مقالات سياسي و اجتماعي
صفحه نخست   ::   آرشيو  ::   تماس با من   
 
اتمام حجت

اتمام حجت     ثبات سیاسی در واقع پر ارج ترین ارزش سیاسی است که در جوامع صنعتی مردم سالار بچشم میخورد ولی طبقه حاکمه فعلی ایران که خود خواهانه مایل است  قدرت سیاسی را به هر قیمتی همواره در انحصار خویش نگهدارد تا از مزایای استثنائی آن برخوردارباشد، از شیوه هائی کم و بیش قانونی یا استبدادی و خشونتبار استفاده میکنداینک ثبات سیاسی ایران را در معرض تهدید قرار داده چرا که  مردمسالاری  اعم از دینی یا غیر دینی آن شیوه حکومتی است که به اکثریت امکان میدهد ،خویشتن را از شر افرادیکه دوست ندارند از راههای غیر خشونتبار و مسالمت آمیز خلاص کنند و اگر این دگرگونی سیاسی بشکلی مسالمت جویانه صورت نگیرد دیر یا زود  به ستیز سیاسی می انجامد. توسعه مردم سالاری موضوع علم  جدید سیاست است که از طریق فسخ امتیازات اجتماعی یا طبقاتی و قرار دادن کلیه مشاغل و پاداشها و افتخارات در دسترس تمامی افراد جامعه صورت میگیرد ، پس قلدری کافیست تا دیر نشده با مردم آشتی کنید و حقوقشان را محترم شمارید که طوفان در راه است و ثبات سیاسی بسرعت نابود میشود .  

چندی پیش در مجلس، زمزمه انتشار کارنامه شورای نگهبان  در گلوی گوینده گیر کرد ،چرا که چنین رسوائی بی گمان در محدوده ای فراتر از تحمل حکام است ،بنده کمترین هم حد اکثر میتوانم با اتکاء به  حافظه ضعیفم چند خاطره کهنه یا تازه را در معرض دید تعدادی هموطن غیر خودی که طبعا تاثیراندکی در سرنوشت امروز میهن دارند قرار دهم ولی ایکاش کسی پیدا میشد و با اتکاء به اصل   69    قانون اساسی جمهوری اسلامی اندکی گوشه این پرده ضخیم را بالامیزد تا ببینیم سرنوشت انتخابات آینده را چه کسانی رقم میزنند .شورای نگهبان در واقع بجای مجلس سنا نشسته ولی در مقیاسی کوچکتر و با قدرت و نفوذی خارق العاده و وحشتناک.این شورای نگهبان است که بر خلاف اصول 91 و 92 قانون اساسی که به صراحت تعداداعضای شورای نگهبان را متشکل از 6 نفر فقیه و 6 نفر حقوقدان برای مدت شش سال آنهم با تشریفات قانونی خاص در نظر گرفته زیر پا گذاشته و بسرعت مشغول گسترش شعب و اعضای خود در سراسر کشور است تا انتخابات آینده را فضاحت بار تر از گذشته به انجام برساند.این شورای نگهبان است  که بر خلاف اصل 76 قانون اساسی اعلام کرد تحقیق و تفحص در نهادهای زیر نظر مقام رهبری خلاف شرع است .این شورای نگهبان است که به دادگاههای انقلاب و دادگاه ویژه روحانیت وجهه قانونی بخشید.این شورای نگهبان  که بدترین قانون مطبوعات جهان را که بموجب آن حتی حق محروم کردن مدیر مسئول یا سر دبیر یک نشریه را از کارهای مطبوعاتی بطور موقت یا دائم بر خلاف اصل 28 قانون اساسی  به رسمیت شناخت تا اگر پرونده نشریه ای باید به دادگاه برود بتوان قبل از محکومیت نشریه را توقیف کرد و علاوه بر مدیر مسئول ،نویسنده مقالات و کسان دیگری که در چاپ یا توزیع دخالت داشته اند تار و مار کرد و این شورای نگهبان است که برای خودش حق نظارت استصوابی را با اعزام 80 نماینده مخالف به اصفهان برای رویت کسوف خورشید و در غیاب آنها کسب کرد و بالاخره این شورای نگهبان است که حقوق زن و کودک و بشر راابدا  قبول ندارد و همه آنها را بر خلاف شرع خود ساخته میداند .          هنوز اکثریت مردم ایران روند آرام اصلاحات رابهر چیز دیگری ترجیح میدهند زیرا از شعارهای تند و توخالی و بی محتوا خسته شده اند ولی اگر روح اشفته و سرگردان جامعه را بیش از این به بازی بگیریم و شورای نگهبان با سوء استفاده از قانون غلط فعلی  مثل انتخابات دوره قبل سعی در تحمیل چهره های قدرتمند و ثروتمند به عوض چهره های آبرومند نماید این امر فقط منتج به کم شدن تعدادرای دهندگان نخواهد شد بلکه نا خرسندی مردم از نابرابری در انتخابات بحدی بالاست که اعتراضات گسترده علیه طبقه تحمیلی حاکم با پایان یافتن انتخابات آغاز میشود و خشم مردم در برابر مدیریت فاجعه آفرین کنونی فوران خواهد کرد زیرا امروز توسل به مردم علیه استبدادتمام اندیشه های سیاسی جامعه را عمیقا بخود مشغول کرده و فقط حضور چهره های آبرومند بجای چهره های قدرتمند و ثروتمند در صحنه انتخابات است که میتواند این خطر را کاهش دهد .محترمانه میگویم آقایان هیچ محبوبیتی ندارند . از سوی دیگر ایران با جمعیتی جوان کشوری است جهان سومی که طبعا مهمترین دلمشغولی مردم و مسئولینش رشد و توسعه هر چه سریعتر برای رسیدن به قافله پیش تاخته جهان امروز است . چنین نیاز عمده ای خود ساختار ماشین حکومتی را دیکته و طراحی میکند و آشکارا میگوید که با گاری شکسته نمیتوان در مسابقه بزرگ اتومبیل رانی جهانی شرکت کرد و باید هر چه سریع تر بفکر چاره بود امروز با مساله بسیار مهمی روبرو شده ایم که شورای نگهبان با جزم اندیشی خود اصل مردمسالاری ونمایندگی را معطل کرده و در مجلس ششم دیدیم با وجودیکه همه نمایندگان را از صافی نظارت استصوابی خود گذراند در تعارضی بنیادین با ایشان قرار گرفت ودر اغلب موارد مصوبات نمایندگان ملت را تبدیل به کاغذ باطله کرد و همه شواهد گویای این واقعیت است که در سالهای آتی و انتخابات آینده نیز احتمال تشکیل مجلسی مطابق تمایلات این شورا تقریبا محال مینماید و نتیجه آنکه پول و وقت یک ملت به عبث و دائما به هدر میرود بدون آنکه گرهی از مشکلات عدیده و روز افزون کشور گشوده شود . واقعیت اینست که اختیارات شورای نگهبان و حق تفسیر قانون اساسیی توسط این جمع فزون خواه بقدری وسیع و غیر قابل کنترل است که نمایندگان مردم را در تنگنا قرار داده و جز افراد نادری که شهامت تحمل زندان سیاسی را داشته باشند کسی را یارای ایستادگی نیست .حال آنکه اهمیت واقعی شورای نگهبان در ماشین حکومت کشوری با شرایط اجتماعی ایران به اندازه آینه عقب اتومبیل برای راننده است . تردیدی نیست که آینه عقب برای سلامت راننده و اتو مبیل مفید است اما اگر با نگاه راننده به آینه عقب ، کلاج و دنده و ترمز و فرمان از اختیار راننده خارج شود، بهتر است عطای چنین آینه ای را به لقایش بخشید و جان ملت و مملکت را از چنین مهلکه ای نجات داد.

