مقالات سياسي و اجتماعي
صفحه نخست   ::   آرشيو  ::   تماس با من   
 
مدرنیته سیاسی چیست ؟

ملت سیاسی مانند دولت مدرن تنها شهروندان برابر را به رسمیت میشناسد ،ملت سیاسی را با قانونهای ویژه مربوط به گروههای قومی،زبانی یا دینی کاری نیست و قوانین فراگیر را بجای آن مینشاند . ملت سیاسی دریافت قومی – فرهنگی از ملت را قاطعانه رد میکند و بر اساس این تعریف ملت مجموعه ای از ایده ها ، منافع ،عواطف ، خاطره ها و امیدها است که در یک محدوده جغرافیائی  خاص متبلور میشود و افرادش دارای گذشته و سرنوشتی مشترک اند .

فرد باوری صحیح و منطقی نیز بر حق خاک بنیاد استوار است و نه بر شعار  خون بنیاد ، یعنی هر کس درمحدوده این خاک به دنیا آمده و در اینجا میزید شهروند ایرانی است  و نه اینکه هر کس در رگهایش خون مسلمان،خون مسیحی،خون یهودی و یا خون هندو جاریست ، شهروند درجه یک تلقی شود . این خطای فاحشی است که در تاریخ معاصر ابتدا از سوی  یهودیان رخ نمود. دولت اسرائیل که با خصلت یهودی یعنی با شالوده قومی و دینی اش تعریف میشود نمیتواند دولتی مدرن و منطقی باشد هر چند در قانون اساسی اش آزادی دینی تضمین شده است اما دین یهود به سبب پیوندهای تنگاتنگش با دولت از جایگاهی برتر و استثنائی بهره مند است و دولت برای خاخام اعظم ، خاخامهای محلی و دادگاههای خاخامی به وضع قانون پرداخته . امور مربوط به ازدواج و طلاق و احوالات شخصی که هم اکنون در اسرائیل بکار بسته میشود بازمانده  دوران حاکمیت عثمانی است و در مورد یهودیان ، مرجع صلاحیت دار دادگاههای خاخامی اند که قوانین تورات را بکار میبندند و در مورد ازدواج  مسلمانان نیز مراجع قضائی اسلامی از چنین صلاحیتی برخوردارند .

 مسلمانان هندوستان نیزبا تاسیس دولت پاکستان و مهاجرت وسیع مسلمانان به سرزمین هائی که  گمان میرفت دیگر نجس نمیباشد و به همین مناسبت پاکستانش نامیدند،همین اشتباه را تکرار نمودند، اما هنوز یک نسل از استقلال پاکستانیها نگذشته بود که پاکستان شرقی یعنی بنگلادش طی  جنگی خونبار از پاکستان غربی جدا شد و پس از آن نیز اصلی ترین پایگاه تروریستهای جهان لقبی مناسب و برازنده بقیه پاکستان شد ،هم اینک شیعه کشی دز پاکستان نیز تبدیل به عادتی زشت و روزمره شده است .

مدرنیته سیاسی مستلزم آنست که دولت تفاوتهای قومی و دینی، زبانی و فرهنگی را ابدا به شمار نیاورد و صرفا با قوانین مدنی بصورت یکسان و در مورد پیروان همه زبانها و فرهنگ ها و  ادیانی که در یک سرزمین زندگی میکنند  عمل نماید.


نقد و نظر () | ۱۳٩۱/٢/۱٦ - هرمز ممیزی |لينک به نوشته

بازار مهمتر از همیشه

بازار مهم تر از همیشه

 

در عصر حاضر ملتی زنده و پاینده میماند که مانند ملت ژاپن آنچنانکه در ماجرای غمناک سونامی دیدیم بر توسن اخلاق و دانش  و قدرت و ثروت سوار باشد میدانیم بعد اقتصادی جهانی شدن بیش از ابعاد دیگر مورد توجه اندیشمندان قرار گرفته و بازار مهمترین و قدرتمندترین جامعه اقتصادی  -  مدنی ایرانست و کلیه شواهد تاریخی صد سال اخیر ایران به ما میگویند که بازار تاثیرگذارترین و مهمترین تشکل اجتماعی در سرنوشت سیاسی و اقتصادی ایرانست . بازار بعنوان یک رکن قدرت طبقه متوسط ایران در جامعه ما همیشه مطرح بوده و در تحولات آینده نیز نقش آفرین خواهد بود.

