مقالات سياسي و اجتماعي
صفحه نخست   ::   آرشيو  ::   تماس با من   
 
ريشه های بی عدالتی و چاره کار

برای درک علل مخالفت مجلس هفتم با گسترش عدالت جنسی بين زن و مرد و راه حل اين مشکل لطفا مقالات (مغضوبين حوزه) ۲۹/۶/۸۲ و (کار حکيم) ۲۸/۵/۸۲ را در آرشيو ملاحظه فرمائيد.


نقد و نظر () | ۱۳۸۳/٥/۳۱ - هرمز ممیزی |لينک به نوشته

بذر انديشه آزادی ۱۸۳

خطا پذيری انسان - پايه نظريه آزادی سياسی يعنی رهائی از جبر و فشار است.

                                                                                         فون هايک


نقد و نظر () | ۱۳۸۳/٥/۳٠ - هرمز ممیزی |لينک به نوشته

بيست و نهم هر ماه

تفکر با تذ کارآغاز میشود و هیچ اندیشه ای بسط و گسترش نمی یابد مگر آنکه

چکیده آن در چهارچوبی از مفاهیم کلی جای گیرد.متاسفانه ایران انقلابی بجای آنکه

مامن آزادگان بشمار رود با آزادگان کاری کرد که روح انقلابی در اثر شکست اندیشه

از دست رفت . روح انقلابی همان آزادی بود که به مردان انقلاب الهام میبخشید .

حرکت تاریخ هم مانند حرکت ستارگان حرکتی ضروریست و ضرورت صفت ذاتی

تاریخ است . ضرورتهای تاریخ را میتوان آگاهانه و یا ابلهانه پاسخ داد و خود ملعبه

تاریخ شد. هانا آرنت عقیده دارد که «آزادی»همواره از ضرورت پدید مییایدو

منشا مشروعیت هرگونه قدرت باید رضایت و قبول مردم باشد .امروز  ملت ایران فاقد قدرت سیاسی است و بدین لحاظ از ستمدیدگان

بشمار میرود. مقاله ( پیام آزادیبخش) دوست عزیزمان آقای احسان

تهامی برنده جایزه برگ سبز بهترین اثر در مرداد ماه جاریست.که از

طرف دوستان به ایشان تبریک گفته و تقدیم میگردد.

 


نقد و نظر () | ۱۳۸۳/٥/٢۸ - هرمز ممیزی |لينک به نوشته

بذر انديشه آزادی ۱۸۲

عمليات آژاکس (کودتای ۲۸ مرداد) به مستبدان و خودکامگان جاه طلب آموخت که قدرتمندترين دولتهای جهان حاضر به تحمل ظلم و ستم بی اندازه آنها هستند مشروط بر آنکه با غرب و شرکتهای نفتی غربی مهربان باشند . اين امر به بر هم خوردن تعادل سياسی در منطقه ای وسيع کمک کرد تا آز آزادی دور و به استبداد نزديک شوند .

                                                           همه مردان شاه - استفن کينزر


نقد و نظر () | ۱۳۸۳/٥/٢٧ - هرمز ممیزی |لينک به نوشته

بذر انديشه آزادی ۱۸۱

عوامل موثر در رشد دموکراسی عبارتند از :

۱ - طبقه متوسط بزرگ

۲ - طبقه کارگر متشکل

۳ - بالا رفتن ميزان تحصيلات

۴ - گسترش نهاد های جامعه مدن

۵ - اقتصاد موفق و بالنده

                                                      دايره المعارف دموکراسی


نقد و نظر () | ۱۳۸۳/٥/٢٧ - هرمز ممیزی |لينک به نوشته

بذر انديشه آزادی ۱۸۰

  • فلسفه دانش موزونی است که زندگی متناسب و موزونی به فرد و به جمع ميدهد .نوعی انضباط نفس که ما را تا صفا و آزادی بالا ميبرد . دانائی توانائی است ولی

تنها خردمندی است که آزادی مياورد.

