مقالات سياسي و اجتماعي
صفحه نخست   ::   آرشيو  ::   تماس با من   
 
عالم پير دگرباره جوان خواهد شد!

  

نفس باد صبا مشک فشان خواهد شد     

عالم پیر دگر باره جوان خواهد شد       

ارغوان جام عقیقی به سمن خواهد داد   

چشم نرگس بشقایق نگران خواهد شد    

این تطاول که کشید از غم هجران بلبل   

تا سرا پرده گل نعره زنان خواهد شد    

گر زمسجد به خرابات شدم خرده مگیر 

مجلس وعظ دراز است وزمان خواهد شد

ای دل ار عشرت امروز به فردا فکنی   

مایه نقد بقا را که ضمان خواهد شد ؟    

گل عزیز است غنیمت شمرید ش صحبت

که بباغ آمد ا زین راه وازآن خواهد شد  

مطربا مجلس انس است غزلخوان وسرود

چند گویی که چنین رفت وجنان خواهد شد

حافظ از بهر توآمد سوی اقلیم وجود      

قدمی نه به وداعش که روان خواهد شد

 


نقد و نظر () | ۱۳۸۳/۱٢/۳٠ - هرمز ممیزی |لينک به نوشته

بذر انديشه آزادی ۲۹۸

نهادها و شيوه های دموکراتيک ميتوانند با نهادها و شيوه های غير دموکراتيک و گاه ماقبل دموکراتيک همزيستی داشته باشند . از اين رو دموکراتيک شدن همواره و همه جا فرايندی پايان ناپذير است .

                                                              ديويد بيتام


نقد و نظر () | ۱۳۸۳/۱٢/٢٩ - هرمز ممیزی |لينک به نوشته

بذر انديشه آزادی ۲۹۷

دموکراسی واژه ای کمتر تحسين انگيز و بيشتر حاکی از عقل سليم است.

                                                                               هانتيگتون


نقد و نظر () | ۱۳۸۳/۱٢/٢۸ - هرمز ممیزی |لينک به نوشته

بذر انديشه آزادی ۲۹۶

          

          به آزادی است از خرد هر کسی .

                                                        فردوسی


نقد و نظر () | ۱۳۸۳/۱٢/٢٧ - هرمز ممیزی |لينک به نوشته

زآهنگری هم گری مانده باقی!

     عدم حضور در انتخابات به ضرر جمهوريت نظام است.

                                                                   مهدی کروبی


نقد و نظر () | ۱۳۸۳/۱٢/٢٦ - هرمز ممیزی |لينک به نوشته

بذر انديشه آزادی ۲۹۵

     رشد دانش محصول آزادی است.

                                                  کارل پوپر 


نقد و نظر () | ۱۳۸۳/۱٢/٢٥ - هرمز ممیزی |لينک به نوشته

بذر انديشه آزادی ۲۹۴

   به سرو گفت يکی ميوه ای نمی آری

   جواب داد که آزادگان  تهی دستند !

                                                    سعدی 


نقد و نظر () | ۱۳۸۳/۱٢/٢۳ - هرمز ممیزی |لينک به نوشته

بذر انديشه آزادی ۲۹۳

عبده و مفهوم وطن

وطن در لغت بدون استثناء به معنی جايگاه زيست و مترادف با مسکن است..ولی اين لغت نزد اهل سياست به معنای جايی ست که هرکس به آن بازخوانده می شود و در آنجه حقش محفوظ است و خود و خويشاوندان و اموالش ايمن اند.لابرويير فيلسوف فرانسوی گفته است:وطن بی آزادی وجود ندارد! وطن به معنای درست با نظام ستمگری سازگار نيست....آزادی عبارت است از حق اجرای وظايف معلوم؛ اگر آزادی نباشد؛ وطن هم نيست زيرا حقی وجود ندارد.وجود وظايف سياسی متضمن وجود حق و وظيفه است و حق و وظيفه؛ شعار همه وطن پرستانی ست که جان و مال خود را در راه وطن فدا می کنند و حق و وظيفه را از دوست و خويشاوند برتر می نهند.عشق به وطن نزد مردم گرانمايه به بالاترين پايه پرستش و شوق می رسد...ولی زيستگاهی که ساکنانش هيچ حقی نداشته باشند و جان و مالشان در آن ايمن نباشد؛ جايگاه مردم عاجزی ست که راه به جایی ديگر ندارند.چنين وطنی اگر بزرگتر شود بر آسودگی مردمش چيزی نمی افزايد و اگر خردتر شود زندگی مردمش از آنچه هست بدتر نمی شود.باز لابرويير گفته است:  اگر من در وطنم اندوهگين و زبونم ؛ چه سود که وطنم بزرگ و نيرومند است!...نقل از وبلاگ سفر به فراسو