ایجاد تشکیلات عمده و تاثیر گذار در بازار  ساده تر از سایر بخشهای جامعه میباشد زیرا تکیه گاه اصلی انقلاب مشروطه و نهضت ملی و انقلاب اسلامی حضور بازارو بازاریان بوده و برای بسیاری از ایرانیان بازگشت به بازار به مفهوم بازگشت به خانه خویش است . بازاریان در یک محل جمع هستند و بطور طبیعی یکدیگر را هر روز ملاقات میکنند و علاوه بر مطلع شدن از حال و احوال یکدیگر آخرین اخبار اقتصادی سیاسی و اجتماعی روز را مبادله مینمایند و این فرصتی است که برای سایر اعضا یک گروه و تشکل سیاسی بسادگی میسر نیست زیرا آنهادر شرایط استبدادی به سختی میتوانند حتی پانزده روز یکبار دور هم جمع شوند و به تبادل اخبار و تحلیل اندیشه ها که مقدمه ضروری برای تصمیم سازی سیاسی است دست یابند . نظام اطلاع رسانی و چهره به چهره بازارهمراه حضور جوامع مدنی ریشه دار نظیر امور خیریه نهاد های عام المنفعه صندوقهای قرض الحسنه  تهیه جهیزیه و مشارکت در نهضت مدرسه سازی مجموعا نظام و اقتدار سیاسی و اجتماعی ویژه ای برای بازار فراهم کرده که سایر طبقات از آن محرومند . دانش تجربی در اقتصاد و منابع مالی بازار نیز نباید از نظر دور بیافتد .

اما امروز شاهدیم که جامعه نگاه منفی نسبت به بازار دارد و این نگاه آنچنان گسترده است که حتی بسیاری از بازاریان نسبت به برخی از همکاران خویش که طی 33 سال اخیر در قدرت سیاسی مشارکت داشته اند بد بین شده اند زیرا حضور تمامت خواهانه ” حجتیه""و "" موتلفه:" در حاکمیت و به خصوص در دادگاه های انقلاب که هنوز نه منحل شده اند و نه توانسته اند شکل و ظاهر یک دادگاه واقعی را برای خویش فراهم نمایند و در سایر بخشهای حکومتی نیز با انتقال شیوه های کاسبکارانه به دستگاه حکومتی بتدریج مجموعه دولت را از یک ارگان خدمتگذار تبدیل به یک بنگاه معاملاتی رقیب بازارنمودند تا آنجا که اغلب سازمانهای دولتی کاسبکارانه در پی آن هستند که بودجه ای دریافت کرده و با آن معاملاتی انجام دهند و به قول خودشان خودکفا شوند . حال آنکه هر نیروی اجتماعی کار کرد و وظیفه خاصی دارد و نباید شیوه های خاص خود را به سایر تشکیلات که اهدافی متفاوت دارند تحمیل نمایند . در سالهای اخیر بارها شاهد بودیم که حتی در برخی امور خیریه و عام المنفعه نظیر صندوقهای قرض الحسنه نیز کار کرد اصلی خود را کنار گذاشته و تبدیل به وسیله سودجویی شدند تا آنجا که بانک مرکزی را بارها مجبور به مداخله و تذکر و حتی کوشش برای تعطیل برخی صندوقها نموده . در زمینه امور سیاسی نیز "حجتیه" و " موتلفه" نمیتوانند خود را از ننگ مشارکت در ماجرای قتل های زنجیره ای و کهریزک مادام که حقیقت مطلب روشن نشده برهانند . مجموع عوامل فوق در بازار امروز خلاء سیاسی ایجاد کرده اما خلا سیاسی را جز با حضور سیاسی نمیتوان پر کرد .

