مقالات سياسي و اجتماعي
صفحه نخست   ::   آرشيو  ::   تماس با من   
 
غنی سازی اورانيوم در خاک ايران بزرگ

 

                    بنام خداوند جان و خرد

 

راه حل دیپلماتیک برای  انرژی هسته ای

 طی سالهای ميانی قرن بيستم که هنوز تحقيقات بنيادی در ميکروفيزيک بنظرنميرسيد کمترين کاربردی در تهيه انرژی داشته باشد اروپائيان با امضای پيمان ؛تاسيس جامعه ذغال و فولاد ؛مقدمات تشکيل اتحاديه اروپا را فراهم ساختند . پس از آنکه انشتن بموجب اصل تعادل ميان ماده و انرژی اثبات کرد که اگر يک کيلو ماده تماما به انرژی تبديل شود ۲۵ ميليارد کيلو وات ساعت برق توليد خواهد شد که برابر است با۱۰٪ مصرف برق کشور فرانسه در مدت يکسال . اينک وظيفه ما است که برای دستيابی به برق اتمی از توان فکری خويش نهايت بهره جوئيم.

با تاکید بر این نکته که وجود اتهاماتی چون بنیاد گرائی و پرخاشگری در پهنه گیتی مانع از اجرای راه حل پیشنهادی توسط دولت کنونی ایران است به آگاهی ملت بزرگ ایران میرساند :  هر  چند  گسترش  رکود اقتصادی و خسارت ناشی از فرار مغز و سرمایه از کشور آنهم در ابعاد وسیع و باور نکردنی دیگر رمقی برای ملت و کشور ایران باقی نگذاشته  ولی مااعضائ جبهه ملی ایران قادریم با بهره مندی از حیثیت تاریخی و از طریق تمسک به اساتید دانشگاهها ورجال میهن خواه داخل وخارج کشورفقط به شرط بهره مندی ازکلیه اختیارات مندرج در اصل یکصد وده قانون اساسی موجود بیاری خداوند متعال مخاطرات ناشی از تصمیمات شورای امنیت سازمان ملل متحد را از سر ملت ومیهن عزیزمان دور ساخته ومسئله حاد هسته ای را بسود ملت بزرگ ایران سامان بخشیم.

راه حل پیشنهادی مشتمل بر دو راهکار زیرین است:

1-اعلام آمادگی ایران برای غنی سازی اورانیوم به هزینه ایران ودر هريک

 از سرزمیهای ایرانی تبار منطقه شامل : نخجوان ، ارمنستان ،

آذربایجان ترکمنستان افغانستان ، ازبکستان وتاجیکستان  که آمادگی

خود را برای تشکیل اتحادیه ای به سبک اتحادیه اروپا با ایران اعلام دارند .

2- مذاکره با مقامات کشور های صنعتی برای انعقاد قرار داد انجام

عملیات از طریق  آگهی مناقصه وانتخاب مناسبترین شرکت برای

اجرای طرح غنی سازی اورانیوم در خاک ايران بزرگتر !

 

                                                     

 


نقد و نظر () | ۱۳۸٤/۱٠/٢۸ - هرمز ممیزی |لينک به نوشته

بذر انديشه آزادی ۳۴۹

مردم جهان چگونه سالار شدند

 

مبارزات نلسون ماندلا که پس از انتخابات تاریخی آفریقای جنوبی

در سال 1994قدرت سیاسی را در این کشور بدست گرفت وبه آپارتايد

پايان داد ودکلرک رئيس جمهور سابق را در قدرت شريک خود ساخت

 ، محصول مبارزاتی بود که از سال 1652م با ورود هلندیها به دماغه  امیدنیک در این کشور شکل گرفت . جمعیت 40 ملیونی آفریقای جنوبی متشکل از 30 ملیون سیاه پوست 5 ملیون سفید پوست و5/3ملیون دو رگه  وبقیه آسیائی هستند . مزیتی که آفریقای جنوبی نسبت به برخی از کشورهای امیدوار به دمکراسی داشت وجود یک سنت محدود دمکراتیک  دربین سفید پوستان بود ، که رنگین پوستان آسیائی وآفریقائی از آن محروم ولی نظاره گر آن بودند .

کنگره ملی آفریقا ضمن اعزام یک هیئت نمایندگی به لندن در سا ل

1912 برای اینکه پادشاه انگلستان را در امور اتباع وفادار سیاهش

وادار به د خا لت کند بی نتیجه ماند ، زیرا پادشاه فقط به ایجاد دموکراسی

در بین سفید پوستان دل بسته بود . بعد از جنگ دوم جهانی شهرنشینی

وصنعتی شدن آفریقای جنوبی شتابی چشمگیر یافت ودر نتیجه با

 افزایش شمار سیاهان شهری دانش آموخته معنای ملیت گسترش یافت

وناآرامی در برابر حکومت استعماری شکل گرفت . ولی جا لب است

که در منشور آزادی کنگره ملی آفریقا (1955) میخوانیم :

ما مردم آفریقای جنوبی ، به همه مردم کشورمان و مردم جهان اعلام

میکنیم که : افریقای جنوبی متعلق به همه کسانی است که در آن زندگی

میکنند ، چه سیاه و چه سفید ، و هیچ حکومتی حقا نمیتواند به قدرت

برسد مگر آنکه متکی بر آراء همه مردم باشد، حق طبیعی مردم ما به

زمین ، آزادی  و صلح را شکلی از حکومت مبتنی بر بی عدالتی  و

نابرابری  غصب کرده است.....

 


نقد و نظر () | ۱۳۸٤/۱٠/٢٧ - هرمز ممیزی |لينک به نوشته

در دنيای دانائی محور ما چرا فقيريم؟

دکتر هژیر رحمانداد - برنده مدال طلای المپیاد جهانی شیمی سال ١٩٩٦ مسکو که هم اکنون در دانشگاه ام آی تی به تحقیق و پژوهش مشغول است- در این خصوص می گوید: "حتی اگر مهاجرت غیر نخبه ها مرهمی بر آشفته بازار کار ایران و جبران بیکاری موجود باشد، مهاجرت نخبگان در بلند مدت قطعا زوال کشور را به همراه خواهد داشت."