شورای نگهبان برای پیشرفت بسوی هد فهایش همواره به اختیارات نا محدود نیاز دارد که البته از مدتی پیش به آن رسیده است ولی در چنین شرایطی باید به شورای نگهبان آنچه را داد که خود حق خویش میداند و نه آنچه را که به عقیده اکثریت در حد استحقاق و شایستگی آن است.اما هر جامعه ای که بخواهد پایدار بماند نمیتواند به هر کس بر طبق ارزیابی خود او پاداش بدهد.که چنین جامعه ای تیشه به ریشه خود میزند.

گام اول حذف نظارت استصوابی شورای نگهبان است که این شورا برای خود حق دو درجه ای کردن انتخابات را قائل شده . در مرحله اول شورای نگهبان عده ای را انتخاب و در مرحله دوم به ملت اجازه داده میشود از میان منتخبین شورا عده ای را به نمایندگی بر گزینند . گذشته از مغایرت صریح این شیوه ساختگی نظارت (دخالت) بااصل 62 قانون اساسی یاد آوری نحوه تصویب آن در مجلس پنجم نیز بسیار جالب است که بنا بر پیش بینی اختر شناسان اخرین کسوف قرن بیستم روز بیستم مرداد 78 صورت میگرفت بنابر این همه کانالهای صدا و سیما وظیفه خود دانستند تا با تمام نیرو برای این مهم تبلیغ نمایند بطوریکه نه فقط اذهان مردم از موضوع طرح قانون نظارت استصوابی در مجلس منحرف گردید حتی درون مجلس نیز شرایطی پیش آمد که این قانون با اکثریت 116 رای موافق در برابر 60 رای مخالف تصویب شد زیرا 80 نماینده مخالف با نظارت استصوابی برای تماشای خورشید گرفتگی به اصفهان مسافرت کرده بودند !. عدم شرکت 80 نفر از نمایندگان مجلس در رای گیری سبب گردید نظارت استصوابی شورای نگهبان که آنهمه در باره ان بحث شده بود و موارد مخالفت ان با قانون اساسی و جلوگیری از حضور نمایندگان واقعی مردم در مجلس تذکر داده شده بود بسیار غلیظ تر از گذشته از تصویب گذشت .

اولین نتیجه قانون، ابطال بیش از دو ملیون  آراء مردم در انتخابات گذشته بود تا شورای نگهبان بتواند تغییرات مورد نظر خودش را در مجلس بدهد وتعدادی نماینده قدرتمند و ثروتمند ولی فاقد رای را با تعدادی نماینده آبرومند و دارای رای جایگزین نماید .البته ناگفته نماند ،در آن روزها، حاکمیت هرگز تصور نمیکرد که در انتخابات بعدی تا  حد امروزین  به آراء ملت نیاز پیدا کند.

                                                                                        هرمز ممیزی

 

 

 

 

 

                                                      با  خنده   به من گفت    یکی  رای   مچاله ،

                                                     که   افکنده ز شورای نگهبان به همان ظرف زباله

                                                     چون نیست در این لیست یکی شخص نخاله                                                                                    باطل  شود   این    رای        به احکام   جعاله!!!

 

 


نقد و نظر () | ۱۳۸٢/۸/٢٩ - هرمز ممیزی |لينک به نوشته

بياد کاظم سامی

تهی نموده سکوت سحر، صحاری را

بریخت برگ شقایق،    گل بهاری  را

مبند دل به امید   نفوذ در دل سنگ

شرار ملتمس    آهوی  شکاری را

چهار کوچه بن بست پیش پای منست

جهان   علم   نماید جهات جاری را

به سنگر سخنم تا عدو نیارد دست

اذان صبح   سرایم ، رها،رهائی را

هزار  حنجره آواز ،  میکند   رسوا

قضیهٍ    قفس    بسته  قناری  را

 

 

هرمز ممیزی

 


نقد و نظر () | ۱۳۸٢/۸/٢٩ - هرمز ممیزی |لينک به نوشته

عاشقی

عاشقی، وقف خود خویشتن است                در تب و تاب و تپش زیستن است

در طلب، قلب خود انگیختن   است                انجماد یخ تن ، ریختن  است.

 

                                                                                   هرمز ممیزی


نقد و نظر () | ۱۳۸٢/۸/٢٧ - هرمز ممیزی |لينک به نوشته

انرژی

 

 

    

ديوار سكوتي است به دنياي انرژي

تا محو كند ، ارزش والاي انرژي

پائين كشد از بام ، عدو نام مصدق

آويخته نامش زچليپاي انرژي

اين نفت مپندار فقط منبع نور است

آتش مده برمنبع آن جاي انرژي

از گاز توان يافت زگرماي زمين نيز

از جزر و مد و باد به درياي انرژي

احياء شدني نيست، اگر رفت همين نفت

تا هست اتم ، هسته پوياي انرژي

از قدرت خورشيد مشو غافل و هشدار

 مشهورترين شهرت شيواي انرژي

دانشكده اي نيست در اين رشته جانسوز

شعر و سخنم سنجش گوياي انرژي

با پرده دري در جهت خواسته خلق

اين پرده برانداز زسيماي انرژي

1370هرمز مميزی


نقد و نظر () | ۱۳۸٢/۸/٢٧ - هرمز ممیزی |لينک به نوشته

شيعه و شورای نگهبان

شيعه و شوراي نگهبان    اختلاف بين مذاهب اسلامی در مقام مقاِيسه با ساِير اديان اندک و ناچيز است و شيعيان علی ع از عمار ياسر، اباذر غفاری،سلمان فارسی تا شيعيان امروزين معتقدند که بنی امِيه غاصب و مستبد بود و حکومت اسلامی را به قهر ربود ، خاندان علی را آزار داد و به قتل رساندو اين نکته ايست که حتی مورخان سنی هم بر آن مهر تائيد زده اند چنانکه ابن قتيبه در جلد دوم کتاب عيون الاخبار مينويسد « مردی از قبيله عذره بپا خواست .شمشيرش را يک وجب از نيام برکشيد و گفت : امير المومنين آن يک است و با انگشت معاويه را نشان داد و اگر او در گذشت، آن وقت آن يک وبا انگشت يزيد را نشان داد و اگر احدی مخالفت ورزد آن وقت اين يک و شمشير خود را نشان داد.» « معاويه به او گفت تو سيد الخطبائی»