                                                                      ويل دورانت 


نقد و نظر () | ۱۳۸۳/٥/٢٦ - هرمز ممیزی |لينک به نوشته

بذر انديشه آزادی ۱۷۹

ثروت و رفاه اقتصادی ثمره آزادی است.

                                                             بانو هانا آرنت


نقد و نظر () | ۱۳۸۳/٥/٢٥ - هرمز ممیزی |لينک به نوشته

چشم انداز ايران

… خارجی ها میگویند : شما اصلا قانون اساسی ندارید چون مجمع تشخیص مصلحت نظام میتواند اصول قانون اساسی را چه به لحاظ شرعی و چه به لحاظ حقوقی به خاطر مصلحت نظام وتو کند… از یک سو مجلس در راس امور است ولی از سوی دیگر شورای نگهبان طبق اصل چهار درک موازین اسلامی را بخودش منحصر کرده و مجمع تشخیص هم میگوید اصل چهار قانون اساسی با اختیاراتی که این مجمع دارد وتو میشود و در اصل 110 هم رهبر میتواند در معضلات نظام دخالت کند و قانون اساسی با دخالت رهبر میتواند وتو شود . قوه قضائیه هم مستقل است که در بسیاری از پرونده ها حرف آخر را میزند و میتواند با برخی از بازداشتها مملکت را فلج نماید . در مواردی نیز سیستم اطلاعات کشور است که در نهایت حرف آخر را میزند…

                                                                     مهندس لطف الله میثمی

 


نقد و نظر () | ۱۳۸۳/٥/٢٤ - هرمز ممیزی |لينک به نوشته

بذر انديشه آزادی ۱۷۸

قدرت دشمن هميشگی آزادی بوده و جزميت دشمن دائمی مدارا.

                                                                              لرد آکتون


نقد و نظر () | ۱۳۸۳/٥/٢۳ - هرمز ممیزی |لينک به نوشته

عشق

عشق به وطن معنائی نخواهد داشت مگر آنکه شهروندان بتوانند حضور زنده آن را در ميان خويش احساس کنند.

                                                                     جفرسون


نقد و نظر () | ۱۳۸۳/٥/٢٢ - هرمز ممیزی |لينک به نوشته

بذر انديشه آزادی۱۷۷

مقصود از آزادی سياسی،آزادی نامحدود نيست که ما آنچه که ميل داريم انجام دهيم.

                                                                                            مونتسکيو


نقد و نظر () | ۱۳۸۳/٥/٢۱ - هرمز ممیزی |لينک به نوشته

بذر انديشه آزادی ۱۷۶

مستبدين در درون خويش جائی برای موقعيتهای ميانه و عملکرد در زمينه های پيچيده و مبهم که تقريبا کليه فعاليتهای انسان در آن حوزه صورت ميگيرد ندارند.

                                                                                        وين داير


نقد و نظر () | ۱۳۸۳/٥/٢٠ - هرمز ممیزی |لينک به نوشته

بخش نخست را در آرشيو ۲۰/۳/۸۳ملاحظه فرمائيد

رژیم حقوقی دریای خزر را به شیوه پست مدرنیسم حل کنیم (2)

 

شتاب فزاینده قیمتهای نفت در جهان بیش از پیش نگاهها را به سوی خاور میانه و به ویژه ایران متوجه ساخته تا اندک غفلتی را بهانه ساخته و میهن عزیز ما را آماج  حملات خویش قرار دهند . بهره برداری هر چه سریعتر از منابع عظیم نفتی دریای مازندران میتواند پاسخی منطقی به این خواست جهانی و به منزله جان پناهی در برابر تقاضای توام با تهدید دیگران باشد.اما چگونه ؟