او معتقد است خروج همه ساله ١
۵٠هزار فارغ التحصیل از ایران ، به معنای تعطیلی نیمی از دانشگاههای کشور است. و ی می پرسد: "مگر ایران سالیانه قدرت تربیت چند دانشجو را دارد؟ این مرگ نظام آموزشی کشور است که در سکوت، به وقوع می پیوندد."

رحمانداد می افزاید: "در دنیای امروز ، رشد اقتصادی به توانایی فکری و علمی نیروی انسانی جوامع بستگی دارد. چرا که ارزش افزوده منبع نیروی انسانی با ارزش افزوده سایر منابع قابل مقایسه نیست. به همین دلیل است که جوامع توسعه یافته، توانسته اند تا این حد به رشد اقتصادی دست یابند."

به گفته او فروش نفت ارزش افزوده زیادی ندارد، بلکه این نیروی تحصیلکرده ایران است که با داشتن ارزش افزوده بسیار، در حال خروج از کشور است .لذا لطمه یی که از این روند به توسعه ایران وارد می شود، قطعا غیر قابل جبران است . بنابراین اگر ایران می خواهد بیش از این در جامعه بین المللی عقب نماند، باید بی اعتنایی به این سرمایه را کنار بگذارد.

علل مهاجرت نخبگان

درباره علل فرار مغزها و مهاجرت نخبگان از دهه ٤٠ تا کنون ،مطالب بسیاری در رسانه ها و تریبون های مختلف گفته و منتشر شده است. اگرچه بیان مداوم این دلایل، آنها را تکراری ویکنواخت کرده ، ولی در لابلای صحبت های برندگان جوایز المپیادهای علمی و دانشجویان نخبه کشور- که این روزها در دانشگاههای آمریکا به تحصیل و تدریس مشغولند - نکات جالب توجهی وجود دارد که بیان آنها خالی از فایده نیست.

 

 

رحمانداد در کنارعوامل سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی که منجر به خروج نخبگان از کشور می شود، به عاملی دیگر اشاره می کند که آن را " فرهنگ دانشگاه شريف " می خواند. وی می گوید:" ثبت نام برای آزمون تافل و تکمیل فرم های تقاضا برای تحصیل در دانشگاههای مهم دنیا به خصوص آمریکا، به فرهنگ دانشگاه شریف تبدیل شده است . به این مفهوم که دانشجویان سال سوم و چهارم به صورت خودکار این دو اقدام را در برنامه هایشان گنجانده اند.

وی می افزاید:"این فرهنگ به طوری فراگیر شده که اگردانشجویی دست به این اقدامات نزند، زیر سوال می رود. به عبارت دیگر ، دانشجویان ناخودآگاه برای مهاجرت زیر نوعی فشارقرار دارند." رحمانداد معتقد است میل به مهاجرت در میان دانشجویان ایرانی به شدت بالا رفته است و گواه این ادعا ، میزان ایمیل های دریافتی از دانشجویان داخل ایران است که هر سال به تعدادشان افزوده می شود.

محمد حافظی - برنده مدال نقره المپیاد جهانی فیزیک ١٩٩٨ایسلند، که در دانشگاه هاروارد تحصیل می کند - نیز، با تاکید بر این نکته می گوید: " ورود به دانشگاه شریف به معنی خروج از دانشگاههای غرب است." او ادامه می دهد، در دانشگاه شریف سازو کاری وجود دارد که به طور خودکارمدارک دانشجویان را، برایشان به کشور مقصد ارسال می کند.

گرچه حافظی شکوفایی علمی را عامل مهم مهاجرت دانشجویان نخبه ایرانی می داند، اما می گوید شخصا به خاطر میلی که به سفر داشته از ایران خارج شده و آموخته های بسیاری از این سفر کسب کرده است.

دکترعلی نیری - فارغ التحصیل دانشگاه شریف که در دانشگاه هاروارد به تدریس و تحقیق اشتغال دارد - هم ، بر این باور است که گرچه اکثریت دانشجویان ایرانی در هنگام خروج از کشور دغدغه رشد و ترقی علمی دارند و کمتر بر اثر فشارهای سیاسی، اجتماعی و اقتصادی تن به مهاجرت می دهند ،اما این فشارها پس از پایان تحصیلات مانع بازگشت آنها به وطن می شود.

اما سالومه سیاوشی - دیگر فارغ التحصیل دانشگاه شریف ودانشجوی دوره دکترای مکانیک دانشگاه نورث ایسترن بوستون - دیدگاه متفاوتی دارد و می گوید که نخستین علت سفرش به آمریکا، شرایط سیاسی و اجتماعی ایران بوده است.

به گفته او تجربه زندگی در کشوری که دختران در آنجا می توانند عاری از فشارهای سیاسی ، اجتماعی و فرهنگی زندگی کنند، بیش ازادامه تحصیل برایش اهمیت داشته است.

سیاوشی معتقد است دختر بودن و زندگی مستقل داشتن(در ایران ) ، خیلی سخت است. به همین دلیل ،او نیز- مانند بیشتر دانشجویان دختر که هرسال از ایران مهاجرت می کنند - از کشور خارج شده است. وی می افزاید : البته این کار را با نیت فرار از مشکلات انجام ندادم ، بلکه برای کسب تجربه جدید بود که ترجیح دادم درایران نمانم. به گفته وی اگر فرصت مهاجرت برای همه وجود داشت ، امروزچنین اقدامی تنها به نخبگان محدود نمی شد و اکثریت جامعه ایرانی به نوعی مهاجرت می کردند.

میزان مهاجرت دانشجویان

بیان آمارهای حیرت انگیز خروج دانشجویان و به ویژه استعدادهای درخشان از کشور، و تکذیب آن از سوی مقام های مسئول در داخل ، چنان به عادت تبدیل شده که فهم صحت و سقم ادعای هر کدام با ابهاماتی روبرو است.

 

سیستم کار در کشور آمریکا را عادلانه نمی دانم و دوست ندارم در این محیط کار کنم، اگر شرایط داخل سامان یابد حتما بر می گردم.

خروج سالیانه ١۵٠ تا ١٨٠هزار فارغ التحصیل ازایران، سبب شده که صندوق بین المللی پول ، کشور ما را از نظر فرار مغزها ،درمیان تمامی کشورهای در حال توسعه و توسعه یافته، دارای رتبه نخست بداند.