خداوند از طريق مردم قدرتهاي سياسي و دنيوي را اعمال ميكندو حكام ،روحانيان،

فقيهان و نخبگان هيچ كدام مستقيما مشروعيت را از خداوند نميگيرند ،بلكه مردم به

عنوان جانشينان خداوند در زمين ، حق حاكميت و اعمال آن را دارند .در ابتدای انقلاب نيزهم نظام جمهوري اسلامي و هم قانون اساسي  از طريق مراجعه به آراء عمومي مردم نافذ و مشروع گرديد. هنگاميكه متن پيش نويس قانون اساسي به شوراي انقلاب جهت تصويب برده شد، برخي معتقد به حكومت تاريخي و شناخته شده اسلامي ( يعني نوعي خلافت)بجاي جمهوري اسلامي بودند ولي انديشمندان گفتندكه مقصود از جمهوري اسلامي ،اسلامي است كه اكثريت مردم ميشناسندو اسلامي كه مردم تحمل آنرا دارند نه اسلام من، اسلام تو، يا اسلام فرد ديگر، بااين استدلال بود که نام جمهوري اسلامي سر انجام پا گرفت و تصويب شد .در افسانه هاي قديمي آمده كه راهزني در كوهستان گردنه ها را مي بست و كاروانيان را غارت ميكرد اما تفاوت او با ساير راهزنان اين بود كه فقط به غارت كاروانيان اكتفا نميكرد بلكه يك تخت آهني ساخته بود ودستورميدادتا افراد كاروان را يك به يك به روي تخت بخوابانند هر كس كه قد و اندازه اش از طول تخت كوتاهتر بود آنقدر او را از دو طرف ميكشيدند تا اندازه تخت شود واگرقدي بلندتر از تخت داشت از طرف پا ،متراژ اضافي را اره ميكردند تا كاملا در قالب تخت جا بگيرد .از نظر شوراي نگهبان اسلام همان تخت آهني است كه بايد انسانها را درون آن قرار داد و با كشش يا برش همگان را قالب بندي كرد .بايد دانست دين توجيه گرسركوب داخلي و يا ستيز خارجي نيست ومسلمان حقيقي هرگز رضايت نميدهد تا از دين بعنوان وسيله اي براي آزار واذيت دگر انديشان بهره برد . در تاريخ اروپا نيز مشاهده ميكنيم سنت آگوستين نخستين نظريه پرداز مسيحي است كه براي اثبات وجود خداوند به نفي خرد انسان متوسل شد و انسان كه جوهره اش با عقلانيت و خرد ورزي توصيف ميشددر برابرخداوند كه به زعم او فقط با قدرت ايمان و نه عقلانيت و خرد ورزي درك ميشد به ذلت و خواري كشيده شد . از آن پس حكومتها بعنوان نمايندگان خدا و اثبات كننده حقوق پروردگار در مسند خدائي نشستند و كرامت و حقوق انساني را بكلي نفي كردند . در نتيجه تداوم حكومت بظاهر ديني، خفت ، ضعف و اطاعت بي چون وچرا يعني همان چيزي كه سبب اصلي بعثت پيامبران بود متاسفانه بر اروپاي قرون وسطي سايه افكند و دين قانونمند شده  بدست بشر، بر دين الهي و حقيقي غلبه كرد . با مطالعه تاريخ ايران نيز پي ميبريم كه تا قبل از انقلاب مشروطه ،ايراني صرفا يك موضوع ( سوژه ) براي اعمال اقتدار و حكمروائي بود و حكومتها همواره مشروعيت خود را از دين ميگرفتند و اشتباه پهلويها در اين بود كه بدون اخذ مشروعيت سياسي و مردمي ، از مشروعيت ديني هم خود را بي نياز ديده و صرفنظر نمودند و سر انجام اينكه طي 25 سال اخير، سركوب سياسي با سركوب مذهبي در هم آميخته است. دين همواره ظرفيت واستعدادقبول  اشكال گوناگون و متنوعي از حكومت استبدادي و خودكامه يا دموكراتيك وآزاد را داشته اما جمع قدرت،ثروت و دين دستكاري شده به سود متوليان  آنهم طی قرون متوالی ،قطعا عرصه را بر آزادي وحكومت دموكراتيك و مردمسالاري و از همه مهمتر بر خدا شناسي تنگ ميكند .

 


نقد و نظر () | ۱۳۸٢/۸/٢٤ - هرمز ممیزی |لينک به نوشته

شرق

 

 

تمدن چون تولد یافت در شرق

به سرعت بر جهان تابید چون برق

قنات و خط ومعماری ز شرق است

قوانین حمورابی ز شرق است

سفال و مفرغ وکاشی ز شرق است

پزشکی ُنفت و نقاشی ز شرق است

سپس یونان از این آثار گل کرد

تجارت را بر این پیوند پل کرد

گل اندیشه از یونان تراوید

چو سقراط و ارسطو را عیان دید

فلاطون حاکم دانا همی خواست

قلم را قدرتی خوانا همی خواست

ارسطو اهرمی را جستجو کرد

که بتوان این زمین را پشت و رو کرد

 

...هرمز ممیزی

 


نقد و نظر () | ۱۳۸٢/۸/٢۳ - هرمز ممیزی |لينک به نوشته

آئينه تاريخ

 

 

  از حسنك وزير تا داريوش فروهر

 

  بــــــه تـــــاريخ بنگر كه آئينه است                      كــــتاب ار نباشد به هر سينه است

  اگـــر غزنوي بر “حسن“[1] جور كرد                  مـــلك شه[2] دسيسه وگر شور كرد

  و خــــــواجه نظامش[3] به تبعيد كرد                سيـــــــه روزگارش شب عيد كرد

  اگــــــر ايــــــلخانان جويني[4] كشند                 و يا مــــــجد يزدي[5] به آتش كشند

  اگـر شه صفي[6] را اشارت بس است               كـه ســردار ايران[7] بدون كس است

  قــــجر ديگ جوشاند و در ان قوام[8]                   نـــــــياورد بـــــــا خانمانش دوام

  و قــــــائـم مقــــام آن وزير عظام                       كــــــه با مكر ظـالم بشد او به دام

  امـــــــير فـــراهــان[9] فراوان ستم                   كـــــــــشيد و نـياورد از سينه دم

  مـــــصدق به تبـعيد و زندان رسيد                     مــــــكذب به تـحسين رندان رسيد

  ولـــــــيكن سـرانجام و فرجام كار                       بــــخوان و بـدان و به ذهنت سپار

  كـــــــه تاريـخ آئينه است اي عزيز                      بــــــــــه نـزد بزرگان و اهل تميز

  نـــه از خون “سـامي“ گذر مي كند                   نـــه از “داريـوش“ او حذر مي كند

  كــــنون نوبت ايـن دو پروانه است                       كــه آتـش به جانشان دليرانه است