سفر آقای خاتمی به جمهوری آذربایجان هر چند دیر هنگام ولی بسیار ضروری بود اینک بنظر میرسد الف – بمنظور تحقق هر چه سریعتر وعده های ایشان باید مذاکره با کشور ارمنستان و جمهوری آذربایجان پیرامون حذف مرزهای موجود میان هر سه کشور ما( بعنوان تنها راه برای پایان بخشیدن به اختلافات اذری- ارمنی)آغاز شود. ب- مذاکره با ترکمنستان و آذربایجان پیرامون انعقاد قراردادی نفتی برای بهره برداری از منابع دریای مازندران براساس سرمایه گذاری و به نسبت خرید سهام از سوی بخش خصوصی و  تعاونی و دولتی و نه مرزهای نامشخص کف دریا که شاید هرگز مورد توافق سه دولت قرار نگیرد، باید در اسرع وقت آغاز گردد . چنانچه مباشرت در اجرای کار و بهره برداری بیکی از سه کشور واگذار شود از نظر کمک به حفظ محیط زیست ارجحیت داشته وآلودگی نفتی بمراتب کمتری وارد آبهای دریای مازندران  خواهد شد . 

 


نقد و نظر () | ۱۳۸۳/٥/۱٩ - هرمز ممیزی |لينک به نوشته

بذر انديشه آزادی ۱۷۵

آزادی يعنی مشارکت در امور همگانی و راه يافتن به قلمرو عام.

                                                                             آرنت


نقد و نظر () | ۱۳۸۳/٥/۱۸ - هرمز ممیزی |لينک به نوشته

بذر انديشه آزادی ۱۷۴

آزادی ما از نقطه ای شروع ميشود که آزادی قدرتمندان خاتمه يابد.

  

                                                                           ويکتور هوگو

بمناسبت روز زن از دوستان عزيزم تمنا ميکنم مقاله ؛مغضوبين حوزه و مصوبات اخير شورای نگهبان ؛را در آرشيو ۲۹ شهريور۸۲ ملاحظه فرمايند.


نقد و نظر () | ۱۳۸۳/٥/۱٧ - هرمز ممیزی |لينک به نوشته

بذر انديشه آزادی ۱۷۳

درس تاريخ

 

در متن قانون اساسي بسياري از كشورهاي جهان و از آنجمله در اصل 114 قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران محدوديت حداكثر دو بار انتخاب پياپي رئيس جمهور قيد گرديده است. اين محدوديت زماني براي حكومت يك نفر بر كل جامعه امري اتفاقي و حسب سليقه شخصي افراد نيست بلكه ملل عالم به تجربه آموخته اند كه جوامع بشري تحمل اطاعت و اداره خويش را براي مدت طولاني توسط يك چهره واحد و مشخص ندارند. كشف اين تجربه تاريخي سبب عمده گنجانيدن اصل حقوقي مذكور در قوانين اساسي كشورها در جهان امروز است. نسل حاضر در كشور ما نيز بخاطر مي آورد كه طي سه دهه سلطنت محمد رضا شاه شاهد سه بار قيام عمومي ، بار اول بين سالهاي 29 تا 32 ، بار دوم بين سالهاي 39 تا 42 و بار سوم در سالهاي 56 و 57 عليه او بوده است. آن توصيه حقوقي و اين تجربه ملموس شخص مرا بر آن داشت يكبار ديگر تاريخ كشورم را با نگاهي تازه مرور كنم كه جدول صفحه بعد حاصل اين مرور مجدد است :

با وجودي كه سلاطين همواره از بيشترين حد حفاظت ، حراست و امنيت شخصي و مراقبتهاي دقيق پزشكي و بهداشتي و تغذيه عالي در زمان خويش برخوردار بوده اند ولي بسادگي مشاهده مي كنيم كه ميانگين عمر سلطنت مادام العمر و موروثي هر يك از آنان در تاريخ مدون ايران حتي به 11 سال  نمي رسد بطوريكه طي 2591 سال 242 نفر بر مردم ايران حكومت كرده اند و به شهادت سطر سطر تاريخ هر سلطاني كه خواسته مدت طولاني تري حكومت نمايد با نيت حذف رقيب يا پدرش را كشته يا پسرش را كور كرده و يا نسبت به ساير بزرگان و نخبگان ميهن مرتكب جفا و جنايت شده است. نتيجه اينكه تجاوز از حدود طبيعي و قابل تحمل دوران حكومت همواره به قيمت خون هزاران انسان از خود حكومتگران و نزديكان آنها گرفته تا مردم عادي كوچه و بازار تمام شده است.