هیچکدام از همکلاسی های دوران دبیرستان و دانشگاهم در ایران نبودند." براساس گزارش بی بی سی ، دکتر یزدانی - استاد دانشگاه بهشتی تهران- در جمع مدیران سازمان مدیریت و برنامه ریزی گفته است ٨٠ درصد المپیادی ها در خارج از کشور تحصیل می کنند.
محمد حافظی با واقعی خواندن آمارها و تاکید بر عدم ثبت دقیق اطلاعات مربوط به مهاجرت دانشجویان ، از منظری دیگر به این ابهام پاسخ می دهد. ا و می گوید:" سال گذشته که برای سفری یک ماهه به ایران برگشتم ،

وی می افزاید:" صد در صد دانشجویان شرکت کننده در المپیاد سال ١٩٩٨ از ایران خارج شده اند و تمامی گروه ما به جزیک نفرهمه دراینجا(آمریکا) هستند.
حافظی معتقد است موضوع به المپیادی ها محدود نمی شود و ٨٠ تا ٩٠ درصد دانشجویان دانشکده فیزیک دانشگاه شریف حتما برای تحصیل در دانشگاههای خارجی اقدام می کنند، ولی وی اطلاع دقیقی در مورد میزان توفیق آنها دراخذ پذیرش ندارد.

علی نیری نیز از زاویه ای دیگربه این موضوع نگاه می کند. او ضمن تاکید برصحت آمارهای اعلام شده ازخروج دانشجویان دانشگاه شریف ، می گوید آمار بازگشت دانشجویان مهمتر است. چرا که ازهر١٠دانشجوی ایرانی دانشگاههای خارج از کشور تنها ٣ نفر به ایران باز می گردند، در حالی که این رقم برای دانشجویان ژاپنی به ٩ نفر می رسد.

وی می افزاید:" از دوستان نزدیکم تنها یک نفر درایران مانده و از دانشجویان و اساتید ایرانی که اینجا (در آمریکا) با آنها در ارتباط بوده ام ، هنوز کسی (به ایران) برنگشته است.

سالومه سیاوشی نیز با تاکید برصحت آمارها ی حیرت انگیز می گوید:" حلقه همکلاسی هایم اینجا تکمیل شده و روند خروج نیز سریعتر شده است. چرا که اگر تا یکی دو سال پیش فقط دانشجویان شریف به اینجا ( آمریکا) می آمدند ، اینک با ورود دانشجویان دیگر دانشگاهها - حتی دانشگاه آزاد – هم روبرو هستیم."

چرا نخبگان بر نمی گردند؟

به گفته رحمانداد در حالی که ٧٠ تا ٨٠ درصد دانشجویان درموقع خروج ، از بازگشت سخن می گویند ، هیچکدام به ایران برنمی گردند. به گفته او همانطورکه " خروج" فرهنگ دانشگاه شریف شده، " ماندن" هم فرهنگ آمریکا است.

 

 

دانشجویان غیر ایرانی بیشتربه کشورهای خود برمی گردند، ولی ایرانی ها حاضر به بازگشت نیستند



به همین سبب همه دانشجویان سال آخر دانشگاه در پی یافتن شغلی برای ماندن هستند.
وی همچنین می گوید:" ولی این تمام ماجرا نیست. دانشجویان غیر ایرانی بیشتربه کشورهای خود برمی گردند، ولی ایرانی ها حاضر به بازگشت نیستند. چرا که وضعیت ایران را با اینجا می سنجند و بنابراین درانتخاب مسیر آینده شان جایی برای ایران باقی نمی ماند."

به گفته رحمانداد نخبگان علاقمندند در محیطی زندگی کنند که بتوانند تاثیرگذار باشند و بیشتر خدمت کنند که هیچیک از اینها در ايران محقق نمی شود.

تجربه بازگشت به ایران برای آرمانگرایان -حتی آنهایی که انگیزه ای بسیار قوی برای این کارداشته اند- تنها " افسردگی" بوده است . به همین جهت بسیاری از ایشان پس از یکی دو سال مجدداً و برای همیشه به آمریکا باز می گردند.

بسیاری معتقدند مساله فرار مغزها و مهاجرت نخبگان را نباید سیاسی تلقی کرد، چرا که نخبگان برای شکوفایی استعدادهایشان مهاجرت می کنند و این پدیده در همه جای دنیا وجود دارد. ولی دانشجویان ایرانی مقیم آمریکا باور دیگری دارند. محمد حافظی می گوید:" حتی با علم به اینکه سطح زندگی در ایران به هیچوجه با اینجا قابل مقایسه نیست ، همواره دوست داشتم به ایران بازگردم ،اما انتخاب احمدی نژاد به عنوان رئیس جمهور ایران تمام آرزوهایم را بر باد داد."

وی می افزاید:" برای بازگشت کلی برنامه ریزی کرده بودم ولی با شرایط ناامنی که دولت جدید به وجود آورده، دیگر نمی توانم به آن فکر کنم. به گفته حافظی، با کاستی ها می توان زندگی و برای جبران آنها تلاش کرد ، ولی با احساس ناامنی نمی توان کنار آمد.

علی نیری نیز معتقد است هم مسائل سیاسی و هم غیر سیاسی در ماندن نخبگان در خارج از کشور دخیل است . نخبگان حاضر به زندگی در انزوا نیستند، چرا که انزوای مطلق ، مرگ دانشمندان است. او می گوید:" زمان ریاست جمهوری هاشمی رفسنجانی - با آوردن دانشمندان جهان به ایران و برگزاری سمینارها و نشست های متعدد- رفته رفته فضا برای بازگشت دانشمندان فراهم می شد. همین موضوع می توانست تضارب آراء و دیدگاهها را به مجامع علمی ایران بیاورد، ولی در حال حاضر هیچ دانشمندی حاضر به سفر به ایران نیست. همانطور که چندی پیش به علت اظهارات ضد اسرائیلی دکتر احمدی نژاد، سفرآقای فرانک ویل چک- برنده جایزه نوبل فیزیک ٢٠٠٤- به ایران لغو شد.