بازار امروز برای تسهیل روابط خود با جامعه که بر اثر تند رویهای دو جمعیت مذکور بشدت آسیب دیده نیازمند تعامل با نهادی خوش نام است تا بتواند مشروعیت اعمال خود را دوباره بدست آورد . این مشروعیت در طول تاریخ از طریق نهاد روحانیت و سپس همکاری با جبهه ملی ایران برای ملی شدن صنعت نفت بدست آمد ولی امروزه بخش بزرگی از نهاد روحانیت خود با بحران مشروعیت روبرو شده است . بنابر این ضروریست ارتباط دو جانبه ای که به سود آینده بازار ایران و نیروهای ملی باشد برقرار نمود . هر نیروی اجتماعی براساس ضرورتهایی شکل میگیرد و بر اساس همان ضرورتها دوام پیدا میکند . امروز پروسه جهانی شدن با لکوموتیو تجارت جهانی به حرکت در آمده و دولتها میکوشند با روی آوردن به خصوصی سازی خود را از تحمل بار سنگین " تصدیگری" خلاص کنند و فقط به مدیریت کلان سیاسی روی آورند و قطعا بازار نقش فزاینده ای در عرصه زندگی مردم ایفا خواهد کرد . رقابت ناسالم اقتصادی بخشهائی از دولت به ویژه سپاه با بازار و تحریم شرکتهای مذکور از سوی شورای امنیت سازمان ملل متحد فرصتی بی همتا برای بازار ایران فراهم آورده تا با تشخیص و انتخاب کالاهای وارداتی که همچون کالاهای ارزان ولی بی کیفیت چینی مضر به حال صنعت و کشاورزی کشور نباشد و ارسال پایاپای محصولات غیر نفتی کشور رونق اقتصادی را به وطن باز گردانند .

 

                                             هرمز ممیزی


نقد و نظر () | ۱۳٩۱/٢/٩ - هرمز ممیزی |لينک به نوشته

گام اول

پیروزی عقل مبارکباد

 

به گزارش ایسنا ، با عنایت به اینکه اکنون اجرای مجازات سنگسار از سوی دشمنان اسلام و قرآن دستاویزی برای وهن احکام شرعی قرار گرفته ،لذا نظر شش تن از مراجع تقلید مورد پرسش قرار گرفته که رای اکثریت بر توقف اجرای این مجازات وحشیانه و برگرفته از دوران جاهلیت قوم عرب است.به امید روزی که اصل مجازات اعدام با توجه به اقتضاء زمان و مکان در میهن عزیزمان حذف شود .


نقد و نظر () | ۱۳٩۱/۱/٢٤ - هرمز ممیزی |لينک به نوشته

متن دو نامه تاریخی اعرابی و خاتمی

نامه مادر سهراب اعرابی به سیدمحمد خاتمی و پاسخ وی

چکیده :من نیز مانند اکثر ایرانیان صلح دوست، همیشه به مفهوم صلح فکر می کنم و امیدوارم با فرمایشات شما از طریق راه های اصلاح طلبانه همگی به آشتی ملی فکر کنیم و برای رسیدن به همدلی و تفاهم، همه سطح تحمل مخالف خود را بالا ببریم و به همان اصل زنده باد مخالف من بیشتر توجه کنیم و اگر حاکمان و قضات نیز عدالت را برقرار نمایند مطمئنا بین مردم و حاکمیت همدلی بوجود خواهد آمد و این تفاهم باعث دفاع دلسوزانه از منافع ملی کشور خواهد شد و از هرگونه تحریم و جنگ جلوگیری خواهد کرد و برای رسیدن به اهداف خود این شروط را لازم می دانم پیگیری نماییم ...


سبز بودن چیست؟ آیا سبز بودن تنها اعتراض به یک انتخابات و نتایج دروغ اعلام شده است؟ آیا تنها دموکراسی خواهی، عدالت جویی و پیشرفت طلبی است یا علاوه بر همه اینها که بخودی خود بسیار مهم و مطالبات تاریخی این ملتند، سبز بودن یک مشی، یک مرام و خلاصه، یک “مکتب” است؟ چند روزی از آخرین خبری که از میرحسین موسوی رسید نگذشته که در آن توصیه به صبر و گذشت کرد و البته که این پیام در کنار همه پیام های پیشین وی معنا می یابد، از جمله توصیه به پایداری و مقاومت و امید به آینده.

