مقالات سياسي و اجتماعي
صفحه نخست   ::   آرشيو  ::   تماس با من   
 
ضرورت پشتکار و اعتماد به نفس

زندگی برای هيچ کس آسان نيست بايد پشتکار و از آن مهمتر اعتماد به نفس داشته باشيم بايد باور کنيم که هر کدام برای انجام کاری استعداد داريم و آن کار بايد انجام شود .

                                                                    ماری کوری


نقد و نظر () | ۱۳۸۳/٧/۳٠ - هرمز ممیزی |لينک به نوشته

بذر انديشه آزادی ۲۲۱

همه مردم کم و بيش از هوش و خرد بهره مندند از اين رو هيچ فرد يا گروهی تافته جدا بافته بشمار نميرود که بتواند بدون رضايت ديگران بر آنان حکومت کند .

                                                                          جان ديوئی

 


نقد و نظر () | ۱۳۸۳/٧/٢٩ - هرمز ممیزی |لينک به نوشته

انحطاط حکومت

هر حکومتی که در ان قدرت تماما در دست يک تن يا چند نفر يا اشخاص والا تبار متمرکز ميشود حکومتی منحط است .

                                                                   جفرسون


نقد و نظر () | ۱۳۸۳/٧/٢۸ - هرمز ممیزی |لينک به نوشته

نامه يک هموطن

آقای رییس جمهور

مرا می بخشید که در حال و وضعی نیستم که برایتان نامه ای رسمی با القاب شایسته بنویسم و هم زمان مراقب باشم کلماتم با اصول بین المللی نامه نگاری به روسای جمهور هم خوانی داشتته باشد. این نامه ی یک انسان است- اگر شما بپذیرید- به انسانی دیگر.

دیشب داستان "ژیلا" دختر 13 ساله ی مریوانی را که از برادرش حامله شده است و قاضی دادگاه حکم به سنگسار او داده است، در خبرها خواندم و اگرچه برای کسی جز خودم اهمیتی ندارد، تا همین الان بیدار و پریشان مانده ام. می توانم حدس بزنم که حال و روز شما باید به مراتب از حال و روز من بدتر باشد. آخر من تنها داستان یک ژیلا  را خوانده ام. شما به عنوان رییس جمهور، باید از زندگی و روزگار هزاران ژیلای آن سرزمین هرلحظه باخبر باشید. دردناک است!

شما به اعتبار کسوتی که بر تن دارید، چند بار در عمرتان  نامه ی علی به مالک اشتر را خوانده اید. این که این نامه چقدر حقیقت تاریخی دارد، مهم نیست. حتی مهم نیست که شما با رای 22 میلیون، کمتر یا بیشتر مردم آن سرزمین به ریاست جمهوری برگزیده شده اید. مهم آن است که به عنوان یک امیر یا حاکم ولایتی از اسلام، چقدر به وظایفی که در این نامه  برای یک حاکم نوشته شده است، فکر می کنید و بر آن کرسی که نشسته اید، چه روزگار پریشانی دارید وقتی در اقصاء نقاط سرزمین تحت ولایت شما این همه بی عدالتی صورت می گیرد و این همه بر کوچک و بزرگ ظلم روا می شود.

من آنقدر از نبرد قدرت و درگیری ها و بکش واکش ها در سطوح مختلف در آن جمهوری خبر دارم که از شما انتظار معجزه نداشته باشم. آنقدر که انتظار نداشته باشم بر مبنای آنچه خود "مردمسالاری دینی" می نامید، آن سرزمین بلازده را یک شبه گلستان کنید. حتی انتظار ندارم بتوانید انتخابات سالمی برگذار کنید یا حتی در مقام ریاست جمهوری بتوانید کوچک ترین نفوذی در یافتن مسببین قتل های زنجیره ای، ترور معاون و مشاورتان، برکناری وزرا و همکارانتان و..و.. داشته باشید یا بتوانید مانع هزار اخلال دیگر در کارهایتان بشوید. نه! من حتی توقع ندارم فرودگاهی را دور از حیطه ی نفوذ دست های قدرت و چپاول در آن جمهوری، افتتاح کنید. دیگر همه می دانند برای یافتن سرنخ هرکدام از این نابسامانی ها گاه به راس هرم قدرت و گاه  به خود خدا می رسید. و بسیاری دیگر از انتظارات و توقعاتی که دیگران از شما دارند، از من دور باد.

اما اجازه دارم انتظار داشته باشم دست کم برخی از این قوانین عهد حجری را تغییر دهید؟ مقداری از بی عدالتی هایی که بر آن مردم ساده و زحمتکش روا می دارند، بکاهید؟  یک حداقل انتظار، چیزی که بشود بعد از شما به عنوان یک نقطه ی عطف در 8 سال ریاست جمهوری تان به حساب آورد.