نیری می افزاید:" نبود آزادیهای سیاسی و اجتماعی ، به نخبگان اجازه بازگشت نمی دهد. به طوری که حتی مذهبی ترین دانشجویان نیز، دیگرحاضر نیستند به ایران برگردند." این استاد دانشگاه هاروارد می گوید:" دیگر نمی توانم به خود سانسوری تن دهم و می خواهم از حق آزادی بیان برخوردار باشم، لذا ناگزیرم که برنگردم."

سالومه سیاوشی نیز می گوید اگردر آینده فشارهای سیاسی ، اجتماعی ، فرهنگی و اقتصادی در ایران برداشته شود ، لحظه ای برای بازگشت درنگ نمی کنم. وی می افزاید: سیستم کار در کشور آمریکا را عادلانه نمی دانم و دوست ندارم در این محیط کار کنم، اگر شرایط داخل سامان یابد حتما بر می گردم.

جاده یکطرفه مهاجرت را چگونه دوطرفه کنیم؟

راه بازگشت نخبگان چیست؟ دانشجویان هر کدام برای این پرسش پاسخی دارند . رحمانداد می گوید :" نخبگانی که اینجا (آمریکا) هستند، یک شبه باز نمی گردند .این کار، نیازمند روندی است که طی آن، باید امکانات مادی و امکان تاثیرگذاری آنها بر تحولات سیاسی، اجتماعی، اقتصادی، صنعتی و فرهنگی کشور مهیا شود."

به گفته رحمانداد نخبگان چینی هم تا چند سال پیش برنمی گشتند، در حالی که اینک طرزفکرشان عوض شده است. چرا که کشورشان، جذابیت لازم را برای آنها ایجاد کرده است. باید آزادیهای سیاسی و اجتماعی از نخبگان دریغ نشود، تا آنها احساس نکنند جامعه شان استبداد زده است ، اتفاقی که در دوران خاتمی کلید خورد اما خیلی زود متوقف شد.

وی پیشنهاد می کند حاکمیت بجای تلاش برای بازگرداندن نخبگان ، بهره مندی از آنها را- درهرجای دنیا که هستند- در دستور کار قرار دهد.


نقد و نظر () | ۱۳۸٤/۱٠/٢٤ - هرمز ممیزی |لينک به نوشته

آشنائی با واژه های سياسی

 

      پوپوليسم / عوام سالاری / پوپوليستها به پيشبرد اهداف سياسی

      توسط عامه مردم واعمال فشار بر نهادهای فاسد حکومتی بدون واسطه احزاب

      يا گروهها معتقدند . در پوپوليسم اراده جهت دار توده مردم نسبت به عدالتخواهی

      نقش بارز دارد ومعمولا رواج فساد درطبقه حاکم منجربه اين قبيل حرکات مقطعی

      ميگردد .  در ايران حذف وقتل نخبگان صادق وصميمی نظير : دکترکاظم سامی

      داريوش وپروانه فروهر - سعيدی سيرجانی- محمد مختاری -پوينده  -   زهرا

      کاظمی و و و و  که متاسفانه وبرخلاف مورد قتل رفيق حريری در لبنان از سوی

      قدرتمندان فاسد داخل وخارج کشور بر آنها سرپوش نهاده شد مزيد بر علت

       گرديد تا دولت پوپوليستی  زمام امور را بدست گيرد .


نقد و نظر () | ۱۳۸٤/۱٠/٢۳ - هرمز ممیزی |لينک به نوشته

آشنائی با واژه های سياسی

پلوراليسم/کثرت باوری/ باور به تکثر و تاکيد بر وجود و لزوم و استقلال گروههای سياسی و فرهنگی و اقتصادی و اجتماعی گوناگون و هواداری از ارزشهای اخلاقی است. تکثر گرايان بر تقدم حقوق نهادهای خانوادگی و دينی و اتحاديه ها و حکومتهای محلی بر دولت مرکزی تاکيد ميکنند و ميگويند قدرت دولت مرکزی نبايد انحصاری باشد بلکه در عين نظارت دولت مرکزی ديگر نهادها بايد استقلال و قدرت خود را حفظ نمايند .پلوراليستها بر خلاف آنارشيستها وجود دولت را برای حفظ امنيت ملی و روابط  خارجی وحفظ آزاديهای فردی مفيد و موثر ميدانند.


نقد و نظر () | ۱۳۸٤/۱٠/٢٢ - هرمز ممیزی |لينک به نوشته

بذر انديشه آزادی ۳۴۸

مردم جهان چگونه سالار شدند ملت آمریکا به صورت ملتی دموکرات پا به عرصه زندگی نگذاشت. نسل اول مهاجران عمیقا به امتیازات اجتماعی و نابرابری سیاسی باور داشت و برده داری و بردگی را با خود به همراه آورد و به کشتار سرخپوستان پرداخت اما در بین همین مهاجران روشنگران پویائی نیز وجود داشتند که جامعه را بسوی تغییرات دموکراتیک سوق میدادند و اغلب با اندیشه های مذهبی نیز پشتیبانی میشدند که برابری سیاسی و اراده مردم را بهاء میداد اما نهال دموکراسی هرگز آسان در خاک آمریکا رشد نکرد و اغلب شایستگی مردم کم سواد/مهاجران غیر انگلیسی و طبقات فرو دست را بصورت موانعی در راه دموکراسی سیاسی نشانه میرفتند و بنا را بر مخالفت با دموکراسی میگذاشتند ولی با گذشت زمان و مقاومت روشنفکران سر انجام موانع در هم شکست . امریکائیها در بخش اعظم تاریخ خود دموکراسی را بمنزله آرمانی ملی بزرگ میپنداشتند لیکن همواره نوعی تنش بین هواداران دو نوع دموکراسی وجود داشت . دموکراسی مستقيم فردی و دموکراسی مبتنی بر نمایندگی . سر انجام مردم قدرت را به نمایندگان تفویض کردند تا بعنوان کار گزار آنها وظائف حکومتی را انجام دهند . در عمل این نمایندگان مجبور شدند که از حکم و فرمان مردم اطاعت کنند در غیر اینصورت بخت انتخاب شدن را درانتخابات بعدی از دست ميدادند.