  “فروهر“ دلــــــيرانه در خاك رفت                       ز“پــــــروانه “ آتش به افلاك رفت

  كـــــــه گــــــردآفريد زمانه تويي                       همـــــــان مرغ آتش به خانه تويي

  بـــه مردان تو غيرت عطا كرده اي                     زنـــــــان را حميت به پا كرده اي

  “زنـــــــــانشان چنين اند ايرانيان “                     تفـــــو بـــــراجــــــانب ُُُ  انيرانيان

  تـــــو “آرش“ پدر را كمانگير دان                       “پرستو“ به مادر تو ققنوس خوان

 

 

                                                                              هرمز مميزی

[1] حسنك وزير

[2] ملكشاه سلجوقي

[3] خواجه نظام الدين طوسي

[4] خواجه شمس الدين جويني

[5] مجد الملك يزدي

[6] شاه صفي صفوي

[7] امامقلي خان فاتح هرمز از چنگال پرتغاليها و فرمانرواي فارس كه فرزندانش به اشاره شاه صفي نابود شدند

[8] حاج ابراهيم اعتماد الدوله

[9] ميرزا تقي خان امير كبير


نقد و نظر () | ۱۳۸٢/۸/٢۱ - هرمز ممیزی |لينک به نوشته

بنام خدا

 

 

          

بنام خدا

 

از سخنان گهر بارحضرت  علی ع

 

 

 

بیدادی که بر تو وارد میشود در عفو آن مختارهستی

 

                                                                                                                   اما بیدادی که به دیگران وارد میشود ابدا نمیتوانی  آن را ببخشی و تا شرف

 

 

آدمیت دروجود تو باقی است باید در رفع ظلم با تمام توانائی خود بکوشی.

 


نقد و نظر () | ۱۳۸٢/۸/٢۱ - هرمز ممیزی |لينک به نوشته

بذر رها

ابریم وگهر داریم،

بر دشت وطن باریم،

هم میهن دانا را ،

بی مزد و بهاء،یاریم

هم خار ستم ، معدوم،

هم بذر رها، کاریم

 

                                                               هرمز ممیزی


نقد و نظر () | ۱۳۸٢/۸/۱٩ - هرمز ممیزی |لينک به نوشته

اتم

  ایران رابه پایتخت فکری جهان تبدیل کنیم

انسان چگونه به شکافتن اتم دست یافت؟

اتم زاده اختر شناسی و کیمیاگریست:

الف: اختر شناسی 

سه قرن پیش از میلاد مسیح در جریان جنگ میان کارتاژ و روم ،به برکت ماشینهای جنگی که ارشمیدوس اختراع کرده بود کارتاژتوانست سه سال در برابر محاصره رومیها مقاومت کند مخصوصا ماشینهای پرتاب گلوله به فاصله دور و آئینه های سوزاننده که میتوانستند پرتو های خورشید را منعکس کنند و با متمرکز کردنشان بر روی سفینه های دشمن ، آنها را به آتش بکشند .ارشمیدوس که در دوران زندگیش میخواست هندسه و مکانیک نظری را ، که برای فلسفه بسیار اهمیت داشتند پیش ببرد ، پیوسته از سوی پادشاه مستبد سیراکوز زیر فشار بود که ماشینهائی اختراع کند که کاربرد نظامی داشته باشد و البته او این کار را هنگامی انجام داد که زادگاهش در مخاطره بود .                                                                                         . کره  زمین از خورشید گرما دریافت میکند البته این گرما جزء خیلی کوچکی از انرژی تابشی خورشید است  زیرا زمین در 150ملیون کیلومتری خورشید قرار دارد و کمی بیشتراز هشت دقیقه طول میکشد تا نور خورشید بما برسد. انرژی تابشی خورشید عظیم است و بنا بر محاسبات دانشمندان این جریان  مداوم انرژی 5/4 میلیارد سال است که دوام دارد و پیش بینی شده تقریبا همین مدت هم ادامه خواهد داشت .دانشمندان پیوسته از خود می پرسیدند که منشاء این انرژی عظیم و تمام نشدنی چیست؟در سالهای 1919و1920ابتدا اختر شناس و فیزیکدان انگلیسی استنلی ادینگتون و ناریس راسل آمریکائی وسپس ژان پرن فرانسوی نظریه ای ابراز کردند که بموجب آن تابش ستارگان میباید منشاء هسته ای داشته باشد. جرم خورشید کمی بیش از 300000 برابرجرم زمین است و از 73% هیدروژن  25%    هلیوم و2% از عناصر سنگین تر (فلزات) تشکیل شده و اینک به اثبات رسیده که تحت شرایط ویژه ، وقتی درجه حرارت به اندازه کافی بالا است واکنشهای هسته ای در عناصر تشکیل دهنده خورشید مواد موجود در این ستاره را بتدریج میسوزاند.             ب – کیمیاگری ،در اواخر قرن پنجم ق.م. دموکریتوس میگفت که ماده از عناصر اولیه ای بنام اتم که بسیار کوچک و تقسیم ناپذیر است تشکیل شده او اضافه میکرد که اتمها ذرات نهائی، نفوذ ناپذ یرو تقسیم نا پذ یر اند .فیثاغورس نیز میگفت که خداوند آفرینش را ازچهارعنصرآتش و آب و خاک و باد آغاز کرده است.              « شیمی » از کلمه عربی «الکیمیا» گرفته شده و کیمیاگران از گذشته های دور میخواستند با رام کردن فلزات کم بها، طلا و نقره بسازند و این کاریست که سر انجام در قرن بیستم تحقق پذ یرفت و حالا میتوان یک اتم سرب را به یک اتم طلا تبد یل کرد اما قیمت طلائی که از این طریق بد ست مییاید خیلی گرانتر از طلای طبیعی است .ولی دانستن این روند و چگونگی شکل گیری آن ضرورت دارد.شیمیدان روسی د یمتری ایوانوئیچ مند لیف در سال 1834 در سیبری متولد شد و به سمت استاد شیمی در دانشگاه  سن پترزبورگ رسید .او اولین کسی بود که متوجه شد در طبیعت بی نظمی وجود ندارد و عناصر شیمیائی به تبع افزایش وزن مخصوص اتمیشان در سطرها و ستون های منظم جا میگیرند و خانه های خالی متعلق به عناصری است که هنوز کشف نشده اند.مند لیف بقد ری از معنا دار بودن و نتیجه کارش مطمئن بود که چگالی شناخته شده بعضی از عناصر جدید نظیر گالیوم را که در محافل علمی 7/4 اعلام شده بود ، متذکر شد که بموجب جدول تناوبی عناصر باید 9/5 بوده باشد،  اندازه گیریهای دقیق تر صحت نظر اورا به اثبات رسانید.                     انشتن اصل تعادل میان ماده و انرژی را اثبات کرد که اگر یک کیلوگرم ماده تماما به انرژی تبد یل شود 25میلیارد کیلو وات ساعت برق تولید خواهد شد که برابر است با 10% مصرف برق کشور فرانسه در مدت یک سال .         