نقد و نظر () | ۱۳۸۳/۱٢/٢۳ - هرمز ممیزی |لينک به نوشته

بذر انديشه آزادی ۲۹۲

     کيست مولی؟ آنکه او شادت کند

      همچو سرو و سوسن آزادت کند

                                                 مولوی


نقد و نظر () | ۱۳۸۳/۱٢/٢٢ - هرمز ممیزی |لينک به نوشته

بذر انديشه آزادی ۲۹۱

خوی بد اندر ره آزادگی

قيد دو دست و غل بر گردنست

                        ناصر خسرو


نقد و نظر () | ۱۳۸۳/۱٢/٢۱ - هرمز ممیزی |لينک به نوشته

بذر انديشه آزادی ۲۹۰

ميازار کس را که آزاد مرد      سر اندر نيارد به آزار مرد

                                                           فردوسی


نقد و نظر () | ۱۳۸۳/۱٢/٢٠ - هرمز ممیزی |لينک به نوشته

بذر انديشه آزادی ۲۸۹

   هيچ دانی از چه باشد قيمت آزاد مرد؟

   بر سر خوان لئيمان دست کوته کردنست

                                          سنائی


نقد و نظر () | ۱۳۸۳/۱٢/۱٩ - هرمز ممیزی |لينک به نوشته

مقام و حقوق زن

مقام و حقوق زن  

سابقا در بخش اعظم جهان فعالیت سیاسی برای زنان امری نا پسند تلقی میشد در انقلاب فرانسه فهرستهای شکایات و تظلمات تقدیم شده به شاه در بردارنده تقاضاهائی برای برابری قانونی میان زنان و مردان از جمله اصلاح قوانین ازدواج بود ، با اینهمه روبسپیر رهبر انقلابی هنگامیکه همه سازمانهای متعلق به زنان را تعطیل و گرد همائی بیش از پنج زن را ممنوع کرد به پیشرفت حقوق زنان روندی معکوس بخشید. پس از انقلاب فرانسه نیز  با وضع "قانون ناپلئونی" وضعیت حقوق زنان دچار پسرفت شد و زنان فاقد هرگونه صلاحیت قانونی شناخته شدند . در انگلستان نیز پس از تاسیس "اتحادیه اجتماعی و سیاسی زنان"1903 م بازداشتهای گسترده زنان صورت گرفت و چون زنان زندانی دست به اعتصاب غذا زدند مقامات زندان بزور به انها غذا خوراندند . فعالیت سیاسی زنان در امریکا نیز توام با فعالیت انان برای لغو برده داری در سال 1848م اغاز شد و در سال 1865م زنان به صف طرفداران اصلاحیه قانون اساسی در مورد اعطای حق رای به بردگان پیشین پیوستند ولی گفتنی است که در اصلاحیه های چهاردهم و پانزدهم قانون اساسی ایالات متحده حق شهروندی و حق رای دادن برای بردگان ذکور ازاد شده تضمین گردید اما زنان مستثنی بودند.زنان در سراسر دنیااز پای ننشستند و مبارزات انان باعث شد که ابتدا پایشان به مجالس قانونگذاری و انگاه وزارت و نهایتا دستیابی به مهمترین مقام کشور خود (نخست وزیری یا ریاست جمهوری ) برسند . مشهورترین زنانیکه تا بحال به چنین مقاماتی در دنیای امروز دست یافته اند عبارتند از : مارگارت تاچر در انگلستان، ویگدیس فینبو در ایسلند، گروهارلمدر نروژ، کیم کبل در کانادا ، ویولتا جامورو در نیکاراگوئه ، ایندیرا گاندی در هندوستان، گلدا مایر در اسرائیل، بینظیر بوتو در پاکستان و تنسوچیلر در ترکیه .اما در ایران