نقد و نظر () | ۱۳۸٤/۱٠/٢۱ - هرمز ممیزی |لينک به نوشته

آشنائی با واژه های سياسی

پروتستانتيزم/ اصلاح دين/

بسياری از جنبشهای ماقبل اصلاح دينی هرگاه از اقتدار و مرجعيت اشخاص انديشمند ولی غير روحانی حمايت ميکردند اغلب از سوی دربار و کليسا بنحو عصيانگرانه ای دموکراتيک محسوب شده و معمولا سرکوب ميشدند  تکرار اين تجربه تلخ سبب شد که دو روحانی اصلاح طلب به اسامی مارتين لوتر در آلمان و ژان کالون در سوئيس اوائل قرن شانزدهم با انتشار آثار قلمی و سخنرانيهای خود نهضتی را آغاز کنند که نقش اساسی و موثری در ظهور دموکراسی نوين ايفا کرد . مارتين لوتر با ايستادن در مقابل امپراتور و در افتادن با پاپ به شهرتی افسانه ای دست يافت . پيش از آن پاپ و امپراتور در طول قرنها دارای روابط رسمی و غالبا مودت آميزی بودند که انديشه پروتستان مفروضات ساختگی آنها را در باره اختيار و سرنوشت آدميان سست کرد.


نقد و نظر () | ۱۳۸٤/۱٠/٢٠ - هرمز ممیزی |لينک به نوشته

بذر انديشه آزادی۳۴۷

مردم جهان چگونه سالار شدند

 

تجربه دموکراسی در آلمان بعنوان یکی از قدرتمندترین

ملل جهان با افت و خیز و پیچیدگی فراوانی روبرو بوده

است که به اهم آن اشاره میکنم:اصلاح دینی پروتستان

و جنگهای سی ساله1618-1648 که متعاقب آن رخ داد،

تاثیر انقلاب کبیر فرانسه 1789م وفرو پاشی امپراطوری

مقدس روم ، باعث شد که امپراطوری رایش تعدادی از

اصول بظاهر دموکراتیک نظیر تدوین قانون اساسی  و

تاسیس پارلمان و حق رای برای مردان را به رسمیت

بشناسد لیکن روند قانونگذاری و مداخلات قیصر بگونه

ای بودکه اکثریت نمایندگان همواره از اشراف زمیندار

و مالیات دهندگان ثروتمند بودند . با این وجود حزب

سوسیال دموکرات که از طبقه کارگران صنعتی ناشی

میشد و آنگاه حزب کمونیست آلمان بدنبال کودتای

بلشویک در روسیه آغاز به فعالیت کردند وهنگامی که

بسال 1918 م سرفرماندهی ارتش آلمان به منظور

جلوگیری از تهاجم متفقین ، ویلهلم دوم را به کناره

گیری از سلطنت تشویق کرد ، امپراطوری آلمان به

پایان رسید و سوسیال دموکراتها تاسیس جمهوری

وایمار را اعلام کردند و قدرت اجرائی بدست احزاب

دموکرات مخالفی افتاد که از نظر سیاسی بی تجربه

بودند ، یکی از نکات تازه درقانون اساسی جمهوری،

قانونی برای انتخاب شوراهای کارگری در کارخانه ها

بود که در حکم ابزاری برای دموکراسی صنعتی بشمار

میرفت ، ولی هنگامیکه کار مجلس موسسان به اتمام

رسیدچالشهای رعب انگیز کمونیستها شروع شد که

بدست ارتش سرکوب گردید . در این هنگام  هيتلر                                 رهبر حزب جدید و راست افراطی(نازیها) نیز کودتای

نافرجامی را در مونیخ  ترتیب داد . با شروع رکود اقتصادی

بزرگ 1929 اتحاد نازیها و کمونیستها موجب شد تا در

انتخابات 1932 برنده شوند و هیتلر بی درنگ نام جمهوری

وایمار را به رایش سوم تبدیل کردفعالیت احزاب را ممنوع                ساخت،  اتحادیه تجار آلمانی را منحل کرد،اقتصاد را تحت                      نظارت دولت در آورد و به بهانه برتری نژاد آریائی به کشتار                     بیرحمانه یهودیان و کولیها پرداخت و بخود لقب پیشوا داد .                     با حمله هیتلر به اطریش  و اجبار دولتهای انگلیس وفرانسه                 برای موافقت با الحاق چکوسلواکی به آلمان و سپس یورش              نظامی به لهستان جنگ دوم جهانی آغاز شد که سر انجام                    با تصمیمات متفقین در کنفرانس تهران و یالتانیروهای انگلیسی                 وآمریکائی از سه طریق ایتالیا ، فرانسه و ایران و شوروی بسوی                آلمان تاختند و با خود کشی هیتلر در سال 1945و تسلیم بدون            قید و شرط " رایش سوم " سقوط کرد واز این پس ملت آلمان با               دو تفسیر کاملا متفاوت از اندیشه دموکراسی روبرو شدند .             آمریکا، انگلیس و فرانسه درمناطق تحت اشغال خود به پیاده کردن      اصول دموکراتیک غربی مبتنی بر حکومت قانون ، آزادیهای مدنی فردی،انتخابات رقابتی و احترام به مالکیت خصوصی مبادرت کردند ،        حال  آنکه منظور مقامات شوروی از توسعه دموکراسی عبارت بود          از  الغای مالکیت خصوصی  و عرضه   دموکراسی  سوسیالیستی    بدست کمونیستها. نتیجتانظامهای جداگانه سیاسی –اقتصادی در دو    آلمان شرقی و غربی بوجود آمد و یک شورای پارلمانی در شهر بن به ریاست کونراد آدنائرماموریت یافت تا قانون اساسی جدیدی برای جمهوری دموکراتیک فدرال تدوین نماید.پاسخ شورویها به این اقدام                  بستن راه زمینی برلین(پایتخت) به بقیه شهرهای آلمان                         غربی بود ولی ادنائر به سمت صدراعظم انتخاب شد و برای                 چهل سال هر دو جمهوری در دومسیر متفاوت سیاسی و                   اقتصادی به مقابله با یکدیگرپرداختند. جمهوری فدرال آلمان ،              تحت تعالیم آدنائر برنامه باز سازی اقتصادی و وحدت با غرب                   را پیش گرفت و بکمک"بازار اجتماعی" که از ویژگیهای آن ،                 مالکیت خصوصی ،سیاست پولی کار آمد و خدمات اجتماعی                 موثر بود معجزه اقتصادی آلمان بوقوع پیوست البته کمکهای             اقتصادی آمریکا (طرح مارشال) و توسعه سریع تجارت جهانی                    و تشکیل جامعه اقتصادی اروپا و نیز تعهد سیاسی دولت به              برقراری دموکراسی صنعتی برای حمایت از کارگران  بویژه                    کارگران ذغال سنگ، ذوب آهن و صنایع فولاد در باز سازی                       سریع  آلمان  بی تاثیر  نبود.