آقای رییس جمهور

ما همه در فرهنگی اسلامی بار آمده ایم و کم و بیش خوانش هایی اگرچه اینجا و آنجا کمی متفاوت، از اسلام و قوانین آن داریم. می توانم از شما بپرسم خوانش شمااز اسلام چیست؟ جمهوری اسلامی در احکامی نظیر آنچه برای ژیلا تعیین شده است، در جستجوی کدام مدینه ی فاضله است؟ دوست دارم بدانم آنچه من روزگاری با "سلام" از اسلام  فرا گرفته ام چه تفاوت هایی با آنچه در احکام" دادگستری" جمهوری مشاهده می کنیم، دارد؟ به گمان شما بهتر نیست نام زیبای "دادگستری" را از پیشانی آن قوه ی محترمه برداریم؟

از شما می پرسم، با سنگسار شدن ژیلا چه معضلی از معضلات آن جامعه حل می شود؟ چرا کسی در جهان باور ندارد کسانی که پشت این گونه احکام ایستاده اند، هرگز به آسایش و امنیت یک ملت، هرگز به صلح نمی اندیشند، و پس اتم در دست هایشان چون "تیغی ست در دستان زنگی مست"؟

چرا ژیلاها هستند و چرا نوباوگان آن سرزمین به چنین روزی می افتند؟ آیا با سنگسار ژیلا  لکه ی ننگی از دامان جمهوری اسلامی پاک خواهد شد، یا لکه ای تازه بر لکه های دیگر اضافه می شود؟ آیا پس از سنگسار ژیلا امیدوار باشیم ژیلاهای دیگری در آن سرزمین نخواهند بود؟ همین چند وقت پیش عاطفه ای اعدام شد. می بینید اما  که عاطفه های دیگری از آن سرنوشت عبرت نگرفتند. همین لحظه چند ژیلای دیگر دارد به وجود می آید؟ چند عاطفه و فاطمه ی دیگر غرق در بلا و مصیبت می شوند و زندگی را پیش از سنگسار، پیش از اعدام، پیش از قضاوت های درست یا نادرست ما، می بازند، حتی اگر زنده بمانند؟  فکر نمی کنید ژیلا خود امروز مرده است؟ فکر نمی کنید هرکدام ما مسوول مرگ زنده ی ژیلاها هستیم؟  

در زمانه ای که دربسیاری جوامع بر حقوق حیوان هنگام ذبح پای می فشارند و مدعی اند که حیوان را نباید زجرکش کرد،  حتی هنگام ذبح (توجه داشته باشید آقای رییس جمهور، صحبت بر سر حیوان است!) چرا ما به تمامی دست آوردهای بشری در چهارده قرن گذشته پشت می کنیم؟ به کدام دلیل باید بپذیریم که قوانین هزار سال پیش ما بر حق تر است؟

از این همه سنگسار و اعدام و کشتن و سوزاندن زندگی در آن جمهوری، آیا جامعه ی ما امروز زیباتر، عاری تر ار گناه و خداپسندانه تر از بیست یا بیست و پنج سال پیش است؟ آیا به راستی از آنچه ما "فحشاء" و "فساد " می نامیم، ذره ای کاسته شده است؟ چه کسی یا کسانی مسوول سیر صعودی و ناباورانه ی این همه فاجعه در یک سرزمین اند؟

دارم هذیان می گویم. می دانم شما به همه ی آنچه من گفته ام آگاهید. پس چرا اینجا بنشینم و بیهوده تمام آنچه را که شما بهتر از من می دانید؛ تکرار کنم؟

بگذارید از شما به عنوان رییس جمهور کشوری که هم زمان با روز جهانی کودک، چنین هدیه ای به کودکان ایران و جهان می دهد، سپاسگزار باشم. اجازه بدهید من هم در کنار این پیام بزرگ جمهوری اسلامی ایران، به ژیلا و تمامی کودکان ایران و جهان روز کودک را مبارکباد بگویم.     علی اوحدی


نقد و نظر () | ۱۳۸۳/٧/٢٧ - هرمز ممیزی |لينک به نوشته

بذر انديشه آزادی ۲۲۰

انسان سازنده و معمار خويش است و يگانه موجودی است که قانون خلقت قلم ترسيم چهره او را به دست خودش داده که هر طور ميخواهد ترسيم کند .

                                                                       سارتر - مطهری


نقد و نظر () | ۱۳۸۳/٧/٢٦ - هرمز ممیزی |لينک به نوشته

ر مضان بر شما مبارک باد

در روشنی گل بهی عشق ترا ميخواهم

آغاز شب مخملی عشق  ترا  ميخواهم

فانوس سپيد من توئی در شب  تار

من در سحر سرمه ای عشق ترا ميخواهم

 


نقد و نظر () | ۱۳۸۳/٧/٢٥ - هرمز ممیزی |لينک به نوشته

پند ژاپونی

« من قبول دارم که آمريکا يک گاو وحشی است. منتها شما شاخ او را گرفته و با او طرف شده ايد . ما پستانش را و به خوبی او را ميدوشيم. کلی هم از آمريکا استفاده ميبريم.»

                                                                         احسان نراقی


نقد و نظر () | ۱۳۸۳/٧/٢٤ - هرمز ممیزی |لينک به نوشته

لازمه بزرگی

کسی که ميخواهد به بزرگی برسد بايد خاکی و خدمتگزار همه باشد.

                                                                          جان ماکسول


نقد و نظر () | ۱۳۸۳/٧/٢۳ - هرمز ممیزی |لينک به نوشته

بذر انديشه آزادی ۲۱۹

حق بهره برداری از نهادهای دموکراسی منحصر به کسانی است که بدان ايمان داشته باشند و در نگهداری آن بکوشند.

                                                            والتر ليپمن


نقد و نظر () | ۱۳۸۳/٧/٢٢ - هرمز ممیزی |لينک به نوشته

انسان موفق

انسان موفق کسی است که با آجرهائی که بسوی او پرتاب کرده اند بنای محکمی بسازد.