۱۲ اسفندی که گذشت اتفاقی روی داد که بسیاری را شوکه کرد، “خاتمی رای داد”. کمتر کسی این خبر را انتظار می کشید و بسیاری بر آن خرده گرفتند، اما در میان همه بحث های موافق و مخالف در گرفته پیرامون این خبر و فارغ از همه تحلیل هایی که این رای را به نقد سیاسی کشید و بسیاری از آنها نکات در خوری داشتند، یک نکته هویدا بود، اینکه معدل جنبش سبز، روادار، صلح جو،  با گذشت و معتقد به طولانی بودن مسیر دستیابی به اهداف والای خود و مهیای ایستادگی بر این راه تا در آغوش کشیدن  آزادی و عدالت است.

سه چهار روز بعد از آن اتفاق، برخی از خانواده های زندانیان سیاسی و ایثارگران جنبش سبز به دیدار سید محمد خاتمی رفتند و مسایل عمدتا انتقادی خود را با وی در میان گذاشتند.

به گزارش کلمه، پروین فهیمی (اعرابی)، مادر شهید سهراب اعرابی نیز در این جمع بود. مادری که بزرگی و منش والایش از ستاره های تابناک آسمان پرستاره سبزها در حدود سه سال اخیر بوده است.

وی در این دیدار نامه ای را به خاتمی ارائه کرد. نامه ای که سندی ماندگار از شرافت، رواداری، انصاف، صبر و گذشت همراهان این جنبش عمیق اجتماعی است. صفاتی که بیش از آنکه به سرعت پیگیری مطالبات این جنبش یاری کند، به آن عمق بخشیده و بی تردید آن را نسبت به همه تحولات معاصرش در منطقه و جهان، از این جهت برجسته ساخته است.

در پاسخ به این نامه، دیگر همراه جنبش سبز، سید محمد خاتمی نیز پاسخی به وی در ۲۸ اسفند تهیه و برای وی ارسال کرد.

متن  این دو نامه  که در اختیار کلمه قرار گرفته است در پی می آیند:

حضور محترم جناب آقای خاتمی عزیز

با عرض سلام و ادب

این سومین بار است که شما را از نزدیک ملاقات می نمایم. حس عجیبی دارم، نه برای اینکه شما را به عنوان قهرمان بپرستم چون خودتان از قهرمان پروری بیزارید، فقط به این علت که آنقدر بزرگوارید که آبروی خود را هزینه آرمان های ما مردم میکنید، برعکس کسانی که نه آبرو دارند و نه حیثیت، نه اسلام را می شناسند و نه انسانیت.

آقای خاتمی عزیز، روزی که شنیدم شما رای دادید اول شوک شدم ولی بعد از چند ساعت احساس کردم خیلی بزرگوارید و دست آنها را خیلی خوب خواندید و برای رسیدن به آرمان های بزرگ، همیشه همراه مردم خواهید بود، همچنانکه در هشت سال ریاست جمهوری تان آبروی مردم را در جهان حفظ کردید.

من یک مادرم و فرزندم را بخاطر خواسته های انسانی اش از دست دادم اما همیشه فکر می کنم چقدر خوب است همه انسان ها به خاطر دیگران از حق و آبروی خود بگذرند، بخاطر منافع ملی کشورمان، بخاطر زندانیان سیاسی در بندمان که مانند گروگان ها مورد معامله قرار می گیرند، بخاطر باقی فرزندان این مرز و بوم که همگیشان از پاک ترین و صبورترین جوانان دنیا می باشند، فرزندانی که سخت ترین روزها را گذراندند و فشارهای فراوانی را تحمل کردند و هیچگاه دست به خشونت نزدند در حالیکه شما قبول دارید این جوانان چه مشکلاتی را به جان خریدند و هنوز دارند تحمل می کنند. از کشته شدن فرزندانمان و زندانی شدن ها و توهین ها و آزارها، اما باز هم دم بر نیاوردیم و با صبوری و متانت ولی از طریق راه های مدنی جواب شایسته ای به آنها نشان دادند و خواستار آن شدند تا فضای ملتهب کشور تبدیل به فضایی دموکراتیک و قانونی شود و از راه صلح و گفت و گو به خواسته های خود پافشاری نمایند.