نظامی گنجوی گوید: زن افکندن نباشد مرد رائی/خود افکن باش اگر مردی نمائی. مولانا نیز در مثنوی معنوی میفرماید: گفت پیغمبر که زن برعاقلان/غالب اید سخت و بر صاحبدلان/باز بر زن جاهلان غالب شوند/زانکه ایشان تند و بس خیره سرند. بروایت شاهنامه فردوسی نیز پوراندخت ، دختر خسروپرویز ، فرزند هرمز،پسر انوشیروان ،پس از قتل پدر وپیش از آزرمیدخت به پادشاهی نشست،حکومت او هجده ماه و پادشاهی آذرمیدخت 4 ماه طول کشید و هر دو در تاریخ به لقب "دادگر" مفتخر گردیدند . پوراندخت که مفاتیح، لقب سعیده به او داده بیست و پنجمین شاه از شاهان ساسانی است . در ترجمه تاریخ طبری بلعمی نیز میخوانیم"پس چون پوراندخت ، دخت خسروپرویز بپادشاهی بنشست عدل و داد کرد و جور و ستم بر گرفت و گفت چون پادشاه دادگر بود ، کشور بتواند نگاه داشتن ، اگر مرد بود و اگر زن و من امید چنان دارم که شما عدل و عطا از من ببینید چنانکه از هیچ کس ندیده باشید و بفرمود که هر چه در ولایت بر مردم از روزگار پرویز بقایای خراج بمانده همه بیفکنند و آن دفترها بشستندو داد وعدل بگستراندند، چنانکه به هیچ روزگار ندیده بودند و آن چوب چلیپا که از روم آورده بودند و پرویز باز نداده بود ، آن را به ملک روم باز داد."

خداوند متعال در سوره حجرات آيه 13 ميفرمايد “اي مردم ما همه شما را از مرد و زني آفريديم و آنگاه شعبه هاي بسيار و فرق مختلف گردانيديم تا يكديگر را بشناسيد . بزرگترين شما نزد خدا با تقواترين مردم اند .”همين يك آيه براي تائيد كنوانسيون جهاني حقوق كودك و رفع تبعيض از حقوق زن و پذيرش كليه مواد اعلاميه جهاني حقوق بشر كفايت ميكند اگر رساله هاي حوزه بگذارند.اما وقتي رساله ها را ورق ميزنيم ميبينيم چهار گروه از اين قاعده كلي پروردگارمثتثني شده اند كه به ترتيب عبارتند از برده و كافر وكودك و زن .البته با نگاهي واقعبينانه ، و تا حدودي عادلانه ،برده را اربابش ميتوانست آزاد كند،كافر هم ميتوانست با گرايش به دين مبين از عقوبت علما،خودش را برهاند ،كودك هم اگربختش بلند بود و از دست اجدادپدري جان سالم بدر ميبرد بالاخره بسن بلوغ ميرسيد و اتوماتيك مان محظوراتش بر طرف ميشد .در اين ميان تنها زنان هستند كه نمي توانند جنسيت خود را تغيير دهند در نتيجه فرو دستي آنها لاعلاج وابدي و وضعيت اجتماعي شان از همه وخيم تر مانده است. به تعريف فقها ، جايگاه زن در جامعه و خانواده منوط به ايفاي نقش بعنوان كنيز،همسر،مادر،خواهر ويا دختر است و گرنه زن بخودي خود صاحب هيچ حقي نيست وگويا خداوند در رحمت واسعه خود اسراف فرموده .بعد از مرگ سلطان ايوب در سال 647ه.ق. جنگهاي صليبي با لوئي نهم پادشاه فرانسه ادامه داشت . در اين ماجرا ذكاوت و هوشياري كنيز سلطان موسوم به “شجر الدر”كه مرگ پادشاه را پنهان داشت و خود بنام او فراميني صادر كرد تا تورانشاه پسر ايوب از بين النهرين به مصر رسيد وتوانست لشكريان صليبي رامحاصره و مغلوب و اسير كند و لوئي با پس دادن آنچه بدست آورده بود و نيز پرداخت غرامت هنگفت جان خود و تعدادي از همراهانش را نجات داد و چون تورانشاه در جنگ ديگري خود نيز كشته شد مردم مصر“شجرالدر ”را به سلطنت نشاندند ولي حضرت خليفه بغداد،“المستعصم”كه خود در اين قضايا هيچ دخالتي نداشت ،با سلطنت يك زن مخالفت كرد آن هم زني كه سابقا از كنيزان حرم خودش بود و پيشكش براي سلطان مصر فرستاده بود .بنابر اين طي نامه اي به مماليك مصر نوشت “ اگر مردي در ميان شما نمانده كه بتوانيد به سلطنت منصوب كنيد ، به ما بگوئيد تا يكي برايتان بفرستيم .”

امروز ارتباط رعایت حقوق زن با دموکراسی  بر کسی پوشیده نیست و حقوق شهروندی به هر معنائی و در هر لحظه ای از زمان باید شامل حال زنان و مردان بصورتی برابر بشود به ویژه انکه زنان غالبا اخلاقی تر و آرامتر از مردان بوده و قادرند در ارام کردن خشونتهای مردانه که اغلب نقاط جهان را فرا گرفته با حضور خود در صحنه های تصمیم گیری سیاسی نقش افرینی کنند .