  اورانیوم فلزی است خاکستری،سخت،با چگالی سنگین، آخرین عنصر در طبقه بندی عناصر شیمیائی   ،پدیده پرتو زائی خود بخود اورانیوم که خاصیت اتمی عنصراورانیوم است ،،توجه ماری کوری و پیرکوری را بخود جلب کرد. پیر کوری که در مدرسه «فیزیک وشیمی صنعتی شهر پاریس» دبیر بود از مدیر مدرسه میپرسد آیا همسرش میتواند از انبار مدرسه بجای ازمایشگاه استفاده کند ؟و پس از کسب موافقت اوبه کمک آکادمی علوم وین 5/2تن از ته مانده های استخراج اورانیوم را با گاری به مدرسه میاورند.پیر کوری و ماری کوری خاصیت شگفتی در اتمهای اورانیوم کشف کردند که آنرا رادیو آکتیو مینامند یعنی خود بخود و بطور دائم پرتوهای نفوذ کننده پخش میکنند. این پرتو ها بر صفحه عکاسی اثر میگذارند و هوا را الکتریسیته دار میکنند .این وضعیت به دانشمندان امکان اندازه گیری مقدار تابشها و پرتو ها را میدهد وپیر و ماری کوری توانستند علاوه بر اورانیوم و توریم که تا آن زمان شناخته شده بود عناصر شیمیائی جدیدی که به مقدار ناچیز در میان اورانیوم وجود داشت کشف و مجزا کنند . این عناصر جدید را پلونیوم و رادیوم نامیدند .در سال 1903م پی یرکوری برای دریافت نشان «لژیون دو نور»پیشنهاد شد ولی او پاسخ داد«بجای نشان بمن یک آزمایشگاه بدهید» که البته پس از دریافت جایزه نوبل که افکار عمومی بشدت تحریک شده بود هم به مقام استادی دانشگاه سوربون رسید و هم به آزمایشگاه دانشگاه دست یافت و پس از مرگش، همسرش ماری در سمت استادی سوربون تدریس کرد.                                                                                             

  در اوائل قرن بیستم تحقیقات بنیادی در میکرو فیزیک بنظر نمیرسید کمترین کاربردی داشته باشد اما فردریک ژولیوموفق به کشف تبدلاتی با خصلت انفجاری ،واکنشهای شیمیائی زنجیره ای بنام نوترون شد و جایزه فیزیک نوبل را دریافت کرد زیرا کشف او انرژی رها شده عظیمی را نوید میداد.در سال 1938 تعدادی از دانشمندان اطریشی ،آلمانی و ایتالیائی که از ترس فاشیسم و نازیسم به آمریکا پناهنده شده بودند برای نخستین بار موفق به شکافت هسته اورانیوم، این سنگین ترین عنصر شناخته شده در طبیعت گردیدند. شکافت اورانیوم با نوترونها، عملا نوترونهای جدیدی تولید میکند بنابر این یک واکنش زنجیره ای نظیر آنچه در خورشید روی میدهد امکان پذیر است . هسته اورانیوم که آنرا به قطره مایعی تشبیه کرده اند با جذب یک نوترون انرژی اضافی به دوپاره تقسیم میشود . دو پاره شکافته شده هر کدام به سمتی میرود و انرژی قابل ملاحظه ای آزاد میکند. این عمل را اصطلاحا شکافت هسته های اورانیوم با بمباران نوترونها میگویند.

                                                                                                  

 

                                             کارشناس ارشد مدیریت  هرمز ممیزی   

 

برای کسب آگاهیهای بیشتر میتوانید به کتاب  « سرگذشت اتم» اثر پیر رادوانی و مونیک بوردری ترجمه دکتر عبدالحسین نیک گهرمراجعه فرمائید.                                                                                                         

 


نقد و نظر () | ۱۳۸٢/۸/۱٩ - هرمز ممیزی |لينک به نوشته

دزد آزادی

 

 

چه زیبا زندگی در چنته دارد

چه رقصی، آتشی سر زنده دارد

اگر   آزادی  از  مردم   ندزدند

حقیقت  غایتی  آکنده  دارد.

 

 

 

                                       هرمز مميزی

 

هرمز مميزی            

 


نقد و نظر () | ۱۳۸٢/۸/۱۱ - هرمز ممیزی |لينک به نوشته

عاشقی

 

 

عاشقی، وقف خود خویشتن است                در تب و تاب و تپش زیستن است

در طلب، قلب خود انگیختن   است                انجماد یخ تن ، ریختن  است.

 

                                                                                   هرمز ممیزی

     


نقد و نظر () | ۱۳۸٢/۸/۱٠ - هرمز ممیزی |لينک به نوشته

زندان انفرادی زندانی سياسی

 

 

زندان انفرادي را بطور عمده براي زندانيان بسيار خطرناكي ساخته اند كه حتي ساير زندانيان در مجاورت آنها بشدت احساس ناامني مي كنند ، ولي در كشورهاي جهان سوم و بويژه ميهن خودمان ايران ، زندان انفرادي مخصوص زندانيان سياسي است كه حكومتگران وجود آنها را بر نمي تابند و از حضورشان در جامعه بشدت هراسناك بوده و احساس ناامني مي كنند.