                                                               ديويد برينکلی


نقد و نظر () | ۱۳۸۳/٧/٢۱ - هرمز ممیزی |لينک به نوشته

بذر انديشه آزادی ۲۱۸

تحقق دموکراسی مستلزم سه چيز است:

اول حق رای عمومی دوم بحث آزاد در باره سياست سوم آزادی کامل احزاب.نظامی که يکی از اين وسائل را نداشته باشد غير دموکراتيک است .

                                                                        رابرت مک آيور


نقد و نظر () | ۱۳۸۳/٧/٢٠ - هرمز ممیزی |لينک به نوشته

ناسازگاری بنيادين ميان فضيلت و خشونت

فيلسوف مهاجرت را بر دستيازی به قهر و خشونت ترجيح ميدهد.

                                                                  فارابی


نقد و نظر () | ۱۳۸۳/٧/۱٩ - هرمز ممیزی |لينک به نوشته

بذر انديشه آزادی ۲۱۷

اهميت حقيقی احزاب سياسی در اين است که چهار چوب لازم را فراهم مياورند تا توده ها بتوانند نخبگان را به خدمت خويش در آورند.

                                                                    هانا آرنت


نقد و نظر () | ۱۳۸۳/٧/۱۸ - هرمز ممیزی |لينک به نوشته

ابراز شجاعت

در قرن نوزدهم واعظی بنام ( پيتر کارترايت) آماده ميشد تا وعظ روز يکشنبه را انجام دهند به او گفتند که ( اندرو جکسون) رئيس جمهور در کليسا حضور دارد و او لازم است بيش از هميشه مراقب گفتارش باشد.او در جائی از وعظ گفت « بمن گفته اند که آندرو در ميان جمع است و از من خواسته اند که زبان خود را نگهدارم . اما من ميگويم که اگر آندرو جکسون از گناهان خود توبه نکند جای او در جهنم خواهد بود» . جکسون بعد از پايان وعظ خود را به کارترايت رسانيد و گفت : « حضرت آقا اگر هنگی از مردانی چون تو داشتم ارتش های جهان را شکست ميدادم » .

 


نقد و نظر () | ۱۳۸۳/٧/۱٧ - هرمز ممیزی |لينک به نوشته

سنت و مدرنيسم

در هر جامعه تمايلی هست که سنت ها در طی فرايندی رقابتی الک شوند.

                                                                                جان گری


نقد و نظر () | ۱۳۸۳/٧/۱٦ - هرمز ممیزی |لينک به نوشته

طراحی وزارت راه و ترابری

 

طراحی وزارت راه و ترابری

 

جدا از بحث های سیاسی فراوان پیرامون استیضاح و برکناری وزیر راه

و گمانه زنیها در باره وزارت صادق بناب ، داود کشاورزیان، محمد سعیدی

کیا و یا انگونه که 80 نفر از مدیران وزارت راه به اقای خاتمی  معرفی کرده

اند ، مهندس صادق افشار، عبد الله نوروزی و یا محمد رحمتی را بعنوان بهترین

گزینه ها ی وزارت پیشنهاد کرده اند واقعیت اینست که با افزایش جمعیت جوان

و پر تحرک کشور از سوئی و نا امنی و آشوب در عراق و افغانستان و پاکستان

از سوی دیگر و سرازیر شدن تردد مسافر و بار کشورهای تازه تاسیس شمالی

در مجموع وزارت راه و ترابری را بعنوان مساله دار ترین وزارتخانه ایران

مطرح نموده  بطوریکه بالاترین آمار تصادفات و کشتار جاده ای در جهان به

ایران اختصاص یافته و علاوه بر ان تعداد سوانح هوائی و سقوط هواپیما هاو

حتی تصادم قطارها هم در مقایسه با سایر کشورهای جهان کم نیست از ان

گذشته وزارت راه وظیفه دارد با پیش بینی تردد فوق سنگین اینده که با تکمیل

و گذر دو کریدور بزرگ جهانی از ایران روی میدهد از هم اکنون خود را آماده

نماید با توجه به نکات فوق تغییر ساختار وزارت راه را بشرح زیرمد نظرقرار

دهد:

الف – تاسیس معاونت راههای دریائی

بمنظور انتقال بخشی از مسافرتهای خاکی از طریق راههای دریائی که ارزانترو

کم خطرتر انجام میگیرد وزارت راه وظیفه دارد هم در دریای خزر و هم در خلیج

فارس و دریای عمان بکمک بخشهای خصوصی و تعاونی اقدام به صدور مجوز

برای تاسیس شرکتهای مسافرتی و حمل و نقل دریائی بنماید و البته برای رونق این

فعالیت تاسیس ترمینالهای باری و مسافری بر عهده وزارت راه است .گسترش راههای

دریائی علاوه بر کاستن از بار ترافیک راههای خشکی به گسترش مبادلات تجاری و

تو ریستی با همسایگان شمال و جنوب نیز یاری میرساند و تاخیر در انجام این مهم

باعث میشود سایر کشورها از ایران پیشی بگیرند.برای انجام این مهم پیشنهاد مینماید

سازمان کشتیرانی و بنادر در اشل معاونت راههای دریائی وزارت راه و ترلبری

ارتقا یابد.