                                                            

 


نقد و نظر () | ۱۳۸۳/۱٢/۱٧ - هرمز ممیزی |لينک به نوشته

بذر انديشه آزادی ۲۸۸

مادر آزادگان کم آرد فرزند !       

                                              رودکی


نقد و نظر () | ۱۳۸۳/۱٢/۱٦ - هرمز ممیزی |لينک به نوشته

بذر انديشه ازادی ۲۸۷

     رسم است که مالکان تحرير     آزاد  کنند  بنده  پير

                                                            سعدی


نقد و نظر () | ۱۳۸۳/۱٢/۱٥ - هرمز ممیزی |لينک به نوشته

بذر انديشه آرادی ۲۸۶

بمرد از تهی دستی آزاد مرد         ز پهلوی مسکين شکم پر نکرد

                                                            سعدی


نقد و نظر () | ۱۳۸۳/۱٢/۱٤ - هرمز ممیزی |لينک به نوشته

بذر انديشه آزادی ۲۸۵

     نعمتی بهتر از آزادی نيست             بر چنين مائده کفران چه کنم

                                                                              خاقانی


نقد و نظر () | ۱۳۸۳/۱٢/۱٢ - هرمز ممیزی |لينک به نوشته

بذر انديشه آزادی ۲۸۴

     توآزادی و  هرگز  هيچ  آزاد          نتابد همچو  بنده  جور و بيداد

                                         ويس و رامين فخرالدين اسعد گرگانی


نقد و نظر () | ۱۳۸۳/۱٢/۱۱ - هرمز ممیزی |لينک به نوشته

بذر انديشه آزادی ۲۸۳

سيرت و کردار گر آزاده ای       بر سنن و سيرت احرار کن

                                                        ناصر خسرو


نقد و نظر () | ۱۳۸۳/۱٢/۱٠ - هرمز ممیزی |لينک به نوشته

مفهوم ترميدور

نقطه واگرد همه انقلابها زمانی آغاز ميشود که (حقوق بشر )به امتياز ويژه برای انقلابی نماها مبدل شود!


نقد و نظر () | ۱۳۸۳/۱٢/٩ - هرمز ممیزی |لينک به نوشته

بذر انديشه آزادی ۲۸۲

ويژگيهای نظام مند دمکراسی عبارتند از شفافيت / پاسخگويی و توزيع قدرت .

                                                             ديويد بيتام


نقد و نظر () | ۱۳۸۳/۱٢/۸ - هرمز ممیزی |لينک به نوشته

ارزش سکوت

"در کشور مسلمین سکوت ضامن بقای آدمی است..."عازم ایران شدم ، در اصفهان از من پرسیدند:

که من طرفدار گوسفند سفید هستم یا سیاه؟ گفتم اگر گوشت گوسفند ترد باشد برای من علی السويه است.                                                                                                                          

 چون در ان هنگام بین خاندانهای "قره قویونلو" و "آق قیونلو" یعنی گوسفند سیاه و گوسفند سفيد جنگ بود ، سخن من حمل بر توهین به هر دو قبیله شد و نزدیک بود بلائی بسرم بیاید. پولی دادم و خود را از شر گوسفندان خلاص کردم".                                                          

                                                                     ولتر

 


نقد و نظر () | ۱۳۸۳/۱٢/٦ - هرمز ممیزی |لينک به نوشته

دو پرسش و يک پيشنهاد

دو پرسش ويک پيشنهاد به دبیر شورایعالی امنیت ملی                                                                            

 

سال گذشته به دنبال وقوع زلزله دلخراش بم دبیر شورایعالی امنیت ملی طی مصاحبه با خبرنگاران سخن از انتقال پایتخت بمیان آورد که ظاهرا پس از آگاهی ایشان از زلزله خیز بودن همه جای ایران ادامه این سخن به فراموشی سپرده شد وپس از آن گستره مانور ایشان متوجه مذاکرات اتمی بویژه با سه دولت اروپای غربی یعنی انگلستان ، فرانسه و آلمان گردید که تا امروز بی نتیجه باقی مانده است. اکنون با وقوع زلزله در زرند کرمان دو پرسش در ذهن نگارنده نقش بسته که از جناب اقای روحانی انتظار پاسخ انرابعنوان یک شهروند پرسشگر دارم:                                                                                       