من نیز مانند اکثر ایرانیان صلح دوست، همیشه به مفهوم صلح فکر می کنم و امیدوارم با فرمایشات شما از طریق راه های اصلاح طلبانه همگی به آشتی ملی فکر کنیم و برای رسیدن به همدلی و تفاهم، همه سطح تحمل مخالف خود را بالا ببریم و به همان اصل زنده باد مخالف من بیشتر توجه کنیم و اگر حاکمان و قضات نیز عدالت را برقرار نمایند مطمئنا بین مردم و حاکمیت همدلی بوجود خواهد آمد و این تفاهم باعث دفاع دلسوزانه از منافع ملی کشور خواهد شد و از هرگونه تحریم و جنگ جلوگیری خواهد کرد و برای رسیدن به اهداف خود این شروط را لازم می دانم پیگیری نماییم:

۱- آزادی زندانیان سیاسی و آزادی خانم رهنورد و آقایان موسوی و کروبی

۲- دلجویی و حمایت از خانواده های کشته شدگان و آسیب دیدگان

۳- آزادی و رعایت حقوق شهروندی و انتخابات آزاد و آزادی احزاب و اقلیت ها و مذاهب و نهادهای مدنی و آزادی اجتماعات و روزنامه ها

به امید ایرانی آزاد و آباد و برای فرزندان آینده مان

دوستدار همیشگی شما

آمنه خاتون فهیمی

مادر سهراب اعرابی

*****

بسم الله الرحمن الرحیم

بانوی سرفراز و بزرگوار، خانم آمنه خاتون فهیمی (اعرابی)

با سلام و سپاس از اظهار بزرگی و محبتتان

این سومین بهاری است که بی حضور سهراب اعرابی عزیزتان که سهراب همه ما و همه کسانی است که زندگی باعزت را پاس می دارند، فرا می رسد. و چه شورانگیز است آهنگ قلب مهربان و موج خیزی دل دریاییتان که سهراب را سیاوشی می داند که از آتش می گذرد تا جان همه آنان که به ایران می اندیشند و جمهوری اسلامی را با معنویت و رادی و مردمی می خواهند گرم و امیدوار کند.

اینک مادر سهراب که مادر زیبایی و انصاف و خردگرائی است در آستانه سال نو، بجای مویه بر عزیزش که بی گمان او را از جان بیشتر دوست می داشت، چکامه صلح و آشتی و پرهیز از خشونت و کین توزی را می سراید، سرودی که جان هر انسان حقیقت بین و خداجو و آزادی طلب را می نوازد.

در نامه تان آمده است:

“ من نیز مانند اکثر ایرانیان صلح دوست، همیشه به مفهوم صلح فکر می کنم و امیدوارم با فرمایشات شما از طریق راه های اصلاح طلبانه همگی به آشتی ملی فکر کنیم و برای رسیدن به همدلی و تفاهم، همه سطح تحمل مخالف خود را بالا ببریم و به همان اصل زنده باد مخالف من بیشتر توجه کنیم و اگر حاکمان و قضات نیز عدالت را برقرار نمایند مطمئنا بین مردم و حاکمیت همدلی بوجود خواهد آمد و این تفاهم باعث دفاع دلسوزانه از منافع ملی کشور خواهد شد و از هرگونه تحریم و جنگ جلوگیری خواهد کرد”

و آنگاه برای رسیدن به این هدف والا، تحقق اموری را خواستار شده اید:

۱- آزادی ایرانیان سیاسی و آزادی خانم رهنورد و آقایان موسوی و کروبی

۲- دلجویی و حمایت از خانواده های کشته شدگان و آسیب دیدگان

۳- آزادی و رعایت حقوق شهروندی و انتخابات آزاد و آزادی احزاب و اقلیت ها و مذاهب و نهادهای مدنی و آزادی اجتماعات و روزنامه ها

و پیشتر هم گفته بودید که “اگر این امور تحقق یابد از خون فرزندم می گذرم”.

و این همه، چیزی بیشتر از آنچه در قانون اساسی ما آمده است نیست و می توان در یک کلام خلاصه کرد: “بازگشت همگان به قانون اساسی و رعایت روح آن” که خواست اساسی همه کسانی است که به جایگاه اصلی و در خور جمهوری اسلامی می اندیشند و راه مدنی اصلاح را می پیمایند. و حقا که همین است راه سربلندی کشور و رفع تهدیدها و خطرات درونی و بیرونی از کشور و مردم.