 

 

 

” جدول سلاطين از سال 612 ق.م تا 1979 ميلادي = 1357 خورشيدي “

رديف

سلسله ها

تعداد پادشاه

رديف

سلسله ها

تعداد پادشاه

1

مادها

5

15

سلجوقيان

9

2

هخامنشان

11

16

خوارزمشاهيان

7

3

سلوكيان

4

17

مغولان

4

4

اشكانيان

29

18

ايلخانان

9

5

ساسانيان

26

19

ملوك طوايف

10

6

خلفاي راشدين

3

20

تيموريان

8

7

خلفاي اموي

14

21

قره قويونلو

9

8

خلفاي عباسي

13

22

آق قويونلو

9

9

طاهريان

5

23

صفويان

11

10

صفاريان

3

24

افشاريه

5

11

سامانيان

10

25

زنديه

4

12

زياران

6

26

قاجار

7

13

ديلميان

7

27

پهلوي

2

14

غزنويان

16

-

جمع

242 پادشاه


نقد و نظر () | ۱۳۸۳/٥/۱٤ - هرمز ممیزی |لينک به نوشته

اخراج افغانها ضديت با جهانی شدن است

غروب در نفس گرم جاده خواهم رفت

پیاده آمده بودم    ،  پیاده خواهم رفت

طلسم غربتم  امشب شکسته خواهد شد

و سفره ام که تهی بود بسته خواهد شد

ودر حوالی شبهای عید ، همسایه

صدای گریه نخواهی شنید همسایه

همان غریبه که قلک نداشت خواهد رفت

و کودکی که عروسک نداشت خواهد رفت

منم تمام افق را به رنج گردیده

منم که هر که مرا دیده ، در گذر دیده

منم که نانی اگر داشتم ز آجر بود

وسفره ام- که نبود- از گرسنگی پر بود

به هر چه آینه تصویری از شکست منست

بسنگ سنگ بناها نشان دست  من است

اگر بلطف و اگرقهر می شناسندم

تمام مردم این شهر  می شناسندم

من ایستادم اگر پشت آسمان خم شد

نماز خواندم اگر شهر ابن ملجم شد

طلسم غربتم امشب شکسته خواهد شد

وسفره ام- که تهی بود- بسته خواهد شد

غروب در نفس گرم جاده خواهم رفت

پیاده آمده بودم  پیاده  خواهم   رفت

چگونه باز نگردم که سنگرم آنجاست

چگونه؟ آه مزار برادرم   آنجاست

چگونه باز نگردم که مسجد و محراب

و تیغ منتظر بوسه بر سرم آنجاست

اقامه بود و اذان بود آنچه اینجا بود

قیام بستن و  الله اکبرم  آنجا است

شکسته بالیم اینجا، شکست طاقت نیست

کرانه ای که در آن خوب میپرم آنجاست

مگیر خرده که یک پا و یک عصا دارم

مگیر خرده که آن پای دیگرم آنجاست

شکسته میگذرم امشب از کنار شما

و شرمسارم از الطاف بیشمار شما

من از سکوت شب سردتان خبر دارم

شهید داده ام از دردتان خبر دارم

اگر چه مزرع ما دانه های جو هم داشت

و چند بوته مستوجب درو  هم داشت

اگر چه تلخ شد آرامش همیشه تان

اگر چه کودک من سنگ زد به شیشه تان

اگر چه سیبی از این شاخه ناگهان گم شد

و مایه نگرانی برای مردم شد

اگر چه متهم جرم مستند بودم

اگر چه لایق سنگینی لحد بودم

دم سفر مپسندید نا امید مرا

-ولو دروغ- عزیزان بحل کنید مرا

به این امام قسم چیز دیگری نبرم

به غیر خاک حرم چیز دیگری نبرم

خدا زیاد کند اجر دین و دنیاتان

و مستجاب شود باقی دعاهاتان

همیشه قلک فرزندهایتان پر باد

و نان دشمنتان – هرکه هست- آجرباد

 