یکم – تولید برق از انرژی هسته ای، حق مسلم ایران است و هیچ ایرانی شرافتمندی تن به این خفت نخواهدداد که دیگران مانع تولید انرژی برق با فناوری هسته ای که متضمن کمترین آلودگی در محیط زیست میباشد، بشوند ولی چون تولید برق در هیچ کجای دنیا جزو وظائف شورایعالی امنیت ملی محسوب نیست،ایاحضور شما در مذاکرات هسته ای توجیه پذیر بوده یا اینکه قویا به ایجاد شبهه در نیات پنهانی ایران از فناوری هسته ای به منظور ساختن بمب اتم و نه برق اتمی دامن زده و امنیت کشور را آنهم بدست دبیرمحترم شورایعالی امنیت ملی به مخاطره انداخته است؟                                                         

دوم – از آنجا که مقاوم سازی روستا های کشور در برابر خطرات زلزله قطعا مورد تائید جنابعالی میباشدو ضمنا همه میدانیم که اینکار در توان اقتصادی روستائیان ایرانی نمیباشد و از سوی دیگر خسارات وتلفات دائمی زلزله حتی بمراتب بیش از یک حمله احتمالی اتمی از سوی یک دشمن فرضی بمردم مسلمان ایران صدمه زده و اگر فکری نشود در آینده نیز لطمه خواهد زد لذا من مسلمان وظیفه خود میدانم از حضرتعالی سئوال کنم آیا بهتر نیست همه هزینه های مربوط به تولید( آب سنگین) را با قید مورد مصرف آن (مقاوم سازی ساختمانهای روستائی در برابر زلزله) به وزارت دارائی برگشت فرما ئيد.

واما پيشنهاد ميکنم برای افزايش ضريب امنيت کشور در برابر تجاوز خارجی با تشکيل فدراسيونی از کشورهای ايرانی تبار که شرح مفصل آن در مقاله (رژيم حقوقی دريای خزر )آمده به آدرس زير :

                                     www.momayezi.com مراجعه فرمائيد

 

                                                           

 


نقد و نظر () | ۱۳۸۳/۱٢/٥ - هرمز ممیزی |لينک به نوشته

بذر انديشه آزادی ۲۸۱

در ذیل،  ترجمه فارسی (جدیدترین نسخه) بخشی از قوانین اساسی کشورها و اتحادیه اروپا که به صراحت از اعلامیه جهانی حقوق بشر و یا میثاق های  الحاقی آن نام میبرد، از نظر هموطنان عزیز میگذرد.

 

قانون اساسی اتحادیه اروپا (2004)

قسمت 2، ماده 61 ( اعلامیه ها: عنوان 1، ماده 1): « کرامت انسان غیر قابل تجاوز بوده، میبایستی مورد احترام و حفاظت قرار گیرد... کرامت شخص انسان نه فقط خود یک حق بنیادین است، بلکه مبنای واقعی حقوق بنیادین را تشکیل میدهد.  اعلامیه جهانی حقوق بشر 1948 کرامت انسان را در مقدمه اش بدین صورت تقدیس کرده است: از آنجا كه شناسائی حيثيت ذاتی كليه اعضای خانواده‌ بشری و حقوق يكسان و انتقال ‌ناپذير آنان اساس آزادی و عدالت و صلح را در جهان تشكيل می‌دهد»

 

قانون اساسی افغانستان (2004)

مقدمه: « با رعایت منشور ملل متحد و با احترام به اعلامیه جهانی حقوق بشر»

 

قانون اساسی آندورا (1993)

ماده 5: « در آندورا، اعلامیه جهانی حقوق بشرلازم الاجرا است.»

 

قانون اساسی آرژانتین (1998)

بخش 57، ماده 22: «...اعلامیه جهانی حقوق بشر..، میثاق بین المللی حقوق اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی، میثاق بین المللی حقوق مدنی و سیاسی و پروتکل مربوطه، قرارداد بین المللی جلوگیری از کشتار جمعی و مجازات آن، قرارداد بین المللی رفع هر نوع تبعیض نژادی، کنوانسیون بین المللی حذف کلیه اشکال تبعیض علیه زنان، کنوانسیون بین المللی ضد شکنجه و سایر مجازاتهای ظالمانه، غیر انسانی  یا تحقیر کننده و کنوانسیون حقوق کودک...بخش اول این قانون اساسی را لغو نمی کنند و میبایستی به عنوان حقوق و ضمانت های مکمل شناخته شوند.»   