ب – تاسیس معاونت خطوط آهن ت – ژ – و

خطوط اهن سریع السیر ت – ژ – و امروز در اغلب کشورهای جهان تاسیس شده

و بخش عمده مسافر و بار از طریق این خطوط جابجا میشود .سرعت بالا و امنیت

کافی این خطوط حتی به کاستن از تعداد مسافرتهای هوائی نیز میانجامد . وزارت راه

میتواند از ابتدا با مشارکت بخشها ی خصوصی و تعاونی بگونه ای اقدام به اجرای

این خطوط آهن نماید که در پایان کار اداره ان بر عهده شرکای غیر دولتی محول شود.

احداث این خطوط برای ایران که از راههای آبی داخلی تقریبا بی نصیب است از اهمیت

ویژه ای برخوردار میباشد.معاونت گسترش خطوط آهن و ت- ژ- و موظف باشد ضمن

گسترش خطوط چدید نسبت به بر چیدن خطوط قدیمی و یا واگذاری ان به سایر بخشها

از بار دولت بتدریج بکاهد.

ج- معاونت راههای اسفالت و بزرگراهها

حفظ و نگهداری و گسترش راههای زمینی و به ویژه توجه به راههای روستائی برعهده

معاونت راههای اسفالت و بزرگراههای کشور است و توجه به کاستن از نقاط خطر خیز

جاده ها و نصب علائم راهنمائی و رانندگی و همکاری نزدیک با پلیس راه در حوزه

فعالیت این معاونت خواهد بود .

د- معاونت راههای هوائی و فرودگاهها

احداث فرودگاههای جدید و صدور مجوز برای تاسیس شرکتهای هوائی داخلی، خارجی

و یا مختلط بمنظور بهره برداری از فرودگاهها ی کشور با وزارت راه و ترابری است

و وزارت راه باید مکلف باشد همراه با گسترش شرکتهای هوائی نسبت به واگذاری و یا

انحلال شرکتها و سازمانهای موجود هوائی نظیر سازمان هواپیمائی جمهوری اسلامی

که اداره ان بر عهده دولت میباشد اقدام نماید .

                                                                         هرمز ممیزی

 


نقد و نظر () | ۱۳۸۳/٧/۱٥ - هرمز ممیزی |لينک به نوشته

نقل از سايت کانون آينده نگری ايران

ضرورت بنيانگذاري و اهداف كانون آينده نگري ايران

چكيدة سخنان رامين ناصح در نشست افتتاحيه كانون آينده نگري ايران به مناسبت سالروز تولد حضرت مولانا

خبرنامه آينده نگر: روز جمعه دهم مهرماه، به مناسبت سالروز تولد حضرت مولانا جلال الدين بلخي، نشست افتتاحيه كانون آينده نگري ايران با حضور شماري از اعضا و علاقه‌مندان در دفتر مركزي كانون در اهواز برگزار شد.

در اين نشست كه با پخش موسيقي سنّتي ايراني آغاز گرديد، ابتدا رامين ناصح درباره «ضرورت بنيانگذاري و اهداف كانون آينده نگري ايران» سخناني را بيان داشته و به پرسشهاي حضّار پاسخ گفت. و همچنين غزلي از سروده‌هاي خود را در ستايش حضرت مولانا قرائت كرد. سپس احمد عبدالحسينيان بحثي را با دربارة عرفان مولانا ارائه نمود. پس از پذيرايي از حضّار، تريبون آزاد اعلام گرديد و چند تن از اعضاي كانون و ديگر شركت كنندگان، نقطه نظرات خود را پيرامون مسائل مختلف فرهنگي و اجتماعي بيان داشتند.

چكيده سخنان رامين ناصح در اين گردهمايي، در پي مي‌آيد:

«در برابر هر آنچه در اين دنيا رخ مي‌دهد، مسئوليم. ما رزم آوران نوريم. با نيروي عشق و اراده خويش، مي‌توانيم سرنوشت خود و بسياري ديگر را دگرگون كنيم.» (پائولو كوئليو)

بيا تا گل برافشانيم و مي در ساغر اندازيم

فلك را سقف بشكافيم و طرحي نو دراندازيم

جامعه ايران شايد يكي از دشوارترين برهه‌هاي تاريخ خود را سپري مي‌كند. معضلات و مشكلات پيچيده و روز افزوني در همه ابعاد اقتصادي، اجتماعي، فرهنگي و... جامعه را احاطه كرده است. طبق آمارهاي رسمي، بيش از 80 درصد مردم ايران زير خط فقر بسر مي‌برند و شكاف طبقاتي پيوسته افزايش مي‌يابد. گزارش مسئولان قضايي حكايت از آن دارد كه فساد و فحشاء در جامعه ما به مرزهاي بحراني رسيده است. چندي پيش در نشست سران سه قوه در كميسيون امنيت ملي مجلس اعلام شد كه فساد و فحشاء بشدت افزايش يافته و مفاسد اجتماعي طي دو سال اخير، 40 تا 60 درصد رشد داشته است. روزانه حداقل 10 باند و مركز فساد در تهران كشف مي‌شود كه بيشتر اعضاي آنها را دختران جوان و زنان تشكيل مي‌دهند. پديده شومي چون قاچاق انسان و برده داري مدرن بيش از پيش رواج يافته است. تعداد معتادان كشور در حدود 7 ميليون نفر اعلام شده است. يعني از هر ده شهروند ايراني، يك نفر در دام اعتياد گرفتار است، امري كه تصور آن نيز آدمي را دهشتزده مي‌كند! از اين گذشته، به گفته كارشناسان، 19 درصد جوانان ايران معتاد و يا در معرض خطر اعتياد قرار دارند. با روند كنوني، هر سه سال و نيم، تعداد معتادان تزريقي كشور دو برابر مي‌شود. باز هم طبق آمارها، بيش از 85 درصد جوانان از مشكلات شديد و خفيف روحي و رواني رنج مي‌برند و 75 درصد از آنان از آينده خود كاملا نااميدند. افول معنويت، اخلاقيات و ارزشهاي انساني جامعه را هر روز بيش از ديروز به مرز تباهي و ويراني نزديك مي‌كند.