در آلمان شرقی هرچند رهبران کمونیست بظاهر اجازه

فعالیت به سایر احزاب را دادند ولی آنها اجازه شرکت در

رقابتهای  انتخاباتی را نداشتند ، علاوه بر آن نظام اقتدار-

گرای حاکم با اعمال خشونت ، کشاورزی را اشتراکی کرد                       و با احداث دیوار برلین ارتباط بین شرق و غرب آلمان را                    بکلی مسدود نمود . در نهایت رژیم آلمان شرقی در نتیجه               نارسائیهای اقتصادی و سیاسی از درون متلاشی شد .                       در سال 1990 موافقت  اتحاد شوروی  و متفقین غربی                       برسر وحدت دو آلمان باعث روی کار آمدن  هلموت کهل                    بعنوان صدر اعظم حکومت سراسری آلمان شد و علیرغم                  چالشهای بزرگی که در نتیجه خصوصی سازی موسسات                 بزرگ دولتی در آلمان شرقی رخداد ، گذار آشکار آلمان                        به دموکراسی پایدار نورامیدی در دلها تاباند که ترکیبی از                   رشد اقتصادی و توسعه سیاسی را به همراه آورد.

در تاریخ سه شنبه 22نوامبر 2005 خانم آنگلا مرکل با اکثریت              قاطع 397 نفر از نمایندگان پارلمان آلمان به بسمت اولین               صدراعظم زن در تاریخ آلمان انتخاب گردید.

 


نقد و نظر () | ۱۳۸٤/۱٠/۱٩ - هرمز ممیزی |لينک به نوشته

آشنائی با واژه های سياسی

پرستوريکا/ تغيير ساختار/ در سال ۱۹۸۷ميخائيل گورباچف کميته مرکزی حزب کمونيست اتحاد جماهير شوروی را قانع کرد که دليل ناکامی اصلاحات اقتصادی پيشين  نبودن دموکراسی در کشور است و با طرح پروستاريکا که در آغاز برنامه ای صرفا اقتصادی و کماکان تحت کنترل دولت بود و در تئوری همه سازمانهای دولتی از جمله ارتش را در بر ميگرفت اقدامات خود را شروع کرد .لازم به ذکر است که تا قبل از پرستوريکا حتی اگر فردی قصد واکس زدن کفشش را داشت بايد هزينه آنرا بحساب دولت میپرداخت و واکسی هم حقوقش را از دولت ميگرفت.تحولات ناشی از پرستوريکا ناگهان چنان تاثير ژرفی را در سطح کشور پديد آورد که گورباچف در اوت ۱۹۹۱ با کودتا و آنگاه با ضد کودتای بوريس يلتسين روبرو شد و در نتيجه اين تحولات اتحاد جماهير شوروی که تا آن زمان يکی از دو ابرقدرت جهان محسوب ميشد بناگهان فرو پاشيد.


نقد و نظر () | ۱۳۸٤/۱٠/۱۸ - هرمز ممیزی |لينک به نوشته

نقل ضروری کامنت يک دوست

نويسنده: احمد انديشه هاي ايراني

شنبه، 17 دى 1384، ساعت 9:9

با سلام و احترام رسانه هاي داخلي و خارجي بسياري به كرات به نقد مجموعه تلويزيوني شبهاي برره پرداخته اند اما آنچه تاكنون بر زبان نرفته ماموريت از پيش تعريف شده طنز سازان تلويزيوني جهت تخريب فرهنگ ايراني است. همانند بسياري زماني را صرف ديدن اين مجموعه مي نمايم اما آنچه موجب دلگيري است تلاش مذبوحانه جهت به ابتذال كشيدن "نامهاي اصيل ايراني" است . مبتذل بودن شخصيتهايي با نامهايي چون كيانوش و تيرداد و سالار و سردار و كيوان و سهراب و فرهاد و ... در اين سريال و به تمسخر درآوردن نامهايي چون خشايار و برزو و بهروز در ساير مجموعه ها همان تهاجم اسكندر مقدوني را تداعي مي نمايد گويا اينبار اسكندر مقدوني يكايك ستونهاي كاخهاي انديشه ايراني را از طريق تمسخر به آتش خواهد كشيد


نقد و نظر () | ۱۳۸٤/۱٠/۱٧ - هرمز ممیزی |لينک به نوشته

بذر انديشه آزادی ۳۴۶

مردم جهان چگونه سالار شدند

 

مردم آرژانتین برای رسیدن به دموکراسی

تاریخ سخت و پر رنجی داشته اند هر چند

جمعیت 5/34 ملیونی آن از در آمد سرانه

و رفاه اجتماعی نسبتا خوبی برخوردارند.

پس از استقلال آرژانتین ازاسپانیا1816م

این کشور صحنه جنگهای داخلی  شد.

از هفتاد سال قبل شکوفائی برنامه

موفقیت آمیز رشد سرمایه داری بود که

با استقرار دولتی ملی شکل گرفت که

از اصول آزادیخواهانه قانون اساسی  و

حکومت مبتنی بر نمایندگی جانبداری

میکرد البته این حکومت نیز با روشهای

الیگارشی (حاکمیت اقلیت و نخبگان)

اداره میشد. از سال 1939م نخبگان

محافظه کار تدریجا از قدرت سیاسی

بیرون رانده شدند و گامهای جدیدی

بسوی توسعه دموکراسی و توزیع

دوباره ثروت برداشته شد و تا زمانیکه

اقتصاد همچنان رونق داشت، برای

نخبگان محافظه کار نیز پذیرفتنی بود

بحران اقتصادی 1929 همراه با دگر-

گونیهای عمده در ساختار طبقاتی

از جمله مهاجرت عظیم از روستا به

مناطق شهری صحنه را برای کودتای

نظامیان به رهبری پرون آماده کرد .