مشهد مقدس – محمد کاظم کاظمی

              •  


نقد و نظر () | ۱۳۸۳/٥/۱۳ - هرمز ممیزی |لينک به نوشته

نقل از وبلاگ دوست ارزشمندم احمد

دوشنبه، 5 مرداد، 1383
من يک مستبدم

سالها است که در فراغ فضای آزادگی ميسوزيم.شهيدان راه آزادی را تقدیس می کنيم.مبارزات آزادي خواهان عالم را تحليل ميکنيم تا چراغی برای آينده بيافروزيم. چه دشنامها که نثار مستبدان نميکنيم. هر روز کلامی تامل برانگیز در مقالات سیاسی و اجتماعی می خوانیم.زندانبان به هر روز به بند کشيده شدن مخالفی را تجربه ميکند. چه سينه ها که در راه آزادی شکافته نمی شود.

اما من بر این باورم که
در عدم دستیابی به آزادی دیکتاتور کمترین گناه را مرتکب میشود. او نیست که مانع اصلی به حساب می آید. او یکی از خود ماست. همان ژنی را با خود دارد که من و تو حامل آنیم. آموزه هایش را در جامعه ی من آموخته است.مشکل جای دیگری است و آن مستبدان کوچک درون خانه ها و سازمانها و اجتماع میباشند. ما خود مستبدانی کوچکیم



هنوز حکم مدیریتم خشک نشده خود را حاکم بر سرنوشت زیردست می پندارم و امر و نهی میکنم. تنها یک گوینده هستم .گویا خداوند گوش برایم نیافریده است.
راننده اتوبوس سیگاری روشن میکند و کسی دم برنمیآورد که او بر خودرو حاکم است. بقال محل به هنگام توزیع مایحتاج کوپنی و سوبسیدی فریاد کشان حس پادشاهی خود را به رخ در صف ایستادگان میکشد. ارباب رجوع بایستی دست به سینه بایستد تا کارمند مستبدانه پاسخش دهد. استاد دانشجو سرايه دار هنرمند و . . . مستبدانی کوچکند

هر يک از زوجين تلاش دارد تا بر ديگری تسلط يابد. من همسرم را نمی شنوم. اگر بر او فايق آيم مورد تشويق دوستان و آشنايان خواهم بود. همه برایم هورا می کشند و اگر نه ملامت میشوم

تحمل شنيدن عقيده مخالف را ندارم. اگر او را نفروشم دست کم متهم به خيانتش می کنم. مجری تلویزیون به اصطلاح راه آزادی طرفدار عقیده دیگر را چه کودکانه به سخره گرفته و با هم کیشان خود میخندند.

بت بزرگ را که شکستیم سرافرازانه از هر ذره اش بتهای متعددی می سازیم. ما بت سازان بی نظیر تاریخیم. گویا بدون دیکتاتور خواب به چشمانمان نمیآید. چقدر دلتنگ شدم وقتی دوستی راه ثبات عراق را حضور صدام می دانست. عراق دموکراتیک نخواهد شد همانطور که ترکیه و پاکستان نشدند. ایران نیز چنین است. از آزادی گریزانیم. نواخت چوب استبداد برایمان خوش میآید.
مردمانی که هر یک مستبدانی کوچک اند و بت سازانی قهار بزرگترین مانع تحقق آزادیند. دیکتاتورها را متهم نکنید. من و تو متهمیم.باور کنيد ما خود مستبدانی کوچکيم. بياييد ابتدا با خود مبارزه کنيم. در مذمت خودکامگی خودمان شعر بسراییم.


نقد و نظر () | ۱۳۸۳/٥/۱٢ - هرمز ممیزی |لينک به نوشته

بذر انديشه آزادی ۱۷۲

غايت قانون از بين بردن يا تحديد آزادی نيست بلکه محافظت و توسعه آنست.