بجرئت مي‌توان از جامعه ايران با عنوان «جامعه‌اي در آستانة جنون ملّي» ياد كرد! فقر، بيكاري، نااميدي، عدم امنيت اجتماعي و شغلي كه بر جامعه امروز ايران حاكم است، گروه بزرگي از مردم را به آستانه جلوه هاي خوف انگيزي از جنون و جنايت كشانده است. موارد بسياري از كنش و واكنش‌هاي عديده و در سطح ملي در ايران امروز مشاهده ميشود، كه اگر براي اين خشم و خشونت عمدي و اين افسارگسيختگي قهر و كينه چاره اي انديشيده نشود، جمعيت بزرگي از هم ميهنان ما دچار و گرفتار آن خواهند ماند و خواهند شد.

دختران چاقوكش و باج گير، باند زنان پزشك قلابي براي كورتاژ دختران نوبالغ و دبيرستاني و دبستاني حتي، مصرف بي رويه دارو بيشتر از هر جاي ديگر جهان، فروش گوشت انواع حيوانات از جمله الاغ در رستورانها، آمار اعلام نشده چندهزار تني مبتلايان به ايدز، دختربچه هايي كه به زور به خانه شوهر فرستاده ميشوند و مصيبتي كه اين تجاوزها و تحقيرها در پي دارد، قتلهاي پي در پي كه به دليل مثلا متلك گفتن يك پسربچه به يك دختر همسن و سالش روي ميدهد. و قاتل هم دختري در همان حدود سن متلك گوينده است، قتل زنان و مردان پير و سالخورده توسط خويشاوندان جوان و يا به دست يكديگر، موارد فراوان گزارش شده از رويدادهاي دهشت انگيز و مافوق تصور مانند قتل يك مرد بدست همسرش و قطعه قطعه كردن او و خوراندن گوشت شوهر به اعضاي خانواده وي بصورت قرمه سبزي (و رويدادهاي بسياري از اين قبيل)، همه حكايت از جامعه اي در آستانه جنون ملي دارد. اگر تنها به صفحات حوادث روزنامه هاي ايران نگاه كنيم، و بدانيم كه آنچه در روزنامه ها بخت انتشار پيدا ميكند، درصد اندكي از كل حوادث و وقايع جاري در جامعه است، خواهيم ديد كه پاره‌اي عوامل، ملتي را به مرز ديوانگي محض كشانده است.

گرچه براي تغيير اين واقعيتها بسيار دير است. اما موارد ياد شده، حقايق ابدي و غير قابل تغيير نيستند. مبارزه با اين شرايط، تعهد انساني، عزم جدي و اراده راسخي را مي‌طلبد. پيش از هر چيز مي‌بايست نگرشي واقع بينانه نسبت به مسائل داشته باشيم.

با يك ديد رئاليستي و نگرش عميق و تحليل همه جانبه نسبت به اوضاع اجتماعي، فرهنگي، تاريخي و اقتصادي كشور، به اين نتيجه مي‌رسيم كه جامعه‌اي كه در همه ابعاد دچار مشكلات و نارسايي‌هاي شديدي است، نمي‌توان انتظار داشت كه در يك پروسه چند ساله تمامي اين مشكلات را پشت سر گذارد و همه كاستي‌ها جاي خود را به فزوني دهد. بايد يك برنامه علمي و دقيق، كارشناسي شده و درازمدت را براي رويارويي با مشكلات موجود پي ريزي كرد.

مؤسسين كانون آينده نگري ايران، پيشتر اين بحث را مطرح كرده بودند كه تنها راه اميدوار كننده و عملي براي گذار از شرايط بحراني كنوني، كه بتواند چشم انداز روشني را از آينده فراروي ما قرار دهد، تشكيل يك جنبش آينده‌نگر فكري-اجتماعي براي «بازگشت به معنويت»، «بازشناسي هويت انساني»، «احياي تعهد اخلاقي و اجتماعي»، «نهادينه كردن تفكر آزاد انديشي و عدالت طلبي» و «تعميق گفتمان حقوق بشر» در جامعه است. جنبشي كه در نهايت خواهان تحقق ارزش و حقوق برابر براي تمامي انسانها صرفنظر از فاكتورهايي چون نژاد، مذهب، طبقه و جنسيت آنهاست و «رفاه مادي» و «تعالي معنوي» براي همه انسانها را شعار محوري خود قرار مي‌دهد.

جامعه شناسان، يكي از مهمترين پيش نيازهاي ايجاد يك جنبش اجتماعي را در «عامل تبليغات و سازماندهي» دانسته‌اند. جنبش آينده نگر فكري-اجتماعي مورد نظر ما نيز، نيازمند عامل تبليغات و سازماندهي است. تشكيل كانون آينده نگري ايران، گامي براي ايجاد و گسترش اين جنبش آينده نگر فكري-اجتماعي است. ولي بديهي است كه ايفاي اين نقش، از عهده يك سازمان و تشكل برنمي‌آيد. در اينجا ضرورت پيدايش يك همبستگي، اتحاد و ائتلاف وسيع ميان نيروهاي اجتماعي كه در اين راستا فعاليت مي‌كنند، احساس مي‌شود. كه چنانچه اين ضرورت درك شود و اين ايده به ثمر بنشيند، خواهد توانست شگفتي‌ها بيافريند و تحولات مثبت چشمگيري را ايجاد نمايد.