آنچه گفته اید هیچ نسبتی با عافیت طلبی و خویش اندیشی ندارد بلکه حکایت از گذشت ، سعه صدر و خیرخواهی می کند. از خداوند منان می خواهم که طنین پر امید ندا و پیامتان در جان همه ما اعم از حکومت کنندگان و حکومت شوندگان و خیرخواهان اثر کند، تا شاهد وضعی باشیم که در آن نفرت و خشونت (که از هر سو که باشد بدون فرجام است) به با هم زیستن و با هم بودن برای خدمت و رعایت حق و حرمت مردم و اخلاق و عدالت مبدل گردد.

این بنده کوچک خداوند نیز که خود را قطره ای از دریای موج خیز ایمان و همت این ملت و ذره ای ناچیز در پرتو آفتاب خداجوئی، آزادگی، استقلال خواهی و پیشرفت طلبی مردم می داند، همچون شما خواستار از میان برخاستن سوءتفاهم ها و بداندیشی ها و بدکنشی ها و گشودن روزنه ای بازتر به فضائی است، بهتر از آنچه هست، و از پیمودن هر راهی که ما را به توافق جمعی پیرامون ارزش های والای انقلاب که رعایت حرمت و حقوق یکایک فرزندان این مرز و بوم و تلاش برای رفع تهدیدها از والاترین آن ارزش هاست، دریغ نخواهد کرد.

امیدوارم شاهد تحقق هر آنچه مصلحت ملک و ملت است باشیم و همگی راهی را بپیماییم که سربلندی کشور و عزت ملت در آن است و نظام و مردم و حاکمیت، یکسان از آن بهره نیکو خواهند گرفت.

یاد شهیدان والامقام و همه عزیزانی را که سختی ها و مشکلات و محدودیت ها را در گذشته و حال تحمل کرده و می کنند گرامی می داریم و دست نیاز به درگاه بی نیاز زیبا، آفریدگار بزرگ که دگرگون کننده دلها و دیده ها و پیاپی آورنده روزان و شبان است دراز می کنیم و از او می خواهیم که حال و روزمان را به بهترین حال و روز دگرگون گرداند؛ انشالله.

با احترام

سید محمد خاتمی


نقد و نظر () | ۱۳٩۱/۱/۳ - هرمز ممیزی |لينک به نوشته

نقل از سایت بازتاب

"ترکمنچای ارزی" افشا شد
سایت اصولگرای بازتاب با افشای باج ۲۵ میلیارد دلاری جمهوری اسلامی به
چین، این قرارداد را ترکمنچای ارزی نامیده است.

با این حال ساعتی پس از افشای این قرارداد، "بازتاب" در ایران فیلتر شد.

به گزارش این سایت سرانجام بعد از گذشت سه سال، جزئیات یکی از زیان بار
ترین قراردادهای اقتصادی بعد از انقلاب با کشور چین برملا شد.سه سال قبل
مطابق با یک قرار داد عجیب، دولت ایران درآمد حاصل از فروش نفت را نزد
دولت چین در اختیار این کشور می گذارد تا به عنوان پشتوانه ال سی های
خرید کالای چینی برای ایران استفاده گردد.

بنابر این قرارداد، دولت چین علاوه بر آن که پول خرید نفت ایران را نزد
خود نگه می دارد ، مدیریت این پول را نیز به عهده دارد و خود این پول را
به ارزهای مختلف می تواند تبدیل کند.

براساس گزارش این سایت  دولت چین ، هیچ گونه تعهدی نسبت به نتیجه اقدام
خود ندارد و اگر به خاطر اشتباه سهوی یا عمدی دولت چین بخشی از سود یا
اصل پول ایران با نوسانات نرخهای ارز از بین برود، مسئولیت آن بر عهده
ایران است.