 

قانون اساسی بلیز (1981)

ماده 10: « قانون اساسی میبایستی دارای یک بخش جامع در باره حقوق بشر و آزادی ها متناسب با میثاق حقوق مدنی و سیاسی و میثاق حقوق اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی سازمان ملل باشد.»

 

 قانون اساسی بنین (1990)

مقدمه: « ما مردم بنین مجددا پیوستگی خود را به اصول دموکراسی و حقوق بشر بصورتی که در منشور ملل متحد 1945 و اعلامیه جهانی حقوق بشر 1948 ... تعریف شده است، تائید می کنیم.  مواد این اسناد جز لاینفک این قانون اساسی و قوانین بنین بوده و ارزشی برتر از قوانین داخلی خواهند داشت.»

 

قانون اساسی بولیوی (2002)

ماده 6: « حقوق بنیادی و تامین های شخصی بر طبق اعلامیه جهانی حقوق بشر... تفسیر و اجرا خواهد شد. »  

 

قانون اساسی بوسنی و هرزگوین (1995)

مقدمه:«  احترام کامل به قوانین انساندوستانه بین المللی، اعلامیه جهانی حقوق بشر، میثاق بین المللی حقوق مدنی و سیاسی و میثاق بین المللی حقوق اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی، و اعلامیه حقوق انسانی اقلیت های  ملی، قومی، مذهبی و زبانی»

 

قانون اساسی بورکینا فاسو (1997)

مقدمه: « ما مردم بورکینا فاسو اعلامیه جهانی حقوق بشر 1948 و اسناد بین المللی برای حل مشکلات اقتصادی، سیاسی و اجتماعی و فرهنگی را تصدیق کرده و بر آنها صحه میگذاریم.»

 

قانون اساسی بروندی (1992)

مقدمه: « ما مردم بروندی پیوستگی خود را به حقوق اساسی انسان آنطور که از اعلامیه جهانی حقوق بشر 10 دسامبر 1948 و میثاق بین المللی حقوق انسان 16 دسامبر 1966... استنتاج میگردد، اعلام میداریم.»

 

قانون اساسی کامبوج (1999)

ماده 31: « .. با برسمیت شناختن و احترام به حقوق بشر بر طبق موازین منشور ملل متحد و اعلامیه جهانی حقوق بشر، میثاق ها و قراردادهای مربوط به حقوق بشر، و حقوق زنان و کودکان»

 

قانون اساسی کامرون (1972)

مقدمه: « با تائید دلبستگی به آزادی های بنیادین که در اعلامیه جهانی حقوق بشر، منشور ملل متحد...و کلیه میثاق های بین المللی تقدیس گردیده است»

 

قانون اساسی کیپ ورد (1992)

ماده 16(3): « استانداردهای قانون اساسی و حقوقی و هرگونه کاستی ها درباره حقوق بنیادین، بر مبنای اعلامیه جهانی حقوق بشر تفسیر خواهد شد.» 

 

قانون اساسی چاد (1996)

مقدمه: « ما مردم چاد دلبستگی خود را به اصول حقوق بشر بصورتیکه در منشور ملل متحد 1945 و اعلامیه جهانی حقوق بشر 1948...تعریف شده است، اعلام میداریم.»

 

قانون اساسی کومور (2001)

مقدمه: « ما مردم کومور پیوستگی خود را بطور قاطع به ...اصول و حقوق اساسی به صورتیکه در منشور سازمان ملل...اعلامیه جهانی حقوق بشر... و میثاق های بین المللی بویژه میثاق های مربوط به حقوق کودک و زن تعریف شده است، اعلام میداریم.»

 

قانون اساسی کنگو (1992)

مقدمه: « اصول اظهار شده و ضمانت گردیده  در منشور سازمان ملل 1945 و اعلامیه جهانی حقوق بشر 1948 جز لاینفک قانون اساسی کنونی اعلام میگردد.»

 

قانون اساسی ساحل عاج (2000)

مقدمه: « مردم ساحل عاج پیوستگی خود را به حقوق و آزادی ها بصورتی که در اعلامیه جهانی حقوق بشر 1948...تعریف شده است، اعلام میدارند.»

 

قانون اساسی گینه استوائی (1996 )

مقدمه: «... با تاکید قاطع بر آزادیهای عقیدتی که در اعلامیه جهانی حقوق بشر 1948 تقدیس شده است»

 

قانون اساسی اتیوپی (1994)

ماده 13(2): « حقوق و آزادی های بنیادین که در این قصل آمده است، طوری تفسیر خواهد شد که با اعلامیه جهانی حقوق بشر و میثاق های بین المللی حقوق بشر...مطابقت داشته باشد.»