كانون آينده نگري ايران از آنجا كه قصد دارد تأثيرات ريشه‌اي و ژرفي را در حوزه‌هاي اجتماعي و فرهنگي برجاي گذارد، در حوزه فعاليتهاي سياسي وارد نخواهد شد، چرا كه اين تشكل اصولاً براي نيل به اهداف فرهنگي و اجتماعي بلند مدت پديده آمده است، و نيز تبديل اين كانون به يك سازمان سياسي، با توجه به عدم اقبال و بي علاقه گي مردم و جوانان به سازمانهاي سياسي در شرايط كنوني، موجبات عدم توفيق و كاهش توان تأثيرگذاري آن در حوره‌هاي فرهنگي و اجتماعي را فراهم خواهد كرد.

كانون آينده نگري ايران بيش از هر چيز به بينش رشد يافته، شور و انرژي، هوشمندي، خلاقيتها و ابتكارات نسل جوان و ترقيخواه ايران تكيه مي‌كند و به همة هم انديشان دست دوستي و همكاري مي‌دهد. باشد كه به ياري هم بتوانيم گامهاي اساسي و مثبتي در جهت نيل به جامعه‌اي سالم، پويا و پر از مهر و مدنيت برداريم.

ما پيروزيم چون عاشقيم. عاشق خدا، عاشق مردم و عاشق يكديگر


نقد و نظر () | ۱۳۸۳/٧/۱٤ - هرمز ممیزی |لينک به نوشته

عشق به ميهن

همسايه ات را مانند خودت دوست بدار و ميهن ات را بيش از خودت.

                                                                           جفرسون


نقد و نظر () | ۱۳۸۳/٧/۱۳ - هرمز ممیزی |لينک به نوشته

بذر انديشه آزادی ۲۱۶

کيست که نداند که حقيقت در مواجهه آزاد و تصادم علنی با دروغ غالب خواهد آمد و دروغ را رسوا خواهد کرد ؟ بگذار راست و دروغ با يکديگر در آويزند.

                                                              جان ميلتون


نقد و نظر () | ۱۳۸۳/٧/۱٢ - هرمز ممیزی |لينک به نوشته

نائينی يا نوری ؟ کداميک شايسته نامگذاری اند

نائینی در مقام مجتهد مفاهیم آزادی و برابری را اساس استدلال خود به طرفداری از مشروطیت قرار داد و مستبدین را بخاطر توصیف "آزادی" بعنوان منبع فساد و اشاعه بدعت مورد انتقاد قرار داد و اضافه کرد که دلیل پیشرفت سریع صدر اسلام آزادی و برابری بوده و از ان جمله برابری بین فرد معمولی و خلیفه و از اینکه علمای محافظه کار که انهمه قواعد از کوچکترین اظهارات امامان شیعه استخراج کرده اند نمیتوانند درک کنند که آزادی و برابری اساس آموزه های اسلام است مورد انتقاد قرار میداد. نائینی با جسارت از نظریات سنتی در باره حکومت و نقش استبدادی و مالکانه دولت انتقاد و انرا محکوم میکرد و این محکومیت استبداد سیاسی و زمینی را شامل حال استبداد دینی و آسمانی نیز مینمود و معتقد بود که استبداد دینی خطرناکتر و مبارزه با ان دشوار تر است و اضافه میکرد که اصل این شجره خبیثه استبداد فقط همان بی علمی ملت است . او در برابر کسانیکه مخالف با حق مردم در تصمیم گیری سیاسی بودند اظهار میداشت که در اسلام حکومت بر شورا مبتنی است و از آنجا که مردم مالیات میپردازند ، حق دارند در اداره امور خویش اظهار نظر کنند .او آزادی خدادادی را یکی از مهمترین هدفهای پیامبران الهی میدانست و آشکارا خواستار کنار گذاشتن توجیهات اسلامی برخی از مستبدان و تشکیل مجلس شورای ملی بود که نمایندگانش منتخب همه مردم و در برابر آنها پاسخگو باشند .نائینی طرفدار تفکیک قوا و خواستار مشارکت « فرق غیر اسلامیه» در جریان انتخابات و از میان صنف خود بود . نائینی آزادی قلم و بیان را آزادی خدادادی و برای رهائی از دو شعبه استبداد دینی از سوی روحانیان واستبداد سیاسی از ناحیه حکومتگران ضروری میدانست.


