ممکن ويترين تماشائی ديگری را در منطقه باز گشائی کنند.


نقد و نظر () | ۱۳۸٤/۱٢/۸ - هرمز ممیزی |لينک به نوشته

آشنائی با واژه ها

تکنولوژی/شناخت تدابير فنی/

 تکنولوژی دانشی است که ضمن در نظر گرفتن اولويت و نقش نيروی انسانی در توليد با علوم و مهندسی رابطه مستقيم دارد و بر مديريت دانائی / مديريت تغيير / مديريت زمان / مديريت ارتباطات و مميزی آن /مديريت جوامع در حال گذار و مديريت جوامع پيشرفته ... احاطه داردواز عقل حسابگروتوجه به نشاط روحی حد اکثر استفاده را ميبرد . در تکنولوژی نقش نظام اطلاعات / ارتباطات و تحقيقات در اولويت قرار دارد و تحرک و پويائی ذهنی يا جسمی انسان رابسيار تعيين کننده ميداندو تاثير گذاری و اثر پذيری حرف اول را ميزند . تکنولوژی در همه امور علمی و فنی و مهندسی و پزشکی و کشاورزی و صنعتی و خدماتی امروز متجلی و منشاء اثر است . تکنولوژی بکمک کامپيوترهای علمی حتی قادر است توسعه نامتوازن را بتدريج به توسعه متوازن تبديل کند و در تقسيم کار بين انسان و ماشين به عواطف و احساسات آدمی بهای کافی بدهد. 

 


نقد و نظر () | ۱۳۸٤/۱٢/٦ - هرمز ممیزی |لينک به نوشته

اعلاميه جهانی حقوق بشر

بند۱۵ (۱)

هر کس حق دارد که دارای تابعيت باشد.

بند۱۵ (۲)

احدی را نميتوان خودسرانه از تابعيت خود يا از حق تغيير تابعيت محروم کرد.


نقد و نظر () | ۱۳۸٤/۱٢/۳ - هرمز ممیزی |لينک به نوشته