 

قانون اساسی گابُن (1991 )

 مقدمه: « با تائید قاطع بر پیروی از حقوق بشر و آزادی های اساسی که در...اعلامیه جهانی حقوق بشر 1948 تقدیس گردیده»

 

قانون اساسی گرجستان (2004)

مقدمه: « شهروندان گرجستان که تصمیم قاطع دارند یک نظم اجتماعی دموکراتیک، آزادی اقتصادی و یک نظام اجتماعی مبتنی بر قانون بوجود آورند، اصول شناخته شده جهانی حقوق بشر و آزادی ها را تامین خواهند کرد.»

 

قانون اساسی گینه (2001)

مقدمه: «...پیوستگی به آرمان ها، اصول، حقوق و وظایف مصوب در منشور ملل متحد و اعلامیه جهانی حقوق بشر...»  

 

قانون اساسی گینه بیسائو (1996)

ماده 29(2): « آئین دادرسی قانون اساسی و قوانین عادی در مورد حقوق بنیادین می بایستی در هماهنگی با اعلامیه جهانی حقوق بشر تفسیر گردد.»

 

قانون اساسی گینه جدید پاپوا (1975 )

ماده 39 (3): «...مرجع دادگاه، مواد این قانون اساسی، منشور ملل متحد، اعلامیه جهانی حقوق بشر و یا هر اعلامیه، توصیه نامه و یا تصمیم مجمع عمومی سازمان ملل متحد درباره حقوق بشر و آزادی های بنیادین خواهد بود.» 

 

قانون اساسی هائیتی (1987)

مقدمه: « برای تضمین حقوق انتقال ناپذیر و باطل ناشدنی به زندگی، آزادی و جستجوی شادی در تطابق  با اعلامیه  استقلال 1804 و اعلامیه  جهانی حقوق بشر 1948...»

 

قانون اساسی قرقیزستان (1998)

ماده 16(1): « حقوق و آزای های اساسی بر طبق استاندارهای پذیرفته شده جهانی و اصول حقوق بین الملل، معاهدات  بین المللی و قراردادهای حقوق بشری که مورد تایئد قرقیزستان قرار گیرد، شناخته شده و ضمانت می گردنند.»

 

 

قانون اساسی لیتوانی (اعلامیه الحاق به اسناد حقوق بشری - 1990)

قسمت 1: « ...جمهوری لیتوانی به اسناد بین المللی زیر ملحق میشود: اعلامیه جهانی حقوق بشر 10 دسامبر1948، میثاق بین المللی حقوق اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی 16 دسامبر 1966 و میثاق بین المللی حقوق مدنی و سیاسی 16 دسامبر 1966»

 

قانون اساسی لبنان (1990)

مقدمه: « لبنان یکی از اعضا موسس و فعال سازمان ملل متحد بوده، به میثاق های آن و اعلامیه جهانی حقوق بشر وفادار است.  دولت، این اصول را بدون استثنا در همه زمینه ها و رشته ها جایگزین خواهد کرد.»    

 

قانون اساسی مالی (1992)

مقدمه: « مردم مالی اعلامیه جهانی حقوق بشر 10 دسامبر 1948...را  تصدیق کرده، بر آن صحه می گذارند.»

 

قانون اساسی موریتانی (1991)

مقدمه: « مردم موریتانی قاطعانه دلبستگی خود را به اسلام و اصول دموکراسی آنطور که در اعلامیه جهانی حقوق بشر 10 دسامبر 1948 تعریف شده است، اعلام میدارند.»

 

قانون اساسی مولداوی (1994)

ماده 4 (1): « مواد قانون اساسی درباره حقوق بشر و آزادی ها، بر طبق اعلامیه جهانی حقوق بشر....تفسیر و اجرا خواهد شد.»

 

قانون اساسی نیکاراگوئه (2000)

ماده 46: « ... شناسائی حقوق ذاتی هر فرد انسانی، احترام بی نهایت به حقوق بشر و پیشبرد و حفاطت از آن و کاربرد کامل حقوقی که در اعلامیه جهانی حقوق بشر،...میثاق بین المللی حقوق اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی و میثاق بین المللی حقوق مدنی و سیاسی سازمان ملل امده است.»

 

قانون اساسی نیجریه (1999)

مقدمه: « ما مردم نیجریه پیوستگی خود را  به اصول دموکراسی  و اعلامیه جهانی حقوق بشر 1948 اعلام میداریم.»