نقد و نظر () | ۱۳۸۳/٧/۱۱ - هرمز ممیزی |لينک به نوشته

عيدتان مبارک باد

ای گروه مومنان شادی کنيد

همچو سرو و سوسن آزادی کنيد

                             دفتر ششم مولانا


نقد و نظر () | ۱۳۸۳/٧/۱٠ - هرمز ممیزی |لينک به نوشته

نائينی يا نوری کداميک شايسته نامگذاری اند؟

mmmmmmmmmmmmmmmmmmmmmmmmmmmmmmmmmmmmmmmmmmm

شیخ فضل الله رقیب و مخالف اصلی ایت الله نائینی است هر چند در جنبش اعتراضی تحریم تنباکو شرکت داشت و برای مدت کوتاهی ازآرمان مشروطه نیز حمایت کرد ولی بلافاصله از ( مفسده آزادی) سخن گفت و اعلام داشت که تمام بنای اسلام بر (عبودیت) استوار است و نه بر (آزادی) و به غیر مسلمانان توصیه میکرد که برای کسب برابری با مسلمانان صرفا باید اسلام را بپذیرند او به ویژه با آزادی بیان و مطبوعات مخالف بود و انرا بعنوان ترویج و اشاعه عقائد کفر امیز ملحدان و نفی قانون الهی محکوم میکرد . او با قانونگذاری انسانها نیز شدیدا مخالف بود و انرا مسخره میکرد .برهان او علیه نظام انتخابی پارلمانی این بود که در زمان غیبت امامان معصوم اداره امور جامعه بر عهده علما است و حاکمیت مردم را از طریق انتخابات پارلمانی قبول نداشت . فشار او باعث گنجانیدن اصل دوم در متمم قانون اساسی شد که بموجب ان همه قوانین مصوب مجلس میبایستی از سوی پنج مجتهد دارای حق وتو تائید میشد که البته پس از شکست مستبدین و به دار اویخته شدن نوری ادامه این بحث مسکوت ماند . شیخ بر این باور بود که قوام اسلام به عبودیت است نه به ازادی و بنای احکام ان به تفریق و جمع مختلفات است نه به مساوات . نوری رساله کوتاهی در"حرمت مشروطه" نوشت که چند جمله از آنرا نقل میکنم: "یکی از مواد آن ذلالت نامه(متمم قانون اساسی) این است که اهالی مملکت ایران در مقابل قانون دولتی متساوی الحقوق خواهند بود حال آنکه ... بنده و آزاد ، پدر و پسر، زن و شوهر، غنی و فقیر، مقلد و مجتهد، مسلم و کافر در احکام اسلامی تفاوتهای بسیاری است." در جریان کودتای محمد علیشاه و به توپ بستن مجلس رهبری فکری و ایده ئولوژیک با شیخ بود. اين مطلب ادامه دارد 

 


نقد و نظر () | ۱۳۸۳/٧/٩ - هرمز ممیزی |لينک به نوشته

شيوه قضاوت صدا و سيما

اول تير ماه ۱۳۸۳ شعر (صحرا) را در قالب آهنگی دلنشين برای پخش

به صدا و سيما ارسال نمودم  اينک پس از گذشت يک فصل شفاها اعلام

داشتند که به دليل کاربرد لغت ( بوسه ) در متن شعر پخش اين آهنگ

ممنوع است:

 


نقد و نظر () | ۱۳۸۳/٧/۸ - هرمز ممیزی |لينک به نوشته

يک بام و دو هوا

اينک  بخوانید و خود قضاوت فرمائید :

 

صحرا

زمین زرد ، آسمان آبی

و گاهی سبزی برگی تماشائی ،

سکوت ساری صحرا و اعجاز بلند یها،

که آب این کیمیای زندگی از آن ،

تراوش میکند ، گاهی

 و باد از شانه هایش میوزد

هر  روز در راهی،

غروبش صورتی، صبحش تماشائی ،

و عشق اما ، چه رویائی،

اگر من(بوسه) ام را مینشانم بر نفیر باد صحرائی،

امید پاسخی دارم ،

بمن گفتی که

می آئی!

 

                                   هرمز مميزی

 

 

عاشق ار بر رخ معشوق نگاهی بکند

نه چنان است گمانم   که  گناهی بکند

ما به عاشق نه همين رخصت ديدار دهيم

(بوسه) را نيز دهيم اذن که گاهی بکند

 

مثنوی طاقديس اثر ملا احمد نراقی

اولين نظريه پرداز ولايت فقيه

  

 

 


نقد و نظر () | ۱۳۸۳/٧/۸ - هرمز ممیزی |لينک به نوشته

بذر انديشه آزادی ۲۱۵

   

 

رد پای اندیشه ایرانی (5) طالبوف

 

در یک خانواده متوسط در تبریز بدنیا امد و نوشته های او بر انقلاب مشروطه

تاثیر گذاشت . محور عقائد او که در کتاب (احمد) در سه جلد منتشر شد عمدتا

حول محور آزادی و انتقاد دور میزند . طالبوف میگوید " انسان آن روزی انسان

شد که لفظ چون و چرا گفتن و ماهیت هر چیزی را جستن گرفت " طالبوف بین

قانون ناشی از دستگاه استبداد و قانون ناشی از اراده و حاکمیت مردم تمایز قائل

میشد و نگاهی روشنگرانه به ملت و ملی گرائی داشت ولی به تعصبات ملی آلوده

نبود . طالبوف مفهوم ملت را چنان بسط داد که حقوق بین المللی را هم در برمیگرفت

و برای حل و فصل مناقشات بین المللی پیشنهاد تاسیس یک اتحادیه ملل عالم که در

آن همه ساکنان زمین به مثابه اعضای یک خانواده باشند طراحی نمود. او آزادی را

به سه بخش آزادی هویت، آزادی عقائد و آزادی قول تقسیم نمود و برای توضیح

آزادی عقائد به استعاره (نقود مالیه) متوسل شد " عقائد و آرا نقود منقولات و معقولات