                                                                                          جان لاک


نقد و نظر () | ۱۳۸۳/٥/۱۱ - هرمز ممیزی |لينک به نوشته

بذر انديشه آزادی ۱۷۱

استبداد بدون وجود تعداد کافی ديکتاتور در ميان مردم که بندهای لازم تسلط( زنجيرهای استبداد- اطاعت) را از طرف يک فرمانروا يا فرمانروايان سياسی برای حکومت بر مردم مهيا سازد امکان پذير نيست.                                         وين داير


نقد و نظر () | ۱۳۸۳/٥/۱٠ - هرمز ممیزی |لينک به نوشته

طعنه

 

لاله وش روئيدی ودر کنج دل باغم زدی

لاله روبا سرخی عشقت چنين داغم زدی

در نگاهت رنگ گلگون می گل کرده است

جرعه اي ازاين مي گلگـون تو بر جامم زدی

 

از چراغي سبز ميرفتـم روان تا خانه ام

 

با چراغ سرخ چشـــــمانت چنين راهم زدی

 

قصه غارتـــگر عشق قديمي خوانده اي؟

 

راز آن آتـــش كه شب بر خرمن جانم زدی

 

چــون پرستوآشيان برطاق ايوان كرده ای

 

تــــاج عشقي آتشين بر گوشـه بامم زدی

 

گفتـه بودم عاشقانه من نميگويم دگر  

           

يك غـزل با سرخي گل را ز گلدانـم زدی

 

بشـنو از ني وز جدائيهاي او در مثنوی

 

نغمه ها بر ربع و اطــلال دل زارم زدی

 

ميدويدم مست طاووست بگيرم بر دو دست

 

مسـت طاووست بنازم طعنــه بر پايم زدي

 


نقد و نظر () | ۱۳۸۳/٥/۸ - هرمز ممیزی |لينک به نوشته

رابطه وسائل سياسی با اهداف اقتصادی

هيچ فکری منسوخ تر و بيفايده تر و خطرناک تر از فکر استفاده از وسايل سياسی برای رهانيدن بشر از چنگال فقر نيست.

                                                                                بانو هانا آرنت


نقد و نظر () | ۱۳۸۳/٥/٧ - هرمز ممیزی |لينک به نوشته

مژده

با تشکر از دوست دیرین و اندیشمندم دکتر نظام الدین قهاری که بخش اصلی آگاهیهای سیاسی من مرهون کوششهای بی دریغ ایشان طی نیم قرن اخیر است  وعده همراهی و همکاری خود را در تاسیس مکتب فلسفی مستقل ایرانی همراه جزواتی از کشور امریکا ارسال فرموده ا ند که اینک بخشهائی از نظرات ایشان را به آگاهی دوستان عزیزم میرسانم :"مسلما تدوین یک دستگاه فلسفی جامع که کلیه مسائل سیاسی ، اجتماعی، فکری و فرهنگی ایران را بطور مبسوط در بر گرفته باشد کار یک نفر یا چند نفر محدود نیست ، به جمع نامحدودی از دانش پژوهان نیاز است که صرفنظر از آمادگی داشتن برای فلسفی اندیشیدن اطلاع نسبتا جامعی از تاریخ فلسفه ، تکامل آن و مکاتب مختلف فلسفی و تفکرات اندیشمندان مختلف جهان داشته باشند و هدف نهائی را همیشه در نظر داشته باشند که همواره در راستای تدوین دستگاه منظم فلسفی مستقل گام برمیدارند و بدانند که لازمه وصول به یقین و درست اندیشی ، عبور از مرحله شک و باز بینی تمامی عقائد و باورها و جهان شناسیها و ایده ئولوژیها و نظرات گذشته این سرزمین است . بالطبع باید پذیرفت که نظرات موافق و مخالف فراوانی ارائه میگردد که باید با تساهل و تحمل همه آنها را گفت وشنود کرد. باید پذیرفت که هنوز بسیاری از مطالب فلسفی ، علمی، معرفتی هست که ناشناخته و مجهول باقی مانده است و هنوز ذره ناجیزی از علم کائنات یا به کلام قران علم الهی کشف نشده است . هر اندیشمندی باید وظیفه خود بداند در کشف نا گشوده ها و نا شکفته های خردمندان در حد توان خود کوشا باشد.هنوز بشر میان اندیشیدن درست یا نادرست سرگردان است . ما که قرنها است اندیشیدن خردمندانه و فلسفی را ترک گفته ایم و تنها در معدود کتابها و تالیفات فلاسفه غرب و یا شرق به منظور کشف حقیقت به جستجو پرداخته ایم سرگردانیمان بیشتر و گمراهی مان اشکار تر است ..پس باید ابتدا اندیشمندان به خرد ورزی و تفکر دائم بپردازند و ماحصل اندیشه های خود را در معرض دید و شنید علاقمندان قرار دهند ."