این سایت درادامه مطلب خود نوشته است:اما ترکمانچای بودن این قرارداد به
اینجا ختم نشده و سایر مفاد قرارداد عجیب تر است؛ از جمله اینکه دولت چین
برای افتتاح ال سی یا فروش نسیه کالا به ایران، در حالی که پول نقد ایران
به عنوان پشتوانه در اختیار آن است، اقدام به دریافت بیمه از ایران می
کند که امری عجیب و کم سابقه در بانکداری جهان است.
این موضوع به این معناست که فروشنده در حالی که مبلغی بسیار بیشتر از پول
کالا به صورت نقد در اختیار دارد، اقدام به کشیدن درصد قابل توجهی بر روی
مبلغ کالا به عنوان حق بیمه یا هزینه ریسک کرده که این مبلغ در سالهای
قبل ۴ درصد بوده و احتمالا در شرایط فعلی به دو برابر این رقم افزایش
یافته است که در مقیاس کلی میلیاردها دلار می شود.

محور سوم این قرارداد ، عدم استفاده کامل ایران از انبوه سرمایه کشور است
که نزد چین سرمایه گذاری شده است و گفته می شود این رقم در حال حاضر از
مرز ۲۵ میلیارد دلار گذشته است.
به بیان دیگر، ۲۵ میلیارد دلار از سرمایه کشور طبق این قرارداد در اختیار
دولت چین است، اما به جای پرداخت سود به ایران، از ایران مبالغ سنگینی به
عنوان بیمه و ریسک دریافت می شود.

سایت بازتاب درپایان خاطرنشان کرده است:برای مشخص شدن ابعاد زیان کشور از
محل این قرارداد، تنها به ذکر این نکته بسنده می کنیم که اگر این مبلغ
هنگفت به جای سپرده گذاری نزد برادران چینی به خرید طلا اختصاص یافته
بود، طی این مدت ارزش آن چندین برابر شده بود و علاوه بر آنکه اصل ۲۵
میلیارد دلار موجود بود، حدود ۵۰ میلیارد دلار دیگر که یارانه دو سال
مردم است، سود عاید ایران شده بود


نقد و نظر () | ۱۳٩٠/۱٢/٢٦ - هرمز ممیزی |لينک به نوشته

گفتگو

Dialogue  /   گفتگو / بحث / مذاکره /

 

DIALOGUE AMONG CIVILIZATIONS / گفتگوی تمدنها

 

گفتگو یعنی درک سخن دیگری بجای حمله و تهاجم به او

 

لازمه گفتگو پذیرش دیگری است و تا زمانیکه شناخت

 

درست از دیگری نداشته باشیم روابط نا سالم و خطرناک

 

جای گفتگو را میگیرد اما باید بپذیریم که تمامی حقیقت

 

نزد ما نیست زیرا هر کس از نگاه خویش به دنیا مینگرد.

 

خشونت طلب میکوشد تا هر مخالفی را با زور از صحنه

 

خارج کند و حاصل کار چیزی جز بروز پدیده نفرت انگیز و

 

هراس آور ترور از یکسو و جنگ و ویرانی و اشغال و تحمیل

 

از سوی دیگر نخواهد بود .

 

" چون جنگها در اندیشه آغاز میشوند، سنگرهای دفاع از

 

صلح را در اندیشه ها باید ساخت ."

 

                                   خاتمی – اجلاس یونسکو


نقد و نظر () | ۱۳٩٠/۱۱/۱۸ - هرمز ممیزی |لينک به نوشته

پند تاریخ

 

جنگ هشتساله ایران و عراق پس از تسخیر سفارت آمریکا اینگونه و با این شعارها آغاز شد :

"آمریکا هیچ غلطی نمیتواند بکند.امروز آمریکا شیطان بزرگ است . ملتی که بیست ملیون جوان دارد باید بیست ملیون ارتشی داشته باشد .امروز در ایران، انقلابی در کار است ،انقلابی بزرگتر از انقلاب اول. اگر ما را محاصره هم بکنند روزه میگیریم .آمریکا از دست ما عصبانی باش و از این عصبانیت بمیر .هر چه فریاد دارید بر سر آمریکا بکشید . ما انقلاب خود را به همه جهان صادر میکنیم ."

 

اگر تندرویهای ما در مساله تسخیر سفارت آمریکا اتفاق نمی افتاد رژیم صدام هرگز فرصت تحمیل یک جنگ طولانی و پر مخاطره را پیدا نمیکرد .


نقد و نظر () | ۱۳٩٠/۱۱/۱۸ - هرمز ممیزی |لينک به نوشته