رهبری پرون و توسل جوئیهایش بمردم

ستمدیده شهری و روستائی در انتخابات

آزادی که در سال 1946 بر گذار شد او

را بر مسند ریاست جمهوری نشاند.

سیاستهای پوپولیستی و مشی

اقتصادی نوکینزی پرون در ارتقای رشد

اقتصادی بسود کارگران شهری و

طبقات متوسط و صنایعی که کالاها

را بجای وارد کردن ، در داخل تولید

میکردند موفقیت آمیز بود. بحث و

گفتمان توده ای پرون در باره عدالت

اجتماعی "انسانی کردن سرمایه"

توام با ملی گرائی کم کم رنگ باخت

و کودتای نظامی 1955 که مورد حمایت

طبقات مسلط و بخشهائی از طبقه

متوسط بود پرون را روانه زندان ساخت.

آرژانتین معاصر در فرایند تحکیم

شکل آزادیخواهانه و رقابتی حکومت

دموکراتیک بخوبی پیشرفت کرده

است هر چند طی پنجاه سال از

1930-1980بیست و شش کودتای

موفق نظامی بخود دیده و شانزده

تن از ژنرالهای ارتش جزء بیست و

چهار رئیس جمهور آن کشور بوده اند

ولی امروز خطر باز گشت اقتدار

گرائی بشدت کاهش یافته است.

امروز اقتدار گرایان، نیروهای مسلح،

نیمه دموکراتها ، چپگرایان، جناح

راست و کارگران همگی گرایش خود

بقدرت را تابع مقررات عادلانه و

رقابتهای سالم انتخاباتی کرده اند.

 


نقد و نظر () | ۱۳۸٤/۱٠/۱٥ - هرمز ممیزی |لينک به نوشته

بند ۱۲ اعلاميه جهانی حقوق بشر

در زندگی خصوصی امور خانوادگی اقامتگاه يا مکاتبات هيج کس نبايد مداخله های خودسرانه شود يا به شرافت و اسم و رسمش نبايد حمله شود. هرکس حق دارد که در مقابل اينگونه مداخلات و حملات / قانون از او حمايت کند.


نقد و نظر () | ۱۳۸٤/۱٠/۱٤ - هرمز ممیزی |لينک به نوشته

آشنائی با واژه های سياسی

پراگماتيسم/واقع گرائی/عمل نه گفتار/پراگماتيسم به آزمون درستی ايده ئولوژيها از طريق بررسی نتايج آنها میپردازد و ميگويد که معنای انديشه ها در نتايج آنها نهفته است . اين فلسفه در پی يافتن حقيقت محض نيست و از علوم نظری که آثار و نتايج عينی و ملموس و قابل اجراء نداشته باشند پرهيز ميکند . ويليام جيمز پايه گذار و جان ديوئی مشهور ترين فيلسوف پراگماتيست جهان هستند جان ديوئی ميگويد :به منظور توزيع منصفانه تر کالاهای توليد شده در جامعه از ميان بردن توازن قدرت ميان افراد ضعيف و شرکتهای قوی و برطرف کردن ناملايماتی چون شرايط غير انسانی کاربايد بر نيروهای اقتصادی نظارت اجتماعی بيشتر صورت گيرد .همچنين ديوئی برترين هدف دموکراسی را فراهم ساختن پهترين آموزش و پرورش ممکن برای شهروندان ميداند.

 


نقد و نظر () | ۱۳۸٤/۱٠/۱٢ - هرمز ممیزی |لينک به نوشته

بذر انديشه آزادی ۳۴۵

مردم جهان چگونه سالار شدند
مردم آتن در سده پنجم پیش از میلاد اگر چه در
جامعه برده دار توام با قوانین خشن بر آمده ازاستبداد
اکثریت (1) زندگی میکردند لیکن سیاست وجامعه
آتنی جنبه های دموکراتیک فراوانی داشت که در
زمان خود بسیار پیشرفته بود . مجلس پانصد نفری
که اعضای آن سالانه از بین شهروندانی که بیش از
سی سال داشتند ، با رای گیری انتخاب میشدند .
وظیفه این مجلس بررسی کارهای دولت و کنترل
قضات بود. در عصر پریکلیس که سخنور و رهبر
نظامی و سیاستمداری خوشفکر بود ،دولت-شهرهای
یونانی آتن به اوج شکوفائی خود رسید ودر خطابه
رثائیه پرکلیس میخوانیم : قدرتی که امروز داریم
روحیه ایست که با آن در برابر دشواریها ایستاده ایم
و نظام سیاسی کشور ما شیوه زندگی ما است که ما
را بدین عظمت رسانده .شیوه حکومت ما از حیث
نام دموکراسی است زیرا که در کشور ما قدرت
بدست عموم شهروندان است نه در دست گروهی
کوچک
. در دعوا و اختلافات خصوصی ،همه افراد
در برابر قانون برابرند و آنجا که برای نیل به مقامی
دولتی یکی باید بر دیگری مرجح شمرده شود ملاک
گزینش ، قابلیتهای شخصی است نه تعلق به طبقه
ای خاص و تنگدستی و گمنامی هیچ فردی را مانع
از خدمت به جامعه و دولت نمیشود . ما در زندگی
خصوصی آزادیم و به مسامحه گرایش داریم ولی در
زندگی اجتماعی پیرو قانونیم

(1) دو نفر سه نفر پنج نفر 2

صحن مجلس كه هوا آلوده
سرب و ذرات معلق دوده
مي رود در ريه ها در ششها
ميكند تنگ نفسها ما نرا
واژه ها مست ، سياه
واژه ها آخته سر نيزه بدست
واژه ها از پي هم مي آيند
واژه ها قصد تجاوز دارند
دو نفر سه نفر پنج نفر
نتوانند به هم دست دهند
چه خبر گشته كه اينجا جمعند
شايد از نطق كلاغ
شايد از خشكي باغ
شايد از علم عبوس
شايد از دمب خروس
شادي از فلسفه ها مي گويند
شايد از مجلس چارم كوكند
شعري از عشقي شاعر گويند
شايد ا صلا همه جا پخش كنند
دو نفر سه نفر پنج نفر
شايد از پله پيامي جاريست
قهقرا يا صدماتي ساري است
مردم شهر آتن نيز چنين مي كردند
وضع قانون خشن بر له دين مي كردند
اينكه خورشيد يكي سنگ مذاب است و ماه
سرد و خاكستري از جنس زمين دم خور خاك
بهر اعدام كفايت مي كرد
شوكران را به گلو گاه هدايت مي كرد
للعجب از پي اعصار و قرون
كه هنوز “انكسا گوراس“ يا “سقراط“
بايد اين جام بلا را نوشند
يا همان جامه زندان اوين را پوشند.