انسان است ، بدیهی است هیچ کس نقد خود را رایگان نمیدهد" او قانون را ناشی از

حاکمیت مردم میدانست و میگفت" اگر ما برای خودمان قانون وضع کنیم ، اساس

آن شریعت پاک اسلام و نصوص مقدسه اسلام است".طالبوف اراده مردم را بااراده

خدا یکی میدانست و از این طریق سازگاری بین دو حوزه مذکور را امکان پذیرمیساخت

"قانون که برای اعتدال عمومی با اکثریت آرا  وضع میشود ، چون صدای جماعت

صدای خدا است ، اثر کلمات آسمانی خواهد داشت" طالبوف عقیده داشت که " وحدت

الله را ذرات کائنات گواه است ، زیرا که موجودات مرکب از ذرات است و هر ذره ای

فی حده هم واحد و هم حامل وحدت میباشد" طالبوف برای حل ناسازگاری بین قوانین

الهی و انسانی با اشاره به آیات 30/2 و 70/17 قرآن مجید معتقد بود که انسان خلیفه

خدا در روی زمین است و بار سنگین امانت بر دوش او قرار گرفته .

طالبوف در پاسخ به سئوال یک روحانی که میپرسد"مگر احکام شرعی ما حقوق و

حدود را مشخص نکرده؟"پاسخ میدهد " چرا، برای هزار سال قبل بسیار خوب و بجا

درست کرده ، بهترین قوانین تمدن و شرایع ادیان دنیا بوده و هست ولی به عصر ما که

هیچ ، نسبت به صد سال قبل ندارد و اضافه میکند "هر چند خود قران در معرض تغییر

نیست ، آن دسته از احکام آن که به حوزه عرضی مربوط است تغییر پذیر است."

طالبوف از ناسازگاری بین بخشهائی از مدرنیت و هویت ملی نیز آگاه بود و به ایرانیان

میگفت که "از هیچ ملت جز علم و صنعت و معلومات مفیده چیزی قبول نکنید حب وطن را

بفهمید . تقلید ننمائید یعنی در همه جا و همیشه ایرانی باشید. مشرق زمین غیر از مغرب

رمین است در یکی آفتاب طلوع میکند و در دیگری غروب مینماید. این دلیل ساده کافی

است که خودمان را با انها فرق دهیم" طالبوف از جمله نخستین کسانی بود که ضرورت

مبارزه با استعمار را طرح نمود و زمینه را برای ظهور سید جمال الدین اسد آبادی فراهم

ساخت.

 


نقد و نظر () | ۱۳۸۳/٧/٧ - هرمز ممیزی |لينک به نوشته

بذر انديشه آزادی ۲۱۴

ارزش ها وقتی معنا پيدا ميکنند که افراد آنها را انتخاب کنند.

                                                                          ايزايا برلين


نقد و نظر () | ۱۳۸۳/٧/٦ - هرمز ممیزی |لينک به نوشته

بذر انديشه آزادی ۲۱۳

اساس روشنفکری در اشاعه آزاد انديشی و جواز چون و چرا است.

                                                                جلال آل احمد


نقد و نظر () | ۱۳۸۳/٧/٥ - هرمز ممیزی |لينک به نوشته

بذر انديشه آزادی ۲۱۲

حق آزادی انديشه محور و کانون اختلاف بين دوران باستان و عصر مدرن است.

                                                                  هگل


نقد و نظر () | ۱۳۸۳/٧/٤ - هرمز ممیزی |لينک به نوشته

بذر انديشه آزادی ۲۱۱

 

رد پای اند یشه ایرانی(4)

 

میرزا حسن تبریزی معروف به رشد یه

 

او را پیر معارف ایران گفته اند . او در تبریز، مشهد ، تهران ، رشت،

انزلی و قم مدارسی به شیوه جدید پایه گذاری کرد اما روحانیون  کاراورا

تکفیر کردند و چند بار طلاب به مدرسه هایش حمله بردند و او بکرات

از تبریز و مشهد فراری شد اما از تلاش در ایجاد مدارس باز نماند .

شیخ فضل الله نوری که امروز بزرگترین اتوبان کشور بنام او است

خطاب به ناظم الاسلام کرمانی مولف کتاب تاریخ بیداری ایرانیان مینویسد:

"ترا به حقیقت اسلام قسم میدهم آیا مدارس جدیده خلاف شرع نیست؟ و

آیا ورود به این مدارس مصادف با اضمحلال دین اسلام نیست؟ آیا درس

زبان خارجه و تحصیل شیمی و فیزیک ، عقائد شاگردان را سخیف و

ضعیف نمیکند ؟ مدارس را افتتاح کردید، آنچه توانستید در جرایداز ترویج

مدارس نوشتید، حال شروع به مشروطه و جمهوری کردید؟"

 


نقد و نظر () | ۱۳۸۳/٧/۳ - هرمز ممیزی |لينک به نوشته

بذر انديشه آزادی ۲۱۰

انسان در روند تصميم گيری و انتخاب به کمال خود ميرسد نقض آزادی و خود مختاری انسان  نقض انسانيت او است.

                                                                   ايزايا برلين


نقد و نظر () | ۱۳۸۳/٧/٢ - هرمز ممیزی |لينک به نوشته

بذر انديشه آزادی ۲۰۹

احترام به افراد صرفنظر از وضعيت اقتصادی آنها نقش موثری در گسترش دموکراسی دارد.

                                                            الکسی توکويل


نقد و نظر () | ۱۳۸۳/٧/۱ - هرمز ممیزی |لينک به نوشته