زندان انفرادي چهار ديوار تنگ و باريكي است با يك در آهني دو دريچه و دو پتوي سربازي. دريچه اول روي در آهني به شيوه اي تعبيه شده كه فقط نگهبان مي تواند براي كنترل زنداني از بيرون آن را براي لحظه اي بگشايد و مجدداً مسدود نمايد. دريچه دوم نقطه مقابل در ورودي درست زير سقف با نرده هاي آهني بگونه اي تعبيه شده كه فقط اندكي نور و هوا آنهم در حدي كه بتوان تفاوت شب و روز را تشخيص داد. در آهني زندان جز بمنظور بازجوئي از زنداني آنهم بعد از اخطاري خشن به زنداني كه رو به ديوار بنشيند و چشم بند به چشمهاي خود ببندد باز نمي گردد. زندان هاي انفرادي قديمي را آلمانهاي هيتلري در زمان رضاشاه ساخته اند و تا حدودي انصاف بخرج داده اند و زنداني   مي تواند روزي دو بار براي قضاي حاجت و وضو از سلول انفرادي خارج شده و بسوي توالت كه معمولاً در انتهاي كريدور قرار دارد تردد نمايند و البته در اين فاصله موشهاي زندان را ملاقات كند. ولي زندانهاي جديد را كه اسرائيلي ها در سالهاي آخر رژيم گذشته ساخته اند و بعداً الگوبرداري شده مستراح نيز داخل سلول انفرادي است و در نتيجه زنداني از موهبت چند قدم راه رفتن و ملاقات با موشها نيز محروم است. لحظه ها ، ثانيه ها ، دقيقه ها ، ساعت ها ، روزها، شبها ، هفته ها و ماهها بكندي و جان كندني عجيب مي گذرند و فقط مي توان از قوه تخيل ياري گرفت و به هر چه دورترها ، آنجا كه جز خدا را نمي يابي يا به درون خويش كه آنجا نيز فقط خدا فريادرس تست متوسل شد ، جز نماز كه گاهي مي شود با صداي بلند قرائت كرد هيچ زمزمه اي از سوي نگهبان زندان تحمل    نمي شود و بي عقوبت نمي ماند و اين رفتار نه از بدذاتي نگهبان است.بعدها تدريجاً مي فهمي زير گچ ديوار سلول دستگاه استراق سمع كار گذاشته اند تا بروز و انعكاس هر صدائي رازير نظر و مراقبت داشته باشند. اگر از دريچه زير سقف مگسي وارد شود و بعد از وزوز و دور زدني از همان دريچه خارج شود آرزو مي كني ايكاش مگس بودي و مي توانستي از اين محيط لعنتي تنگ و تنها خلاص شوي. اگر گنجشكي روي نرده هاي دريچه بنشيند به خيالت ميهمان در خانه ات را زده است و اگر بختت بلند باشد و روزي كبوتري بيايد و با تو نجوا كند آن روز بهشت را به چشم خود ديده اي و آواي بلندش را با تمام وجودت شنيده اي. كاسه صبر و حوصله و قدرت تحمل اشخاص فرق مي كند ، ولي قوي ترين و خونسردترين زندانيان سياسي بندرت مي توانند بيش از يك ماه تحمل زندان انفرادي را بنمايند و عكس العملي فراخور خصوصيات فردي خويش بروز ندهد. براي رهايي از تنهائي كشنده زندان گاه سرت را به قصد مرگ به ديوار مي زني و گاه از طريق نگهبان به بازجو پيغام مي دهي كه حرفي ( هرچند ساختگي ) براي گفتن داري. و البته بازجو هم كه هيچ نقشي جز كسب سوژه از زنداني سياسي و درج آن در برخي روزنامه هاي عصر به منظور تطهير و تقديس خرابكاريهاي حاكميت نزد مردم ندارند ، اغلب از پيشنهاد زنداني استقبال مي كنند و از كاهي كوه مي سازند و به آنها كه براي درجش لحظه شماري مي كنند مي رسانند. زندانيان سياسي كه از نظر روحيه مقاومت كمتري دارند ، معمولاً در همان روزهاي نخست در برابر فشارهاي شخصيت شكن بازجو و مشت و سيلي و توسري و شلاق هاي بي امان بركف پاها ، تسليم شده و تن به امضاء هر نوشته و اقرار هر خواسته اي مي دهند اما اگر زنداني سياسي مقاوم باشد و همه رفتارهاي ضد بشري را تحمل كند و با فرو خوردن رنج و عذاب و تنهايي و به درون ريختن غم خويش زير بار حرف زور و دروغ گفتن نرود ، شيوه بازجوئي تغيير مي كند و اين بار با نرمي دروغين به سراغت مي آيد و آنقدر دم از انسانيت مي زند كه دلت مي خواهد همه غمها و غصه ها و آرمانهاي سركوب شده خود و هم وطنانت را با او در ميان بگذاري. زندانيان سياسي كه اين مرحله را قبلاً آزمايش كرده و نتايج خوفناك آن را به چشم ديده اند معمولاً از بيان همه آرزوهاي خود بخصوص اگر بشود اين آرزوها را به جرائمي نظير ” براندازي “ منتسب كرد امتناع مي كنند. اينجاست كه يكبار ديگر شدت عمل بازجوي خشن بالا  مي گيرد و ...

 

 



1- خبرنامه جبهه ملي ايران ، شماره 88 ، تيرماه 1380 ، ص 30


نقد و نظر () | ۱۳۸٢/۸/۸ - هرمز ممیزی |لينک به نوشته

باسکه های رايج اعصار دور دست

با سکه های رایج اعصار دور دست

شامی نمی دهند،

غذائی نمی خرند،

این سکه ها ، قدیمی وبا ارزشندوخوب

نان را به ضرب سکه امروز می خرند.

اصحاب کهف هم اگر از غار بگذرند،

با سکه های خوب قدیمی،

گرسنه اند.

 

هرمز ممیزی

 


نقد و نظر () | ۱۳۸٢/۸/٦ - هرمز ممیزی |لينک به نوشته

رمضان بر شما مبارک باد

 

 

هرمز ممیزی

 

در نفائس الفنون آمده، بدان که سبب صوم رمضان رویت ماه رمضان است یا گذشتن سی روز از شعبان و اگر یک شخص عادل گواهی به رویت هلال دهد ، هم ثابت شود به مذهب شافعی و مالکی و احمد و به مذهب ابو حنیفه، اگر آن شخص زن یا بنده هم باشد ثابت شود .

روزه مریم گرفتن خاموشی گزیدن است و آنرا روزه تنفس نیز میگویند ، روزه تنفس نوعی از زهد فقرااست که از شب نیت میکنند و همه روز با کسی جر و بحث و کلام نکنند و گویند که این زهد را مریم کرده است.سوره مریم آیه 26.در روزه دو چیز فرض است ، یکی نیت دوم امساک.

 

 

همان بر دل هر کسی بوده دوست 

نماز شب و روزه آئين اوست                  فردوسی                                                                                           

زان باده که در میکده عشق فروشند              

ما را دو سه ساغربده وگو رمضان باش       حافظ       

                                                                                                              

ماه فرخنده ، روی بر پیچید                         

و علیک السلام یا رمضان                     سعدی 

                             

                                                                      

روزه دارم من و افطارم از آن لعل لبست             آری افطار رطب در رمضان مستحب است

روز ماه رمضان زلف میفشان که فقیه                 بخورد روزه خود را به خیالی که شب است

                                                                                                           شاطرعباس

یکروز خرج مطبخ توقوت سال ماست                 یک سال مردمی کن ویک روز روزه گیر ؟

 

خط دمید اکنون از آن لب کام دل خواهم گرفت      شام خود شد ، روزه امید را وا میکنم

                                                                                                          کلیم کاشی

کسان که در رمضان چنگ میشکستندی              نسیم گل بشنیدند و توبه بشکستند 

                                                                                                             سعدی

من در سحر سرمه ای عشق ترا میجويم         آغاز شب مخملی عشق ترا میجويم

                                                                                                            ممیزی

 


نقد و نظر () | ۱۳۸٢/۸/٥ - هرمز ممیزی |لينک به نوشته

در حاشيه محكمه گالیله

 

 

 گالیله

 

دو سه شاگرد

كه در مكتب گاليله،

محصل بودند ،

و در ارسال پيامش به جهان نيز

موثر بودند ،

پشت ديوار كليسا

كه در آن روز خمود ،

حكم يك جايگهي بهر تماشاچی بود ،

با غم و غصه به دور خودشان جمع شدند

جمله اعضاء تن و چشم و دهان،

سمع شدند ،

مدعي گشت يكي از دو سه شاگرد دلير :

كه در اين شعبده بازي چنين زشت و حقير ،

هرگز استاد نگردد تسليم ،

نكند بيم ،

نه ترميم ، سخن را به سياقي

كه خوش آيند خطا پيشه دژخيم شود !