با آرزوی چاپ هر چه سریع تر کتاب ایشان با عنوان(لزوم گرایش به معرفت شناسی خردمندانه)

 


نقد و نظر () | ۱۳۸۳/٥/٧ - هرمز ممیزی |لينک به نوشته

مکتب فکری ايران

مخالفت قاصدک با بعضی از حرفهای من يشنهاد بسيار دقيق هستی برای ابياری مطلب با خرد جمعی و اينکه سميرا سياست را عامل تخريب مغز قلمدادنموده آرتميس نيز گوشزد کرده انديشه وقتی پا ميگيرد که به مرحله پخته شدن برسد هادی نيز توليد و تزريق انديشه را سبب بهروزی جامعه دانسته دوست جديدم مهندس عظيمی وعده همکاری در زمينه مسائل اجتماعی را داده و دوستان عزيزتر از جانم نيما هادی احمد و مجيد امير رفوزه عطائی زيبا امجد و پسر خوبم پيمان مرا بر ان داشت تا از دوست گرامی و پيشنهاد دهنده اصلی اسد عزيز تقاضا کنم مسئوليت ارگانيزم و تعيين اولويتها ی بحث و تماس با علاقمندان تاسيس يک مکتب فکری نظير مکاتب فکری پاريس پراگ و فرانکفورت را که ماهيتی فرهنگی داشته و بما بياموزد چگونه ميتوان ايرانی انديشيد و جهانی عمل کرد و يا برعکس جهانی انديشيد و ايرانی عمل کرد و يا شايد هر دوی اين تفکرات را به کناری نهاد و راه سومی در پيش گرفت به بحث بگذاريم . 


نقد و نظر () | ۱۳۸۳/٥/٦ - هرمز ممیزی |لينک به نوشته

 

جوانان و دوستان عزيزم سلام

در قبال ۱۷۰ بذر انديشه که تا امروز تقديمتان نموده ام سئوالات زيادی از ناحيه شما جوانان عزيز مطرح شده که اعتراف ميکنم من هنوز موفق به پاسخگوئی بسياری از انها از زبان فلاسفه و انديشمندان جهان نشده ام . يک واقعيت دردناک اينست که آخرين فيلسوف و انديشمند ايرانی(ملاصدرا) چهارصد سال پيش چشم از جهان فرو بسته و از آن زمان تا بحال در حاليکه جهانيان با سرعتی باور نکردنی رو به توسعه و پيشرفت و گره گشائی امور در همه زمينه های فکری و سياسی و هنری و علمی و صنعتی بوده اند اما متاسفانه فقط به دليل تشديد استبداد ما با زوال و فقر انديشه بطور کامل روبرو بوده ايم و در تمام اين چهار قرن حتی يک متفکر و انديشمند که بتوانيم به بشريت عرضه کنيم نداشته ايم آنچه در اين وانفسا به ذهن ضعيف من خطور کرده اين است که خلا بزرگ موجود در ايران را ناچار بايد با انديشه بزرگان ساير ملل پرطرف کرد و به اميد وياری خداوند به اين شيوه ادامه خواهم داد البته در اين راه به کمک و همفکری و حتی سئوالات بی پاسخ مانده تک تک شما عزيزانم نيازمندم . سعی ميکنم برای سئوالات متعدد امروزتان نيز پاسخ های منطقی و مستدل بيابم و تقديمتان کنم. فقط دعايم کنيد.