 

قانون اساسی فلسطین ( پیش نویس چهارم- فوریه 1996)

ماده 8: « فلسطین، حقوق بشر و آزادی های بنیادین را که در اعلامیه جهانی حقوق بشر، میثاق بین المللی حقوق مدنی و سیاسی، میثاق بین المللی حقوق اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی، قرارداد بین المللی رفع هر نوع تبعیض نژادی، کنوانسیون بین المللی ضد شکنجه و سایر مجازاتهای ظالمانه، غیر انسانی یا تحقیر کننده  و نیز سایر قرارداد ها و میثاق هائی که اینگونه  حقوق و آزادی ها را تامین نماید، برسمیت شنتاخته و به آنها احترام میگذارد.»

  

قانون اساسی پرو (1993)

ماده 206 (4): « استاندارد حقوق و آزادی های مصرحه  در قانون اساسی، بر طبق اعلامیه جهانی حقوق بشر و... تفسیر خواهد شد»

 

قانون اساسی پرتغال (1989)

ماده (2) 16: « مواد قانون اساسی و قوانین مربوط به حقوق بنیادین، در هماهنگی با اعلامیه جهانی حقوق بشر قرائت و تفسیر خواهند شد»

 

قانون اساسی رومانی (2003)

ماده (1) 20: « مواد قانون اساسی مربوط به حقوق و آزادی های شهروندان، بر طبق اعلامیه جهانی حقوق بشر...، تفسیر و اجرا می شود»

 

قانون اساسی سنگال (2001)

 مقدمه: « اعلام پیوستگی ویژه  به  اعلامیه جهانی حقوق بشر 1948، کنوانسیون بین المللی حذف کلیه اشکال تبعیض علیه زنان 18 دسامبر 1979، و کنوانسیون حقوق کودک 20 نوامبر 1989»

 

قانون اساسی اسپانیا (1992)

 ماده (2) 10 « استاندارد حقوق و آزادی های مصرحه  در قانون اساسی، بر طبق اعلامیه جهانی حقوق بشر و... تفسیر خواهد شد».

 

قانون اساسی تبت (در تبعید – 1991)

ماده 4: « وظیفه دولت تبت است که به اصول اعلامیه جهانی حقوق بشر سازمان ملل وفادار بوده و سایر کشور های جهان را نیز به احترام و تبعیت از چنین اعلامیه هائی تشویق نماید.»    

 

قانون اساسی تیمور- لست (2001)

قسمت 2، عنوان 1، بخش 23: « حقوق بنیادین که در قانون اساسی تقدیس شده است، نافی سایر حقوقی که قانون مقرر میدارد نبوده و بر طبق اعلامیه جهانی حقوق بشر تفسیر خواهد شد.»  

 

قانون اساسی انگلستان (سیستم حقوقی – 1992)

قسمت 2، بخش 2: « از آنجائیکه اعلامیه جهانی حقوق بشر از نظر حقوقی یک سند لازم الاجرا نیست، مجمع عمومی سازمان ملل متحد در سال 1966 میثاق بین المللی حقوق اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی و میثاق بین المللی حقوق مدنی و سیاسی را تصویب نمود.  انگلستان در سال 1976 هر دو این میثاق ها را تائید نموده است.»   

 

قانون اساسی تانزانیا (1998)

 ماده (6) 9: « حفاظت و نگهبانی از کرامت انسانی بر طبق روح اعلامیه جهانی حقوق بشر»

 

قانون اساسی یمن (1994)

ماده 6: « جمهوری یمن پیوستگی خود را به منشور ملل متحد و اعلامیه جهانی حقوق بشر...تائید می نماید.»

 

 

 


نقد و نظر () | ۱۳۸۳/۱٢/٤ - هرمز ممیزی |لينک به نوشته

بذر انديشه آزادی ۲۸۰

توانائی شهروندان برای جابجائی حکومت آنها را از استبداد محافظت مينمايد.

                                                                  مکفرسون


نقد و نظر () | ۱۳۸۳/۱٢/۳ - هرمز ممیزی |لينک به نوشته

بذر انديشه ازادی ۲۷۹

   خداوند ترا آزاد آفريده پس بنده غير خودت مباش.

                                                         علی ع


نقد و نظر () | ۱۳۸۳/۱٢/٢ - هرمز ممیزی |لينک به نوشته

بذر انديشه آزادی۲۷۸

تنها طريق درست بدست آوردن حکومت  رای آزاد مردم است!

                                                                 جيمز ميل


نقد و نظر () | ۱۳۸۳/۱٢/۱ - هرمز ممیزی |لينک به نوشته