دومي گفت : كه استاد هم احساس كند ،

جاي هر ضربه كه بر پيش و پس آماس كند ،

باورم نيست كه او جان ببرد ،

مگر انديشه خود را،  ز دل و جان ببرد!

شرط بستند ميان شب و روز ،

دود برخاست : كليسا پيروز !!

دود درد دل استاد نبود ،

پرچم ظلم و تبهكاري آن مدعيان بود ،

كه سود ،

از نهانكاري و ناداني مردان و زنان مي بردند

يكي از آن دو سه شاگرد دلير ،

گفت : افسوس كه در شهر نداريم امير ،

دومي گفت : كه افسوس برآن جامعه اي ،

كه به اميد امير است ، به ژرفاي دل و جان و ضمير !

 

                                                                    هرمز ممیزی

                                                            بيستم فروردين 1372    

                                                                                

 

 


نقد و نظر () | ۱۳۸٢/۸/٥ - هرمز ممیزی |لينک به نوشته

مجلس شجاع باش،شجاعت فضيلت است

  

 

 

  

اشكالات قانون انتخابات را بر طرف كنيد

 

گسست هاي مكرر تاريخ از يادمان برده كه اين نهاد مردمي يعني مجلس همان جائي است كه در برابر استبداد كبير قد برافراشت و بر قدرت مطلقه سلاطين خط بطلان كشيد ، حد و مرزشان را مشخص كرد. اين همان جائي است كه با لياخوف جنگيد ، در برابر استبداد صغير مردانه ايستاد. اين همان جائي است كه التيماتوم روسها را به هيچ گرفت. اين همان جائي است كه بريتانياي كبير را به زانو در آورد ، نفت را از بشكه اي 75/1 دلار و سهم 16% ايران به 30 دلار امروزين و سهم صددرصدي ايران بدل ساخت. گروه فشار ديگر چه صيغه اي است؟ ريشه در تزوير و دوروئي دارد. اندكي فربه ولي گنديده است.

نطقهاي تاريخي ملك المتكلمين ، دكتر مصدق و مدرس را بخوانيد تا براستي بدانيد بر كدام كرسي تكيه زده ايد. نمايندگان محترم مجلس ششم كه خود نيز دهها شهيد تقديم انقلاب و جنگ تحميلي نموده سكوت ننمايند. انتخابات امسال بسيار فرصت مناسبي است براي اقدام به سوگندي كه در برابر قرآن به خداي بزرگ تعهد نموده ايد ” در حفظ حقوق ملت پايبند بوده و آزادي مردم و تأمين مصالح آنها را مد نظر داشته باشيد. “ حق انتخاب آزاد برجسته ترين فصل حقوق ملت است و نقض آن اصول قانون اساسي را كه محل تلاقي حقوق ملت و نهادهاي قدرت است از حالت سند ميثاق ملي و هرگونه معنا و محتوي تهي مي كند. درانتخابات گذشته اين قدرت آرا مردم بود كه با وجود ابطال بيش از دو ميليون رأي باز شما را بر كرسي مجلس نشانيد. از اين قدرت دفاع كنيد كه نجات همگان بستگي به توان و استحكام اين قدرت دارد. قريب به اتفاق نمايندگان فعلي مجلس نيك مي دانند دوران افول اشراف سالاري مدتهاست فرا رسيده. امروز زمان مديريت نخبگان و شايستگان منتخب مردم بر جوامع بشريست. محروم كردن داوطلبان صالح از انتخاب شدن نه تنها در تضاد و بر خلاف نص صريح قانون اساسي است بلكه اصل نمايندگي را معطل كرده ظلم آشكاريست در حق همه شايستگان كه قصد خدمت صادقانه دارند و تجاوز آشكاريست به حقوق شهروندان و مردمي كه نيازمند وكيل شايسته ، دلسوز و مقاوم مي باشند تا آرمانهاي ملي و تاريخي شان را جامه عمل بپوشد. نمايندگان محترم مجلس ششم در برابر ريشخند تاريخ و داوري حيران آيندگان چه پاسخي دارند وقتي دبير شوراي نگهبان آيت الله جنتي ابراز مي دارد :

” شوراي نگهبان در تصويب اين قانون ( انتخابات ) نقش نداشته اند. نمايندگان مجلس شوراي اسلامي يعني نمايندگان منتخب ملت بدليل حساسيت مسأله اين قانون را تصويب كردند و شوراي نگهبان تنها مجري اين قانون است. كساني كه در اين مورد اعتراض دارند بايد با نمايندگان مجلس شوراي اسلامي در ميان بگذارند تا نمايندگان مردم اگر صلاح ديدند مانند هر قانون ديگري در آن اصلاح به عمل آورند. “ ( همشهري ، 17/12/76 )

با گذشت قريب به صد سال تجربه انتخاباتي در ايران اگر امروز نمايندگان مجلس را مكلف به پرداخت هزينه انتخاباتي كليه داوطلبان نمايندگي و رياست جمهوري مي كرد انتظار نامعقول و ناموجهي نبود ولي صد افسوس كه براي درك معناي لغت ” انتخاب “ هنوز بايد به فرهنگها مراجعه كرد. تاكنون در تعدادي از حوزه هاي انتخاباتي كه بعلت رد صلاحيت گسترده داوطلبان تعداد داوطلبان تأييد شده با تعداد نمايندگان مورد نياز مساوي شده بطوريكه در سال 69 مجلس مجبور شد براي مقابله با اين امر طرح دوفوريتي با عنوان ” طرح تثبيت تعداد كانديداها در انتخابات “ را به تصويب برساند كه البته به روال معمول و هميشگي شوراي نگهبان به مرگ گرفت و مجمع تشخيص مصلحت به تب ملت رضايت داد.

به قانون فعلي انتخابات سه انتقاد اساسي علاوه بر ساير ايرادات مهم وارد شده است :

1- تداخل امور نظارتي با امور اجرائي اين قانون را دچار ابهام نموده هر گاه شوراي نگهبان خود مجري امر مهم انتخابات است مردم بايد بتوانند شكاياتشان را از تخلفات احتمالي شوراي نگهبان به مرجع ديگري غير از اين شورا تسليم نمايند و اميد رسيدگي فوري و عادلانه داشته باشند و اگر چنانچه شوراي نگهبان مطابق نص صريح قانون اساسي فقط ” ناظر “ است ديگر نبايد خود اين شورا مجري يكي از حساس ترين و بحث انگيزترين مراحل انتخابات يعني تشخيص صلاحيت داوطلبان باشد.