نقد و نظر () | ۱۳۸۳/٥/٥ - هرمز ممیزی |لينک به نوشته

بذر انديشه آزادی ۱۷۰

ترقی در جهت آزادی سازمان يافته و مطمئن خصلت بارز تاريخ جديد است .

                                                                               لرد آکتون


نقد و نظر () | ۱۳۸۳/٥/٥ - هرمز ممیزی |لينک به نوشته

بذر انديشه آزادی۱۶۹

بدون انتخابات عمومی بدون آزادی نامحدود مطبوعات و اجتماعات بدون برخورد آزادعقائد و افکار  زندگی از همه نهاد های همگانی رخت بر ميبنددو فقط ظاهری از حيات ميماند که تنها عنصر فعال در آن ديوانسالاری است.

                                                                  رزا لوگزامبورگ


نقد و نظر () | ۱۳۸۳/٥/٤ - هرمز ممیزی |لينک به نوشته

بذر انديشه آزادی ۱۶۸

آنچه آدميان را از پير و برنا به تحمل بار زندگی توانا ميکند همانا زيستن در دولتشهر است يعنی فضائی آزاد برای کردار و گفتار که جلال زندگی است.

                                                                             ته سه ئوس

                                                                        بنيانگذار و سخنگوی آتن


نقد و نظر () | ۱۳۸۳/٥/۳ - هرمز ممیزی |لينک به نوشته

آرمانشهر

 

 

آرمانشهر من ايران بزرگي است ،

كه گر روي زمين نيست ،

كه نيست ،

مرد و مردانه اجازت بدهيد ،

لااقل

لابلاي ورق دفتر كار ،

عرش اين عرشه پرشعر و لبالب زشرابم سازم ،

مشكنيد اين قدح آبي راز

مشتابيد در اين پرده ساز ،

ساز من ، راز من و راز تو و راز كسان ،

ناكسان حمله برآرند به مضراب كسان ،

بگذاريد در اين زمزمه بحر تفكرمانم ،

بگذاريد كه تاريخ وطن را خوانم

مزن آن ضربه به مغزم ،

مربائيد تنم ،

مسپريدم به رگ تير بلا،

مزنيد آن همه شلاق جفا ،

متپانيد از آن كهنه كه بر ناي [1] وزيران رفته ،

مبريد آن رگ دستم ، مزنيد آن رگ پاي[2] ،

منشانيد در آن قلعه [3] دور از همه جاي

كه در آن قلعه كشند ،

فاطمي ، سامي و صد چهره چو اين

چهره وران ، ناموران ،

آرمانشهر من از صدق مصدق سرشار

آرمانشهر من از كذب مكذب تبدار

آمانشهر من آن جاست كه حق پيروز است

آرمانشهر من آن جاست كه شب چون روز است

آرمانشهر مرا سجده كنيد.

تا به نيل غم [4] واندوه نگرديد غریق !



[1] اشاره به نحوه قتل قائم مقام

[2] اشاره به نحوه قتل اميركبير

[3] اشاره به روستاي احمد آباد

[4] اشاره به آيات 90 و 91 سوره يونس در باب ستم فرعون و ظلم سپاهش بربني اسرائيل و تعقيب آنان و فرارسيدن لحظه غرق فرعون در نيل و در آن حال از بيم ايمان آوردنش و خطاب حق به وي كه اكنون قصد داري ايمان آوري كه عذاب ما را ديدي و پيش از اين در تمام ايام زندگي از تبهكاران بودي .


نقد و نظر () | ۱۳۸۳/٥/۱ - هرمز ممیزی |لينک به نوشته

بذر انديشه آزادی ۱۶۷

فقط انسان آزاد مسئول است انسانی که اختيار دارد  تعهد و مسئوليت دارد.

                                                                             دکتر علی شريعتی


نقد و نظر () | ۱۳۸۳/٥/۱ - هرمز ممیزی |لينک به نوشته