2- مجلس چهارم پس از انقلاب اجتماع دو مخالف،
رضا شاه اجتماع سه نفرو محمد علیشاه قاجاراجتماع
پنج نفر را غیر قانونی اعلام کردند.


نقد و نظر () | ۱۳۸٤/۱٠/۱٠ - هرمز ممیزی |لينک به نوشته

بذر انديشه آزادی ۳۴۴

 

   فرهنگ دموکراسی بطور بنيادين فرهنگ صلح است.

                                                            پطرس غالی


نقد و نظر () | ۱۳۸٤/۱٠/٧ - هرمز ممیزی |لينک به نوشته

آشنائی با واژه های سياسی

پارلمانتاريسم/ سخن گفتن و حکم دادن/ به هياتی اطلاق ميگردد که از سوی مردم با رای مستقيم و مخفی وبه راهنمائی احزاب دارای برنامه برای وضع و تصويب قوانين و نظارت بر اجرای آن انتخاب ميشوند پارلمان يا قوه مقننه نماد دموکراسی غير مستقيم است . در يونان باستان و کانتين های سوئيس يا دولتهای کنفدراسيون مثل اتحاديه اروپا دموکراسی مستقيم وجود دارد و مردم  مستقيما در وضع و تصويب قوانين مشارکت مينمايند .در ايران تا کنون پنج بار همه پرسی عمومی صورت گرفته که نخستين بار در زمان دولت ملی دکتر محمد مصدق بوده است.در حکومتهای توتاليتر همواره پارلمان تضعيف و بسود اهداف حاکميت مهره چينی و يکدست ميگردد . نخستين پارلمان در سال ۱۲۱۵م در انگلستان آغاز بکار کرد.


نقد و نظر () | ۱۳۸٤/۱٠/٦ - هرمز ممیزی |لينک به نوشته

طرح يک پيشنهاد

بی توجهی سنگدلانه مجموعه حاکميت نسبت به زحمتکش ترين و آسيب پذيرترين قشر جامعه که در هوای آلوده و ترافيک سنگين و خطر دائمی تصادف توام با خسارات جانی و مالی نه فقط حاضر نيستند حقوق ايشان را متناسب با نرخ تورم ناشی از چاپ بيرويه اسکناس افزايش دهند بلکه اتحاديه کارگریشان را نيزبه رسميت نمی شناسند و رهبران صادق و صميمی شان را  به زندان می اندازند و بدليل خالی شدن شبهه بر انگيز کليه حسابهای ارزی و ريالی دولت حتی اگر بخواهند قادر نيستند حقوق حقه کارگران را بپردازند مرا بر آن داشت از آقای رئيس جمهور تقاضا کنم ضمن صدور دستور سريع برای آزادی رهبران اتحاديه کارگری و مذاکره و دلجوئی به ايشان پيشنهاد نمايند تمامی اتوبوسهای شرکت واحد بمثابه اولين گام اجرائی (سهام عدالت) به کارگران واگذار شده و شرکت واحد اتوبوسرانی منحل شود. 


نقد و نظر () | ۱۳۸٤/۱٠/٥ - هرمز ممیزی |لينک به نوشته

بذر انديشه آزادی ۳۴۳

 

  دموکراسيها هرگز با قحطی روبرو نميشوند !

                                              آمارتياسن   برنده جايزه نوبل ۱۹۹۸ اقتصاد


نقد و نظر () | ۱۳۸٤/۱٠/٤ - هرمز ممیزی |لينک به نوشته

آشنائی با واژه های سياسی

پارتی/ حزب/

 

گروهی سازمان یافته را گویند که دیدگاهی مشترک داشته

و در صدد دستیابی به قدرت سیاسی و یا حفظ آن باشند.

احزاب سیاسی برای نخستین بار در کشور انگلستان شکل

گرفت و سابقه آن به قرن هفدهم میلادی بر میگردد .در ایران

نیز سابقه فعالیت احزاب اصیل به بیش از یک قرن باز میگردد .

همواره از سوی حاکمیت های استبدادی تحت فشار میباشند

و فقط در دورانهای کوتاهی نظیر صدر مشروطیت، ملی شدن

صنعت نفت و دولت ملی زنده یاد دکتر مصدق و سالهای 57

تا 60 یعنی اوائل انقلاب توانسته اند آزادانه فعالیت کنند .

 


نقد و نظر () | ۱۳۸٤/۱٠/٢ - هرمز ممیزی |لينک به نوشته

آشنائی با واژه های سياسی

پاسیفیسم/صلح خواهی/ پاسیفیست یا صلح خواه به کسی

میگویند که معتقد است جنگ را میتوان با وسایل دیگری نظیر حکمیت

یا داوری از میان برداشت زیرا جنگ نه تنها غیر اخلاقی است بلکه

نابود کننده تمدن آدمی است . آموزه های "موعظه بر فراز کوه"حضرت

مسیح در انجیل و آموزه های بودا در هندوستان که مهربانی و شفقت

را بزرگ میدارد و محبت را اساس روابط بشری قرار میدهد جنبش صلح

خواهی را در جهان گسترش داد و آخرین جنبش بزرگ صلح خواهی را

با عنوان جنبش عدم خشونت به رهبری گاندی بر پا نمود.اختراع بمب

اتم جنبش صلح خواهی را بصورت جنبش مبارزه با جنگ افزارهای اتمی

بسی نیرومند نمود و بسیاری از دانشمندان نامدار جهان به جنبش صلح

خواهی پیوستند.

 


نقد و نظر () | ۱۳۸٤/۱٠/۱ - هرمز ممیزی |لينک به نوشته