2- در جهان امروز اين وظيفه احزاب سياسي است كه نامزدهاي شايسته و اهداف خود را به مردم معرفي نمايند. شوراي نگهبان نه حزب است و نه وظيفه دارد كه اهداف و برنامه هائي براي اداره مطلوب كشور ارائه دهد كه مردم به نامزدهاي معرفي شده از سوي اين شورا اقبال نمايند در حاليكه عملاً شوراي نگهبان وظايف يك حزب آنهم يك حزب فراگير ولي بي برنامه را براي خود قائل شده و به همين دليل مردم در قالب انتخابات به افرادي رأي داده و مي دهند كه احساس نمايند مورد عنايت كمتري از سوي شوراي نگهبان قرار دارند.

3- گزينش سياسي داوطلبان فقط در صلاحيت  مردم است نه هيچ مرجع تشخيص صلاحيت ديگري كه وجود چنين شرطي هر انتخاباتي را از معنا و مفهوم تهي مي كند. وقتي شايستگان و انديشمندان جامعه با اينگونه تمهيدات ناشيانه از صحنه تصميم گيري و قدرت سياسي حذف شدند آنگاه ” فقر-فساد-تبعيض “ جامعه را فرا مي گيرد و مبارزه با معلول بي نتيجه مي ماند. شايستگان و نخبگان را با هيچ حيله و نيرنگي نبايد ميان طبقات فرودست پنهان كرد كه بي هنران خودسر و خودخواه و صد البته چاپلوس و متملق فرصت اشغال مناصب كليدي را پيدا كنند. منتسكيو در كتاب روح القوانين جمهوريت را متكي بر فضيلت و استبداد را برخاسته از- و وابسته به- ترس مي داند. او اضافه مي كند كه ” نظام سياسي مبتني بر ترس ذاتاً فاسد است و تقريباً در آستانة نيستي سياسي قرار دارد. “



1- خبرنامه جبهه ملي ايران ،شماره 79 ، 28 آبان 1379 ص 2


نقد و نظر () | ۱۳۸٢/۸/٤ - هرمز ممیزی |لينک به نوشته

اقتصاد۱

 

تورم ايران حاصل جايگزيني حقوق اقتصادي  بجاي حقوق سياسي است يعني حاكميت ميخواهد با تزريق پول بيشنر و آزادي كمتر جامعه را اداره كند اما چون منابع واقعي توليد ثروت همواره محدود ميباشد چاپ بي رويه اسكناس ارتباط منطقي خود را با ثروت واقعي( اعم از كالا و خدمات) از دست داده و تورم شكل ميگيرد .اينك به اثبات رسيده كه قدرت خريد كارگران وكارمندان فقط با افزايش حقوق و دستمزد تقويت نميشود بلكه بايد جلو تورم را گرفت و تورم چيزي نيست جز چاپ بيرويه اسكناس كه دائمامنجر به كاهش ارزش پول شده و پديده گراني را بدنبال خود مياورد . تورم باعث كاهش توليد ملي و افزايش بيكاري نيز ميباشد زيرا بالا رفتن هزينه ها فقر را در جامعه افزايش داده و فقر باعث پائين آمدن قدرت خريد افراد و در نتيجه كاهش توليد كالا و فرصت هاي شغلي در كشور ميشود . پس حفظ ارزش پول يكي از مهمترين وظايف دولت است .

امروز در كشور ما توازن قدرت ميان كار و سرمايه نيز بنفع سرمايه تغيير نموده و قدرتمندان سياسي اغلب منافع سرمايه را بر مزيت هاي شهروندي رجحان ميدهند به همين جهت نيز سياست باسو ظن نگريسته ميشود و حقوق بيك دروغ تبديل شده.در جوامع ناهمگون نميتوان همه بيعدالتي ها را به اقتصاد نسبت داد بلكه فراوان ميبينيم كه اقتصاد نيز ميتواند بازيچه اي بدست سياست باشد . از سوئي افراد نيز معمولا به ضرر آزادي خويش فعالانه دنبال لذت خويش اند .

وقتي انگيزه هاي قوي وآرماني نظير آزادي ،وطن خواهي، مردم دوستي سركوب ميشود زمامدار يا بايد منابع موجود را مستقيما ميان هواداران توزيع كند يعني وام ارزان ، شغل و يارانه در اختيار آنان بگذارد و يانيروهاي ارزنده و فعال را در محدوديت وتنگنا قرار دهدتا جا برا ي نور چشمي ها باز شود . جيره بندي ارز و چشم بستن بر قاچاق كالا و نظائر آن از ديگر شيوه هاي رايج ايجاد رانت است كه همواره به گسترش فساد در جامعه دامن ميزند .رانت پروري يا به بيان ساده تر «فساد» وجه كاملا شناخته شده اي از حكومتهاي سركوبگر است كه به قيمت منحرف كردن بخش خصوصي از فعاليتهاي سازنده بسوي رانت جوئيهاي فاقد بهره وري تمام ميشود.

من بر ضرورت تعميق ظرفيت صنعتي و کشاورزی مدرن ايران تاكيد دارم و براي دستيابي به اين مهم سه وظيفه اساسي براي دولت قائلم 1-جمع آوري اطلاعات و راهنمائي متقاضيان براي انتخاب صنعت يا کشت منطبق با مزيتهاي نسبي ايران در بازار جهاني2- وظيفه قابلگي دولت براي تولد صنعت يا کشاورزی، چرا كه زايش صنعت با مردم و بخش هاي تعاوني و خصوصي است. 3- وظيفه حمايت گلخانه اي (نظير بيمه ارزان) از سوي دولت براي  حفظ وگسترش صنعت وکشاورزی در شرايط بحراني.

واقعيت اينست که اقتصاد کشور ما يک اقتصاد سرمايه داری است که نياز دارد بند ها از پايش گشوده شود تا بتواند بطور موثر عمل نمايد هم بحران بيکاری را تقليل دهد و هم در جهت انباشت و ايجاد سرمايه های جديدتوانمند باشد.

                                             کارشناس ارشد مديريت – هرمز مميزی

 


نقد و نظر () | ۱۳۸٢/۸/٤ - هرمز ممیزی |لينک به نوشته

حس تحسين

 

 

در نگاهت حس تحسین دیده ام،

آرزو کردم که تکرارش کنی،

راست قامت تر از صنوبر سبز!

گیسوانت سبد انگور را میماند،

       که بر سر نهاده ای،

تا راه رفتنت از طبیعت الهام پذیرد

و دختران روستا را تداعی کند.

پری وار وجادو وش،

از لابلای پرچین میگذری

و قدم را تند میکنی،

که سرخی گونه ات را

پنهان نمائی از نظرم،

آیا نمیدانی که دلدادگی و

ناکامی عشق،

مرز جنون را ترسیم میکند؟

گونه هایت از نگاهم سرخ میشد

با نوک پا از کنارم میگذشتی،

من به دوران جوانی،

نوجوانی باز میگشتم.

من به ایام پر از شرم بلوغم

باز میگشتم،

و وجود خویش را محبوس در

آهنگ صدای دلنشینت گم نمودم.

 

آذر 77 هرمز ممیزی

 


نقد و نظر () | ۱۳۸٢/۸/٤ - هرمز ممیزی |لينک به نوشته